🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
اندیشه را زبان گواراست پارسی
هر واژه یک نگینهی گویاست پارسی
از هر دهن ز بسکه دل انگیز میچمد
گویی سـروش بردن دلهاست پارسی
شبها نیوشه، کودک گهوارهی مرا
شـــیرینی ترانهی فرداست پارسی
برخاست از «دهار» و فرا رفت هر کنار
بس پهنه را هنـــرکده آراســـت پارسی
آوازهســــاز بلخ و سَــمَرکند و دامغان
شیراز و غزنه، توس و هریوا ست پارسی
فردوســی و سنایی و خیام و مولوی
حافظ فروغ و رابعهی ماست پارسی
از رودکی و حنظله تا روزگار من
آمو ترین سرودهی دریاست پارسی
پیشــــینهی تو را ز چه آغاز سر نهم؟
زیرا هزارههاست که برپاست پارسی
نازم به یادگار نیاکانـــیام، نگــــر
پیداست هر چکامه که زیباست پارسی
برگیزهی شناســـــهی من، وخش چامهام
ای خوش که سرزمین مرا خاست پارسی
پرپر کنــــم درود، « بهارِ سعید » را
در پیش پا اگر که پذیراست پارسی
#بهار_سعید
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
اندیشه را زبان گواراست پارسی
هر واژه یک نگینهی گویاست پارسی
از هر دهن ز بسکه دل انگیز میچمد
گویی سـروش بردن دلهاست پارسی
شبها نیوشه، کودک گهوارهی مرا
شـــیرینی ترانهی فرداست پارسی
برخاست از «دهار» و فرا رفت هر کنار
بس پهنه را هنـــرکده آراســـت پارسی
آوازهســــاز بلخ و سَــمَرکند و دامغان
شیراز و غزنه، توس و هریوا ست پارسی
فردوســی و سنایی و خیام و مولوی
حافظ فروغ و رابعهی ماست پارسی
از رودکی و حنظله تا روزگار من
آمو ترین سرودهی دریاست پارسی
پیشــــینهی تو را ز چه آغاز سر نهم؟
زیرا هزارههاست که برپاست پارسی
نازم به یادگار نیاکانـــیام، نگــــر
پیداست هر چکامه که زیباست پارسی
برگیزهی شناســـــهی من، وخش چامهام
ای خوش که سرزمین مرا خاست پارسی
پرپر کنــــم درود، « بهارِ سعید » را
در پیش پا اگر که پذیراست پارسی
#بهار_سعید
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
آمدم در غزلی در بر تو، خواب بُدی
دست پر ناز بغلگستر تو، خواب بُدی
دوسهتا زمزمهی عشق ز باغ دل خویش
چیده بودم که کنم پرپر تو، خواب بُدی
گفته بودی که شـباهنگِ گذارم باشی
بـِرِسیدم که کنم باور تو، خواب بُدی
نگهتِ شـــب ز گذرگاه بهــــار نارنج
میوزیدم به سر و پیکر تو، خواب بُدی
باش فردا که ببینی که کســــی دزدانه
بوسه پاشیده سر بستر تو، خواب بُدی
#بهار_سعید
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
آمدم در غزلی در بر تو، خواب بُدی
دست پر ناز بغلگستر تو، خواب بُدی
دوسهتا زمزمهی عشق ز باغ دل خویش
چیده بودم که کنم پرپر تو، خواب بُدی
گفته بودی که شـباهنگِ گذارم باشی
بـِرِسیدم که کنم باور تو، خواب بُدی
نگهتِ شـــب ز گذرگاه بهــــار نارنج
میوزیدم به سر و پیکر تو، خواب بُدی
باش فردا که ببینی که کســــی دزدانه
بوسه پاشیده سر بستر تو، خواب بُدی
#بهار_سعید
