#روان_توده
توده یک همه است و این همه، یک همهــروان دارد. این همهــروان به نظر کانتّی همچون روان فردی دارای حافظه و خاطره است: «فرد هیچگاه نمیتواند بیارزش شدن ناگهانیاش را فراموش کند. تحقیرشدگی احساسی است بس دردناک. آدم این احساس را یک عمر تمام به دنبال میکشد، مگر آنکه بتواند این #عقده را سر کس دیگری خالی کند. توده نیز به همینسان نمیتواند بیارزش شدن ناگهانیاش را از یاد برد. در این حال گرایش طبیعی، یافتن چیزی است، که از خود فرد کمتر اعتبار دارد و آدم میتواند آن را به همانسان #تحقیر کند که خودش تحقیر شده است.»
توده یک همه است و این همه، یک همهــروان دارد. این همهــروان به نظر کانتّی همچون روان فردی دارای حافظه و خاطره است: «فرد هیچگاه نمیتواند بیارزش شدن ناگهانیاش را فراموش کند. تحقیرشدگی احساسی است بس دردناک. آدم این احساس را یک عمر تمام به دنبال میکشد، مگر آنکه بتواند این #عقده را سر کس دیگری خالی کند. توده نیز به همینسان نمیتواند بیارزش شدن ناگهانیاش را از یاد برد. در این حال گرایش طبیعی، یافتن چیزی است، که از خود فرد کمتر اعتبار دارد و آدم میتواند آن را به همانسان #تحقیر کند که خودش تحقیر شده است.»