ادب‌سار
14.7K subscribers
4.98K photos
123 videos
21 files
872 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


🔻پاستوریزه= پاستورده
🔻پاستوریزه کردن (پاستوریزاسیون) = پاستوردن★، پاستورِش
🔻هموژنیزه= همگن، همگن شده، همگِنیده
🔻هموژنیزه کردن (هموژنیزاسیون) = همگِنیدن، همگنِش، همگن ساختن، همگنسازی
🔻هموژنایزر = همگنساز، همگن‌ساز، همگننده، همگن‌گر
🔻استریل = سترون
🔻استریلیزه = سترون شده، سترونیده
🔻استریلیزه کردن (استریلیزاسیون) = سترونیدن، ستروندن، سترون کردن

نمونه:

آبمیوه ها، شیر و دیگر نوشیدنی ها را پیش از ورود به بازار پاستوریزه می‌کنند.
آبمیوه ها، شیر و دیگر نوشیدنی ها را پیش از درون‌شد به بازار می‌پاستورند.

فراروند پاستوریزاسیون از نام لویی پاستور گرفته شده است. او این شیوه را ابداع کرد.
فراروند پاستورش از نام لویی پاستور گرفته شده است. او این شیوه را آفرید.★

هموژنیزاسیون در صنعت لبنیات به مفهوم هموژنیزه کردن ذرات شیر است.
همگِنِش در جیوان‌سازی، همگن کردن ِریزه های شیر است.

برای بالا بردن دوام محصولات غذایی، آنها را استریلیزه می‌کنند.
برای ماندگارتر کردن فرآورده های خوراکی، آنها را می‌سترونند.


فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#پاستوریزه #پاستوریزاسیون #هموژنیزه #هموژنیزاسیون #هموژنایزر #استریل #استریلیزه #استریلیزاسیون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
#پرسش_و_پاسخ
درباره پیام https://telegram.me/AdabSar/12072


پرسش #میلاد_فرخ_وند

استاد ملایری واژه‌ی «مانگ»(اوستایی) را برابر «قمر» برنهاده است و به جای قمری نیز می‌توان از واژه‌ی «مانگی» بهره برد.
آرتاباز ارجمند واژه‌ی "ماه‌شیدی" را به جای واژه‌ی «قمری» به کار برده است. واژه‌ی زیبایی است ولی چمار رُشمند(دقیق) «ماهشید»، «پرتو/نور ماه» است نه خود «ماه/قمر».
برابر های پارسی قایق «بَلَم، کَرَجی، ناو، کَلَک» است. واژه‌ی لاکمه را نخستین بار است که می‌شنوم، شاید از یک گویش ایرانی وام گرفته شده است. بهتر است از برابر های آشناتر اَیاتیده/یادشده بهره گرفت.


پاسخ #آرتاباز

درود بر شما
ما در کوهستانهای مازندران نیز به ماه « مونگ» می گوییم,
شید= فراوانی_برکت،
و نگرش دوستمان در بکارگیری مونگ درست‌تر بگمان می‌آید. هرچند که زبان بزرگ ایرانی را خوشه‌های فراوانی‌ست.
سپاس از یاد آوری👌🌷
لاکمه، به بلم کوچک می‌گویند.
در مازندران بیشتر لاکمه و «نو» گفته می‌شود. (واژه یاب-پرتو),
سپاس فراوان از شما

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
📽 @AdabSar

🎞 توژ(فیلم): مردان ایکس - روزهای سپری‌شده‌ی آینده
X-MEN Days of Future Past 2014
✍🏻 زیرنویس با بیشترین واژگان نوین و شیوای #پارسی_پاک

🎓 به کوشش ارزشمند
م.ت(برگردان و زیرنویس)
#میلاد_فرخ_وند(هماهنگ‌سازی زیرنویس)

🇮🇷 سازگار با فرهنگ ایرانی

🎁 پیشکش پاییزی #ادبسار، بزرگ‌ترین رسانه‌ی تلگرامی پارسی‌گرایان جهان به هموندان و پارسی‌دوستان🎁


🎞 شناسنامه‌ی توژ:
🗽 مردان ایکس- روزهای سپری‌شده‌ی آینده
🎥 ساخت کشور آمریکا– سال ۲۰۱۴
زمان: ۱۳۱ دم(دقیقه)
🖥 واکافتگی(رزولوشن): ۵۳۶×۱۲۸۰
🎬 کارگردان: برایان سینگر
📝 نویسندگان: جین گولدمن، سیمون کینبرگ، متیو وان
🎭 بازیگران: هیو جکمن، جیمز مک‌آووی، نیکولاس هولت، مایکل فاسبندر، هلی بری، آنا پاکوین، جنیفر لارنس، الن پیج و ...

چکیده‌ی داستان: در سال ۲۰۲۳ ماشین‌هایی نیرومند به نام میرشکار فَرنِه(=قصد) نابودی گروه مردان ایکس را دارند از این روی ولوورین به گذشته بازمی‌گردد تا مَنیشار(=پرفسور) ژاویر و مگنیتو را با هم بَر پاد دشمن یکپارچه سازد...

#پاییز #توژ
📽 @AdabSar
مردان_ایکس_روزهای_سپری‌شده‌ی_آینده.mkv
1.1 GB
«ادبسار» بزرگ‌ترین رسانه تلگرامی پارسی‌گرایان جهان، شما را به دیدن توژ «مردان ایکس- روزهای سپری‌شده‌ی آینده» فرامی‌خواند

زیرنویس با بیشترین واژگان نوین و شیوای پارسی

به کوشش م.ت(برگردان و زیرنویس)
#میلاد_فرخ_وند(هماهنگ‌سازی زیرنویس)

پیشکش پاییزی ادبسار به پارسی‌دوستان

#پاییز #توژ
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
#پرسش_و_پاسخ


پرسش #محمدرضا_مظاهری

درود
از کوشش شما دوستان گرامی در راستای گسترش پارسی گویی سپاسگزاری میکنم.
چرا نویسندگان بزرگوار ادبسار همچون جناب میلاد فرخ وند، واژه "عربی" را "اربی" می نویسند؟ به چه دلیلی درست آن"اربی"است؟
با سپاس فراوان


پاسخ #میلاد_فرخ_وند

با درود
هرگاه نامی بیگانه به یک زبان اَندَر(وارد) می‌شود باید از ویژگیِ گفتار و دستورِ زبانِ گیرنده پیروی کند.
آیا اگر بخواهیم یک نام هندی را به پارسی تَرابنویسیم با همان دبیره‌ی(خت/#خط) سانسکریت بازمی‌نویسیم‌اش؟
پاسخ "نه" است.
افسوسمندانه چنین رویکردی در برابرِ نام‌های اربیِ اندرشده به پارسی نبوده و دستورِ نگارشِ دبیره‌ی پارسی را نابهنجار کرده است؛ تا آنجا که برخی نام‌های پارسی را نیز با وات‌های بیگانه می‌نویسند.

