🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
درود دوستان
✍ برای واژهی «جراح» هموگِ[معادل] درخوری در پارسی ندیدهام که بتوان از آن جداشدههای زیاد و ساده ساخت.
زینروی/بنابراین بر آن شدم برای واژهی «جراح» و جداشدههای آن این هموگها را بسازم:
🔻 جراحی کردن: تَنکافتن، تَنکافِش
🔻 پزشک جراح: تَنکاف، تَنکاف، تنکافنده ، تنکافگر
🔻 ابزار جراحی: تنکافه، تنکافافزار
🔻 عمل جراحی: تنکافی، کَرِنت
🔻 اتاق جراحی: تنکافگاه، تنکافتوی(tankāftuy)[در لری به اتاق، "توی" گفته میشود]
❌ در فارسی به کسی که عمل جراحی میشود بیمار میگویند، ولی همهی جراحیها در راستای بهبود بیماری نیست. مانند: کرنتِ/عملِ زیبایی، کرنتِ پیوند اندام/عضو و...؛ با این هموگ میتوان برابرهای رشمندتری[دقیقتری] ساخت.
🔻 تنکافاک: او که عمل جراحی شود.
🔻 تنکافته: او که عمل جراحی شده است.
🔻 تنکافیار: دستیار پزشک جراح
نمونهها:
⭕️ این دانشکده ویژهی آموزش جراحی چشم است.
✅ این دانشکده ویژهی آموزش تنکافی چشم است.
✅ این دانشکده ویژهی آموزش کرنت چشم است.
⭕️ بیمارستان پورسینا کمبود دستیار جراح دارد.
✅ بیمارستان پورسینا کمبود تنکافیار دارد.
⭕️ از افراد جراحی شده باید مراقبت های ویژهای به عمل آید.
✅ تنکافتهها را باید بهگونهی ویژهای پایید.
⭕️ نگهبان از ورود خانوادهی او به اتاق عمل جلوگیری کرد.
✅ نگهبان نهلید خانوادهی او به تنکافگاه درون شوند.
نمونه برای صرف کرواز/فعل:
⭕️ پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفتهی آینده جراحی میکند.
✅ پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفتهی آینده میتنکافد.
فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#جراح #جراحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
درود دوستان
✍ برای واژهی «جراح» هموگِ[معادل] درخوری در پارسی ندیدهام که بتوان از آن جداشدههای زیاد و ساده ساخت.
زینروی/بنابراین بر آن شدم برای واژهی «جراح» و جداشدههای آن این هموگها را بسازم:
🔻 جراحی کردن: تَنکافتن، تَنکافِش
🔻 پزشک جراح: تَنکاف، تَنکاف، تنکافنده ، تنکافگر
🔻 ابزار جراحی: تنکافه، تنکافافزار
🔻 عمل جراحی: تنکافی، کَرِنت
🔻 اتاق جراحی: تنکافگاه، تنکافتوی(tankāftuy)[در لری به اتاق، "توی" گفته میشود]
❌ در فارسی به کسی که عمل جراحی میشود بیمار میگویند، ولی همهی جراحیها در راستای بهبود بیماری نیست. مانند: کرنتِ/عملِ زیبایی، کرنتِ پیوند اندام/عضو و...؛ با این هموگ میتوان برابرهای رشمندتری[دقیقتری] ساخت.
🔻 تنکافاک: او که عمل جراحی شود.
🔻 تنکافته: او که عمل جراحی شده است.
🔻 تنکافیار: دستیار پزشک جراح
نمونهها:
⭕️ این دانشکده ویژهی آموزش جراحی چشم است.
✅ این دانشکده ویژهی آموزش تنکافی چشم است.
✅ این دانشکده ویژهی آموزش کرنت چشم است.
⭕️ بیمارستان پورسینا کمبود دستیار جراح دارد.
✅ بیمارستان پورسینا کمبود تنکافیار دارد.
⭕️ از افراد جراحی شده باید مراقبت های ویژهای به عمل آید.
✅ تنکافتهها را باید بهگونهی ویژهای پایید.
⭕️ نگهبان از ورود خانوادهی او به اتاق عمل جلوگیری کرد.
✅ نگهبان نهلید خانوادهی او به تنکافگاه درون شوند.
نمونه برای صرف کرواز/فعل:
⭕️ پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفتهی آینده جراحی میکند.
✅ پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفتهی آینده میتنکافد.
فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#جراح #جراحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
درود دوستان
✍ برای واژهی «جراح» هموگِ[معادل] درخوری در پارسی ندیدهام که بتوان از آن جداشدههای زیاد و ساده ساخت.
زینروی/بنابراین بر آن شدم برای واژهی «جراح» و جداشدههای آن این هموگها را بسازم:
🔻 جراحی کردن: تَنکافتن، تَنکافِش
🔻 پزشک جراح: تَنکاف، تَنکاف، تنکافنده ، تنکافگر
🔻 ابزار جراحی: تنکافه، تنکافافزار
🔻 عمل جراحی: تنکافی، کَرِنت
🔻 اتاق جراحی: تنکافگاه، تنکافتوی(tankāftuy)[در لری به اتاق، "توی" گفته میشود]
❌ در فارسی به کسی که عمل جراحی میشود بیمار میگویند، ولی همهی جراحیها در راستای بهبود بیماری نیست. مانند: کرنتِ/عملِ زیبایی، کرنتِ پیوند اندام/عضو و...؛ با این هموگ میتوان برابرهای رشمندتری[دقیقتری] ساخت.
