#خاستگاه_دین
در کانون فلسفهی فویرباخ دربارهی دین، این اندیشه به چشم میخورد که در تصورات دینی مانند «ایدهی خدا» یا «نامیرایی روح»، #سرشت آدمی بازتاب یافته است و #طبیعت آدمی مقدمتا نه از طریق #خرد، بلکه از طریق حسیات متعین میگردد. در حالی که هگل در تصورات دینی، نطفهای از حقیقتهای معقول را میدید، فویرباخ بر این باور بود که دین در گوهر خود به #حسیات آدمی وابسته است. برای نمونه وی معتقد بود که «ایدهی خدا» بیانگر آرزوی آدمی برای دستیابی به قدرت و کمال است و #ایمان به «نامیرایی روح»، برخاسته از آرزوی آدمی برای داشتن عمر جاوید.
در کانون فلسفهی فویرباخ دربارهی دین، این اندیشه به چشم میخورد که در تصورات دینی مانند «ایدهی خدا» یا «نامیرایی روح»، #سرشت آدمی بازتاب یافته است و #طبیعت آدمی مقدمتا نه از طریق #خرد، بلکه از طریق حسیات متعین میگردد. در حالی که هگل در تصورات دینی، نطفهای از حقیقتهای معقول را میدید، فویرباخ بر این باور بود که دین در گوهر خود به #حسیات آدمی وابسته است. برای نمونه وی معتقد بود که «ایدهی خدا» بیانگر آرزوی آدمی برای دستیابی به قدرت و کمال است و #ایمان به «نامیرایی روح»، برخاسته از آرزوی آدمی برای داشتن عمر جاوید.