@AdabSar
به رسم صبر، باید مرد آهش را نگه دارد
اگر مرد است، بغض گاهگاهش را نگه دارد
پریشان است گیسویی در این باد و پریشانتر
مسلمانی که میخواهد نگاهش را نگه دارد
عصای دست من عشق است، عقل سنگدل بگذار
که این دیوانه تنها تکیهگاهش را نگه دارد
بهروی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم
خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد
دلم را چشمهایش تیرباران کرد، تسلیمم
بگویید آن کمانابرو سپاهش را نگه دارد!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
به رسم صبر، باید مرد آهش را نگه دارد
اگر مرد است، بغض گاهگاهش را نگه دارد
پریشان است گیسویی در این باد و پریشانتر
مسلمانی که میخواهد نگاهش را نگه دارد
عصای دست من عشق است، عقل سنگدل بگذار
که این دیوانه تنها تکیهگاهش را نگه دارد
بهروی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم
خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد
دلم را چشمهایش تیرباران کرد، تسلیمم
بگویید آن کمانابرو سپاهش را نگه دارد!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
@AdabSar
به وعدههای تو آنکس که اعتماد کند
عجیب نیست اگر تکیه هم به باد کند
به ابروان هلالت مجال جلوه بده
که کار و کاسبی ماه را کساد کند
رقیب گفت که دورِ تو ماهرو کم نیست
به طعنه گفتمش آری، خدا زیاد کند!
بخند بیشتر و بیشتر که خندهی تو
دل مرا که اسیر غم است شاد کند
چقدر برگ گل آویختم به خود که بهار
از این درخت که خشکیده است یاد کند!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
به وعدههای تو آنکس که اعتماد کند
عجیب نیست اگر تکیه هم به باد کند
به ابروان هلالت مجال جلوه بده
که کار و کاسبی ماه را کساد کند
رقیب گفت که دورِ تو ماهرو کم نیست
به طعنه گفتمش آری، خدا زیاد کند!
بخند بیشتر و بیشتر که خندهی تو
دل مرا که اسیر غم است شاد کند
چقدر برگ گل آویختم به خود که بهار
از این درخت که خشکیده است یاد کند!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
@AdabSar
سفر میکردی و کار تو را دشوار میکردم
که چون ابر بهاری گریهی بسیار میکردم
همان "آغاز" باید بر حذر میبودم از عشقت
همان دیدار "اول" باید استغفار میکردم
ملاقات نخستین کاش بار آخرینم بود
تو را دیگر میان خوابها دیدار میکردم
«به روی نامههایت قطرهی اشک است، غمگینی؟»
تو میپرسیدی و با چشم خون انکار میکردم
در آن دنیا اگر قدری مجال همنشینی بود
به پای مرگ میافتادم و اصرار میکردم
خدا عمر غمت را جاودان سازد که این شاعر
غزل در گوش من میخواند و من تکرار میکردم!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
سفر میکردی و کار تو را دشوار میکردم
که چون ابر بهاری گریهی بسیار میکردم
همان "آغاز" باید بر حذر میبودم از عشقت
همان دیدار "اول" باید استغفار میکردم
ملاقات نخستین کاش بار آخرینم بود
تو را دیگر میان خوابها دیدار میکردم
«به روی نامههایت قطرهی اشک است، غمگینی؟»
تو میپرسیدی و با چشم خون انکار میکردم
در آن دنیا اگر قدری مجال همنشینی بود
به پای مرگ میافتادم و اصرار میکردم
خدا عمر غمت را جاودان سازد که این شاعر
غزل در گوش من میخواند و من تکرار میکردم!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
💫
تو پادشاهی و من مستمند دربارم
مگر تو رحم کنی بر دو چشم خونبارم
مرا اگر به جهنم بیفکنی ای دوست
هنوز نعره برآرم که دوستت دارم
#سجاد_سامانی
@AdabSar
تو پادشاهی و من مستمند دربارم
مگر تو رحم کنی بر دو چشم خونبارم
