@AdabSar
🔅پیام شما
🔹تاریخ چیست؟
«تاريخ» در سادهترين ویمَند(تعریف)، سرگذشتِ مردمِ خردمندِ خردورزِ ابزارسازِ همبودگاهزی، بر روی این زمین فراخ است. و «دانش تاريخ» در سادهترين ویمَندش خوانش اين سرگذشتِ دور و درازاست.
شنيدن واژهی «تاريخ» چنين پنداری پدید میآورد کە تاريخ گزارهای است از انباشتهای از رخدادهای گذشته کە زمان بر آن سپری شده است و اکنون ديگر نیست. با اين ویمند، تاريخ هخامنشی رخدادهایی است کە در زمانی از نيمههای سدهی ششم تا پایانِ سدهی چهارم پيش از مسیح، در بخشی از این زمین فراخ روی داده و سپس در يک زمانی فرجام یافته است.
ولی برای چنين اندریافتی از تاريخ، اکنون ديگر کسی از تاریخدانان ارزشی دارا نیست; ازيرا تاريخْ پویش و دگرشی پیوسته و بیپایان و کوششی گیتایی(مادی) و مینویی(معنوی) مردمان بر روی زمین گسترده است؛ و چونکە پویش و دگرش همواره گذران است، پس خوانشِ تاريخ، خواندن اين پویش و دگرش دنبالهدار و پيوسته است کە ديروزها گردش داشته است، امروز گردش دارد و فرداها گردش خواهد داشت.
ما با خوانش تاريخ میخواهيم بدانيم کە مردمان خردمند ابزارساز همبودگاهزی، گذرگاه خويش را از روزگاران دور تا امروز چگونه سپری کرده، چە فرود و فرازهایی و چه کاميابیها و ناکامیهایی در اين راه داشته، دستآوردهايش در اين گذرگاه چە بوده، چگونه از اين دستآوردها پشتیبانی و نگهداری کرده است، و ما چگونه میتوانيم با بهرهمندی از کارآزمودگیهایی کە پدران و نياگانمان برايمان برجا نهادهاند ، زندگیِ شايستهی خوشنودی را برای خودمان بسازيم.
بە گزارهای ديگر، ما تاريخ را میخوانیم تا بدانيم کە کوششمان را از کجا آغاز کردهايم، چە راهی را پيمودهايم، و اکنون در چە جایگاهی هستیم و چگونه بايد بە راهِ خودمان ادامه دهيم.
ما بە هنگام خوانش تاريخ، در کوشش آن استيم کە راه پویش ادامهدار در چندين هزارسالهی خودمان را بازبينی و بازخوانی کنيم؛ و میخواهيم بدانيم کە در اين گذرگاه چە دستآوردهایی داشته ايم، چە ناراستی و نادرستیهایی کردهايم، چە کارآزماییهایی اندوختهايم، و چگونه میتوانيم از اين کارآزماییها برای ساختن اکنون و آيندهمان بهرهمند شویم ؟
ما بە هنگامِ خوانش تاريخ، با فراموشی در ستيز استيم، و میخواهيم راهی کە در گذشته پيمودهايم را بازبينی کنيم، برای آنکە بدانيم اکنون در کجا استيم و رخ به چە سویی داريم و راه آيندهمان در چە راستایی است. میخواهيم کە آنچە بر ما رفته است را همواره در پيش ديدگان خويش داشته باشيم و بکوشيم کە تا آنجا کە شایومند است رخدادهای پیوسته به گذشتهمان را در ویر خويش نگاه داريم و از آنچە بر ما رفته است آموزه بگيريم و برای بهترسازی زندگی همبودگاهیِ اکنون و آيندهی خويش از آن بهرهمند شویم.
کسانی کە رخدادهای تاريخ را بە درستی خوانش نمیکنند و نمیخواهند از راهی کە در گذشته اِسپُرده شده است آگاهی يابند؛ و بە گزارهی ديگر، نمیخواهند کە از گوالِش و دگردیسی همبودگاه مردمی و چگونگی اين گوالش(رشد) و دگرسانی و پيشرفت آگاه باشند و از گمراهی،های انجامگرفته پند گیرند، واداشته میشوند کە گمراهیهای گذشته را بازکرد(تکرار) کنند، يا از آنها پيروی کنند کە وابسته بە يک دوره از گوالش و دگرش همبودگاه بوده است و برای زندگی کنونی کارآيی ندارد( شیوهی زندگانیای که اکنون درگیر و دار آن استیم و میخواهند همانند زندگی هزارسال پیش در بیابانهای خشک و بی آب و گیاه عربستان باشد).
چنين مردمی اگر گزیرشگران(تصمیمگیران) همبودگاه(جامعه) باشند، شوند ايستايی يا واپَسرویِ همبودگاه میشوند، و همبودگاه را با بدبختی تاوانناپذير روبهرو میسازند.
هرکه ناموخت از گذشت روزگار
هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار
نویسنده #امیرحسین_خنجی
فرستنده، ویراستار و برگرداننده به پارسی نوین #کیخسرو_پشوتن
🚩پینوشتِ ویراستار:
واژهی تاریخ برگرفته شده از واژهی پهلوی "ماه روچ" است. این واژه چون به تازی برگردان شد، از آن واژگان مورخ و تاریخ ساخته شد.
