#دورهی_تورمی
در زندگی ملتها دورههایی وجود دارند که میشود دورههای تورمیشان نامید. در پهنهی #اقتصاد قدمت #تورم به قدمت #سرمایه است. هیچ اقتصادی بدون تورم نیست. برخی حتی مدعیاند چنددرصدی تورم، خود علامت یک اقتصاد پویاست.
منظور از دورهی تورمی اما این تورمهایی نیست که میآیند و میروند و بالا و پایین دارند. دورهی تورمی دورهی بادکردنِ همه ارزشهاست. آغاز این دوره ممکن است تورم اقتصادی باشد یا ممکن است نباشد. به هرحال باد کردنِ ارزشها از یک جایی شروع میشود و بعد سرایت میکند به جاهای دیگر، به همهی جاها. مملکت میشود یک مملکت ورآمده. در اینجا همه ریختهاند روی یکدیگر، از سر و کول هم بالا میروند، به این سو و آن سو میدوند و تابع هیچ نظمی نیستند. افراد تابع هیچ نظمی نیستند و این بدان معنا نیست که در برابر نظام میایستند. آنان آن قدر کوچک شدهاند که میتوانند به راحتی از سوراخ های به فراوانی موجود در شبکهی نظم ها عبور کنند. در این دوره نظم ها خود تورم زدهاند. جریمهها نیز میشوند میلیونی و چون "میلیونها" هیچ اند، نظم ها هم میشوند هیچ.
در این دوره اصولاً معلوم نیست، رشتهی کارها به چه چیزی بند است. دوره، دورهی شارلاتانبازی است، نه شارلاتانبازی بساز و بفروش، بلکه نساز و بفروش. در این دوره چیزی خلق نمیشود، همه مصرف میکنند! این دوره، دورهی پرخوری است؛ افراد هر چه میخورند سیر نمیشوند. همه میترسند که فردا گرسنه بمانند. این دوره، دورهی بیآیندگی است؛ همه میترسند که فردایی در کار نباشد و از این رو اگر دست دهد، میخواهند لحظه را دریابند. همه نگران و آشفتهاند، با وجود این آموختهاند که پیوسته در کمین چند لحظهی خوش باشند.
در زندگی ملتها دورههایی وجود دارند که میشود دورههای تورمیشان نامید. در پهنهی #اقتصاد قدمت #تورم به قدمت #سرمایه است. هیچ اقتصادی بدون تورم نیست. برخی حتی مدعیاند چنددرصدی تورم، خود علامت یک اقتصاد پویاست.
منظور از دورهی تورمی اما این تورمهایی نیست که میآیند و میروند و بالا و پایین دارند. دورهی تورمی دورهی بادکردنِ همه ارزشهاست. آغاز این دوره ممکن است تورم اقتصادی باشد یا ممکن است نباشد. به هرحال باد کردنِ ارزشها از یک جایی شروع میشود و بعد سرایت میکند به جاهای دیگر، به همهی جاها. مملکت میشود یک مملکت ورآمده. در اینجا همه ریختهاند روی یکدیگر، از سر و کول هم بالا میروند، به این سو و آن سو میدوند و تابع هیچ نظمی نیستند. افراد تابع هیچ نظمی نیستند و این بدان معنا نیست که در برابر نظام میایستند. آنان آن قدر کوچک شدهاند که میتوانند به راحتی از سوراخ های به فراوانی موجود در شبکهی نظم ها عبور کنند. در این دوره نظم ها خود تورم زدهاند. جریمهها نیز میشوند میلیونی و چون "میلیونها" هیچ اند، نظم ها هم میشوند هیچ.
در این دوره اصولاً معلوم نیست، رشتهی کارها به چه چیزی بند است. دوره، دورهی شارلاتانبازی است، نه شارلاتانبازی بساز و بفروش، بلکه نساز و بفروش. در این دوره چیزی خلق نمیشود، همه مصرف میکنند! این دوره، دورهی پرخوری است؛ افراد هر چه میخورند سیر نمیشوند. همه میترسند که فردا گرسنه بمانند. این دوره، دورهی بیآیندگی است؛ همه میترسند که فردایی در کار نباشد و از این رو اگر دست دهد، میخواهند لحظه را دریابند. همه نگران و آشفتهاند، با وجود این آموختهاند که پیوسته در کمین چند لحظهی خوش باشند.