مرا اگر به جهنم بیفکنی ای دوست
هنوز نعره برآرم که دوستت دارم
#سجاد_سامانی
@AdabSar
@AdabSar
گفتم که با فراق مدارا کنم نشد
یک روز را بدون تو فردا کنم نشد
در شعر شاعران همه گشتم که مصرعى
در شأن چشمهاى تو پیدا کنم نشد
گفتند عاشقِ که شدى؟ گریهام گرفت
میخواستم بخندم و حاشا کنم نشد
بیزارم از رقیب که تا آمدم تو را-
از دور چند لحظه تماشا کنم نشد
شاعر شدم که با قلمِ ساحرانهام
در قاب شعر عشق تو را جا کنم نشد!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
گفتم که با فراق مدارا کنم نشد
یک روز را بدون تو فردا کنم نشد
در شعر شاعران همه گشتم که مصرعى
در شأن چشمهاى تو پیدا کنم نشد
گفتند عاشقِ که شدى؟ گریهام گرفت
میخواستم بخندم و حاشا کنم نشد
بیزارم از رقیب که تا آمدم تو را-
از دور چند لحظه تماشا کنم نشد
شاعر شدم که با قلمِ ساحرانهام
در قاب شعر عشق تو را جا کنم نشد!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
بهارِ با تو بودنها چه شد پاییزِ دلتنگیست
کجایی صبح من شامِ ملالانگیزِ دلتنگیست
کجایی ماهیِ آرام در آغوشِ اقیانوس
به من برگرد این دریایِ غم لبریزِ دلتنگیست
اگر چیزی به دست آوردهام از عشق میبخشم
غزلهایی که خود سرمایهی ناچیزِ دلتنگیست
در آن دنیا برای دیدنت شاید مجالی شد
همانا مرگ پایانِ سرورآمیزِ دلتنگیست
نسیمی شاخههایم را شکست و با خودم خواندم
بهارِ با تو بودنها چه شد پاییزِ دلتنگیست
#سجاد_سامانی
@AdabSar
بهارِ با تو بودنها چه شد پاییزِ دلتنگیست
کجایی صبح من شامِ ملالانگیزِ دلتنگیست
کجایی ماهیِ آرام در آغوشِ اقیانوس
به من برگرد این دریایِ غم لبریزِ دلتنگیست
اگر چیزی به دست آوردهام از عشق میبخشم
غزلهایی که خود سرمایهی ناچیزِ دلتنگیست
در آن دنیا برای دیدنت شاید مجالی شد
همانا مرگ پایانِ سرورآمیزِ دلتنگیست
نسیمی شاخههایم را شکست و با خودم خواندم
بهارِ با تو بودنها چه شد پاییزِ دلتنگیست
#سجاد_سامانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
دلم گرفته به دلتنگیِ شبانه قسم
به گیسوان سیاه تو روی شانه قسم
تو بهترین غزل عاشقانه را با چشم
سرودهای به غزلهای عاشقانه قسم
درختهای کهنسال با رسیدن تو
جوان شدند به شادابی جوانه قسم
خلاف عامهى مردم به عشق پابندم
به سنگهای شکیبای رودخانه قسم
فداییان غم عشق و کشتگان فراق
نمردهاند به غمهای جاودانه قسم
#سجاد_سامانی
@AdabSar
دلم گرفته به دلتنگیِ شبانه قسم
به گیسوان سیاه تو روی شانه قسم
تو بهترین غزل عاشقانه را با چشم
سرودهای به غزلهای عاشقانه قسم
درختهای کهنسال با رسیدن تو
جوان شدند به شادابی جوانه قسم
خلاف عامهى مردم به عشق پابندم
به سنگهای شکیبای رودخانه قسم
فداییان غم عشق و کشتگان فراق
نمردهاند به غمهای جاودانه قسم
#سجاد_سامانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
به وعدههای تو آنکس که اعتماد کند
عجیب نیست اگر تکیه هم به باد کند
به ابروان هلالت مجال جلوه بده
که کار و کاسبی ماه را کساد کند
رقیب گفت که دورِ تو ماهرو کم نیست
به طعنه گفتمش آری، خدا زیاد کند!
بخند بیشتر و بیشتر که خندهی تو
دل مرا که اسیر غم است شاد کند
چقدر برگ گل آویختم به خود که بهار
از این درخت که خشکیده است یاد کند!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
به وعدههای تو آنکس که اعتماد کند
عجیب نیست اگر تکیه هم به باد کند
به ابروان هلالت مجال جلوه بده
که کار و کاسبی ماه را کساد کند
رقیب گفت که دورِ تو ماهرو کم نیست
به طعنه گفتمش آری، خدا زیاد کند!
بخند بیشتر و بیشتر که خندهی تو
دل مرا که اسیر غم است شاد کند
چقدر برگ گل آویختم به خود که بهار
از این درخت که خشکیده است یاد کند!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
دلم گرفته به دلتنگیِ شبانه قسم
به گیسوان سیاه تو روی شانه قسم
تو بهترین غزل عاشقانه را با چشم
سرودهای به غزلهای عاشقانه قسم
درختهای کهنسال با رسیدن تو
جوان شدند به شادابی جوانه قسم
خلاف عامهى مردم به عشق پابندم
به سنگهای شکیبای رودخانه قسم
فداییان غم عشق و کشتگان فراق
نمردهاند به غمهای جاودانه قسم
#سجاد_سامانی
@AdabSar
دلم گرفته به دلتنگیِ شبانه قسم
به گیسوان سیاه تو روی شانه قسم
تو بهترین غزل عاشقانه را با چشم
سرودهای به غزلهای عاشقانه قسم
درختهای کهنسال با رسیدن تو
جوان شدند به شادابی جوانه قسم
خلاف عامهى مردم به عشق پابندم
به سنگهای شکیبای رودخانه قسم
فداییان غم عشق و کشتگان فراق
نمردهاند به غمهای جاودانه قسم
#سجاد_سامانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
دلم گرفته به دلتنگیِ شبانه قسم
به گیسوان سیاه تو روی شانه قسم
تو بهترین غزل عاشقانه را با چشم
سرودهای به غزلهای عاشقانه قسم
درختهای کهنسال با رسیدن تو
جوان شدند به شادابی جوانه قسم
خلاف عامهى مردم به عشق پابندم
به سنگهای شکیبای رودخانه قسم
فداییان غم عشق و کشتگان فراق
نمردهاند به غمهای جاودانه قسم
#سجاد_سامانی
@AdabSar
دلم گرفته به دلتنگیِ شبانه قسم
به گیسوان سیاه تو روی شانه قسم
تو بهترین غزل عاشقانه را با چشم
سرودهای به غزلهای عاشقانه قسم
درختهای کهنسال با رسیدن تو
جوان شدند به شادابی جوانه قسم
خلاف عامهى مردم به عشق پابندم
به سنگهای شکیبای رودخانه قسم
فداییان غم عشق و کشتگان فراق
نمردهاند به غمهای جاودانه قسم
#سجاد_سامانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
نیمی از جانِ مرا بردی، محبت داشتی
نیمِ باقیمانده هم هروقت فرصت داشتی
بر زمین افتادم و دیدم به سویم میدوی
دست یاری چیست؟ سودای غنیمت داشتی!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
نیمی از جانِ مرا بردی، محبت داشتی
نیمِ باقیمانده هم هروقت فرصت داشتی
بر زمین افتادم و دیدم به سویم میدوی
دست یاری چیست؟ سودای غنیمت داشتی!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
چشم من چشم تورا دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد
یاد لبهای تو افتادم و با خود گفتم
غنچهای بود که گل کرد ولی چیده نشد
#سجاد_سامانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
چشم من چشم تورا دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد
یاد لبهای تو افتادم و با خود گفتم
غنچهای بود که گل کرد ولی چیده نشد
#سجاد_سامانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
گفته بودم شادمانم، بشنو و باور مکن
گاه میلغزد زبانم، بشنو و باور مکن
گفتی آیا در توانت هست از من بگذری
گفتم آری میتوانم، بشنو و باور مکن
#سجاد_سامانی
@AdabSar
گفته بودم شادمانم، بشنو و باور مکن
گاه میلغزد زبانم، بشنو و باور مکن
گفتی آیا در توانت هست از من بگذری
گفتم آری میتوانم، بشنو و باور مکن
#سجاد_سامانی
@AdabSar
💫
حال مرا مپرس که من ناخوشم بدم
این روزها به تلخزبانی زبانزدم
گفتم که عاشقت شدهام دورتر شدی
ای کاش لال بودم و حرفی نمیزدم
#سجاد_سامانی
@AdabSar
حال مرا مپرس که من ناخوشم بدم
این روزها به تلخزبانی زبانزدم
گفتم که عاشقت شدهام دورتر شدی
ای کاش لال بودم و حرفی نمیزدم
#سجاد_سامانی
@AdabSar