@AdabSar
🔅پیام شما
🔹تاریخ چیست؟
«تاريخ» در سادهترين ویمَند(تعریف)، سرگذشتِ مردمِ خردمندِ خردورزِ ابزارسازِ همبودگاهزی، بر روی این زمین فراخ است. و «دانش تاريخ» در سادهترين ویمَندش خوانش اين سرگذشتِ دور و درازاست.
شنيدن واژهی «تاريخ» چنين پنداری پدید میآورد کە تاريخ گزارهای است از انباشتهای از رخدادهای گذشته کە زمان بر آن سپری شده است و اکنون ديگر نیست. با اين ویمند، تاريخ هخامنشی رخدادهایی است کە در زمانی از نيمههای سدهی ششم تا پایانِ سدهی چهارم پيش از مسیح، در بخشی از این زمین فراخ روی داده و سپس در يک زمانی فرجام یافته است.
ولی برای چنين اندریافتی از تاريخ، اکنون ديگر کسی از تاریخدانان ارزشی دارا نیست; ازيرا تاريخْ پویش و دگرشی پیوسته و بیپایان و کوششی گیتایی(مادی) و مینویی(معنوی) مردمان بر روی زمین گسترده است؛ و چونکە پویش و دگرش همواره گذران است، پس خوانشِ تاريخ، خواندن اين پویش و دگرش دنبالهدار و پيوسته است کە ديروزها گردش داشته است، امروز گردش دارد و فرداها گردش خواهد داشت.
ما با خوانش تاريخ میخواهيم بدانيم کە مردمان خردمند ابزارساز همبودگاهزی، گذرگاه خويش را از روزگاران دور تا امروز چگونه سپری کرده، چە فرود و فرازهایی و چه کاميابیها و ناکامیهایی در اين راه داشته، دستآوردهايش در اين گذرگاه چە بوده، چگونه از اين دستآوردها پشتیبانی و نگهداری کرده است، و ما چگونه میتوانيم با بهرهمندی از کارآزمودگیهایی کە پدران و نياگانمان برايمان برجا نهادهاند ، زندگیِ شايستهی خوشنودی را برای خودمان بسازيم.
بە گزارهای ديگر، ما تاريخ را میخوانیم تا بدانيم کە کوششمان را از کجا آغاز کردهايم، چە راهی را پيمودهايم، و اکنون در چە جایگاهی هستیم و چگونه بايد بە راهِ خودمان ادامه دهيم.
ما بە هنگام خوانش تاريخ، در کوشش آن استيم کە راه پویش ادامهدار در چندين هزارسالهی خودمان را بازبينی و بازخوانی کنيم؛ و میخواهيم بدانيم کە در اين گذرگاه چە دستآوردهایی داشته ايم، چە ناراستی و نادرستیهایی کردهايم، چە کارآزماییهایی اندوختهايم، و چگونه میتوانيم از اين کارآزماییها برای ساختن اکنون و آيندهمان بهرهمند شویم ؟
ما بە هنگامِ خوانش تاريخ، با فراموشی در ستيز استيم، و میخواهيم راهی کە در گذشته پيمودهايم را بازبينی کنيم، برای آنکە بدانيم اکنون در کجا استيم و رخ به چە سویی داريم و راه آيندهمان در چە راستایی است. میخواهيم کە آنچە بر ما رفته است را همواره در پيش ديدگان خويش داشته باشيم و بکوشيم کە تا آنجا کە شایومند است رخدادهای پیوسته به گذشتهمان را در ویر خويش نگاه داريم و از آنچە بر ما رفته است آموزه بگيريم و برای بهترسازی زندگی همبودگاهیِ اکنون و آيندهی خويش از آن بهرهمند شویم.
کسانی کە رخدادهای تاريخ را بە درستی خوانش نمیکنند و نمیخواهند از راهی کە در گذشته اِسپُرده شده است آگاهی يابند؛ و بە گزارهی ديگر، نمیخواهند کە از گوالِش و دگردیسی همبودگاه مردمی و چگونگی اين گوالش(رشد) و دگرسانی و پيشرفت آگاه باشند و از گمراهی،های انجامگرفته پند گیرند، واداشته میشوند کە گمراهیهای گذشته را بازکرد(تکرار) کنند، يا از آنها پيروی کنند کە وابسته بە يک دوره از گوالش و دگرش همبودگاه بوده است و برای زندگی کنونی کارآيی ندارد( شیوهی زندگانیای که اکنون درگیر و دار آن استیم و میخواهند همانند زندگی هزارسال پیش در بیابانهای خشک و بی آب و گیاه عربستان باشد).
چنين مردمی اگر گزیرشگران(تصمیمگیران) همبودگاه(جامعه) باشند، شوند ايستايی يا واپَسرویِ همبودگاه میشوند، و همبودگاه را با بدبختی تاوانناپذير روبهرو میسازند.
هرکه ناموخت از گذشت روزگار
هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار
نویسنده #امیرحسین_خنجی
فرستنده، ویراستار و برگرداننده به پارسی نوین #کیخسرو_پشوتن
🚩پینوشتِ ویراستار:
واژهی تاریخ برگرفته شده از واژهی پهلوی "ماه روچ" است. این واژه چون به تازی برگردان شد، از آن واژگان مورخ و تاریخ ساخته شد.
@AdabSar