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
هممیهنم
هممیهنم! ز چیست که همتا نمیشویم؟
همباغ و همبهــــار و همآوا نمیشویم؟
از هر گُرُه، تبار و زبانی به یک چمن
گلهای گونهگونهی زیبا نمیشـویم؟
میهن فراخ و گلشن گســــترده دامنش
ازچشم تنگ ماست، اگر جا نمیشویم
روزی که دست خود بگذاری به دست من
در گوشــــههای تفرقه تنها نمیشــــویم
این پهنه مادر همهی ماست، از چه رو
همدامنان مهـــــر و مدارا نمی،شویم؟
امروزه گر بزرگیِ ما دشمنی ماست
ما دوســـتان کودک فردا نمیشویم
هرچه بهار اخش سمن بوده هیچگه
پاییــــز لالههای دگـــرها نمیشویم
ای هـــمدیار من، که منم هـــمدیار تو
پس از کجا، چگونه، چرا «ما» نمیشویم؟
#بهار_سعید
@AdabSar
🔷🔶🔹
@AdabSar
هممیهنم
هممیهنم! ز چیست که همتا نمیشویم؟
همباغ و همبهــــار و همآوا نمیشویم؟
از هر گُرُه، تبار و زبانی به یک چمن
گلهای گونهگونهی زیبا نمیشـویم؟
میهن فراخ و گلشن گســــترده دامنش
ازچشم تنگ ماست، اگر جا نمیشویم
روزی که دست خود بگذاری به دست من
در گوشــــههای تفرقه تنها نمیشــــویم
این پهنه مادر همهی ماست، از چه رو
همدامنان مهـــــر و مدارا نمی،شویم؟
امروزه گر بزرگیِ ما دشمنی ماست
ما دوســـتان کودک فردا نمیشویم
هرچه بهار اخش سمن بوده هیچگه
پاییــــز لالههای دگـــرها نمیشویم
ای هـــمدیار من، که منم هـــمدیار تو
پس از کجا، چگونه، چرا «ما» نمیشویم؟
#بهار_سعید
@AdabSar
🔷🔶🔹
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
هممیهنم
هممیهنم! ز چیست که همتا نمیشویم؟
همباغ و همبهــــار و همآوا نمیشویم؟
از هر گُرُه، تبار و زبانی به یک چمن
گلهای گونهگونهی زیبا نمیشـویم؟
میهن فراخ و گلشن گســــترده دامنش
ازچشم تنگ ماست، اگر جا نمیشویم
روزی که دست خود بگذاری به دست من
در گوشــــههای تفرقه تنها نمیشــــویم
این پهنه مادر همهی ماست، از چه رو
همدامنان مهـــــر و مدارا نمی،شویم؟
امروزه گر بزرگیِ ما دشمنی ماست
ما دوســـتان کودک فردا نمیشویم
هرچه بهار اخش سمن بوده هیچگه
پاییــــز لالههای دگـــرها نمیشویم
ای هـــمدیار من، که منم هـــمدیار تو
پس از کجا، چگونه، چرا «ما» نمیشویم؟
#بهار_سعید
@AdabSar
🔷🔶🔹
@AdabSar
هممیهنم
هممیهنم! ز چیست که همتا نمیشویم؟
همباغ و همبهــــار و همآوا نمیشویم؟
از هر گُرُه، تبار و زبانی به یک چمن
گلهای گونهگونهی زیبا نمیشـویم؟
میهن فراخ و گلشن گســــترده دامنش
ازچشم تنگ ماست، اگر جا نمیشویم
روزی که دست خود بگذاری به دست من
در گوشــــههای تفرقه تنها نمیشــــویم
این پهنه مادر همهی ماست، از چه رو
همدامنان مهـــــر و مدارا نمی،شویم؟
امروزه گر بزرگیِ ما دشمنی ماست
ما دوســـتان کودک فردا نمیشویم
هرچه بهار اخش سمن بوده هیچگه
پاییــــز لالههای دگـــرها نمیشویم
ای هـــمدیار من، که منم هـــمدیار تو
پس از کجا، چگونه، چرا «ما» نمیشویم؟