🔻 تنکافاک: او که عمل جراحی شود.
🔻 تنکافته: او که عمل جراحی شده است.
🔻 تنکافیار: دستیار پزشک جراح
نمونهها:
⭕️ این دانشکده ویژهی آموزش جراحی چشم است.
✅ این دانشکده ویژهی آموزش تنکافی چشم است.
✅ این دانشکده ویژهی آموزش کرنت چشم است.
⭕️ بیمارستان پورسینا کمبود دستیار جراح دارد.
✅ بیمارستان پورسینا کمبود تنکافیار دارد.
⭕️ از افراد جراحی شده باید مراقبت های ویژهای به عمل آید.
✅ تنکافتهها را باید بهگونهی ویژهای پایید.
⭕️ نگهبان از ورود خانوادهی او به اتاق عمل جلوگیری کرد.
✅ نگهبان نهلید خانوادهی او به تنکافگاه درون شوند.
نمونه برای صرف کرواز/فعل:
⭕️ پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفتهی آینده جراحی میکند.
✅ پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفتهی آینده میتنکافد.
فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#جراح #جراحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
درود دوستان
✍ برای واژهی «جراح» هموگِ[معادل] درخوری در پارسی ندیدهام که بتوان از آن جداشدههای زیاد و ساده ساخت.
زینروی/بنابراین بر آن شدم برای واژهی «جراح» و جداشدههای آن این هموگها را بسازم:
🔻 جراحی کردن: تَنکافتن، تَنکافِش
🔻 پزشک جراح: تَنکاف، تَنکاف، تنکافنده ، تنکافگر
🔻 ابزار جراحی: تنکافه، تنکافافزار
🔻 عمل جراحی: تنکافی، کَرِنت
🔻 اتاق جراحی: تنکافگاه، تنکافتوی(tankāftuy)[در لری به اتاق، "توی" گفته میشود]
❌ در فارسی به کسی که عمل جراحی میشود بیمار میگویند، ولی همهی جراحیها در راستای بهبود بیماری نیست. مانند: کرنتِ/عملِ زیبایی، کرنتِ پیوند اندام/عضو و...؛ با این هموگ میتوان برابرهای رشمندتری[دقیقتری] ساخت.
🔻 تنکافاک: او که عمل جراحی شود.
🔻 تنکافته: او که عمل جراحی شده است.
🔻 تنکافیار: دستیار پزشک جراح
نمونهها:
⭕️ این دانشکده ویژهی آموزش جراحی چشم است.
✅ این دانشکده ویژهی آموزش تنکافی چشم است.
✅ این دانشکده ویژهی آموزش کرنت چشم است.
⭕️ بیمارستان پورسینا کمبود دستیار جراح دارد.
✅ بیمارستان پورسینا کمبود تنکافیار دارد.
⭕️ از افراد جراحی شده باید مراقبت های ویژهای به عمل آید.
✅ تنکافتهها را باید بهگونهی ویژهای پایید.
⭕️ نگهبان از ورود خانوادهی او به اتاق عمل جلوگیری کرد.
✅ نگهبان نهلید خانوادهی او به تنکافگاه درون شوند.
نمونه برای صرف کرواز/فعل:
⭕️ پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفتهی آینده جراحی میکند.
✅ پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفتهی آینده میتنکافد.
فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#جراح #جراحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
پیام شما
🔸بادرود؛
برابرِ روا برای جراح «کاردپزشک» است.
شادزيويد
فرستنده: هانا مهر
🔸سلام
در کوردی «نِشتَرگری» معادل جراحی و «نشترگر» را برابر جراح به کار می برند.
فرستنده:مجید محبی
🚩برابرهای بیشتر برای واژهی «جراح» را اینجا ببینید: t.me/AdabSar/8587
#پارسی_پاک
#جراح #جراحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
پیام شما
🔸بادرود؛
برابرِ روا برای جراح «کاردپزشک» است.
شادزيويد
فرستنده: هانا مهر
🔸سلام
در کوردی «نِشتَرگری» معادل جراحی و «نشترگر» را برابر جراح به کار می برند.
فرستنده:مجید محبی
🚩برابرهای بیشتر برای واژهی «جراح» را اینجا ببینید: t.me/AdabSar/8587
#پارسی_پاک
#جراح #جراحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
پیام شما
🔸بادرود؛
برابرِ روا برای جراح «کاردپزشک» است.
شادزيويد
فرستنده: هانا مهر
🔸سلام
در کوردی «نِشتَرگری» معادل جراحی و «نشترگر» را برابر جراح به کار می برند.
فرستنده:مجید محبی
🚩برابرهای بیشتر برای واژهی «جراح» را اینجا ببینید: t.me/AdabSar/8587
#پارسی_پاک
#جراح #جراحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
پیام شما
🔸بادرود؛
برابرِ روا برای جراح «کاردپزشک» است.
شادزيويد
فرستنده: هانا مهر
🔸سلام
در کوردی «نِشتَرگری» معادل جراحی و «نشترگر» را برابر جراح به کار می برند.
فرستنده:مجید محبی
🚩برابرهای بیشتر برای واژهی «جراح» را اینجا ببینید: t.me/AdabSar/8587
#پارسی_پاک
#جراح #جراحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