ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
خیره خورشید

ديشب كه رویای دلم، روی تو را دید
ماه و ستاره، بوسه از چشم تو می‌چید

تو خیره در ماهی و من هم خیره در او
بوسیدم آن ماهی كه او، آن ماه بوسید

مه تابش او،‌ همچو او، امید و مژده
مه نیست شه،‌ او آینه از شاه امید

دیشب كه غم ‌چونان شب، تاری و سرما
آیینه‌ی مهر تو شد، ماهی كه رخشید

دیگر مرا هم آرزویت گشته سودا
در بستری بی تو، كه تنها ماه خندید

در تاری شب بودم و یخ، چون زمستان
آنی به دم، شاهی شدم، زان بوس خورشید

خندیدم و جوشیدم و سوزان ز كامَش
آتش شدم، رخشان شدم، آن‌دم كه بوسید

دیشب شبی بود و مه و امروز خورشید
در بسترم مه بود و هم، خورشید تابید

من بوسه از خورشید و او، بی‌تاب رفتن
من خیره خورشيدی‌اش، خشمم بخندید

امروز روز واپسین، مهرش پسین‌گه
رخ باخته در باختر، ‌خورم خرامید

امشب به یاد دیشب و مهتاب و بوسه
گه خنده و، گه گریه و، جانم خراشید

باز آمد آن شبهای شب، سرمایی و سرد
گرداب دردم دم دمید، امید خوابید

امشب شب سرد و سياه رفتن توست
چشمم، تنم، دستم، لبم، لرزید، لرزید

#سیامک_بدیعی
سروده به #پارسی_پاک
@AdabSar
🍷🍷🍷🍷
@AdabSar

🍷خیره‌ی خورشید

ديشب كه رویا*ی دلم، روی تو را دید
ماه و ستاره، بوسه از چشم تو می‌چید

تو خیره در ماهی و من هم خیره در او
بوسیدم آن ماهی كه او، آن ماه بوسید

مه تابش او،‌ همچو او، امید و مژده
مه نیست شه،‌ او آینه از شاه امید

دیشب كه غم ‌چونان شب، تاری و سرما
آیینه‌ی مهر تو شد، ماهی كه رخشید

دیگر مرا هم آرزویت گشته سودا
در بستری بی تو، كه تنها ماه خندید

در تاری شب بودم و یخ، چون زمستان
آنی به دم، شاهی شدم، زان بوس خورشید

خندیدم و جوشیدم و سوزان ز كامَش
آتش شدم، رخشان شدم، آن‌دم كه بوسید

دیشب شبی بود و مه و امروز خورشید
در بسترم مه بود و هم، خورشید تابید

من بوسه از خورشید و او، بی‌تاب رفتن
من خیره‌ی خورشيدی‌اش، خشمم بخندید

امروز روز واپسین، مهرش پسین‌گه
رخ باخته در باختر، ‌خورم خرامید

امشب به یاد دیشب و مهتاب و بوسه
گه خنده و، گه گریه و، جانم خراشید

باز آمد آن شب‌های شب، سرمایی و سرد
گرداب دردم دم دمید، امید خوابید

امشب شب سرد و سياه رفتن توست
چشمم، تنم، دستم، لبم، لرزید، لرزید!


🍷سروده به پارسی پاک
#سیامک_بدیعی
*پی‌نوشت: در این سروده تنها واژه‌ی "رویا" پارسی نیست.
@AdabSar
🍷🍷🍷🍷

🍷خیره‌ی خورشید                      

ديشب كه رویای* دلم روی تو را دید
ماه و ستاره بوسه از چشم تو می‌چید

تو خیره در ماهی و من هم خیره در او
بوسیدم آن ماهی كه او، آن ماه بوسید

مه تابش او، همچو او امید و مژده
مه نیست شه او آینه از شاه امید 

دیشب كه غم* ‌چونانِ شب، تاری و سرما
آیینه‌ی مهر تو شد ماهی كه رخشید

دیگر مرا هم آرزویت گشته سودا
در بستری بی تو كه تنها ماه خندید

در تاری شب بودم و یخ چون زمستان
آنی به دم شاهی شدم زان بوس خورشید

خندیدم و جوشیدم و سوزان ز كامَش
آتش شدم رخشان شدم آن‌دم كه بوسید

دیشب شبی بود و مه و امروز خورشید
در بسترم مه بود و هم خورشید تابید

من بوسه از خورشید و او بی‌تاب رفتن
من خیره‌ی خورشيدی‌اش خشمم بخندید

امروز روز واپسین مهرش پسین‌گه
رخ باخته در باختر ‌خورم خرامید 

امشب به یاد دیشب و مهتاب و بوسه
گه خنده و گه گریه و جانم خراشید 

باز آمد آن شب‌های شب سرمایی و سرد
گرداب دردم دم دمید امید خوابید

امشب شب سرد و سياه رفتن توست
چشمم تنم دستم لبم لرزید، لرزید


#سیامک_بدیعی
#چکامه_پارسی


*رویا و غم: واژه‌های بیگانه
🍷 @AdabSar
👍255🔥2