واژه‌ی "عربی" در زبانِ پارسی به گونه‌ی "اَربی" خوانده می‌شود زیرا در زبانِ پارسی واتِ(#حرف) "ع" نداریم، پس نوشتن آن به دیسه‌ی(شکلِ) "عربی" نادرست است.

همانگونه که می‌دانید وات(حرف)های «ع»، «ح»، «ص»، «ض»، «ط» و «ظ» پارسی نیستند و بیگانه به شمار می‌روند و در راستای درست‌نویسی باید این وات‌ها را از نوشتار و دبیره‌ی پارسی زدود.★

به پیروی از این نکته بهتر است برای نمونه، «عرب» را «ارب» و «عربی» را «اربی» نوشت. همچنین نام‌هایی مانند اصفهان، آفریقا، عربستان، فلسطین را پی به پی(به ترتیب) اسپهان/سپاهان، آفریکا، اربستان، فلستین/پلستین نوشت.

پی‌نوشت:
★ وات "ث"و "ذ" پارسی‌اند ولی بهتر است نوواژه‌ها و نام‌هایی که به پارسی بازنویسی می‌شوند را با این وات‌ها ننوشت و کاربرد این دو وات به واژه‌های دیرینه کرانمند(#محدود) بماند زیرا گویِشوَران امروزی میان «ث» با «س» و «ذ» با «ز» جدایی نمی‌گذارند.

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادب‌سار
🔷💠🔹🔹 @AdabSar #پرسش_و_پاسخ پرسش #محمدرضا_مظاهری درود از کوشش شما دوستان گرامی در راستای گسترش پارسی گویی سپاسگزاری میکنم. چرا نویسندگان بزرگوار ادبسار همچون جناب میلاد فرخ وند، واژه "عربی" را "اربی" می نویسند؟ به چه دلیلی درست آن"اربی"است؟ با سپاس فراوان…
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

با درود به شما بزرگوار

در بندِ آغازینِ #پرسش_و_پاسخ پیشین (https://t.me/AdabSar/12254)
گفتم که باید "نام‌های" بیگانه را با وات‌های پارسی بنویسیم و نه "وامواژگانِ" اربی را.

من نیز در سر ندارم در دوره‌ای وامواژگانِ اربی را با وات‌های پارسی بنویسیم که بخشی بزرگ از واژگانِ به‌کاررونده در زبانِ پارسی استند؛ زیرا با بودنِ شمارِ بالای وامواژگان در زبانِ پارسی، این کار زیان‌های بسیار در پی خواهد، اگرچه این کار از دیدِ زبانشناسی ناشدنی و نادرست نیست.

راهکارِ خردمندانه برای کاستن از وات‌های بیگانه در نوشتارهای مان، همانا پارسی‌نویسی و بی‌نیاز کردنِ خود از کاربردِ وامواژگان است تا زمانی که شمارِ وامواژگان به کمترین اندازه برسد.

ولی درباره‌ی نامِ گروه‌های مردم و جای‌ها که از اربی به پارسی اندر شده‌اند با شما همداستان نیستم و باورمند ام که بهتر است آنها را با وات‌های پارسی نوشت. واژه‌ی "اَرَب" جدا از این هنجار نیست، ولی به هر روی "عرب" را نیز نادرست نمی‌توانیم شمرد، زیرا در زبانشناسی یا سیاه یا سفید نداریم. بهتر آن است که گفته شود کدام ریخت درست‌تر است.
اگر ریختِ درست و پارسیِ برخی از واژ‌ه‌ها در فرهنگ‌های پارسی به چِمارِ(معنی) خواسته‌شده یافت نمی‌شود، باید از روشِ پیشینیان خرده گرفت و نه از گرایش‌های درست‌نویسی و ساده‌نویسی.
اگر برخی نمی‌توانند از املا و دستورِ نوشتاریِ هزار سالِ پیش دوری گزینند، پس فرژایشِ هزار سالِ پیش را نیز کنار نگذارند. مگر زبان پویا نیست؟
پس یِک را یَک بخوانند.
خانِه را خانَه بخوانند و کمی پیش‌تر بروند و خانَگ بخوانند.

درباره‌ی این سخن:
{اول باید فرهنگِ واژگانی با حرفهای فارسی:« املا» ترتیب دهند بعد به دنبالِ تغییر باشند.}
با شما سراسر همداستان ام و بر دوشِ استادان و پژوهشگرانِ داناست که چنین واژه‌نامه‌هایی بفراهمند(فراهم کنند) تا ما بتوانیم بهره برد. همچنین نیک است بدانید در واژه‌نامه‌ی استاد "ابولقاسم پرتو" در زیرِ واژه‌ی "عرب" چنین آمده است:
«اَرَب، تازیک، تاچیک، تاژیک (فرهنگ پهلوی)، تازی(برهان)»
بنگرید به: فرهنگِ واژه‌یاب- پوشینه‌ی دو- رویه‌ی ۱۱۴۸.

✍️ #میلاد_فرخ_وند
با بهره از رهنمودهای دوستِ گرامی، مهربان #بلال_ریگی

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


📌پالایش زبان پارسی:

🔻مخاطَب= گفتاسو★، هم‌سخن، دویم کس، نام‌برده، شنونده، روی سخن، خواننده، نیوشنده(شنونده)
🔻مخاطب خاص= هم‌سخنِ برگزیده، گفتاسوی ویژه
🔻خطیب= سخنران، سخنور، سخنگو
🔻خطبه= سخنرانی، اندرزگویی
🔻خِطاب= روی سخن، روی‌گفت، گفتگو
🔻خِطاب‌کردن= رویاروی سخنیدن، نام‌بردن، سِدا(صدا)زدن
🔻حُسن خطاب= زبان‌آوری، خوش سخنیدن، خوب گفتگوکردن، شیواسُخنی، نیک‌گویی
🔻فصل‌الخطاب/فصل خطاب= سخن بُرنده، فرمان بُرنده، فرجامِ سخن، فرجام‌سخن، سخن فرجامنده، سخن فرجامگر
🔻خطابه= سخنرانی، سخن‌راندن، سخنیدن، اندرز، اندرزگفتن، گفتار سخنورانه

نمونه:
قبل از صحبت‌کردن، لازم است مخاطبمان را خوب بشناسیم=
پیش از سخنیدن، باید گفتاسویِمان را خوب بشناسیم

مرشد خطاب به شاگردان پند و اندرز می‌دهد=
ادب‌آموز به شاگردان پند و اندرز می‌دهد

مخاطبان این فیلم، افراد بالای ۱۵ سال استند=
بینندگان این توژ، مردمان بالای ۱۵ سال استند

★واژه‌ی زیبای «گفتاسو» را پانا #کیانمهر_علیشاهی از هموندان گرامی ادبسار برساخته است.


گردآوری و نگارش: #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#خطاب #مخاطب #خطبه #خطیب #خطابه #فصل_الخطاب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
📽 yon.ir/AdabSar08

🎁 پیشکش نوروزی #ادبسار، بزرگ‌ترین رسانه‌ی تلگرامی پارسی‌گرایان جهان به هموندان و پارسی‌دوستان🎁


کین‌منشان- جنگ جاویدان
Avengers- Infinity War

چکیده‌ی داستان: یک توژِ(فیلم) ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی برادران روسو و نویسندگی کریستوفر مارکوس و استیون مک‌فیلی است که بر پایه‌ی گروه سَمَردینِ(خیالی) کین‌مَنِشان از کاراَنبازِ(شرکت) ماروِل کامیکس می‌باشد. این توژ را هنرگاه مارول فراهم آورده است و آن را هنرگاه سینمایی والت دیزنی واپخشیده است. جنگ جاویدان دنباله‌ای بر توژ‌های کاراَنبازِ مارول شمرده می‌شود و نوزدهمین توژ در دنیای سینمایی مارول به شمار می‌رود. در این توژ بیشتر بازیگران دنیای سینمایی مارول و به ویژه بازیگران بخش سوم، مانند رابرت داونی جونیور، کریس همسورث، مارک رافلو، کریس ایوانز، اسکارلت جوهانسون، بندیکت کامبربچ، تام هالند، چادویک بوزمن، الیزابت اولسن، کریس پرت، زویی سالدانا و جاش برولین به هنرنمایی پرداخته‌اند. در جنگ جاویدان، نگهبانان کهکشان به کین منشان می‌پیوندند تا با تانوس برای جلوگیری از گرداوری سنگ‌های جاودانگی بِنَبَردَند.

✍🏻 زیرنویس با بیشترین واژگانِ نوین و شیوای پارسی

🎞 #توژ (#فیلم): کین‌منشان-جنگ جاویدان
🎓 به کوشش م.ت
ویرایش زیرنویس: #میلاد_فرخ_وند
آرایمانِ(تنظیم) زیرنوس: #عیسا_شراهی

🇮🇷 سازگار با فرهنگ ایرانی


🎞 شناسنامه‌ی توژ:
🏹 کین‌منشان- جنگ جاویدان
🎥 ساخت کشور آمریکا– سال ۲۰۱۸
زمان:۱۴۹ دم(دقیقه)
🖥 واکافتگی(رزولوشن) : ۵۳۶×۱۲۸۰
🎬 کارگردانان: برادران روسو
📝 نویسندگان: کریستوفر مارکوس، استیون مک‌فیلی
🎭 بازیگران: رابرت داونی جونیور، کریس همسورث، مارک رافلو، کریس ایوانز، اسکارلت جوهانسون، بندیکت کامبربچ، دان چیدل، تام هیدلستون، تام هالند، چادویک بوزمن، پل بتانی، الیزابت اولسن، آنتونی مکی و ....

#نوروز
📽 @AdabSar
کین منشان - ادبسار.mkv
1.3 GB
«ادبسار» بزرگ‌ترین رسانه‌ی تلگرامی پارسی‌گرایان جهان، شما را به دیدن توژ(فیلم) «کین‌منشان- جنگ جاویدان» فرامی‌خواند

✍🏻 زیرنویس با بیشترین واژگانِ نوین و شیوای پارسی

🎓 به کوشش م.ت
ویرایش زیرنویس: #میلاد_فرخ_وند
آرایمانِ(تنظیم) زیرنوس: #عیسا_شراهی


پیشکش نوروزی «ادبسار» به پارسی‌دوستان

#توژ #نوروز
📽 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


📌📌پِهرِستی از واژگان پرکاربرد در گستره‌ی رایانه و دورواژ و تارکده:

