با توجه به این خصوصیات و ویژگیها است که لوبون (از سرآغاز کتاب خود تا پایان آن) همهجا براین نظر تأکید دارد که فردِ ادغامشده در توده «دیگر خودش نیست. او به عنصر خودکار و بیاراده بدل شده است.» او در تأیید بیشتر این نظر چند «خصلت عمومی» برمیشمرد که در افرادِ پیوسته به توده پدید میآید، آنان را از هویت پیشینشان بازپس میگیرد و در وضعیت روانی و رفتاری دیگرگونهای قرار میدهد. یکی «مسئولیتگریزی» است. در پی همجوش و همنواشدن فرد با گروه بازدارشهای درونی وی خنثی میشوند، «احساس مسئولیت در او سراپا ازمیان میرود»، از اینپس او یک «قدرت مغلوبناشدنی» در خود احساس میکند، و سرانجام خویشتن را آماده انجام اعمالی میبیند که بدون پیوستن به گروه از عهدۀ آنها برنمیآید.
دوم پدیدۀ «واگیری» یا سرایت است، و آن فراگیرشدن یک نظر، عقیده، احساس و برانگیختگی، و یا هیجانزدگی در بین افراد توده در اشکال مهارگسسته و در شدیدترین صورت ممکن است.
سوم تندادن این افراد به «خوابگری» (هیپنوتیزم، «خواب ساختگی») است که شخصیت افسونگر راهبر برآنان تحمیل میکند، و این امر راه را برای تأثیر و #تلقینپذیری هموار میسازد.
چهارم «تلقینپذیری» و بالتبع واپس نشستن اندیشۀ آگاه و انتقادی است. زیرا تأثیر این موارد چندگانه «شخصیت خودآگاه» فرد فرو میپاشد و #آگاهی و عزم و #اراده جای خود را به ناآگاهی و کنشهای خودکار و #ارادهگریز وامیگذارد. از همینرو است که توده در موارد بسیار تصمیماتی اتخاذ میکند و یا به اعمالی دست میزند که مغایر با مواضع شخصی و منافع و مصالح خصوصی هریک از اعضای آن است. درنتیجۀ داراشدن این «خصلت»های منفی است که فرد با جایگرفتن در گروه و جمعیت رفتار و اندیشه، حالات عاطفی و انفعالی، و کنشها و واکنشهای سراپا متفاوت از خود بروز میدهد، و اینها همه نااندیشیده، غیرارادی، و ناخودآگاه هستند.
دوم پدیدۀ «واگیری» یا سرایت است، و آن فراگیرشدن یک نظر، عقیده، احساس و برانگیختگی، و یا هیجانزدگی در بین افراد توده در اشکال مهارگسسته و در شدیدترین صورت ممکن است.
سوم تندادن این افراد به «خوابگری» (هیپنوتیزم، «خواب ساختگی») است که شخصیت افسونگر راهبر برآنان تحمیل میکند، و این امر راه را برای تأثیر و #تلقینپذیری هموار میسازد.
چهارم «تلقینپذیری» و بالتبع واپس نشستن اندیشۀ آگاه و انتقادی است. زیرا تأثیر این موارد چندگانه «شخصیت خودآگاه» فرد فرو میپاشد و #آگاهی و عزم و #اراده جای خود را به ناآگاهی و کنشهای خودکار و #ارادهگریز وامیگذارد. از همینرو است که توده در موارد بسیار تصمیماتی اتخاذ میکند و یا به اعمالی دست میزند که مغایر با مواضع شخصی و منافع و مصالح خصوصی هریک از اعضای آن است. درنتیجۀ داراشدن این «خصلت»های منفی است که فرد با جایگرفتن در گروه و جمعیت رفتار و اندیشه، حالات عاطفی و انفعالی، و کنشها و واکنشهای سراپا متفاوت از خود بروز میدهد، و اینها همه نااندیشیده، غیرارادی، و ناخودآگاه هستند.