ΑпτiгeligioпΑгcives
186 subscribers
107 photos
2 videos
42 files
58 links
✍🏼 Text channel: @AntiReligion

Scientific,
historical
philosophical
psychology
sociology and ...
.
.
.
Download Telegram
برای اریش فروم خصلت‌هایی چون «چاکرمنشی» و «چکمه‌لیسی» و در کنار آن گرایش به ویرانگری، #تحقیر خویشتن و #همرنگی_با_جماعت از ویژگی‌های اصلی و برجسته‌ی «شخصیت اقتدارگرا» هستند. انسان اقتدارگرا در سمت‌گیری خود نیازمند شیوه‌ی تفکری است که غالبا با رگه‌هایی از مماشات‌گری، خرافه‌باوری و کلیشه‌پذیری همراه است و حساسیت‌ها و خلاقیت‌های انسانی خود را از دست داده است. «شخصیت اقتدارگرا» به ایدئولوژی‌ و همرنگی با جماعت گرایش دارد و از این رو برای نظام‌های سیاسی و فکری توتالیتر و ویرانگر، طعمه‌ی آسانی به ‌شمار می‌رود.

🔚 پایان...

📎 #اریش_فروم #شخصیت_اقتدارگرا #نازیسم #فاشیسم #استالینیسم #مازوخیستی #سادیستی #آزادی #استقلال #فرمانبری #سلطه #خوی_بندگی #نوکرصفت #چاکرمنش #وابستگی #ابزار #حاکم_مطلق #شخصیت #اقتدار #تحقیر #توتالیتر #همرنگی_با_جماعت
🗂 @AntiReligionArchives
#نظریه_درباره_خشونت

"دیل پترسون" و "ریچارد وانگهام" انسان شناس و بیولوژیست انگلیسی در "مردان شیطانی: میمون‌ها و ریشه‌های خشونت انسانی" می‌نویسند که خشونت در انسان‌ها ذاتی است، هر چند اجتناب ناپذیر نیست. روانکاو آمریکائی جیمز گلیگان که آثار متعددی به خشونت اختصاص داده می‌نویسد خشونت اغلب به عنوان پادزهری برای #شرم و #تحقیر به کار می‌رود. استفاده از خشونت منبع #غرور و #دفاع از افتخار است، بویژه برای مردانی که خشونت را نشانه مردانگی می‌دانند.

"استیون پینکر" در مقاله "تاریخ خشونت" در "نیو ریپابلیک" دلایلی ارائه می‌کند که متوسط میزان ستیز و خشونت در انسان‌ها و حیوانات در طول چند سده گذشته کاهش یافته‌است. این نگاه با تاکید روی تمدن و توسعه آموزش انسان را قابل تغییر میداند. فیلسوف فرانسوی "آندره کنت اسپونویل" مینویسد خشونت نه اتفاقی است و نه نتیجه انحطاط انسان میباشد، بلکه این امر از "جنسیت حیوانی" انسان برمیخیزد و از جامعه مایه میگیرد. هیچ جامعه ای از خشونت جدا نیست و بعلاوه میل و رقابت و قدرت بر خشونت تاثیر داشته و آنرا تشدید میکند (روانشناسی، نوامبر ۱۹۹٨ ).

بنابراین در جوامع گوناگون خشونت یک امر اجتناب ناپذیر است، ولی همانگونه که "ماکس وبر" جامعه شناس آلمانی در اثر خود "سیاست و دانشمند" میگوید #قانون خشونت را مهار میکند. یکی از کارکردهای اصلی قانون تعدیل خشونت است اجرای قانون ابزار اصلی تعدیل خشونت غیر نظامی در جامعه‌است. دولت‌ها استفاده از خشونت را در دستگاه‌های قضایی با نظارت بر افراد و مسئولان سیاسی، از جمله پلیس و ارتش تعدیل می‌کنند. از نظر ماکس وبر برای جامعه مدنی استفاده از خشونت دارای مشروعیت است. البته هانا آرنت، نظریه‌پرداز سیاسی آلمانی، تاکید میکند که :"خشونت می‌تواند قابل توجیه باشد، اما هرگز مشروع نیست." حال اگر به کارل مارکس رجوع کنیم، از نظر او خشونت در درون مناسبات طبقاتی است و در جامعه سرمایه داری از سرشت اقتصاد موجود برمیخیزد. از نظر او خشونت در بطن مناسبات اقتصادی و مالکیت خصوصی بر ابزار تولید است. 