#موبایل= دورواژِ، دورگوی، دورآوِ همراه(بهتر است «گوشی» را در این چِمار به کار مَبَریم)
#تلفن= دورواژ، دورگو، دورآو( بهتر است «گوشی» را در این چِمار به کار مَبَریم)
#هدست/#هدفون/#هندزفری= گوشی
#لینک= تارپیوند، رایاپیوند
#هایپرلینک= فَراپیوند
#آنلاین= پَتوسته(پهلوی)★، برخَد(خد= خط)
#آفلاین= ناپَتوسته(پهلوی)★، بُرون‌خَد
#وبسایت/#وبگاه= تارنما، تارسیت
#کامپیوتر= رایانه، رایانگر
#کیس/#case= کازه
#موس/#ماوس= موشواره، موشی
#صفحه_کلید/#کیبورد= تخته‌کلید
#پرینتر= چاپگر
#پرینت گرفتن= چاپیدن، چاپ‌کردن
#مانیتور/#صفحه_نمایش= نمایشگر، پهره‌گر
#صفحه ی لمسی/#TouchScreen= بَساوپرده
#پیکسل= فَرپار★، رُخش‌پار★
#استیکر= چَسبانک، برچسب، رُخَک، چِهرَک
#اموجی/#ایموجی= ریزدیسَک★، دیسَک★
#انیمیشن= پویانمایی، فرهنش
#فیلم= توژ، رُخشاره
#کلیپ= توژک
#عکس= فَرتور
#سلفی= خودرُخْش★، خودگرفت
#تصویر= رُخْش، نگاره
#اینترنت[توربست(شبکه) جهانی]= تارکده
#اینترنت[هم‌پیوندی(ارتباط) اینترنتی]= رایاتار
#دیجیتال= یگانیک★،شماره‌ای
#آنالوگ= فَراسَنجیدنی، فَراسَنج‌پذیر، پَرَکدار
#حرف= وات، واک
#تایپ= پارچاپ★، رایانویسِش
#تایپ_کردن= رایانوشتن، پارچاپ‌کردن★
#تایپیست= رایانویس، پارچاپگر★
#حسگر/#سنسور=سُهِشگر
#وب_کم= رایادوربین★
#دوربین عکاسی/#Camera= کَدَک
#گالری/#آلبوم= نگارخانه
#فایل= پرونده، پوشه
#فایل_منیجر= پرونده‌گر★، پوشه‌گر★
#فایل_صوتی= پرونده‌ی شنیداری
#فایل_تصویری= پرونده‌ی دیداری
#ریکاوری= بازیابی، بازیافت
#حذف/#دیلیت_کردن= روشیدن، زُدودن، پاک‌کردن
#ارتباط/#اتصال= پیوند، پیوستگی، هم‌پیوندی
#متصل= هم‌پیوند، هم‌پیوسته، درپیوند
#فیلتر= پالایه، سَرَند، سَرَنداک
#فیلترشدن= سَرَندشُدن، سَرَنداک‌شدن
#فیلترکردن= سَرَندیدن، سَرَند‌کردن
#آیکن/#آیکون= نمادَک، نشان، زُدیش
#آنتن= شاخک، سُرون
#شارژ=پُرِش، بارمَندی
#شارژشدن=پُریدن، بارمَندشدن
#شارژکردن=پُراندن، بارمَندکردن
#شارژر/شارژکُن= پُرانگر★
#باتری= انباره، تاب‌اَنبار
#نصب_کردن= گُماشتن، گُماردَن، نشاندن
#ویجت/#Widget= ابزارواره★، ابزارک★، ابزار
#گجت/#Gadget= ابزارواره★، ابزارک★، ابزار
#نوار_اعلانات/#نوتیفیکیشن/#استاتوس= آگهی‌نما، نوار آگهی, نوار جاوَر، کرکره(در گویش مردم)
#وضعیت/#استاتوس/#Status= جاوَر
#اپلیکيشن= نرم‌افزار [واژه‌ی «برنامه» را در این چمار به کار مَبَریم بهتر است]
#حساب/#اکانت= اَژمَر
#پروفایل= نمایه، فراپال
#صفحه/#پیج= تاربَرگ
#لایک= پسند
#لایک_کردن= پسندیدن
به #اشتراک گذاشتن= بَشیدن، همرسانی‌کردن، هنبازیدن
#دیتا= داده‌ها، دادِگان
#دیتابیس= دادِه‌گاه★ ، پایگاهِ داده‌ها ، انبارِ داده‌ها
#سیستم= راژمان، سامانه، دستگاه
#سیستم_عامل= راژمان‌گر★، راژمان‌گردان★، راژمان‌فرما★
#آپلود= بارگذاری
#دانلود= بارگیری
#منو= گزینِگان
#درایو= رانِه
#کنترل_پنل= فرمانگاه
#عکس_کاور= سربرگ
#سرور/#Server= زاوَر
#آیدی/#آی_دی= شناسه، شناسه‌ی کاربری
#یوزر= کاربر
#یوزرنیم= نام کاربری
#پسورد/#رمز_عبور= گذرواژه
#کپی= رونوشت، روگرفت
#پیست/#Paste= چسباندن، گذاشتن
#مکان_نما(روی نمایشگر رایانه)/Cursor= جانما، جابان، نشانگر
#رفرش= بازآوری
#مختصات_مکانی= ویژیدگان جایگاهی
#مسیریابی/#Navigation= رهیابی، ناوبری
#مسیریاب/#جی_پی_اس/#GPS= رهیاب
#مکان_یابی= جایگاه‌یابی
#تنظیم_کردن= ساماندن، کارگذاشتن
#تنظیمات/#Settings= سامانش‌ها
#فالوکردن/#Follow= دنبال‌کردن، پی‌گرفتن
#فالور/#فالوور/#Follower= پیگیر، دنبال‌کننده
#فالو_شده/#Following= دنبال‌شده، پی‌گیراک
#بلاک= نافِرِست★
#بلاک_کردن= نافرست‌کردن★
#عضو= هَموَند
#شبکه ملی اطلاعات= تورینه‌ی میهنی داده‌ها، توربست میهنی داده‌ها ، توربست نِفانیِ داده‌ها
#تماس= پَرماس
#تماس_گرفتن= پَرماسیدن(از دهخدا)
#تماس ازدست‌رفته/#میس_کال= پَرماس ازدست‌رفته، پَرماس بی‌پاسخ
#مخاطب/#Contact= هم‌پَرماس، هم‌سخن
#مخاطبین= هم‌پَرماس‌ها، هم‌سخنان، نام‌ها، شماره‌ها، دفترچه دورواژ
#تبلت= پَرنیک، رایانک
#پی_وی/#pv= ویژه‌سرا، واونه

🔵«بلوتوس(بلوتوث)/Bluetooth» و «وای‌فای/Wifi» بازَرنام(نام تجاری) استند و می‌توان آن‌ها را همانگونه به کار برد.
🔴چم واژگان ناپارسی را تنها در گستره‌ی چَمیک(حوزه‌ی معنایی) رایانه و تارکده در نِگر گرفته‌ام.
🔴بیشتر واژگان آورده شده در بالا از واژه‌نامه‌ها‌ی پارسی و از برساخته‌های استادان محمد حیدری ملایری و فریدون جنیدی، فرهنگستان، پارسی انجمن و دیگر دوستان و سروران آموزانگر پارسی پاک (مجید دُرّی، ارشک امیری توسلی، و.مُهسِنی و...) استند. همچنین واژه‌های ستاره‌دار(★) پیشنهادهای من استند، زین روی آن‌ها را در واژه‌نامه‌ها نتوانید یافت.

نویسنده و گردآورنده: #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


پِهرِستی(فهرستی) که در پی می‌آید فرستاده‌ی «میلاد فرخوند» از همراهان ارجمند و پارسی‌بان ادبسار است که در آن برخی واژگان پارسی را که به‌نادرست و یا به‌زبانی بیگانه بازگو می‌شود پیش نهاده است.
امید داریم شما نیز در پربارترکردن این پهرست یاری‌مان کنید.

#برق= برغ
#برقع= پرده
#بط= بَت
#جریب= گَریب(یکای اندازه‌گیریِ زمین)، گَری
#جمع= جَم(از ریشه‌ی اوستایی گَم)
#حلیم= هلیم، هلام(از پارسیگ/پهلوی ساسانی)
#خانقاه= خانِگاه
#خزینه= گزینه، گنجینه
#سکنجبین= سکنگبین(سرکه+ انگبین)
#طوق= توغ
#عرب= ارب
#عربی= اربیک، اربی
#عشق= اِشغ
#عصر(زمان،دوره)= هاسْر(از پارسیگ/پهلوی ساسانی)
#قابوس= کاووس، کاوس
#قاضی= کادیک
#قالب= کالبد، کالب، غالب
#قالی= غالی
#قباد= غباد، کَوات، کَواد
#ققنوس= کَغنوس
#کافور= کاپور
#لجام= لگام
#مرهم= مَلهَم
#لوز المعده= لوز کُمیگ

شماری دیگر از این واژگان را اینجا ببینید:
t.me/AdabSar/9292


#میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


پهرستی از واژه‌های برساخته‌ی گروه گرامی واژه‌گزینی فرهنگستان را دیدم که در برابر واژه‌های زیر گزارده شده بودند. واژه‌های برساخته‌ی فرهنگستان خوش‌آهنگ و دانشیک استند. ولی از آنجایی که واژه‌ی کامیدن با واژه‌ی "sex" از نگر چماریک(معنایی) همپوشانیِ اُسپوری(کاملی) ندارند، با بهره از فرهنگ دهخدا این برابرواژه‌ها را برساخته‌ام و گمان می‌کنم که برابرهای رزین‌تری(دقیق‌تری) باشند.
🔻to sex:
مُرزیدن، کامیدن
🔻sex:
مُرزِش،مُرزیدن، کامِش
🔻sexologist:
مُرزش‌شناس، کامش‌شناس
🔻sexology:
مُرزش‌شناسی، کامش‌شناسی
🔻sexologic:
مُرزش‌شناختی، کامش‌شناختی
🔻sex therapist:
مُرزش‌درمانگر، کامش‌درمانگر
🔻sex therapy:
مُرزش‌درمانی، کامش‌درمانی
🔻dual sex therapy:
مُرزش‌درمانی دوسویه، کامش‌درمانی دوسویه
🔻psychosexologist:
روان‌مُرزش‌شناس، روان‌کامش‌شناس
🔻psychosexology:
روان‌مُرزش‌شناسی، روان‌کامش‌شناسی
🔻cyber sex:
مُرزشِ رایانه‌ای، کامشِ رایانه‌ای
🔻oral sex:
مُرزشِ دهانی، کامشِ دهانی
🔻sex toy:
مُرزه ،مُرزش‌اَبزار، کامش‌ابزار

کرپایه‌ی(مصدر) «مُرزیدن» در واژه‌نامه‌ی دهخدا به چم «نزدیکی کردن/to sex» آمده است. واژه‌هایی که تکواژ «کامش» در آن‌ها به کار رفته است از برساخته‌های #فرهنگستان استند.

فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#sex #sexologic #sexology #sexologist #psychosexologist #psychosexology

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


🔹پالایشِ وام‌واژه های زبان اربی(عربی) از زبان فارسی (بخش نخست)

انگیزه هاى بسيارى در پشتيبانى از پالايشِ زبانِ پارسى از واژه هاى اربى هستند. در اين نوشتار مى‌كوشيم به سه انگيزه‌ی برجسته در اين زمينه بنُِماریم(اشاره کنیم) و هر یک را به كوتاهی فَرابنماییم(#توضیح دهیم).
۱. شمارِ بالاى وام‌واژه هاى اربى در زبانِ فارسى:
وام‌گيرى، راهكارى سودبخش(#اقتصادی) براى پاسخ به نيازهاى واژگانى یک زبان است.
زبان ها به هم واژه وام مى‌دهند و از هم واژه وام مى‌ستانند. اين كارى زاستارى(#طبيعى) است كه در درازای زمان رخ مى‌دهد ولی اَندَر شدنِ(واردشدن) بیش از اندازه‌ی وام‌واژه هاى اربى به زبانِ فارسی پيامد دادوستدى زبانى نبوده است، بلكه به ميانجىَ تازشِ تازيان به كشورِ ايران و چيرگىِ ساستاریک(#سیاسی) و سپاهی(#نظامی) و فرهنگى آنها رخ داده است؛ به سخنِ ديگر، بخشى از واژه هاى اربى در هالى(#حالی) به زبانِ پارسی راه يافتند كه زبانِ پارسی خود واژه هاى درخورى داشته و نیازى به وام‌گيرى از زبانى دیگر نبوده است. براى نمونه هنگامى كه در زبانِ پارسى واژه هاى «كاربرد»، «پدر»، «برادر»، «انديشه»، «فروتن»، «جامه» و «واش» را داشته‌ايم، ديگر كدام نيازِ زبانى مى‌توانسته است وام گرفتنِ واژه هاى «#استعمال»، «#ابوى»، «#اخوى»، «#فكر»، «#متواضع»، «#لباس» و «#علف» را رَوا بدارد؟ آنچه در اين فِتاد(#مورد)ها رخ داده نمایانگر یک دادوستدِ زاستارىِ واژگانى نيست، بلكه پذیراندنِ واژه هاى یک زبان به زبانى ديگر، با انگیزه هاى نازَبانى است.
۲. تن ندادنِ وام‌واژه هاى اربى به دستگاهِ ساختواژىِ زبانِ فارسى:
وام گرفتنِ واژه، آن هم به اندازه‌ی اندک، آسیبی به زبان نمی‌رساند.
آنچه به‌ويژه درباره‌ی وام‌واژه هاى اربى آسيب‌رسان است، افزون بر پرشمارى شان، تن ندادنِ اين واژه ها به دستورِ زبانِ پارسى و دستگاه ساختواژىِ آن است. ارب ها نيز در روندِ دادوستدِ زبانى، واژه هاى بسيارى را از زبانِ پارسى وام سِتانده‌اند؛ با اين همه آنها اين واژه ها را چنان در دستگاهِ واژه‌سازى خود گُوارده‌اند(حل کرده‌اند) كه ديگر هيچ پارسى‌زبانی آنها را بازنمى‌شناسد؛ به چند نمونه‌ی زير بنگريد:
واژه‌ی «رواگ»ِ پارسى، در اربى «#رواج» شده است و سپس بر پايه‌ی ساختِ واژه‌ی اربى از اين واژه، جداشده هايى چون «مروج» و «ترويج» ساخته شده است. اربان واژه‌ی «بستان»ِ پارسی را وام گرفته‌اند، ولی هنگام جَم(#جمع) بستن، بر پايه‌ی دستورِ ساختواژىِ زبانِ خود «بَساتين» را به كار مى برند نه «بُستان ها/بوستان ها».
«اندازه» و «ساده»ی پارسى، در اربى به ديسه‌ی «هندسه» و «ساذج» درآمده‌اند و سپس به آسانى و بر پايه‌ی دستگاهِ ساختواژىِ آن زبان از اين دو واژه، واژه هاى «مهندس» و «سذاجه» ساخته شده است.
در پارسى جز در فِتادهاى(#موارد) اندكى، واژه هاى اربى تن به دستگاهِ واژه‌سازىِ زبانِ پارسی نداده‌اند. اين واژه ها، بَسوان(#اغلب) پس از راه يافتن به زبانِ فارسى، مانند اسب تروا، راه را براى اندر شدنِ خوشه هاى واژگانىِ خود فراهم كرده‌اند. براى نمونه به همراهِ «درس»، واژه هاى «تدريس»، «مدرس»، «مدرسه»، «دروس» و همراهِ کَرپایه‌ی(#مصدر) «قتل»، واژه هاى «قاتل»، «مقتول»، «قتال» و«قتاله» به زبانِ پارسی راه يافتند. اين روند كه پيرامونِ هزار سال و تا آغازِ برپايىِ فرهنگستانِ نخست دنباله داشت، دستگاهِ ساختواژىِ زبانِ پارسى را سست و ناتوان ساخته بود.
يكى از پيامدهاى اين آفند و تازشِ واژگانى، اين بوده است كه ايرانيان براى دریافت چَمِ واژه هاى باشَنده در زبان پارسی تا اندازه‌اى ناچار به يادگيرى دستورِ زبان اربى نيز شده‌اند تا براى نمونه دريابند كه «عالِم» داننده‌ی دانش است و «معلوم» آنچه دانسته است.
۳. ديگرسانىِ(#تفاوت) ساختارىِ دستور زبانِ پارسى و اربى:
برخى از كسانى كه با هر انگیزه‌ای با پالايشِ زبانى پاد می‌ورزند(#مخالف اند) هنگامى كه سخن از پالايشِ وام‌واژه هاى اربى مى‌شود، زبان انگليسى را پيش مى‌كشند و شمار بالاى وام‌واژه هاى باشِنده در زبان انگليسى را دستاويزى می‌کنند تا شمار بالاى وام‌واژه هاى اربى را در زبان پارسی روا بدانند. بی اينكه بخواهيم به درستى يا نادرستی گزاره‌اى كه پايه‌ی اين گواه‌آوری(#استدلال) است و شمار وام‌واژه هاى فارسى و انگليسى را يكسان انگاشته، بپردازيم؛ نكته هاى بسیارى در اين سنجش ناديده گرفته شده است كه چند فِتاد را نشان می‌دهیم:
یكم، پذيرشِ وام‌واژه ها در زبان انگليسى بر بسترى از دادوستد زاستارى زبان ها رخ داده است.