#بهار_سعید
@AdabSar
🔷🔶🔹
💫
آمدم در غزلی در بر تو، خواب بُدی
دست پر ناز بغلگستر تو، خواب بُدی
دوسهتا زمزمهی عشق ز باغ دل خویش
چیده بودم که کنم پرپر تو، خواب بُدی
گفته بودی که شـباهنگِ گذارم باشی
بـِرِسیدم که کنم باور تو، خواب بُدی
نگهتِ شـــب ز گذرگاه بهــــار نارنج
میوزیدم به سر و پیکر تو، خواب بُدی
باش فردا که ببینی که کســــی دزدانه
بوسه پاشیده سر بستر تو، خواب بُدی
#بهار_سعید
@AdabSar
آمدم در غزلی در بر تو، خواب بُدی
دست پر ناز بغلگستر تو، خواب بُدی
دوسهتا زمزمهی عشق ز باغ دل خویش
چیده بودم که کنم پرپر تو، خواب بُدی
گفته بودی که شـباهنگِ گذارم باشی
بـِرِسیدم که کنم باور تو، خواب بُدی
نگهتِ شـــب ز گذرگاه بهــــار نارنج
میوزیدم به سر و پیکر تو، خواب بُدی
باش فردا که ببینی که کســــی دزدانه
بوسه پاشیده سر بستر تو، خواب بُدی
#بهار_سعید
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
هممیهنم
هممیهنم! ز چیست که همتا نمیشویم؟
همباغ و همبهــــار و همآوا نمیشویم؟
از هر گُرُه، تبار و زبانی به یک چمن
گلهای گونهگونهی زیبا نمیشـویم؟
میهن فراخ و گلشن گســــترده دامنش
ازچشم تنگ ماست، اگر جا نمیشویم
روزی که دست خود بگذاری به دست من
در گوشــــههای تفرقه تنها نمیشــــویم
این پهنه مادر همهی ماست، از چه رو
همدامنان مهـــــر و مدارا نمی،شویم؟
امروزه گر بزرگیِ ما دشمنی ماست
ما دوســـتان کودک فردا نمیشویم
هرچه بهار اخش سمن بوده هیچگه
پاییــــز لالههای دگـــرها نمیشویم
ای هـــمدیار من، که منم هـــمدیار تو
پس از کجا، چگونه، چرا «ما» نمیشویم؟
#بهار_سعید
@AdabSar
🔷🔶🔹
@AdabSar
هممیهنم
هممیهنم! ز چیست که همتا نمیشویم؟
همباغ و همبهــــار و همآوا نمیشویم؟
از هر گُرُه، تبار و زبانی به یک چمن
گلهای گونهگونهی زیبا نمیشـویم؟
میهن فراخ و گلشن گســــترده دامنش
ازچشم تنگ ماست، اگر جا نمیشویم
روزی که دست خود بگذاری به دست من
در گوشــــههای تفرقه تنها نمیشــــویم
این پهنه مادر همهی ماست، از چه رو
همدامنان مهـــــر و مدارا نمی،شویم؟
امروزه گر بزرگیِ ما دشمنی ماست
ما دوســـتان کودک فردا نمیشویم
هرچه بهار اخش سمن بوده هیچگه
پاییــــز لالههای دگـــرها نمیشویم
ای هـــمدیار من، که منم هـــمدیار تو
پس از کجا، چگونه، چرا «ما» نمیشویم؟
#بهار_سعید
@AdabSar
🔷🔶🔹
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
هممیهنم
هممیهنم! ز چیست که همتا نمیشویم؟
همباغ و همبهــــار و همآوا نمیشویم؟
از هر گُرُه، تبار و زبانی به یک چمن
گلهای گونهگونهی زیبا نمیشـویم؟
میهن فراخ و گلشن گســــترده دامنش
ازچشم تنگ ماست، اگر جا نمیشویم
روزی که دست خود بگذاری به دست من
در گوشــــههای تفرقه تنها نمیشــــویم
این پهنه مادر همهی ماست، از چه رو
همدامنان مهـــــر و مدارا نمی،شویم؟
امروزه گر بزرگیِ ما دشمنی ماست