اگر نگاه بیولوژیکی خشن بودن طبیعت انسان و غرور او را مطرح میکند، نگاه آنترپولوژیک دوم حیوانیت و جنبه اجتماعی انسان را عناصر تعیین کننده تشخیص داده و بالاخره نگاه طبقاتی، نظم موجود را عامل اساسی خشونت ارزیابی میکند و بنیاد نظام را ریشه قهر و خشونت میداند.

علیرغم این دیدگاه های متضاد باید توضیح داد خشونتهای سراسری در ایران کدامند، از کجا میایند و چه آسیب هائی برجامعه وارد کرده اند و ویژگی الگوی ایران چیست در ایران در حالی که خشونت های اجتماعی گسترده است، ما با حضور یک دولت و "دستگاه قانونی" متمرکز مواجه هستیم. حال اگر بپذیریم که خشونت با عوامل ریشه ای متنوع سروکار دارد این پرسش باقی میماند که دستگاه دولتی موجود چه نقشی در برابر خشونت ایفا میکند.

اصل مطلب این است که بین خشونت و قانون، کدام عنصر غلبه دارد؟ در شرایط متعارف نظریه "ماکس وبر" درست و دولت تعدیل کننده خشونت و کنترل کننده قهر رایج در جامعه است. حال آنکه در جامعه ایران یک ویژگی اساسی وجود دارد. حکومت ایران دمکراتیک نیست بلکه ولایت فقیهی است؛ بعلاوه قانون اساسی و قانون مجازات و قانون خانواده در ایران بطور وسیع متکی بر آیات قرآنی و #سنت_اسلامی و با #تبعیض_جنسیتی و مذهبی عجین شده اند. بنابراین قانون که باید تعدیل کننده باشد، خود بحران و تبعیض و خشونت حقوقی و سمبولیک را تقویت میکند.

خشونتی که در ایران جاری است هم دولتی و هم اجتماعی است و این خشونت در بسیاری موارد فاقد قدرت تنزل دهنده قهر در جامعه است. در ایران خشونت بزرگ بوده و با آسیب های گسترده است، زیرا خشونت از پائین و خشونت از بالا نفس جامعه را گرفته است.
#خشونت_روانی_جسمی_و_اجتماعی

خشونت روانی و اجتماعی در جامعه را چگونه تعریف کنیم؟ خشونت روانشناسانه و احساسی نوعی رفتار سوء و تعرضی یک فرد علیه فرد دیگر ارزیابی میگردد. این رفتار نزد فرد نتیجه رفتار آشفته یا اختلال روانی بوده که با نگرانی و افسردگی و استرس "فرا خشونتی" همراه است. تجلی این خشونت در کلام به شکل ناسزا و درشتگوئی و تهمت و در رفتار، عملی بشمار میاید که منجر به ضربه به سلامتی جسم و روان یک فرد است. خشونت روانشناسانه به خشونت فیزیکی یا جسمی تمایل پیدا میکند. خشونت فیزیکی به عنوان ابزاری برای کنترل استفاده می‌شود، در واقع نوعی تلاش برای سرکوب و متوقف کردن یک فرد است. هرگونه رفتاری که که با هدف آسیب رساندن به یک انسان و جاندار صورت گیرد رفتار خشونت آمیز فیزیکی نام میگیرد. ناسزا گوئی و توهین، واکنش روانی است که فرد را از تعقل به احساس سوق داده و روند پایش درونی و روانشناسانه فرد را ناتوان ساخته و در چنین حالت فرد را از درماندگی در کلام به تنزل شخصیت و بی ارزش نشاندن فرد دیگر جهت بخشیده و سپس سوژه را برای صدمه زدن به دیگری و حتا قتل آماده میسازد.

