💫
گفتم بهانهای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا، راه بهانه با من
گفتم ز عشق(اِشغ)بازی در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم، گفتا نشانه با من
#مهدی_سهیلی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
گفتم بهانهای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا، راه بهانه با من
گفتم ز عشق(اِشغ)بازی در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم، گفتا نشانه با من
#مهدی_سهیلی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar
گفتم به دام اسیرم، گفتا که دانه با من
گفتم که آشیان کو؟ گفت آشیانه با من
گفتم که بی بهارم شوق ترانهام نیست
گفتا بیا به گلشن، شور ترانه با من
گفتم بهانهای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا، راه بهانه با من
گفتم به فصل پیری در من گلی نروید
گفتا که من جوانم، فکر جوانه با من
گفتم که خانومانم در کار عاشقی رفت
گفتا به کار خود باش، تدبیر خانه با من
گفتم به جرم شادی جور زمان مرا کشت
گفتا تو شادمان باش، جور زمانه با من
گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم، گفتا نشانه با من
گفتم دلم چو مرغیست کز آشیانه دور است
دستی به زلف خود زد، گفت آشیانه با من
گفتم ز مهربانان روزی گریزم آخر
گفتا که مهربان باد، اشک شبانه با من
#مهدی_سهیلی
@AdabSar
گفتم به دام اسیرم، گفتا که دانه با من
گفتم که آشیان کو؟ گفت آشیانه با من
گفتم که بی بهارم شوق ترانهام نیست
گفتا بیا به گلشن، شور ترانه با من
گفتم بهانهای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا، راه بهانه با من
گفتم به فصل پیری در من گلی نروید
گفتا که من جوانم، فکر جوانه با من
گفتم که خانومانم در کار عاشقی رفت
گفتا به کار خود باش، تدبیر خانه با من
گفتم به جرم شادی جور زمان مرا کشت
گفتا تو شادمان باش، جور زمانه با من
گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم، گفتا نشانه با من
گفتم دلم چو مرغیست کز آشیانه دور است
دستی به زلف خود زد، گفت آشیانه با من
گفتم ز مهربانان روزی گریزم آخر
گفتا که مهربان باد، اشک شبانه با من
#مهدی_سهیلی
@AdabSar
💫
گفتم به دام اسیرم، گفتا که دانه با من
گفتم که آشیان کو؟ گفت آشیانه با من
گفتم بهانهای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا، راه بهانه با من
#مهدی_سهیلی
@AdabSar
گفتم به دام اسیرم، گفتا که دانه با من
گفتم که آشیان کو؟ گفت آشیانه با من
گفتم بهانهای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا، راه بهانه با من
#مهدی_سهیلی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
گفتم بهانهای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا، راه بهانه با من
گفتم ز عشق(اِشغ)بازی در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم، گفتا نشانه با من
#مهدی_سهیلی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
گفتم بهانهای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا، راه بهانه با من
گفتم ز عشق(اِشغ)بازی در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم، گفتا نشانه با من
#مهدی_سهیلی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
گفتم به دام اسیرم، گفتا که دانه با من
گفتم که آشیان کو؟ گفت آشیانه با من
گفتم که بی بهارم شوق ترانهام نیست
گفتا بیا به گلشن، شور ترانه با من
گفتم بهانهای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا، راه بهانه با من
گفتم به فصل پیری در من گلی نروید
گفتا که من جوانم، فکر جوانه با من
گفتم که خانومانم در کار عاشقی رفت
گفتا به کار خود باش، تدبیر خانه با من
گفتم به جرم شادی جور زمان مرا کشت
گفتا تو شادمان باش، جور زمانه با من
گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم، گفتا نشانه با من
گفتم دلم چو مرغیست کز آشیانه دور است
دستی به زلف خود زد، گفت آشیانه با من
گفتم ز مهربانان روزی گریزم آخر
گفتا که مهربان باد، اشک شبانه با من
#مهدی_سهیلی
@AdabSar
گفتم به دام اسیرم، گفتا که دانه با من
گفتم که آشیان کو؟ گفت آشیانه با من
گفتم که بی بهارم شوق ترانهام نیست
گفتا بیا به گلشن، شور ترانه با من
گفتم بهانهای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا، راه بهانه با من
گفتم به فصل پیری در من گلی نروید
گفتا که من جوانم، فکر جوانه با من
گفتم که خانومانم در کار عاشقی رفت
گفتا به کار خود باش، تدبیر خانه با من
گفتم به جرم شادی جور زمان مرا کشت
گفتا تو شادمان باش، جور زمانه با من
گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم، گفتا نشانه با من
گفتم دلم چو مرغیست کز آشیانه دور است
دستی به زلف خود زد، گفت آشیانه با من
گفتم ز مهربانان روزی گریزم آخر
گفتا که مهربان باد، اشک شبانه با من
#مهدی_سهیلی
@AdabSar
🏴🖤
بیا با هم بگرییم
بیا با هم بنالیم
بیا بر سروهای رفته در خاک
بیا بر غنچه های خفته در گور
بموییم
بیا با همت اشک
غبار از چهرهی گلهای پرپر
بشوییم
بیا همراه مادرهای تنها
به گورستان خاموش
نشان نوجوانان را بجوییم
چه سختست
به دست خود جوانی دلربا را
به گورستان سپردن
چه تلخست
ندیده کام دل، ناکام مردن
چه جانفرساست ای یار
عزیزان را درون خاک دیدن
جگرسوزست یارب!
ز داغ نازنینی خفته در گور
به بیتابی لب از حسرت گزیدن
و در آن غربت تلخ
صدای ضجهی مادر شنیدن
بیا با هم بگرییم
بیا با هم بگرییم
#مهدی_سهیلی
@AdabSar
بیا با هم بگرییم
بیا با هم بنالیم
بیا بر سروهای رفته در خاک
بیا بر غنچه های خفته در گور
بموییم
بیا با همت اشک
غبار از چهرهی گلهای پرپر
بشوییم
بیا همراه مادرهای تنها
به گورستان خاموش
نشان نوجوانان را بجوییم
چه سختست
به دست خود جوانی دلربا را
به گورستان سپردن
چه تلخست
ندیده کام دل، ناکام مردن
چه جانفرساست ای یار
عزیزان را درون خاک دیدن
جگرسوزست یارب!
ز داغ نازنینی خفته در گور
به بیتابی لب از حسرت گزیدن
و در آن غربت تلخ
صدای ضجهی مادر شنیدن
بیا با هم بگرییم
بیا با هم بگرییم
#مهدی_سهیلی
@AdabSar