💫
تحملکردنِ قهرِ تو را یک استکان بس نیست
تسلیدادنِ این فاجعه،میخانه میخواهد!
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
تحملکردنِ قهرِ تو را یک استکان بس نیست
تسلیدادنِ این فاجعه،میخانه میخواهد!
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
@AdabSar
بگو چرا بنویسم به دفتری که ندارم
هنوز هم غزل از حال بهتری که ندارم
غم آنچنان نفسم را گرفته است که اینک
امید بستهام اما به ساغری که ندارم
دلم هوای تو دارد ولی چگونه ببندم
هزار نامه به پای کبوتری که ندارم؟
به رغم آن که نبودی همیشه پای تو ماندم
که سخت مومنم اما به باوری که ندارم
اگرچه بافتنی نیست راه تا تو رسیدن
به جز خیال ولی کار دیگری که ندارم
شبیه ابر بهاری دلم عجیب گرفته
کجاست شانهی امن برادری که ندارم؟!
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
بگو چرا بنویسم به دفتری که ندارم
هنوز هم غزل از حال بهتری که ندارم
غم آنچنان نفسم را گرفته است که اینک
امید بستهام اما به ساغری که ندارم
دلم هوای تو دارد ولی چگونه ببندم
هزار نامه به پای کبوتری که ندارم؟
به رغم آن که نبودی همیشه پای تو ماندم
که سخت مومنم اما به باوری که ندارم
اگرچه بافتنی نیست راه تا تو رسیدن
به جز خیال ولی کار دیگری که ندارم
شبیه ابر بهاری دلم عجیب گرفته
کجاست شانهی امن برادری که ندارم؟!
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
@AdabSar
سر از بهشت درآرم، فریب اگر بگذارد
فریب آن دو نگاه نجیب اگر بگذارد
سر ِسلامت از این باغ میبرم بهدر، آری
مرا به حال خودم عطر سیب اگر بگذارد
عجیب نیست اگر با من ِغریب بماند
بهانههای عجیب و غریب اگر بگذارد
نخست خواند به عشق و سپس سپرد به این دو
که من اگر بپسندم، رقیب اگر بگذارد
به چشم خستهی من نیز خواب میرسد، اما
شب فراق، دل بیشکیب اگر بگذارد
به کفر خویش بهم میزنم زمین و زمان را
خدای عشق مرا بینصیب اگر بگذارد
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
سر از بهشت درآرم، فریب اگر بگذارد
فریب آن دو نگاه نجیب اگر بگذارد
سر ِسلامت از این باغ میبرم بهدر، آری
مرا به حال خودم عطر سیب اگر بگذارد
عجیب نیست اگر با من ِغریب بماند
بهانههای عجیب و غریب اگر بگذارد
نخست خواند به عشق و سپس سپرد به این دو
که من اگر بپسندم، رقیب اگر بگذارد
به چشم خستهی من نیز خواب میرسد، اما
شب فراق، دل بیشکیب اگر بگذارد
به کفر خویش بهم میزنم زمین و زمان را
خدای عشق مرا بینصیب اگر بگذارد
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
💫
سازی ز شور افتادهام در گوشهی دشتی
یک شهر میگریند بر حال(هال) همایونم
رفتم، به دامان تو دیگر برنمیگردم
ای زردکوهِ سنگدل، من رود کارونم
#سجاد_رشیدی_پور
#چکامه_پارسی
@AdabSar
سازی ز شور افتادهام در گوشهی دشتی
یک شهر میگریند بر حال(هال) همایونم
رفتم، به دامان تو دیگر برنمیگردم
ای زردکوهِ سنگدل، من رود کارونم
#سجاد_رشیدی_پور
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar
رها کنید مرا با غمِ نهان خودم
اگرچه خستهام از درد بیکران خودم
به دشمنان قسمخورده احتیاجی نیست
که دشنه میخورم از دست دوستان خودم
چو رنج بوده فقط سهمم از جهان شما
خوشا به کنج اتاقم، خوشا جهان خودم
که کیمیای سعادت سکوت بود، سکوت
چه زخمها که نخوردم من از زبان خودم
شراب نیز به دردم نمیدهد تسکین
مگر که زهر بریزم به استکان خودم
اگر که مرگ فقط چارهی من است، چه باک؟
به مرگ خویش کنون راضیام، به جان خودم
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
رها کنید مرا با غمِ نهان خودم
اگرچه خستهام از درد بیکران خودم
به دشمنان قسمخورده احتیاجی نیست
که دشنه میخورم از دست دوستان خودم
چو رنج بوده فقط سهمم از جهان شما
خوشا به کنج اتاقم، خوشا جهان خودم
که کیمیای سعادت سکوت بود، سکوت
چه زخمها که نخوردم من از زبان خودم
شراب نیز به دردم نمیدهد تسکین
مگر که زهر بریزم به استکان خودم
اگر که مرگ فقط چارهی من است، چه باک؟
به مرگ خویش کنون راضیام، به جان خودم
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
@AdabSar
نارفیقانم چه آسان انگ بیدردی زدند
تا که پنهان شد به لبخندی پریشانحالیام
سالها کنج قفس آواز خوش سر دادهام
تا نداند هیچ کس زندانی بیبالیام
بارها افتادم از پا، باز هم برخاستم
سختجانم کرده خوشبختانه بد اقبالیام
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
نارفیقانم چه آسان انگ بیدردی زدند
تا که پنهان شد به لبخندی پریشانحالیام
سالها کنج قفس آواز خوش سر دادهام
تا نداند هیچ کس زندانی بیبالیام
بارها افتادم از پا، باز هم برخاستم
سختجانم کرده خوشبختانه بد اقبالیام
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
💫
تا کی نظر به بیش و کمِ بیشه میکنی
صید تواَم چرا و چه اندیشه میکنی
مست از مِی تواَند رقیبان و غافلند