این تمایل به خشونت در اعماق ذهن و ضمیر ناخودآگاه شکل گرفته، با روندهای عقده ها و گره های روانی پیوند خورده و با تاریخ #کودکی و #خانوادگی و #فرهنگی و #مذهبی درهم آمیخته وبالاخره در واکنش منفی نسبت به خود و دیگری خود را نشان میدهد. روشن است افرادی که دستخوش اعمال خشونت میشوند چه بسا درگیر ناملایمات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی بوده و در چنین بستری دارای آمادگی برای روی آوری به خشونت روانشناسانه هستند. بعلاوه این تمایل به خشونت، با استرس و اضطراب و تنهائی همراه است. تئوری "آبراهام ماسلو" درباره نیازهای انسانی و نیز "هانس سلی" درباره کارجمعی و همکاری و آموزش مشترک و استرس، نشان میدهد که افراد در شرایط سازنده و همیاری جمعی، میتوانند اعتماد به نفس پیدا کرده و شخصیت آرامتر داشته و قربانی تنهائی و استرس شکننده نشوند.

از نظر "آلیس میلر" و "کارن اورنه" خشونت در زمان کودکی و نوجوانی در بسیاری از مواقع از خشونت خانوادگی سرچشمه گرفته و این آسیب دیدگی در شخصیت عمیق فرد جای میگیرد. ریشه خشونت گرائی در بسیاری موارد از زمینه های پاره گی خانوادگی و الگوی های منفی پرورشی و اجتماعی مایه میگیرند و یک فرهنگ و مذهب خشونتگرا بر روح این الگوها میدمد و آنها را تقویت میکند. تعالیم اسلامی در قرآن و تاریخ آن آرامش بخش روح نیستند. در تمام جوامع مسلمان، بسیار از کسانی که به این دین دل میبندند افراد آرام و صلح دوست هستند، ولی در ضمن اکثریت گروههای تروریستی، جریانات بنیادگرای اسلامی میباشند، دولتهای اسلامی مستبد هستند و فرهنگ تبعیض گرای آیات قرآنی، خشونت و خودآزاری و عدم توجه به آسایش دیگران را افزایش میدهند.

خشونت در جوامع و فرهنگ های گوناگون از عوامل مختلف مایه میگیرند، ولی در جامعه ما تاریخ #استبداد طولانی و نیز #اسلام نقش ویژه و بارز دارند و این عوامل در ما خشونتگرائی و بی احترامی به حقوق دیگران را زمینه سازی کرده و در ما عادت به بدی را عادی کرده اند.

در مناسبات زناشوئی دو فرد در خانواده، خشونت روانی و روحی با تحمیل انتخاب به یک فرد، #تحقیر کردن، #توهین کردن، #کنترل کردن، #عذاب دادن، #تهدید نمودن، #ترساندن، خط و نشان کشیدن و غیره مشخص میشود. اغلب در مناسبات زناشوئی، خشونت جسمانی یا صدمه وارد آوردن به جسم، با #خشونت_جنسی که با تجاوز جنسی همراه است و بالاخره با #خشونت_اقتصادی که حذف هر امتیاز و #استقلال_اقتصادی است، در کنار هم قرار دارند و در هم تنیده میباشند.

#خشونت_رفتاری در اشکال گوناگون مانند تخطئه نمودن فرد، فحاشی کردن، تهدید جسمی و روحی فرد، محدود نمودن آزادی فرد، تطمیع نمودن و استثمار جسمانی و سکسی فرد، محروم کردن از مناسبات انسانی و رفتار شایسته، آغاز شده و بمرور با وخیمتر شدن مناسبات و خرد کردن شخصیت تا خشونت جسمانی علیه فرد دیگر پیش رفته و در شرایطی به قتل یک فرد می انجامد.
باری...؛ زنانی که از جانب همسرانشان مورد خشونت قرار می گیرند پنج برابر بیشتر از سایر زنان در معرض آسیبهای روانی و خطر خودکشی و شش برابر بیشتر در معرض اختلالات روانی قرار دارند.

در خانواده هایی که اعتیاد به مواد مخدر و الکل، بیکاری و تنش وجود دارد، خشونت نیز بیشتر به چشم می خورد. مردانی که از کودکی در خانواده شاهد کتک خوردن زنان خانواده بوده اند در بزرگسالی بیشتر مرتکب خشونت علیه همسران خود می شوند. الگوهای #پرخاشگری در جامعه ابعاد پرخاشگری و خشونت را عمیقتر می‌کنند.

