ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅برگردان به پارسی پاک


به فارسی:
زاهدی مهمان پادشاهی بود؛ چون به طعام بنشستند؛ کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد؛ که عادت او، تا ظن صلاحیت در حق او زیادت کنند....
چون به مقام خویش آمد، سفره خواست تا تناولی کند.
پسری صاحب‌فراست داشت. گفت: ای پدر! باری به مجلس سلطان طعام نخوردی؟
گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم؛ که به کار آید.
گفت: نماز را هم قضا کن؛ که چیزی نکردی؛ که به کار آید.

#گلستان_سعدی ، باب دوم

✒️📖

به پارسی:
پارسایی مهمان پادشاهی بود؛ چون به خوراک‌خوردن بنشستند؛ کمتر از آن خورد که دلش می‌خواست و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد؛که خوی او، تا گمان کنند او بسیار درست‌کار است.
چون به خانه‌ی خویش آمد، سفره خواست تا خوراکی بخورد.
پسری زیرک و باهوش داشت. گفت: ای پدر! باری به آستان پادشاه خوراک نخوردی؟
گفت: در چشم ایشان چیزی نخوردم که به کار آید.
گفت: نماز را هم دوباره به‌جا بیاور؛ که چیزی نکردی که به کار آید.

#پارسی_پاک
برگردان: #بلال_ریگی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
🔅برگردان به پارسی پاک

به فارسی:
یکی در مسجد سنجار به تطوّع بانگ گفتی به ادایی که مستمعان را ازو نفرت بودی و صاحب مسجد امیری بود عادل، نیک سیرت، نمی‌خواستش که دل آزرده گردد. گفت: ای جوانمرد! این مسجد را مؤذنانند قدیم. هر یکی را پنج دینار مرتب داشته‌ام ترا ده دینار می‌دهم تا جایی دیگر روی.
برین قول اتفاق کردند و برفت، پس از مدتی در گذری پیش امیر باز آمد، گفت: ای خداوند! بر من حیف کردی؛ که به ده دینار از آن بقعه بدر کردی؛ که اینجا که رفته‌ام، بیست دینارم همی‌دهند تا جای دیگر روم و قبول نمی‌کنم. امیر از خنده بیخود گشت و گفت: زنهار تا نستانی؛ که به پنجاه راضی گردند.
به تیشه کس نتراشد ز روی خار گل
چنان که بانگ درشت تو می‌خراشد دل

#گلستان_سعدی، بخش چهارم، داستان شماره‌ی ۱۳

✒️📖

به پارسی:
یکی در مَزگَت سنجار داوخواهانه بانگ گفتی به شیوه‌ای که شنوندگان را ازو رَمِش بودی و مَزگت‌دار سرداری بود دادگر، نیک‌نهاد؛ نمی‌خواستش که دل آزرده گردد. گفت: ای جوانمرد! این مزگت را بانگیان‌اند کهن؛ هر یکی را پنج دینار به سامان داشته‌ام؛ تو را ده دینار می‌دهم تا جایی دیگر روی.
برین سخن هم‌خواست شدند و برفت، پس از زمانی در گذری پیش سردار باز آمد، گفت: ای خداوند! بر من ستم کردی؛ که به ده دینار از آن جایگاه به در کردی؛ که اینجا که رفته‌ام، بیست دینارم همی‌دهند تا جای دیگر روم و نمی‌پذیرم. سردار از خنده بیخود گشت و گفت: زنهار تا نستانی؛ که به پنجاه خرسند گردند.

به تیشه کس نتراشد ز روی خار گل
چنان که بانگ درشت تو می‌خراشد دل

بازنویسی به #پارسی_پاک
#بلال_ریگی
@AdabSar
💠🔷🔹🔹
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻لذت= کام، شادکامی، برخورداری، خوشی، هونیاکی، خِوا، مزه، خوشمزگی، گوارایی
🔻لذت انفعالی= خوشی گُذَرا
🔻لذت‌بخش= خوشایند، خوشی‌بخش، جانفزا، مزه‌دار، بامزه
🔻لذت بخشیدن= خوشی بخشیدن، خوشی دادن، شادی بخشیدن، دلشاد کردن، مزه دادن
🔻لذت بردن= کام گرفتن، رامش بردن، بهره‌مندی، خوش بودن، خوش گشتن، سرخوش گشتن، خوشی کردن، خوشی بردن، خوشی یافتن، خوش آمدن، خوشگذرانی، خوشی، سرخوشی، شاد شدن، شادی کردن، نوش بردن، مزه یافتن
🔻لذت‌پرست= شادی‌پرست، خوشگذران
🔻لذت جنسی= خوشیِ آمیزشی، خوشیِ تن‌آمیزی، تَن‌کامِگی
🔻لذت حسی= خوشی سُهِشی
🔻لذت خیالی= خوشی پنداری
🔻لذت داشتن= مزه داشتن، خوشی داشتن، گوارا بودن
🔻لذت دهنده= خوشایند، خوشی‌بخش، جانفزا، مزه‌دار، بامزه
🔻لذت شهوانی= خوشی وَرَنی، تَن‌کامِگی
🔻لذت عقلی= سرخوشی، خوشی دریافت، خوشی اندیشه
🔻لذت فعلی= خوشی پویشی، خوشی کُنِشی
🔻لذت‌گستر= شادی‌گستر، شادی‌آفرین، خوشی‌گستر
🔻لذت وَهمی= خوشی آرزو، آرزوی خوشی
🔻لذت یافتن= مزه یافتن، خوشی یافتن
🔻لذات= (لذت‌ها)، کام‌ها، شادکامی‌ها، برخورداری‌ها، خوشی‌ها، هونیاک‌ها، مزه‌ها
🔻لِذاذ= (لذت‌ها)، کام‌ها، شادکامی‌ها، برخورداری‌ها، خوشی‌ها، هونیاک‌ها، مزه‌ها
🔻لذاذت= هونیاکی، شادی کردن، خوشمزگی، گوارایی، مزه‌یافتن، مزه‌کردن
🔻لذیذ/لذیذه = خوشمزه، خوشگوار، خوشخوار، خوش خوراک، گوارا، مزه‌دار، مزه‌بار، مزه‌ناک، دندان‌مَز، هونیاک، اورواهمَن
🔻لذائذ/لذایذ = (لذت‌ها)، هونیاک‌ها، کام‌ها، شادکامی‌ها، خوشی‌ها، هونیاک‌ها، خوشمزه‌ها، مزه‌ها
طعام لذیذ= خوراک خوشمزه، لوت، شاه‌لوت
🔻تلذذ= (لذت بردن)، کام گرفتن، رامش بردن، بهره‌مندی، خوش بودن، خوش گشتن، سرخوش گشتن، خوشی کردن، خوشی بردن، خوشی یافتن، خوش آمدن، خوشگذرانی، خوشی، سرخوشی، شاد شدن، شادی کردن، نوش بردن، مزه یافتن، مزه کردن
🔻متلذذ= (لذت برده)، کام گرفته، رامش برده، بهره‌مند، خوش، خوش گشته، سرخوش گشته، خوشی کرده، خوشی برده، خوشی یافته، خوش آمده، خوشگذران، سرخوش، شاد، شادی کرده، نوش برده، مزه یافته
🔻متلذذین= کام گرفتگان، رامش بردگان، بهره‌مندان، خوش‌ها، خوش گشته‌ها، خوشی کرده‌ها، خوشی برده‌ها، خوشی یافته‌ها، خوشگذرانان، سرخوشان، شادان، شادی کردگان، نوش بردگان، مزه یافتگان

🔺التذاذ= کام گرفتن، رامش بردن، بهره‌مندی، خوش بودن، خوش گشتن، سرخوش گشتن، خوشی کردن، خوشی بردن، خوشی یافتن، خوش آمدن، خوشگذرانی، خوشی، سرخوشی، خوش شمردن، شاد شدن، شادی کردن، نوش بردن، مزه یافتن

🔺استلذاذ= کام گرفتن، رامش بردن، بهره‌مندی، خوش بودن، خوش گشتن، سرخوش گشتن، خوشی کردن، خوشی بردن، خوشی یافتن، خوش آمدن، خوشگذرانی، خوشی، سرخوشی، خوش شمردن، شاد شدن، شادی کردن، نوش بردن، مزه یافتن

نمونه:

🔺خوان بزرگان اگرچه لذیذ است، خورده‌ی انبان خود بالذت‌تر #گلستان #سعدی =
خوان بزرگان اگرچه خوشگوار است، خورده‌ی انبان خود گواراتر

🔺امیدوارم از این برنامه لذت ببرید=
امیدوارم از این برنامه بهره‌مند شوید
امیدوارم از این برنامه خوشتان بیاید

🔺هیچ چیز اینقدر لذت‌بخش نبود=
هیچ چیز این اندازه گوارا/خوشگوار نبود

🔺باد خنک در تابستان لذتبخش است=
باد خنک در تابستان خوشایند است

🔺لذت جنسی از لذائذ مهم بشر است=
تَن‌کامِگی از خوشی‌های مهند آدمی‌ست

🔺کباب روی منقل ذغالی لذیذ می‌شود=
کباب روی آتشدان زغالی خوشمزه می‌شود

🔺چه غذای لذیدی پختید=
چه خوراک خوشمزه‌ای پختید

🔺از این تئاتر لذت بردم=
از این نمایش خوشی یافتم
این نمایش خوشایندم بود
از این نمایش خوشم آمد

🔺لذت ببرید=
گوارایتان باد
خوش باشید
کام بگیرید
نوش جان


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#لذت #لذات #لذاذ #لذاذت #لذیذ #لذائذ #لذایذ #تلذذ #متلذذ #متلذذین #التذاذ #استلذاذ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