🖤 ایران من ای خاک به تاراج کشیده…
پیشکش به چشموچراغ ایران و مردمان دلیر و داغدارش؛ #سیستان_و_بلوچستان
ایران من ای خاک به تاراج کشیده
ای مزرعهی سبز به حاصل نرسیده
ای کشتهی دهقانیِ پامال و چریده
ای باغ بگو بار تو را باز که چیده؟
ای زخمی توفان شده اما نبریده
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
ای مام مصیبتزده ای میهن ویران
در بند تو ماندیم تو ای خاک اسیران
دیوانهی خود را سرِ این عشق بمیران
ای چشمهی خورشید! وطن! مادرم! ایران
کز بار مصیبت شده پشت تو خمیده
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
ای داغ جواندیده چه دیدی که شکستی؟
ای خاک بجوشان و بدم از چه نشستی؟
جانِ تن ما در همه آفاق تو هستی
ای خون پریشان شده، ای مرکز هستی
از محنت دوران غم بسیار کشیده
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
بسیار که سر بر سر پیمان تو دادند
دلداده به دامان تو سر پیش نهادند
پای تو نشستند، شکستند، ستادند
گرد سرت ای شمع چو پروانه فتادند
تا سر برسد شب، بزند صبح سپیده
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
افسوس که این مزرعه را آب… نه خون است
دهقان مصیبتزده در خاک نگون است
حالِ دلِ گل حالْ در این معرکه چون است؟
دور فلک انگار که بر دور جنون است
ارباب به هر حال سر تخت لمیده
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
*
انگار ولی از رخ شب رنگ پریده
خورشید خروشیده و زنجیر دریده
یکباره به رقص آمده از خویش رمیده
چون چامهی من در چمن صبح چمیده
چوپان مگر امشب پس این کوه چه دیده؟
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
سراینده: #عبدالله_مقدمی
هنرمند: #روشی_روزبهانی
b2n.ir/Khaash
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
♥️🩸@AdabSar
پیشکش به چشموچراغ ایران و مردمان دلیر و داغدارش؛ #سیستان_و_بلوچستان
ایران من ای خاک به تاراج کشیده
ای مزرعهی سبز به حاصل نرسیده
ای کشتهی دهقانیِ پامال و چریده
ای باغ بگو بار تو را باز که چیده؟
ای زخمی توفان شده اما نبریده
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
ای مام مصیبتزده ای میهن ویران
در بند تو ماندیم تو ای خاک اسیران
دیوانهی خود را سرِ این عشق بمیران
ای چشمهی خورشید! وطن! مادرم! ایران
کز بار مصیبت شده پشت تو خمیده
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
ای داغ جواندیده چه دیدی که شکستی؟
ای خاک بجوشان و بدم از چه نشستی؟
جانِ تن ما در همه آفاق تو هستی
ای خون پریشان شده، ای مرکز هستی
از محنت دوران غم بسیار کشیده
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
بسیار که سر بر سر پیمان تو دادند
دلداده به دامان تو سر پیش نهادند
پای تو نشستند، شکستند، ستادند
گرد سرت ای شمع چو پروانه فتادند
تا سر برسد شب، بزند صبح سپیده
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
افسوس که این مزرعه را آب… نه خون است
دهقان مصیبتزده در خاک نگون است
حالِ دلِ گل حالْ در این معرکه چون است؟
دور فلک انگار که بر دور جنون است
ارباب به هر حال سر تخت لمیده
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
*
انگار ولی از رخ شب رنگ پریده
خورشید خروشیده و زنجیر دریده
یکباره به رقص آمده از خویش رمیده
چون چامهی من در چمن صبح چمیده
چوپان مگر امشب پس این کوه چه دیده؟
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
سراینده: #عبدالله_مقدمی
هنرمند: #روشی_روزبهانی
b2n.ir/Khaash
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
♥️🩸@AdabSar