در جامعه ای که قدرت سیاسی و طبقات حاکم از #اخلاق_اجتماعی بی بهره هستند و دستگاه دولتی فاقد مشروعیت دمکراتیک است، بدآموزی ها آسانتر میباشند. متاسفانه ایران سرزمین اعدام و زورگوئی است زیرا از روح دمکراسی دور بوده و خشونت ها در اعماق ذهن تاریخی جامعه نفوذ دارند. جامعه ایران سراسر آسیب دیده است و کنشگران سندیکائی و سیاسی و جمعی خاموشند. این خشونت از تاریخ استبدادی و شاهان و روحانیونی که به خون ریزی خوکرده بودند و نیز از قوانین و دینی که دارای طبیعت استبدادی و تبعیض آمیز بوده و بالاخره از فساد و بیعدالتی موجود سرچشمه میگیرد.

🔚 پایان...

#خشونت #آسیب #اجتماعی #زنان #زندان #شکنجه #تجاوز #تحقیر #توهین #تهدید #ترساندن #تروریسم #ترس #تبعیض #توتالیتاریسم_مذهبی #تولیدمثل #جامعه #اخلاق_اجتماعی #استرس #اعتیاد #اعدام #امنیت_اقتصادی #استقلال_اقتصادی #اسلام #استبداد #امنیت #ایران #اجتماعی #پرخاشگری #سکسیسم #دمکراسی #دیکتاتورها #فرهنگ_مذهبی #سنتهای_کهنه #مردسالارانه #فساد #بیکاری #بیعدالتی
🗂 @AntiReligionArchives
#روان_توده

توده یک همه است و این همه، یک همه‌ــ‌روان دارد. این همه‌ــ‌روان به نظر کانتّی همچون روان فردی دارای حافظه و خاطره است: «فرد هیچ‌گاه نمی‌تواند بی‌ارزش شدن ناگهانی‌اش را فراموش کند. تحقیرشدگی احساسی است بس دردناک. آدم این احساس را یک عمر تمام به دنبال می‌کشد، مگر آن‌که بتواند این #عقده را سر کس دیگری خالی کند. توده نیز به همین‌سان نمی‌تواند بی‌ارزش شدن ناگهانی‌اش را از یاد برد. در این حال گرایش طبیعی، یافتن چیزی است، که از خود فرد کمتر اعتبار دارد و آدم می‌تواند آن را به همانسان #تحقیر کند که خودش تحقیر شده است.»
#تسلیم_به_سرنوشت

کانتّی از این روند به عنوان #گرایش_طبیعی دوره‌ی تورمی سخن می‌گوید. او معتقد است سقوط دهشتناک آلمانی‌ها قابل فهم نیست مگر این که در نظر گرفته شود آنان تورمی را آزموده بودند که در آن «مارک به یک میلیاردم ارزش خود سقوط کرده بود».

کانتی نمی‌خواهد نمونه‌ی آلمان را مطلق کند. منظور او از «گرایش طبیعی» تأکید بر این نکته است که توده‌ی تحقیر شده میل خطرناکی به تبدیل شدن به توده‌ی تحقیرکننده دارد!

تحقیر کردن می‌تواند متوجه خود باشد. ممکن است توده بادکرده، بی‌ارزشی خود را یک ارزش مقدر بداند و تسلیم این سرنوشت شود.

🔚 پایان...

📎 #روانشناسی_پول #روانشناسی_توده #الیاس_کانتی #توده_و_قدرت #پول #سکه #میلیون #سرمایه #گنج #اعتبار #نان #قحطی #تحقیر #تورم #توده #عقده #اطمینان #اقتصاد #حقارت #گرایش_طبیعی
🗂 @AntiReligionArchives
#انواع_خشونت_در_خانواده

#مهرداد_درویش_پور نویسنده و پژوهشگر به چهار نوع خشونت در خانواده اشاره دارد:

۱. رایج ترین نوع خشونت در خانواده خشونت فیزیکی است، مثل کتک زدن.