خون دل من است که در شیشه میکنی
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
تا کی نظر به بیش و کمِ بیشه میکنی
صید تواَم چرا و چه اندیشه میکنی
مست از مِی تواَند رقیبان و غافلند
خون دل من است که در شیشه میکنی
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
تا کی نظر به بیش و کمِ بیشه میکنی
صید تواَم چرا و چه اندیشه میکنی
مست از مِی تواَند رقیبان و غافلند
خون دل من است که در شیشه میکنی
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
تا کی نظر به بیش و کمِ بیشه میکنی
صید تواَم چرا و چه اندیشه میکنی
مست از مِی تواَند رقیبان و غافلند
خون دل من است که در شیشه میکنی
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
💫
نارفیقانم چه آسان انگ بیدردی زدند
تا که پنهان شد به لبخندی پریشانحالیام
سالها کنج قفس آواز خوش سر دادهام
تا نداند هیچ کس زندانی بیبالیام
بارها افتادم از پا باز هم برخاستم
سختجانم کرده خوشبختانه بداقبالیام
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
نارفیقانم چه آسان انگ بیدردی زدند
تا که پنهان شد به لبخندی پریشانحالیام
سالها کنج قفس آواز خوش سر دادهام
تا نداند هیچ کس زندانی بیبالیام
بارها افتادم از پا باز هم برخاستم
سختجانم کرده خوشبختانه بداقبالیام
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
رها کنید مرا با غمِ نهان خودم
اگرچه خستهام از درد بیکران خودم
به دشمنان قسمخورده احتیاجی نیست
که دشنه میخورم از دست دوستان خودم
چو رنج بوده فقط سهمم از جهان شما
خوشا به کنج اتاقم، خوشا جهان خودم
که کیمیای سعادت سکوت بود، سکوت
چه زخمها که نخوردم من از زبان خودم
شراب نیز به دردم نمیدهد تسکین
مگر که زهر بریزم به استکان خودم
اگر که مرگ فقط چارهی من است، چه باک؟
به مرگ خویش کنون راضیام، به جان خودم
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
رها کنید مرا با غمِ نهان خودم
اگرچه خستهام از درد بیکران خودم
به دشمنان قسمخورده احتیاجی نیست
که دشنه میخورم از دست دوستان خودم
چو رنج بوده فقط سهمم از جهان شما
خوشا به کنج اتاقم، خوشا جهان خودم
که کیمیای سعادت سکوت بود، سکوت
چه زخمها که نخوردم من از زبان خودم
شراب نیز به دردم نمیدهد تسکین
مگر که زهر بریزم به استکان خودم
اگر که مرگ فقط چارهی من است، چه باک؟
به مرگ خویش کنون راضیام، به جان خودم
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
💫
نه طاقتی که از آن چشم تیره دست بدارم
نه فرصتی که از این حال دستداده بگویم
به آنکه در دلش آبی تکان نخورده چگونه
ز آتشی که نگاهت به جا نهاده بگویم
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
نه طاقتی که از آن چشم تیره دست بدارم
نه فرصتی که از این حال دستداده بگویم
به آنکه در دلش آبی تکان نخورده چگونه
ز آتشی که نگاهت به جا نهاده بگویم
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
💫
یادت نمیرود ز خیالم مگر به مرگ
ذکرت نمیرود به زبانم مگر به خیر
بیخوابی ارمغانِ دل رفتهی من است
هرگز نمیشود شبِ عاشق سحر به خیر
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
یادت نمیرود ز خیالم مگر به مرگ
ذکرت نمیرود به زبانم مگر به خیر
بیخوابی ارمغانِ دل رفتهی من است
هرگز نمیشود شبِ عاشق سحر به خیر
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
@AdabSar
به سوی توست اگر این نگاه دست خودم نیست
صبوری از دلِ تنگم نخواه دست خودم نیست
نخوان به گوش منِ دلسپرده پند که این عشق
اگر درست اگر اشتباه دست خودم نیست
همین که پلک گشودی بهناز پر زد و دیدم
دلی که دست خودم بود آه دست خودم نیست
مرا ببخش که میخواهمت اگرچه بعیدی
که من پلنگم و رویای ماه دست خودم نیست
برای از تو نوشتن ردیف شد کلماتم
که اختیار غزل هیچگاه دست خودم نیست
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
به سوی توست اگر این نگاه دست خودم نیست
صبوری از دلِ تنگم نخواه دست خودم نیست
نخوان به گوش منِ دلسپرده پند که این عشق
اگر درست اگر اشتباه دست خودم نیست
همین که پلک گشودی بهناز پر زد و دیدم
دلی که دست خودم بود آه دست خودم نیست
مرا ببخش که میخواهمت اگرچه بعیدی
که من پلنگم و رویای ماه دست خودم نیست
برای از تو نوشتن ردیف شد کلماتم
که اختیار غزل هیچگاه دست خودم نیست
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
💫
نترس اهلی دنیا نشو به خاک نشستن
برای آنکه دلش رنگ آسمان شده ننگ است
همین نشانهی خوبیست از شکست نخوردن
همین که با تو زمانه هنوز بر سر جنگ است
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
نترس اهلی دنیا نشو به خاک نشستن
برای آنکه دلش رنگ آسمان شده ننگ است
همین نشانهی خوبیست از شکست نخوردن
همین که با تو زمانه هنوز بر سر جنگ است
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar