پای نجود به دادگاه میرسد و آنجا هم، مشکلات زنان به چشم میخورد: «زنهای چادری که برای شکایت از مشکلاتشان میآمدند و دزدها و جر و بحث هایی که سر ارثیه میشد...» دادگاه خوب است: «آنجا تنها مکانی است که به حرفت گوش میدهند. قاضی نماینده دولت است. و خیلی قدرتمند. او پدر معنوی همه ماست. شغل او کمک به بیپناهان است.» در واقع، دادگاه، گذرگاهی از بدبختی به خوشبختی است.
خواننده که به کمک زاویه اول شخص، تمام درد و رنجهای نجود و سرزمینش را حس کرده و زخمی و خسته شده است، هردم، منتظر معجزهای است؛ زیرا این گونه که پیداست، تمام شرایط زمان و مکان، منجمد و ابدی است و هیچ تغییری رخ نخواهد داد؛ پس اقلا باید هرکسی به فکر نجات خودش باشد. نجات از آن «مکان» و آن «فرهنگ» و آن مردمان.
عجب معجزه ای! اتفاق میافتد: نجود قد علم میکند، به قانون مراجعه میکند و طلاق میخواهد. او از پدر و شوهر خود شکایت میکند، آنها را به زندان میاندازد، و با همراهی قانون آزاد میشود؛ قانونی صادق و حامی و عادل که حتی دین و آیین هم به پای آن نمیرسد و فرسنگها با آن فاصله دارد؛ بالاتر و بهتر.
نجود حالا، پس از طلاق، حس خوبی دارد: «طلاق زندگی ام را عوض کرد. دیگر گریه نکردم. خوابهای بدم کم و کمتر شد. قوی شده بودم.» او با اقصا نقاط دنیا مرتبط میشود: «هر هفته خبرنگارهای جدیدی از سرزمینهایی با نام های عجیب و غریب مثل فرانسه، ایتالیا، یا حتا امریکا، میآیند تا مرا ببینند.»
نه تنها نجود، که همه خانواده شاد و سرخوشند؛ اوج سرخوشی آنها در این قسمت به تصویر کشیده میشود: «مونا میخندد. اولین باری است که بعد از مدتها دارد از ته دل میخندد. این اولین دفعهای است که روی تاب با هم هستیم. انگار پری هستم در باد. عالی است. دوباره حس معصومیت را به دست آورده ام. بعد از گذشت چند دقیقه باد روسری ام را شل میکند. برای اولین بار است که دلم نمیخواهد سریع درستش کنم. موهایم روی شانههایم میریزد و در نسیم موج میخورد. احساس آزادی میکنم. آزادی»
خواننده که به کمک زاویه اول شخص، تمام درد و رنجهای نجود و سرزمینش را حس کرده و زخمی و خسته شده است، هردم، منتظر معجزهای است؛ زیرا این گونه که پیداست، تمام شرایط زمان و مکان، منجمد و ابدی است و هیچ تغییری رخ نخواهد داد؛ پس اقلا باید هرکسی به فکر نجات خودش باشد. نجات از آن «مکان» و آن «فرهنگ» و آن مردمان.
عجب معجزه ای! اتفاق میافتد: نجود قد علم میکند، به قانون مراجعه میکند و طلاق میخواهد. او از پدر و شوهر خود شکایت میکند، آنها را به زندان میاندازد، و با همراهی قانون آزاد میشود؛ قانونی صادق و حامی و عادل که حتی دین و آیین هم به پای آن نمیرسد و فرسنگها با آن فاصله دارد؛ بالاتر و بهتر.
نجود حالا، پس از طلاق، حس خوبی دارد: «طلاق زندگی ام را عوض کرد. دیگر گریه نکردم. خوابهای بدم کم و کمتر شد. قوی شده بودم.» او با اقصا نقاط دنیا مرتبط میشود: «هر هفته خبرنگارهای جدیدی از سرزمینهایی با نام های عجیب و غریب مثل فرانسه، ایتالیا، یا حتا امریکا، میآیند تا مرا ببینند.»
نه تنها نجود، که همه خانواده شاد و سرخوشند؛ اوج سرخوشی آنها در این قسمت به تصویر کشیده میشود: «مونا میخندد. اولین باری است که بعد از مدتها دارد از ته دل میخندد. این اولین دفعهای است که روی تاب با هم هستیم. انگار پری هستم در باد. عالی است. دوباره حس معصومیت را به دست آورده ام. بعد از گذشت چند دقیقه باد روسری ام را شل میکند. برای اولین بار است که دلم نمیخواهد سریع درستش کنم. موهایم روی شانههایم میریزد و در نسیم موج میخورد. احساس آزادی میکنم. آزادی»
Telegram
Aпτiгeligioп
دوباره حس معصومیت را به دست آوردهام... بعد از گذشت چند دقیقه باد روسریام را شل میکند. برای اولین بار است که دلم نمیخواهد سریع درستش کنم. موهایم روی شانههایم میریزد و در نسیم موج میخورد. احساس آزادی میکنم. آزادی!
📙من نجود هستم ده ساله مطلقه
#دلفین_مینویی…
📙من نجود هستم ده ساله مطلقه
#دلفین_مینویی…
در سال ۲۰۰۸، نجود علی و شادا ناصر با دریافت جایزه زنان سال مجلۀ گلامور به چهرههای جهانی تبدیل شدند. کوندولیزا رایس از ملاقات با نجود هیجانزده شد و اظهار داشت که او «در حال تبدیل شدن به یک الهامبخش بزرگ است.» شهرت و احترامی که نجود از دریافت جایزه به دست آورد، مردم را درسراسر جهان تشویق کرد تا به یک بورس آموزشی جهت آموزش نجود و صندوق گلامور برای کمک به دختران، کمک مالی کنند. این صندوق بعداً به مرکز ارتباطات جهانی دختران تبدیل شد.
من نجود هستم ده ساله، مطلقه بلافاصله در محل انتشارش فرانسه، به یکی از پرفروشترين کتابها بدل شد. او در حال حاضر با بهرهگیری از کمکهای مالی، در یک مدرسه خصوصی در یمن ثبت نام کرده است.
داستان نجود موجب درگرفتن بحث در مورد منافع و ضررهای یک قانون برای محدود کردن ازدواج افراد بالای ۱۷ سال شده است. گرچه نجود در زمان طلاق ۱۰ ساله بود، داستان او در سراسر جهان منتشر شد. این داستان موضوع سیاستگذاری حقوق بشری در یمن و جهان اسلام را به عرصه بینالمللی آورد.
🔚 پایان
🖇 #نجود_علی #دلفین_مینویی #من_نجود_هستم_دهساله_مطلقه #شادا_ناصر #ازدواج_کودکان #بهروهوری_جنسی #یمن #صنعا #جهان_اسلام #فرهنگ #شجاعت #تابو #طلاق #آداب_و_رسوم
I Am Nujood Age 10 & Divorced
#NujoodAli
#DelphineMinoui
#AntiReligionArchives
من نجود هستم ده ساله، مطلقه بلافاصله در محل انتشارش فرانسه، به یکی از پرفروشترين کتابها بدل شد. او در حال حاضر با بهرهگیری از کمکهای مالی، در یک مدرسه خصوصی در یمن ثبت نام کرده است.
داستان نجود موجب درگرفتن بحث در مورد منافع و ضررهای یک قانون برای محدود کردن ازدواج افراد بالای ۱۷ سال شده است. گرچه نجود در زمان طلاق ۱۰ ساله بود، داستان او در سراسر جهان منتشر شد. این داستان موضوع سیاستگذاری حقوق بشری در یمن و جهان اسلام را به عرصه بینالمللی آورد.
🔚 پایان
🖇 #نجود_علی #دلفین_مینویی #من_نجود_هستم_دهساله_مطلقه #شادا_ناصر #ازدواج_کودکان #بهروهوری_جنسی #یمن #صنعا #جهان_اسلام #فرهنگ #شجاعت #تابو #طلاق #آداب_و_رسوم
I Am Nujood Age 10 & Divorced
#NujoodAli
#DelphineMinoui
#AntiReligionArchives