۲- خشونت روانی، یعنی استفاده از ابزار #تحقیر دیگری. مثلا بسیاری از مردان از خوار کردن زنان، منزوی کردن آنان و سلب اعتماد آنها برای به تمکین وادار کردن آنان استفاده می کنند . برای مثال اگر مردی به زنی بگوید: «تو هیچی نیستی و بدون من هیچ نیستی، من همه چیز برای تو فراهم کردم و بدون من کسی نبودی.» این فقط رجز خوانی نیست بلکه شکلی از خشونت روانی برای درهم کوبیدن اعتماد به نفس طرف مقابل است که در خانواده ها بسیار رایج است.

۳- خشونت جنسی، #تجاوز عریان ترین شکل خشونت جنسی است. حتی آزار اذیت جنسی هم نوعی خشونت جنسی است. مثل متلک پراندن، دستمالی کردن و یا انگولک کردن و یا دست زدن به بدن زنان بدون خواست خودش نیز اشکالی از خشونت جنسی است. خشونت جنسی مثلا در زندان خیلی عریان است. اما در محیط های کار مثل روءسا نسبت به زیردستان و یا استادان نسبت به دانشجویان نیز وجود دارد. علاوه بر آن شکل های پنهانی از خشونت جنسی نیز وجود دارد، مثلا اگر مردی بخواهد با زنی همخوابگی کنید و آن زن نخواهد این خود خشونت جنسی است. در منابع دینی ما مثلا اگر زن در مورد تکالیف جنسی همسرش تمکین نکند می توان او را مجازات کرد و یا به او خرجی نداد، درحالی که درکشوری مانند سوئد این شکلی از خشونت جنسی شناخته می شود. اگر یک شوهر با زنش همخوابگی کند که او تمایل به آن نداشته باشد نوعی تجاوز جنسی محسوب می شود.

۴- چهارمین شکل خشونت در خانواده خشونت مادی است، یعنی مثلا دعوا می شود، فرد ظروف را می شکند، طرف مقابل برای این که این خسارت وارد نشود، سکوت می کند.
حتی خودزنی که درمیان برخی از مردان وجود دارد، نوعی خشونت محسوب می گردد، کسی که خودش را می زند در واقع برای طرف مقابل حس گناه یا ترس ایجاد کند که طرف مقابل تمکین کند. از آنجایی که در طرف مقابل حس ترس و عذاب وجدان ایجاد می شود نوعی خشونت روانی برای به تمکین وادار کردن دیگری محسوب می گردد.
مهرداد درویش‌‌پور پژوهشگر مقیم سوئد بر این باور است که جامعه هرچه با #آزادی در همه زمینه‌ها بیشتر روبرو باشد، خشونت در آن کاهش پیدا می کند. جامعه هر چه بیشتر با آزادی جنسی روبرو باشد، تجاوز و خشونت جنسی کاهش پیدا می‌کند. هر چه آزادی مدنی و اجتماعی بیشتر باشد جامعه به شکل هنجارتری برخورد خواهد کرد. هر چه آزادی های سیاسی بیشتر باشد، جامعه امکان شکوفایی نقد و اظهارنظرخواهد داشت. ما براستی نیاز به تغییر در تعلیم و تربیت داریم. از نظر وی ممنوع کردن مجازات اعدام، ممنوع کردن خشونت علیه کودکان و شاگردان مدارس و تشدید مجازات و کتک کاری بر علیه خشونت برعلیه زنان، نقطه آغازی است برای تغییر طرز تلقی نسبت به خشونت.

📚 برای مطالعه بیشتر در این زمینه:
https://t.me/AntiReligionArchives/463

🔚 پایان...

📎 #خشونت #قدرت #جامعه_شناسی #روانشناسی #جامعه #خانواده #ایران #اسلام #اعدام #فرهنگ_اقتدار #تحقیر #تجاوز #تنبیه #تفکیک_جنسیتی #حجاب_اجباری #زنان #بازتولید_خشونت #خشونت_همگانی #ناامنی #بیکاری #فقر #زندان #آزادی
🗂 @AntiReligionArchives
دوبووار در کتاب جنس دوم به مباحثی عمیق و ریشه دار می پردازد، به الگوهای پایداری که بشر آن را بر ساخته است. یعنی الگوهای #تبعیض و #تحقیر جنس #زن که می توان آنها را در سطر سطر زندگی بشر یافت. مراحلی که #بشر از آغاز برای ایجاد #تمدن پیموده است.