ما دوســـتان کودک فردا نمیشویم
هرچه بهار اخش سمن بوده هیچگه
پاییــــز لالههای دگـــرها نمیشویم
ای هـــمدیار من، که منم هـــمدیار تو
پس از کجا، چگونه، چرا «ما» نمیشویم؟
#بهار_سعید
@AdabSar
🔷🔶🔹
@AdabSar
هممیهنم
هممیهنم! ز چیست که همتا نمیشویم؟
همباغ و همبهــــار و همآوا نمیشویم؟
از هر گُرُه، تبار و زبانی به یک چمن
گلهای گونهگونهی زیبا نمیشـویم؟
میهن فراخ و گلشن گســــترده دامنش
ازچشم تنگ ماست، اگر جا نمیشویم
روزی که دست خود بگذاری به دست من
در گوشــــههای تفرقه تنها نمیشــــویم
این پهنه مادر همهی ماست، از چه رو
همدامنان مهـــــر و مدارا نمی،شویم؟
امروزه گر بزرگیِ ما دشمنی ماست
ما دوســـتان کودک فردا نمیشویم
هرچه بهار اخش سمن بوده هیچگه
پاییــــز لالههای دگـــرها نمیشویم
ای هـــمدیار من، که منم هـــمدیار تو
پس از کجا، چگونه، چرا «ما» نمیشویم؟
#بهار_سعید
@AdabSar
🔷🔶🔹
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹گام واپسین
زنی نشسته خویش را زند زمین و بشکند
به آب و خاک و خشت و سنگ و آن و این و بشکند
بچیده تیکههای خود وَ یا شکستههای خود
دوباره زیر پای خود نهد نگین و بشکند
و ارج و بود و هست خود، گرفته با دو دست خود
رها ز اوگ۱ میکند به کِهترین و بشکند
عربتر از عرب شده، کنیزکیست شیشهای
که شیشه-شیشه میخورد به سنگ دین و بشکند
زمینِ "کِشت" میشود، برای یک وَژَه۲ بهشت
گهی نپرسد از خدا، چرا چنین و بشکند
به سوی مینویشدن، چه کوزهها کشد ستم
نه جوی شیر میرسد، نه انگبین و بشکند
هنوز هیچ نیمهره، به خود نمیکند نگه
دو چشم بسته میرود پیِ همین و بشکند
به زیر چادر سیه، دو گام نارسیده را
به گام واپسین خود، بیا ببین و بشکند
و آیه-آیه ره زند، میان سورهی "نساء"
به سیوچارمینهاش، خورد زمین و بشکند
#بهار_سعید
#چکامه_پارسی
۱. اوگ= اوج
۲. وژه= وجب
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹گام واپسین
زنی نشسته خویش را زند زمین و بشکند
به آب و خاک و خشت و سنگ و آن و این و بشکند
بچیده تیکههای خود وَ یا شکستههای خود
دوباره زیر پای خود نهد نگین و بشکند
و ارج و بود و هست خود، گرفته با دو دست خود
رها ز اوگ۱ میکند به کِهترین و بشکند
عربتر از عرب شده، کنیزکیست شیشهای
که شیشه-شیشه میخورد به سنگ دین و بشکند
زمینِ "کِشت" میشود، برای یک وَژَه۲ بهشت
گهی نپرسد از خدا، چرا چنین و بشکند
به سوی مینویشدن، چه کوزهها کشد ستم
نه جوی شیر میرسد، نه انگبین و بشکند
هنوز هیچ نیمهره، به خود نمیکند نگه
دو چشم بسته میرود پیِ همین و بشکند
به زیر چادر سیه، دو گام نارسیده را
به گام واپسین خود، بیا ببین و بشکند
و آیه-آیه ره زند، میان سورهی "نساء"
به سیوچارمینهاش، خورد زمین و بشکند
#بهار_سعید
#چکامه_پارسی
۱. اوگ= اوج
۲. وژه= وجب
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