Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
فرصت» واژهای بیگانه است که در زبان پارسی به چند چم بهکار میرود:
داشتن زمان برای انجام كاری، جایگاه، زمان درخور و بخت انجام کار!
🔻فرصت = زمان، دَستیافت، بزنگاه، هنگام، گاه، یارا، یاور، جایگاه، جای، پیشآمد، فـَر زمان، روزگار، پروا، توان، بخت، شانس، دورنما، چشمانداز
🔻فرصت دادن = زمان دادن
🔻فرصت داشتن = زمان داشتن
🔻فرصت جستن = زمان سنجیدن، پاییدنِ زمان، هنگام نگاهداشتن، گاه نگاهداشتن
🔻فرصتجو = زمانسنج
🔻فرصتطلب = نان به نرخ روز خور، سودجو، بهرهگیر، هنگامجو
🔻فرصت کردن = میدان داشتن، زمان داشتن
🔻فرصت مناسب = بزنگاه
🔻فرصت یافتن = زمان یافتن
✍ نمونه:
🔺سارقین فرصت سرقت پیدا نكردند =
دزدان بخت دزدی نیافتند
🔺به خصم فرصتِ عرضاندام نداد =
به دشمن میدانِ جلوهنمایی نداد
🔺آدم فرصتطلبی است =
آدم سودجویی است
آدم نان به نرخ روز خوری است
🔺در اولین فرصت فرار کرد =
در نخستین بزنگاه گریخت
سر بزنگاه در رفت
🔺انوشروان میخواست کی فرصتی یابد و پدر را از آن منع کند. (ابن بلخی)
انوشروان میخواست کی زمانی یابد و پدر را از آن باز دارد
🔺دمنه به فرصت خلوتی طلبید. (کلیله و دمنه)
دمنه بههنگام گوشهای جست
دمنه بهگاه نهفتی را بازجست
🔺از چنین فرصتی باید نهایت استفاده را برد =
از چنین دَستیافتی باید بیشترین بهره را برد
🔺ایجاد فرصتهای برابر شغلی، برای آحاد جامعه =
پدیدآوردن شانسهای برابر کاری، برای همه
🔺مده زمانشان زین بیش و روزگار مبر
که اژدها شود ار روزگار(فرصت) یابد مار (فرخی)
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #فرصت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
فرصت» واژهای بیگانه است که در زبان پارسی به چند چم بهکار میرود:
داشتن زمان برای انجام كاری، جایگاه، زمان درخور و بخت انجام کار!
🔻فرصت = زمان، دَستیافت، بزنگاه، هنگام، گاه، یارا، یاور، جایگاه، جای، پیشآمد، فـَر زمان، روزگار، پروا، توان، بخت، شانس، دورنما، چشمانداز
🔻فرصت دادن = زمان دادن
🔻فرصت داشتن = زمان داشتن
🔻فرصت جستن = زمان سنجیدن، پاییدنِ زمان، هنگام نگاهداشتن، گاه نگاهداشتن
🔻فرصتجو = زمانسنج
🔻فرصتطلب = نان به نرخ روز خور، سودجو، بهرهگیر، هنگامجو
🔻فرصت کردن = میدان داشتن، زمان داشتن
🔻فرصت مناسب = بزنگاه
🔻فرصت یافتن = زمان یافتن
✍ نمونه:
🔺سارقین فرصت سرقت پیدا نكردند =
دزدان بخت دزدی نیافتند
🔺به خصم فرصتِ عرضاندام نداد =
به دشمن میدانِ جلوهنمایی نداد
🔺آدم فرصتطلبی است =
آدم سودجویی است
آدم نان به نرخ روز خوری است
🔺در اولین فرصت فرار کرد =
در نخستین بزنگاه گریخت
سر بزنگاه در رفت
🔺انوشروان میخواست کی فرصتی یابد و پدر را از آن منع کند. (ابن بلخی)
انوشروان میخواست کی زمانی یابد و پدر را از آن باز دارد
🔺دمنه به فرصت خلوتی طلبید. (کلیله و دمنه)
دمنه بههنگام گوشهای جست
دمنه بهگاه نهفتی را بازجست
🔺از چنین فرصتی باید نهایت استفاده را برد =
از چنین دَستیافتی باید بیشترین بهره را برد
🔺ایجاد فرصتهای برابر شغلی، برای آحاد جامعه =
پدیدآوردن شانسهای برابر کاری، برای همه
🔺مده زمانشان زین بیش و روزگار مبر
که اژدها شود ار روزگار(فرصت) یابد مار (فرخی)
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #فرصت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