از نظر دوبوار نگرش به کهتری زن از یک طرف در زندگی زیسته ای است که بشر در طول عمر خود فرا گرفته است و از طرف دیگر به دانش، فلسفه، تاریخ و علم روانکاوی نیز مربوط است. زیرا #مردان بوده اند که دانش را تولید کرده اند. آنها بر اساس آنچه که می اندیشیدند زن را متصور می شدند. دوبووار با مطرح کردن #تبعیض_جنسی موجود در این دانش ها توضیح می دهد که نسل بشر چرا و چگونه کهتری زن را توجیح کرده است. او با بیان کردن نمادهای اسطوره در تاریخ، بررسی علم روانکاوی و بنیاد مذهب که در جان مردمان وجود دارد، به ریشه های انقیاد زنان می پردازد.
اگر مقاومت های زنانه شکل اصلی خود را نگرفته باشد، تسلیم شدن زنان و حل شدن آنان در نظام قدرت را در پی خواهد داشت. در واقع دنیایی که بر پایه منافع و #قدرت است اگر نیاز عاجلی به الگوهای #برابری زنان و مردان حس نکند طبعاً برای آن نیز تلاش نخواهد کرد.

رسیدن به آنچه دوبووار می خواهد با راه حلی که او ارائه می دهد در دوره ی کنونی لازم هست ولی کافی نیست. شاید نظرات دوبووار از دیدگاه خُرد بتواند مشکلات بشر را تا حدودی پوشش دهد ولی در بحث کلان نمی تواند تأثیر تعیین کننده ای بر دنیای کنونی داشته باشد. زیرا نقش ثروت و قدرت آن قدر پُررنگ است که هر بخش از منافع بشری که متضادش باشد را نابود می کند.

این که دوبووار معتقد است در نظام مردانه، زنان تحت ستم هستند طبعاً مبنای درستی دارد و به واسطه ی این دیدگاه، #فمنیست های نسل دوم و سوم بسیار تلاش کردند که بتوانند نظام های مردانه را تلطیف کنند و تا حدی از فشار سلطه ی آنها در زمینه های قانونی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی بکاهند. ولی اگر چه در نظام اقتصادی و سیاسی سقف شیشه ایی بالاتر رفته است ولی متأسفانه هنوز وجود دارد.

در زمینه #سیاست نیز اگر چه پست های ریاست جمهوری در بعضی کشورها به زنان سپرده شده است ولی در اغلب کشورها هنوز زنان برای ورود به عرصه سیاست و مدیریت های کلان، به سختی باید بجنگند و تلاش کنند تا موفق شوند.

از نظر #اجتماعی نیز نگرش های سنتی و بازدارنده هنوز در اغلب مردم دنیا موج می زند. به همین سبب، در برخی نقاط دنیا «زن» هنوز به عنوان «انسان» به رسمیت شناخته نشده است!

🔚 پایان...

📎 #سیمون_دوبوار #جنس_دوم #تبعیض #تحقیر #زن #بشر #تمدن #مردان #مادری #همسری #تاریخ #فلسفه #روانکاوی #طبیعت #ضعف_جسمانی #زیگموند_فروید #آلت_تناسلی #مذهب #بقا #ازدواج #عدم_آزادی #استقلال_اقتصادی #وابستگی #کار #دانش #مردسالار #قدرت #فمنیست #سیاست
#TheSecondSex
#SimoneDeBeauvoir
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
ردپاهای ایدئولوژی دخول در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی

پیش از آغاز جست‌و‌جو در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی برای یافتن نشانه‌های ایدئولوژی دخول و دخول‌زدگی باید اذعان کرد که ادعای این متن آن نیست که ایدئولوژی دخول تنها در فرهنگ ایرانی وجود دارد اما از آنجا که ما در ایران بزرگ شده و با زبان و فرهنگ مردم این سرزمین آشنایی کافی داریم مدعای خود در اینباره را محدود به این جغرافیای خاص کرده و نفیاً و اثباتاً در باب مردمان و فرهنگ‌های دیگر داوری نمی‌کنیم.