#کورش_جنتی
پژوهشگرِ ادبسار(#ادبیات) و زبانِ پارسی
روزنامه‌ی قانون ۲۵۷۷/۰۲/۳۰ (۱۲۹۷) -شماره‌ی ۱۲۰۵

برگردان به پارسی پاک #میلاد_فرخ_وند

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


🔹پالایشِ وام‌واژه های زبان اربی(عربی) از زبان فارسی (بخش دوم)

دوم، زبان انگليسى از زبان هاى هم‌خانواده‌ی خود، مانند فرانسه و آلمانى واژه گرفته است. سوم، اين وام‌واژه ها به ساختار واژه‌سازى زبان انگليسى تن داده‌اند. رده‌ی زبانى زبان اربى یکسره با زبان پارسى ديگرسان اســت. زبان اربى از خانواده‌ی زبان هاى سامى است و فرآيندهاى واژه‌سازى آن هيچ گونه پيوندى با فرآيندهاى واژه‌سازى در زبان پارسى ندارد.
زبانِ پارسی از خانواده‌ی زبان های هندواروپایی است و برای واژه‌سازى مانندِ زبان هاى انگليسى و آلمانى از فرآيندهايى چون «آمیختن» و «وندافزايى» بهره می‌برد. آميختگىِ یک‌سويه و درازدامنه‌ی زبانِ پارسی با زبانِ اربى آشفتگی هايى هتا(#حتی) فراتر از گستره‌ی واژگان به بار آورده است. براى روشن‌تر شدنِ اين سخن، سه نمونه از اين آسيب ها را نشان می‌دهیم. اَدَبمَندانِ ايرانى كوشيده‌اند دستورِ زبانِ پارسى را با تَرم(#اصطلاح)های دستورِ زبانِ اربى فرا بنمایند. برخى از اين تَرم های رهزن و گمراه‌كننده مانند «تمييز» و «مسنداليه» در چند دهه‌ی گذشته پالايش شده‌اند و برخى همچنان به كار مى‌روند و مایه‌ی دریافتِ بدِ(#بدفهمی) پارسى‌زبانان از دستورِ زبانِ خود مى‌شوند؛ چنانكه به كاربردنِ تَرمِ «مصدر» براى ريشه‌ی كارواژه(#فعل) در زبانِ پارسى، یک‌سره با بنیادِ زبانِ پارسی بيگانه است. همچنين در دستورِ زبانِ پارسى به پيروى از زبانِ اربى بنِ گذشته + ه را زابِ کارپذیری(#صفتِ #مفعولی) مى‌ناميم؛ در هالى كه مى‌دانيم بنِ گذشته + ه در کرپایه هاى ناگذرى مانندِ «رفتن» و «آمدن» چِمِ کنندگی(فاعلی) دارند. ديگر آنکه واژه ها و سَهان(#جمله)هايى چون «ممنوع التصوير»، «قس على هذا» «على اى حال» و«مابه التفاوت» در كارخانه‌ی واژه‌سازىِ زبانِ اربى ساخته شده‌اند و با همان ويژگى هاى آوايى و ساختواژىِ ناآشنا به زبانِ پارسی راه يافته‌اند. بودنِ چنين واژه هايى زبان را تيره و نادریافتنی(#نامفهوم) كرده و يكدستىِ واژگانى و دستورىِ زبانِ پارسى را از ميان مى‌برد. سومين نكته اين است كه سايه‌ی واژه هاى اربى در زبان پارسى چندان سنگين و دامنه‌دار بوده است كه مِنْتِ(#ذهن) ايرانی ناخودآگاه در كاربردِ واژه ها به جاى پيروىِ از دستورِ زبانِ خود، از دستورِ زبانِ اربى پيروى مى‌كند؛ چنانكه بسيارى از پارسی‌زبانان واژه هاى پارسى «استاد» و «فرمان» را به گونه‌ی «اساتيد» و «فرامين» جم(#جمع) مى‌بندند.
بر پايه‌ی آنچه در بالا آمده است، نویسنده بر آن است كه بده‌بستانِ واژگانى ميانِ زبان هاى اربى و پارسى، تا اندازه‌ی بسيارى یکسويه و چه بسا زوربنياد بوده است؛ تا آنجا كه مى‌توان بسيارى از واژه هاى اربى اندر شده به زبانِ پارسى را به جاى «وام واژه»، «زورواژه» خواند. بسيارى از اين وام‌واژه ها به ميهمانانِ ناخوانده‌اى می‌مانند كه به زور به خانه‌ی ميزبان اندر شده‌اند و با گذرِ زمان ميزبانان را از خانه بيرون انداخته‌اند، سپس خانه را چنان به هم ريخته و آشفته كرده‌اند كه نشانه هاى اين آشفتگى و نابسامانى را در گوشه‌گوشه‌ی خانه مى‌توان جست. سخن اين نيست كه هيچ ميهمانى را به خانه‌ی زبانِ پارسى راه ندهيم؛ سخن اين است كه اگر ميهمان مى‌خواهد رواديدِ ماندن بگيرد، بايد آیین هاى خانه‌ی ميزبان را بپذيرد و در خانه نخشى(#نقشی) سودمند بر دوش گيرد. سره‌گرايى با هر فرانمودی(#تعریفی) كه از آن داشته باشيم، كوششى براى بيرون راندنِ ميهمانانِ خودخوانده و ناسودمندِ زبان پارسى به سود ميزبانانِ راستينِ آن است؛ چنان كه سعدى گفته است:
«ميهمان گرچه عزيز است ولى همچو نفس/ خفه مى‌سازد اگر آيد و بيرون نرود»

#کورش_جنتی
پژوهشگرِ ادبسار(#ادبیات) و زبانِ پارسی
روزنامه‌ی قانون ۲۵۷۷/۰۲/۳۰ (۱۳۹۷) -شماره‌ی ۱۲۰۵

برگردان به پارسی پاک #میلاد_فرخ_وند

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


🔻پاستوریزه= پاستورده
🔻پاستوریزه کردن (پاستوریزاسیون) = پاستوردن★، پاستورِش
🔻هموژنیزه= همگن، همگن شده، همگِنیده
🔻هموژنیزه کردن (هموژنیزاسیون) = همگِنیدن، همگنِش، همگن ساختن، همگنسازی
🔻هموژنایزر = همگنساز، همگن‌ساز، همگننده، همگن‌گر
🔻استریل = سترون
🔻استریلیزه = سترون شده، سترونیده
🔻استریلیزه کردن (استریلیزاسیون) = سترونیدن، ستروندن، سترون کردن

نمونه:

آبمیوه ها، شیر و دیگر نوشیدنی ها را پیش از ورود به بازار پاستوریزه می‌کنند.
آبمیوه ها، شیر و دیگر نوشیدنی ها را پیش از درون‌شد به بازار می‌پاستورند.

فراروند پاستوریزاسیون از نام لویی پاستور گرفته شده است. او این شیوه را ابداع کرد.
فراروند پاستورش از نام لویی پاستور گرفته شده است. او این شیوه را آفرید.★

هموژنیزاسیون در صنعت لبنیات به مفهوم هموژنیزه کردن ذرات شیر است.
همگِنِش در جیوان‌سازی، همگن کردن ِریزه های شیر است.

برای بالا بردن دوام محصولات غذایی، آنها را استریلیزه می‌کنند.
برای ماندگارتر کردن فرآورده های خوراکی، آنها را می‌سترونند.


فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#پاستوریزه #پاستوریزاسیون #هموژنیزه #هموژنیزاسیون #هموژنایزر #استریل #استریلیزه #استریلیزاسیون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
نخستین رویه از نبیگ(کتاب) "زبان پاک" #احمد_کسروی در باره‌ی زبان پارسیِ سَره

فرستنده: #میلاد_فرخ_وند
🔷💠🔹🔹
ادب‌سار
پارسی این نوشته چیست؟ پیشنهادهای خود را برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم. شما می‌توانید یکی از بندها را گزینش و به پارسی بازنویسی کنید. @New_View 🌊 ماده ۴ کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر: طرف‌ها فعالیت‌های خود در دریای خزر به منظور دریانوردی، برداشت،…
۴- #میلاد_فرخ_وند

🌊 ماده‌ی ۴ سازوکار دادیک دریای کاسپی:
همبازها کنش‌های خود در دریای کاسپی به هدف دریانوردی، برداشت، بهره‌برداری و پشتیبانی از سرمایه‌های زنده‌ی آبی، یافتن و بهره‌برداری از بن‌مایه‌های بستر و زیربستر و همچنین دیگر کنش‌ها را برپایه‌ی این پیمان‌نامه، دیگر سازش‌نامه‌های میان همبازها که همراستا با این پیمان‌نامه و دات‌های کشور خود باشند، انجام خواهند داد.

🌊 ماده‌ی ۱۷ پیمان‌نامه‌ی سازوکار دادیک دریای کاسپی:
همبازها باید برای ستیز با مرگ‌افکنی فراکشوری و فراهمیدن دارایی‌های آن، نهان‌رسانی جنگ‌افزار، افیون‌ها، ماده‌های روانگردان و پیش‌سازه‌های آن‌ها، همچنین شکار بی‌پروانه و پیشگیری و رویارویی با نهان‌رسانی کوچندگان از راه دریا و دیگر بزه‌ها در دریای کاسپی با یکدیگر همکاری کنند.
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
۸۰سال پیش که فرهنگستان این واژه‌ها را‌ ساخت، بسیاری باور نداشتند این واژگان ناآشنا جای واژه‌های اربی را بگیرد.
اکنون واژه‌های پارسی جا افتاده و کوشش فرهنگستان به بار نشسته است!

#میلاد_فرخ_وند
@AdabSar
🌊 ۱۲ اوت/آگوست روز جهانی دریای کاسپی است. پیش‌تر از شما خواسته بودیم دو بند از «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر» را به پارسی بازگردانید. اکنون دوباره پیام‌های رسیده را همرسانی و بازخوانی می‌کنیم.

📑 ماده ۴ کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر:
طرف‌ها فعالیت‌های خود در دریای خزر به منظور دریانوردی، برداشت، استفاده و حمایت از منابع زنده آبی، اکتشاف و بهره‌برداری از منابع بستر و زیربستر و همچنین سایر فعالیت‌ها را طبق این کنوانسیون، سایر موافقتنامه‌های بین طرف‌ها که منطبق با این کنوانسیون باشد و قوانین ملی خود انجام خواهند داد.
📑 ماده ۱۷ کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر:
طرف‌ها باید به منظور مبارزه با تروریسم بین‌الملل و تامین مالی آن، قاچاق اسلحه، مواد مخدر، مواد روانگردان و پیش‌سازه‌های آن‌ها، همچنین صید غیرمجاز و پیشگیری و مقابله با قاچاق مهاجران از طریق دریا و سایر جرایم در دریای خزر با یکدیگر همکاری کنند.

💠🔹
#فائزه_جهانشاد
- بند ۴ پیمان‌نامه سازگان دادیک دریای کاسپی:
سوها کوشش‌های خود در دریای خزر به فردید دریانوردی، برداشت، بکارگیری و پشتیبانی از بن‌مایگان زنده آبی، پیدایش و بهره‌برداری از بن‌مایگان بستر و زیربستر و همچنین سایر کنشگری‌ها را بر پایه این پیمان‌نامه، دیگر سازش‌نامه‌های میان سوها که همسان با این پیمان‌نامه باشد و آساهای میهنی خود انجام خواهند داد.
- بند ۱۷ پیمان‌نامه سازگان دادیک دریای کاسپی:
سوها باید به فردید پیکار با دهشت‌افکن جهانی و آسایش دارایی آن، نهان‌فروشی جنگ‌افزار، ماتک افیونی، ماتک روان‌گردان و پیش‌سازه‌های آن‌ها، همچنین شکار ناروا و پیشگیری و رویارویی با نهان‌فروشی دور از میهن از راه دریا و سایر بزه‌ها در دریای خزر با یکدیگر همکاری کنند.

💠🔹
#بزرگمهر_صالحی
- ماده‌ی ۴ پیمان‌نامه‌ی دادیکی دریای کاسپین:
کشورهای پیرامون دریای کاسپین کوشش‌های خود را برای دریانوردی، برداشت، بهره‌مندی و پشتیبانی از سرچشمه‌های زنده آبی، بازنمود و بهره‌برداری از آبشخورهای بستر و زیربستر و همچنین دیگر کوشندگی‌ها را برابر این پیمان‌نامه و دیگر همسازی‌های بین کشورها را که سازگار با این پیمان نامه باشد و آساهای نفانی خود انجام خواهند داد.
- ماده‌ی ۱۷ پیمان‌نامه‌ی دادیکی دریای کاسپین:
کشورهای گرداگرد (پیرامون) این دریا باید به برای پیکار با کُشتارهراسی جهانی و فراهمیدن دارایی آن، گریزه‌ی جنگ‌افزار، مایگان سُستگر، مایگان روانگردان و پیش‌سازه‌های آن‌ها، همچنین شکار ناروا و پیشگیری و جلوگیری از جابجایی کوچروان از راه دریا و دگر بزه‌ها در دریای کاسپین با یکدیگر همکاری کنند.

💠🔹
#میلاد_فرخ_وند
- ماده‌ی ۴ سازوکار دادیک دریای کاسپی:
همبازها کنش‌های خود در دریای کاسپی به هدف دریانوردی، برداشت، بهره‌برداری و پشتیبانی از سرمایه‌های زنده‌ی آبی، یافتن و بهره‌برداری از بن‌مایه‌های بستر و زیربستر و همچنین دیگر کنش‌ها را برپایه‌ی این پیمان‌نامه، دیگر سازش‌نامه‌های میان همبازها که همراستا با این پیمان‌نامه و دات‌های کشور خود باشند، انجام خواهند داد.
- ماده‌ی ۱۷ پیمان‌نامه‌ی سازوکار دادیک دریای کاسپی:
همبازها باید برای ستیز با مرگ‌افکنی فراکشوری و فراهمیدن دارایی‌های آن، نهان‌رسانی جنگ‌افزار، افیون‌ها، ماده‌های روانگردان و پیش‌سازه‌های آن‌ها، همچنین شکار بی‌پروانه و پیشگیری و رویارویی با نهان‌رسانی کوچندگان از راه دریا و دیگر بزه‌ها در دریای کاسپی با یکدیگر همکاری کنند.

💠🔹
#جاوید_پیشرو
- بند ۴ پیمان‌نامه‌ی سازمان سِزِگانی دریای کاسپین:
کشورها[ی] [پیرامون] کُنشگری‌های خود[را] در دریای کاسپین برای دریانوردی، برداشت، بهره‌وری و پشتیبانی از سرمایه‌های زنده‌ آبی، یابش/یافتن و بهره‌برداری از سرمایه‌‌های بستر و زیربستر و همچنین دیگر کُنشگری‌ها میانِ کشورها که همسو با این پیمان‌نامه باشد و آیین‌نامه‌ی کشور خود به کار خواهند گرفت.
- بند ١٧ پیمان‌نامه‌ی سازمان سِزِگانی دریای کاسپین:
کشورها باید برای پیکار با هراس‌افکنِ فراکشوری و فراهم‌آور[نده‌ی] خواسته‌های آن، پوشیده/نهفته‌رسانی جنگ‌افزار، افیون، روان‌گردان‌ها و ساخت‌مایه‌های آن؛ همچنین پیشگیری از شکارِ ناروا[ی] [آبزیان]، رویارویی با پوشیده/نهفته‌نوردی از راه دریا و دیگر بزه‌ها در دریایِ کاسپین با یکدیگر همکاری کنند.

💠🔹
#رضا_تدین
بند ۴ پیمان‌نامه‌ی دادورزانه‌ی دریای کاسپی:
هم‌پیمانان کاروبار خود در دریای کاسپی مانند دریانوردی، برداشت، بهره‌وری و پشتیبانی از بن‌مایه‌های زنده‌ی آبی، یافتن و بهره‌برداری از بن‌مایه‌های بستر و زیربستر و همچنین دیگر کارها را برپایه‌ی این پیمان و دیگر سازش‌نامه‌های میان خود که با این پیمان‌نامه همسو باشند و نیز آیین‌نامه‌های کشور خود انجام خواهند داد.

#روز_جهانی_دریای_کاسپی
🌊 @AdabSar
📌 پالایش زبان پارسی:

🔻مخاطَب= گفتاسو★، هم‌سخن، دویم کس، نام‌برده، شنونده، روی سخن، خواننده، نیوشنده(شنونده)
🔻مخاطب خاص= هم‌سخنِ برگزیده، گفتاسوی ویژه
🔻خطیب= سخنران، سخنور، سخنگو
🔻خطبه= سخنرانی، اندرزگویی
🔻خِطاب= روی سخن، روی‌گفت، گفتگو
🔻خِطاب‌کردن= رویاروی سخنیدن، نام‌بردن، سِدا(صدا)زدن
🔻حُسن خطاب= زبان‌آوری، خوش سخنیدن، خوب گفتگوکردن، شیواسُخنی، نیک‌گویی
🔻فصل‌الخطاب/فصل خطاب= سخن بُرنده، فرمان بُرنده، فرجامِ سخن، فرجام‌سخن، سخن فرجامنده، سخن فرجامگر
🔻خطابه= سخنرانی، سخن‌راندن، سخنیدن، اندرز، اندرزگفتن، گفتار سخنورانه

نمونه:
قبل از صحبت‌کردن، لازم است مخاطبمان را خوب بشناسیم=
پیش از سخنیدن، باید گفتاسویِمان را خوب بشناسیم

مرشد خطاب به شاگردان پند و اندرز می‌دهد=
ادب‌آموز به شاگردان پند و اندرز می‌دهد

مخاطبان این فیلم، افراد بالای ۱۵ سال استند=
بینندگان این توژ، مردمان بالای ۱۵ سال استند


★واژه‌ی زیبای «گفتاسو» را پانا #کیانمهر_علیشاهی از هموندان گرامی ادبسار برساخته است.


گردآوری و نگارش: #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک

#خطاب #مخاطب #خطبه #خطیب #خطابه #فصل_الخطاب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