اگر دقت شود می‌بینیم به دلیل رسوب همین ایدئو‌لوژی دخول است که اکثر فحش‌های ما حاوی کلماتی است که به دخول در دیگری دلالت دارد و این بدترین نوع فحش‌های ما محسوب می‌شود. حالا به فحش‌های جنسی که در خاطر دارید دقت کنید تا دلالت اگر نه همه که اکثر آن را بر دخول در مقعد، واژن و دهان طرف مقابل و اطرافیان نزدیکش (معمولاً زن‌های وابسته) را مشاهده کنید. از آن‌جا که این فحش‌ها با هدف #تحقیر به کار می‌روند مشخص می‌شود پیش‌فرض گوینده و دهنده‌ی #فحش همین ایدئولوژی دخول است و اعمال قدرت از طریق عمل جنسی و دخول و الا اگر گوینده عمل جنسی و مشخصاً دخول را داد و ستد لذت می‌دید و نه اِعمال قدرت به منظور تحقیر کردن شریک جنسی‌اش، آن‌وقت وعده و وعید به دخول نه یک فحش که شاید یک تعارف می‌شد.

در اینجا کاری به دلایل روان‌شناختی فحاشی و یا قضاوت اخلاقی در مورد خوبی یا بدی آن نداشته، تنها به این واقعیت اشاره داریم که فحش‌های به اصطلاح ناموسی و جنسی در فرهنگ ما خود روشن‌ترین دلیل بر رسوب ایدئولوژی دخول در ذهن و ضمیر ماست. به بیان دیگر فحش‌های جنسی ما که بر زبان جاری می‌شود آینه‌ی ذهن دخول‌زده‌ی گویندگان آن است.
نتیجه‌گیری

این نوشتار برای پرداختن به مسئله‌ای بود که به نظر می‌رسد کرامت و شأن انسانی را پای‌مال می‌کند؛ آن هم در جایی و طی رفتاری که شاید کسی فکرش را هم نکند. این‌بار #کرامت_انسانی نه در کوچه پس کوچه‌های فقر که #عزت_نفس انسان را جریحه‌دار می‌کند و نه در زندان‌های جباران که آزادی انسان را لگدکوب زورمندی خویش می‌کنند یا در هر جای دیگر که آشکارا این کرامت نفی می‌شود؛ که این‌بار در مصاف نابرابر تن‌های برهنه و در آغوش شاید من و شاید تو و هزاران مثل ما هتک می‌شود. #ایدئولوژی_دخول بر چشم و دل ما عینکی می‌زند که رفتار جنسی اعمال قدرت می‌شود و این اعمال قدرت کرامت انسانی را از بین می‌برد. این ایدئولوژی ننگین و این فرهنگ دخول‌زده اثرات زیان‌باری دارد که همه‌ی آن در یک چیز مشترک است افزودن بر درد و رنج انسان‌ها از طریق هتک حرمت و کرامت انسانی آن هم در پراحساس‌ترین لحظات زندگی که قرار است سرمایه‌ای از بهترین احساسات را به انسان هدیه کند.

باید دل‌نگران کرامت انسان و به هتک حرمت آن در هرجایی حساس بود؛ حتی در بسترها و هم‌آغوشی‌ها. و البته این به معنای ورود دولت یا هر فرد یا نهاد دیگری در حوزه خصوصی افراد نیست بلکه باید با آگاهی‌بخشی و فرهنگ‌سازی در سپهر عمومی، که توسط تک‌تک اعضای جامعه و بخصوص روشنفکران و فرهیختگان و سرآمدان آن جامعه انجام می‌شود، عینک ایدئولوژی دخول را به دور انداخت تا رفتار جنسی چهره‌ی انسانی خود را به ما بنمایاند و سکس، به معنای رفتار جنسی برابر و با هدف لذت طرفین، زاییده شود.

🔚 پایان...

📎 #فاعل #مفعول #قدرت #نرسالاری #کنترل_اجتماعی #تحقیر #فحش #رفتار_جنسی #فرهنگ_دینی #مردسالار #تجاوز #دخول #لواط #دوشیزگی #بکارت #کرامت_انسانی #عزت_نفس #ایدئولوژی_دخول
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives