ΑпτiгeligioпΑгcives
186 subscribers
107 photos
2 videos
42 files
58 links
✍🏼 Text channel: @AntiReligion

Scientific,
historical
philosophical
psychology
sociology and ...
.
.
.
Download Telegram
مهرداد درویش‌‌پور پژوهشگر مقیم سوئد بر این باور است که جامعه هرچه با #آزادی در همه زمینه‌ها بیشتر روبرو باشد، خشونت در آن کاهش پیدا می کند. جامعه هر چه بیشتر با آزادی جنسی روبرو باشد، تجاوز و خشونت جنسی کاهش پیدا می‌کند. هر چه آزادی مدنی و اجتماعی بیشتر باشد جامعه به شکل هنجارتری برخورد خواهد کرد. هر چه آزادی های سیاسی بیشتر باشد، جامعه امکان شکوفایی نقد و اظهارنظرخواهد داشت. ما براستی نیاز به تغییر در تعلیم و تربیت داریم. از نظر وی ممنوع کردن مجازات اعدام، ممنوع کردن خشونت علیه کودکان و شاگردان مدارس و تشدید مجازات و کتک کاری بر علیه خشونت برعلیه زنان، نقطه آغازی است برای تغییر طرز تلقی نسبت به خشونت.

📚 برای مطالعه بیشتر در این زمینه:
https://t.me/AntiReligionArchives/463

🔚 پایان...

📎 #خشونت #قدرت #جامعه_شناسی #روانشناسی #جامعه #خانواده #ایران #اسلام #اعدام #فرهنگ_اقتدار #تحقیر #تجاوز #تنبیه #تفکیک_جنسیتی #حجاب_اجباری #زنان #بازتولید_خشونت #خشونت_همگانی #ناامنی #بیکاری #فقر #زندان #آزادی
🗂 @AntiReligionArchives
اما برای مارکس، جهان آدمی تنها یک جهان فکری انتزاعی نیست، بلکه جهانی مشخص مبتنی بر مناسبات اجتماعی است. از این‌رو می‌افزاید:

« آدمی، یعنی جهان آدمی، یعنی حکومت و جامعه. و این #حکومت و #جامعه هستند که دین را چونان آگاهی واژگونه نسبت به جهان تولید می‌کنند، زیرا خود، جهانی واژگونه‌اند.

دین، نظریه‌ی عمومی چنین جهانی است، خلاصه‌ی دانشنامه‌ای آن، منطق آن به شکلی مردم‌پسند، شرف معنوی‌شده‌ی آن، شور و اشتیاق آن، تقدیس اخلاقی آن، مکمل تشریفاتی آن و دلیل تسلی عمومی و توجیه آن است.

دین، تحقق پندارگونه‌ی سرشت آدمی است، زیرا سرشت آدمی دارای واقعیتی حقیقی نیست. بنابراین پیکار با دین، پیکار باواسطه با جهانی است، که دین رایحه‌ی روحانی آن است. #فلاکت_دینی از یکسو جلوه‌ی فلاکت واقعی است و از دیگرسو اعتراضی به این فلاکت واقعی. #دین، آه مخلوق به تنگنا افتاده است، جان جهانی بی‌‌رحم و روح اوضاعی بی‌روح است.
#دین_تریاک_مردم_است. »
بطور خلاصه می‌توان گفت که مارکس در حالی که همه‌ی اشکال دین را نقد می‌کند، دگرگونی مناسبات اجتماعی را نشانه می‌گیرد. برای او دین عاملی برای از خودبیگانگی آدمی است. آدمی اولوهیتی می‌سازد و سپس این اولوهیت را برای سرنوشت خود مسئول می‌داند؛ در صورتی که این آدمی است که دین را ساخته و نه دین آدمی را.

از دیدگاه مارکس، آدمی از سوی دیگر از طریق ساختن دین، به خود قواعد و ممنوعیت‌هایی را تحمیل می‌کند که مانع رشد و شکوفایی او می‌شوند. او از این گذرگاه مطیع مراجع و اتوریته‌ های دینی می‌شود که مشروعیت آنها یا بر مناسباتی موهوم و خیالی با اولوهیت استوارند، یا برخاسته از امتیازهای ناشی از دانستنی‌هایی درباره‌ی امور دینی. ادیان بقایای ایدئولوژی‌های اعصار گذشته‌اند و نمایانگر «آگاهی واژگونه نسبت به جهان».

به باور مارکس، ادیان همچنین نقشی تخدیرکننده دارند و در خدمت آن هستند که هستی آدمی را از طریق رویاپردازی و تسلی خاطر برای آن‌جهان، تحمل‌پذیر کنند و از این طریق فلاکت موجود را پایدار سازند و مشروعیت بخشند. از این منظر،‌ نقد دین فقط نیازمند نقدی نظری نیست، بلکه محتاج تغییرات مادی زندگی‌ و براندازی آن مناسبات اجتماعی است که دین را به عنوان «آه مخلوق در تنگنا افتاده» ضروری کرده است. با چنین رویکردی است که می‌توان به جنگ اوضاع رفت و «سلاح نقد» را با «نقد سلاح» تکمیل کرد.

📚 در همین زمینه: نگاهی به اندیشه‌های لودویگ فویرباخ در نقد دین
https://t.me/AntiReligionArchives/296

🔚 پایان...

📎 #کارل_مارکس #نقد_دین #دین_تریاک_مردم_است #توهمات #آرامبخش #مخدر #از_خودبیگانگی_دینی #جهان_واژگونه #فلاکت_دینی #جامعه #حکومت #خدا #لودویگ_فویرباخ
🗂 @AntiReligionArchives
ابعاد این ماجرا چنان گسترده شده که ما در #جامعه همه جا با جلوه‌های آن روبرو هستیم: مهندسی که قرار است پلی بسازد، در برابر دوربین تلویزیون می‌گوید: «اگر خدا بخواهد ساخت این پل را تا پایان سال تمام می‌کنیم». کار به حوزه‌ی ورزش کشور نیز کشیده شده و بازیکن فوتبال در برابر دوربین خبرنگاران می‌گوید: «اگر خدا می‌خواست و پنالتی گل می‌شد، بازی را برده بودیم»؛ و بدین‌سان نه فقط ناکارآمدی خود در زدن ضربه‌ی پنالتی و واکنش خوب دروازه‌بان حریف را لاپوشانی می‌کند، بلکه همزمان توپ را هم به زمین «خدا» می‌اندازد!
دوبوار شرایط زیستی را نیز که از ابتدا وجود داشته است دلایل دیگر کهتری زنان می داند. ضعف جسمانی زن نسبت به مرد و باردار شدن که زن می بایست برای #بقا انجام می داد نوعی ضعف جسمانی را برای زن رقم زده است. زن به‌ مانند مرد نمی توانست در مزارع به کار بپردازد و در جنگ ها شرکت کند. قدرت بدنی مرد در شکار و انجام کارهای سخت باعث شد که جنس مرد بتواند زنان را در عرصه های تاریخ جا بگذارد و خودش یکه‌تاز در راه به دست آوردن ثروت و قدرت پیش برود.

در این شرایط #مذهب هم به قدرت مردانه دامن زده است. مسیحیت به رغم کینه ای که از زن دارد، مریم باکره تقدس یافته و همسر پاکدامن و مطیع را مورد احترام قرار می دهد. زن وقتی شریک پرستش شد، می تواند حتی وظیفه ی مذهبی مهمی به عهده گیرد.

یکی از عوامل مهمی که زنان را پس می زند و جایگاه آنها را فرو می کاهد از نظر دوبووار موقعیت آنان در زندگی اجتماعی است. از نظر اجتماعی نیز، زن زاده نمی شود به صورت زن در می آید. او می‌نویسد که دختر از همان اوان کودکی یاد می گیرد که چگونه دختر باشد. حتی اندام فیزیکی دختر از ابتدا از نظر #خانواده و #اجتماع کمتر از اندام پسر ارزیابی می شود. به همین دلیل دختر در آرزوی داشتن اندامی مردانه است. چون اندام مردانه از نظر اجتماعی مورد تأیید است ولی اندام زنانه این گونه نیست. او میگوید حالت انفعالی که زنان از ابتدای کودکی به خود می گیرند بیولوژیکی نیست و این در حقیقت تقدیری است که آموزش دهندگان و #جامعه به آنها تحمیل کرده اند.
هیولایی که باز می‌گردد

به لطف آموزه‌های نئولیبرالیستی، شمار بی‌شماری از انسانها نسبت‌شان با #جامعه و #تاریخ قطع شده. همین است که آنها را دچار چنان رخوتی کرده که حتی اظهار نظر هم نمی‌کنند. #قضاوت نمی‌کنند و از قضاوت شدن هراسان‌اند، چراکه خوب می‌دانند بدل به چه هیولاهایی شده‌اند. چنان که بورخس می‌گوید #هیولا چیزی نیست جز ترکیبی از اجزا موجودات واقعی! و جهان ما جهان هیولاهاست؛ هیولاهایی به غایت ترسناک. کسانی که از فرط بی‌عملی و بی‌نظری به هر ورطه‌ای درمی‌غلتند؛ کسانی که مسئولیت قضاوت و کنش را نمی‌پذیرند.

آنان هیچ موضعی ندارند و در نتیجه، تمام تناقضات را بی‌آنکه اندکی مضطربشان سازد در درونشان حمل کنند. هم هیئتی هستند و هم پارتی می‌روند. رشوه می‌گیرند و اختلاس می‌کنند، اما مصرانه ذکات هم می‌دهند! نمازخوان و مشروب‌خور اند. هیولاهایی که تمامی اضداد را در ترکیب خود دارند.
به سیاق فلاسفه، یونان باستان باید حکم داد که انسان حیوانِ قضاوت‌گر است. این حکم زمانی اهمیت می‌یابد که بفهمیم منطق اقتصادی حاکم بر اخلاق در دوران نئولیبرالیسم، چگونه با فروبردن انسانها در لاک شخصی‌شان، آنها را از قضاوت کردن و متعاقب آن مداخله در وضعیت برحذر می‌دارد. نسبی‌گرایی پست مدرنیستی به مثابه کیش #سرمایه_داری، قضاوت کردن را از زمره گناهان بزرگ می‌شمرد. یحتمل هر کدام از ما در زیست روزمره مان با این جملات مواجه شده‌ایم: «نباید قضاوت کنی»، «کسی حق نداره من را قضاوت کنه این زندگی شخصی منه» و الی آخر به خوبی ابعاد جهان پساسیاسی ما را ترسیم می‌کنند. آنچه فراموش شده این است که امر شخصی همواره امری سیاسی است…

انسانها اگر داوری و ارزیابی نکنند، در روز داوری بازخواست خواهند شد؛ اگر پاسخگو نباشند #ابوالهول با کسی شوخی ندارد. بی‌تفاوتها به واقع نمی‌دانند عدم مداخله‌شان مداخله‌ای سفاهت بار است. و بی‌نظری و بی کنشی‌شان به قیمت جان و مال بسیاری و حتی خودشان تمام می‌شود. آنان نمی‌دانند که اگر نظر نورزند و عمل نکنند، در بزنگاه‌ها نخواهد دانست که دقیقاً عکس کدام «حرامزاده» را پایین بیاورند!

🔊 https://t.me/AntiReligion/151

🔚 پایان...

📎 #بی‌_تفاوت‌_ها #داوری #ارزیابی #گناه_بزرگ #انقلاب #ساندویچ_فروش #توده #بی_تفاوتی #منفعلانه #حرامزاده #عدم_مداخله #عافیت‌_طلبی #منفعت_طلبی #بیگانه #تاریخ #جامعه #قضاوت #هیولا #سرمایه_داری #مقاصد_جمعی #ابوالهول
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
هراری در اثر خودش، رفتار انسان خردمند را از لحاظ #روانشناسی، #زیست‌_شناسی و #جامعه‌_شناسی بررسی می‌کند. انسانی که گونه‌های مختلف بشر را از بین برده و بسیاری از گونه‌های حیوانات را نیز منقرض کرده است. آغاز کتاب شگفت‌انگیز است، ادامه‌ی آن عالی و پایان کتاب خیره‌کننده است.

روایت تاریخ بشر بهترین نقطه برای آغاز تفکر عمیق است و انصافا این کتاب هم سرنخ‌های زیاد و بسیار خوبی برای تفکر در اختیار خواننده قرار می‌دهد.

در کتاب سوال‌‌های شگفت‌انگیزی مطرح می‌شود و اتفاقات مختلف تاریخ به شکلی استادانه در کنار هم قرار می‌گیرند. و جالب‌تر از همه اینکه یووال نوح هراری همه‌چیز را زیر سوال می‌برد و خود او هم مخاطب را دعوت به تفکر دوباره می‌کند: فایده #تاریخ چیست؟ به چه سمتی داریم حرکت می‌کنیم؟ آیا واقعا سرنوشت انسان امروز روشن‌تر از دیروز است؟ اصلا آیا سرنوشت و آینده‌ای روشن در انتظار ماست؟ آیا امروز خوشبخت‌تر از هزاران سال پیش هستیم؟

پیشنهاد می‌کنم مصاحبه و سخنرانی یووال نوح هراری را در سایت موسسه تد TED نیز مشاهده کنید؛ او در این سخنرانی به شکل بسیار خلاصه مقداری از مفاهیم کتاب را بیان می‌کند.

https://www.ted.com/talks/yuval_noah_harari_what_explains_the_rise_of_humans

در ادامه این نوشتار قسمت های مختلفی از کتاب را نیز می‌توانید مطالعه کنید:
هفتادهزار سال پیش، «انسان خردمند» موجودی کم‌اهمیت بود که بیش از جاندارن دیگر، تاثیری بر محیط نداشت. او می‌کوشید تنها حیات خود را در میان موجودات دیگر حفظ کند؛ اما بر اثر تحولات زیستی و تغییرات تطبیقی دیگر با محیط مانند کشف آتش، کار گروهی، ساختن ابزار و... به رأس هرم جانداران صعود کرد. ضرورت تطبیق سریع با محیط‌زیست، احساس ترس، حس غلبه‌جویی بر محیط و سایر موجودات، او را بسیار بی‌رحم، تهاجمی و خطرناک کرد و اکنون او خود را خدا و ارباب جهان می‌داند!

هراری در انتهای کتاب موضوع ادعای خدایی انسان را مطرح می‌کند و می‌گوید با این که انسان تا کنون کارهای شگفت‌انگیزی کرده است، همچنان ناخشنود و ناراضی است و نمی‌داند با این قدرتی که دارد چه کند. ما تبدیل به خدایان خودساخته‌ای شده‌ایم که به دنبال چیزی جز آسایش و شادی خود نیستیم و تازه هرگز هم به رضایت خاطر نمی‌رسیم. آیا چیزی خطرناک‌تر از خدایانِ ناخشنود و ولنگار که نمی‌دانند چه می‌خواهند وجود دارد؟

این اثر برای تمامی پژوهشگران تاریخ و علاقه‌مندان به مباحث جدید تاریخ بشر نگاشته شده و البته برای تمام کسانی که می‌خواهند بدانند انسان‌ها از کجا آمدند و آینده‌شان چه خواهد شد.

📚 https://t.me/AntiReligion/166

🔚 پایان...

📎 #یووال_نوح_هراری #انسان_خردمند #نیک_گرگین #زيست‌_شناسی #روانشناسی #جامعه‌_شناسی #تكامل #انقلاب_شناختی #انقلاب_كشاورزی #انقلاب_علمی #انتخاب_طبيعی #واقعيت_خيالی #قدرت_تكلم #قوه_تعقل #خوشبختی #انسان_بدوی #گندم #آتش #تاریخ #بشر #بریتانیا #خط_آهن #سرمایه‌_داری #بی‌_عدالتی #اقتصاد_مدرن #استثمار_صنعتی #رنج
#HomoSapiens #HomoDeus #YuvalNoahHarari #NickGorguin #Humankind #AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
آیا تا به امروز شنیده‌اید یا دیده‌اید که حتی یک نفر از نمادگان سیاسی و فرهنگی #جامعه_ایرانی برای خطا و خطاکاری خود، شرم‌سار شده باشد ــ و بدین وسیله مسئولیت عمل خود را پذیرفته باشد ــ و عذر خواسته باشد؟  نه از طریق شکنجه و تهدید و نه از سر هراس، بلکه خودخواسته و از سر گونه‌ای شرم راستین که از مواجهه با خود و از خشم بر خود، رخ می‌دهد!

بی‌شرمی ما حد و مرز نمی‌شناسد. از این رو باید چون هملت ندا برآوریم: ای شرم، کجاست سرخی‌ات؟
این نویسندگان، که ذهنی بسیار خلاق نیز داشتند، سرانجام از پس آن برآمدند که بیماری خود را در هیأت ادبیات به مرضی زیباشناسانه و  اندیش‌ورزانه بدل کنند. به آن آهمندی‌ و ناخوشی‌ای که تنها خود را نمی‌اندیشد، بلکه جهان را نیز در دنیای ناخوشانه‌ و در صور خیالی خود بیمار و مرض‌آلود تصور می‌کند.

آنان بی‌شرمانه، زندگی را چون فسادی فراگیر می‌دیدند و آدمیان را چونان کرم‌ها و حشراتی مسخ شده که از این فساد عظیم برآمده و در هم می‌لولند. این سرنوشت همه‌ خداترسان و تقوا‌پیشگان است که روزی از گرسنگی یا از سر تاب نیاوردن زندگی تلف شوند و در حقیقت از سرِ کُفران زندگی. چنان‌که آن یهودی زاهد و خداترس بزرگ ادبیات یعنی کافکا بر اثر گرسنگی تلف شد و آن زاهد‌منش ایرانی نیز بر اثر گریز خودخواسته از ــ به زعم او ــ نکبت زندگی!

🔚 پایان...

📎 #شرم #فرهنگ #اخلاق #شرم‌سار #سرافکندن #بی‌شرمی #جامعه_ایرانی #حجب #حیا #خود‌فریبی #ندامت #توبه #تقوا
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
در یک کلام، قرآن کتاب دینی تاریخی و متعلق به یک جامعه قبیله‌ای و بیابانی است و فاقد ارزش معنوی انسانی می‌باشد. برای محققین این کتاب سندی برای فهم اسلام در قلمرو جغرافیای عربی در ۱۴۰۰ سال پیش است. این کتاب، التقاطی است و از نگاه هرمنوتیک، قرآن اخلاقیات و روحیات و معیارها و ویژگی‌های آن دوران را نشان می‌دهد. علیرغم این بعد تاریخی، در جامعه امروزی قرآن الهام بخش میلیون‌ها انسان است و تنظیم کننده رفتاری و روانی این بخش از جمعیت جهان است. البته این جمعیت از نظر #جامعه_شناسی بسیار متفاوت بوده و همه دارای نزدیکی یکسان به این کتاب و تاثیرپذیری یگانه از قرآن نیستند. جامعه ایران نیز در تاریخ خود مناسبات گوناگون با ایدئولوژی قرآنی داشته ولی از این ایدئولوژی دینی بسیار متاثر است. این تاثیر پذیری همچون یک بیماری پاتولوژیک عمل کرده و از خودبیگانگی ایرانیان یکی از نتایج آن است.
چهارم، باید فرهنگ خود را با فرهنگ‌های مدرن جهان و تئوری‌های فلسفی و جامعه شناختی و تاریخی و بیولوژیکی و اخترشناسی و تکنولوژیکی و سایر تئوری‌های علمی، بیش از گذشته پیوند زد. توجه کنیم که کشورهای مسلمان با فقر و دیکتاتوری و تعصب و تروریسم و تقدسگرایی دینی و عقب ماندگی علمی دچارند و این امر در پیوند با ساختار ذهنی دینی است. البته در دمکراسی‌های جهان پدیده #دین و #خرافه موجود است ولی به لحاظ ساخت سکولار جامعه و تاریخ خودمختاری و شخصیتی انسانها، امور جامعه بر پایه عقلانیت و دانش و فرهنگ و تجربه می‌گردد.

در کشورهای اسلامی تقدیر دینی و جایگاه #الله و قدسیت قرآن نقش تعیین کننده دارد. باید از این دین خارج شد و این حقیقت را گفت که ماندگاری در اسلام جز عقب ماندگی و درماندگی خرد نتیجه دیگری ندارد. حکومت ایران اسلامی است، قوانین ایران اسلامی و فقهی است، مناسبات اجتماعی مردمان آغشته به اسلام زدگی است، و تباهی‌های جامعه گسترده است. گفتن خروج از دین آسان است ولی امری بسیار دشوار و چه بسا نشدنی باشد. ولی در اینجا منظور آن است که قوای فکری روشنفکری و هنرمندانه از ممنوعیت دینی خارج شده و به انتقاد وسیع رو بیاورند. دین قرآنی جامعه را فلج کرده و روشنفکر و سیاستمدار را مچاله کرده است. خارج شدن از چنین وضعیتی یک چالش بزرگ است. آزادمنشی فکری در جامعه به فرهنگ انتقادی دامن می‌زند و این امر پویایی سکولاریسم فکری را در پی خواهد داشت.

روشن است که باور دینی در اعماق رفتار و ذهن آدمی ریشه دارد و یک پدیده بسیار ژرف است. حال این واقعیت مانع مبارزه فکری برای گسترش آزادی اندیشه نباید باشد. حرف من در اینجا با فرهیختگان است. افراد آگاه و روشنفکران آزاد و فرهیختگان ایرانی نباید توسط اسلام و قرآن در فلجی باقی بمانند. آنها نباید به دام نواندیشان دینی و تبلیغات «اسلام رحمانی» بیافتند. قرآن، راهنمای سقوط ماست. جامعه ما به یک فرهنگ سازی بزرگ نیازمند است و این فرهنگ سازی با انتقاد به دین و قرآن گره خورده است.

🔚 پایان...

📎 #کتاب_مقدس #قرآن #تقدسگرایی #ایدئولوژی #دین #الله #محمد #تاریخ #تجاوز #تعرض #خودبیگانگی #شیعه_گری #خرافات #ایران #تقوا #احساس_گناه #خشونت #ترور #جامعه_شناسی #احکام_قرآنی #عقب_ماندگی #آخوندیسم #نقد_اسلام #نقد_قرآن #روشنگری
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
برای دستیابی به #جامعه_مدنی قدرتمند برخی، از جمله نویسندگان این کتاب، راهکار ساده‌ای پیشنهاد می‌کنند: توانمندسازی مردم. این موضوع در فصل آخر کتاب تحت عنوان «چگونه جهان می‌توانست متفاوت باشد» با بررسی تجربه برزیل بحث شده است. تأثیر توانمندسازی مردم بر #مردم‌سالاری مورد قبول گروه کثیری از پژوهشگران این حوزه است واقتصاددانانی مانند آمارتیاسن به آن پرداخته‌اند. نکته مهم چگونگی توانمندسازی است. سازوکارهایی مانند آموزش، گسترش اطلاعات از طریق رسانه‌های آزاد، شرکت در سازمان‌های غیردولتی، و حضور احزاب در فضای سیاسی راهکارهای مرسوم توانمندسازی هستند. اما همانطور که در فصل پایانی توضیح داده شده است این سازوکارها بسیار شکننده‌اند. نظام‌های اندک‌سالار این سازوکارها را از جریان اصلی خود منحرف می‌سازند و به گونه‌ای آنها را دستکاری می‌کنند که به قدرت آنها خللی وارد نشود. حکومت می‌داند که احزاب و سازمان‌های غیردولتی می‌توانند به قدرت او آسیب زده و پایه‌های حکومت را متزلزل سازند. از همین رو نویسندگان معتقدند دستورالعمل ساده‌ای برای توانمندسازی مردم وجود ندارد.
بدین ترتیب مسئله گذر از اندک‌سالاری به مردم سالاری در اندیشه گروهی از اقتصاددانان و جامعه‌شناسان در گرو مهارت کارجمعی است. چند اقتصاددان در دهه اخیر مطالعات خود را برای یافتن قواعدی در مورد عوامل مؤثر بر “مهارت عمل جمعیِ هماهنگ” متمرکز کرده‌اند. مشهورترین آنها الینار اوسترم است که در سال ۲۰۱۱ جایزه نوبل گرفت. بدون تردید این مهارت در طول زمان شکل می‌گیرد و امری آموزش‌پذیر است. همکاری جمعی در هر حوزه زندگی مانند محل سکونت، مدرسه، کسب و کار و شهر قابل تعریف است. تأثیر همکاری بسیار تدریجی است و آرام آرام به تقویت سرمایه و همبستگی اجتماعی می‌انجامد. نباید انتظار داشت راهی که کشورهای اروپایی در طول چند قرن طی کردند یک شبه پشت سر گذاشته شود.

📚 چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟

🔚 پایان...

📎 #چرا_ملت‌ها_شکست_می‌خورند
#دارون_عجم_اوغلو #جیمز_ای_رابینسون
#شکست_کشورها #دوراهی_سیاستمدار #قدرت_اقتصادی #الیگارشی #اندک‌سالاری #فرادستان #قدرت_سیاسی #ثروت #تاریخ_بشر #اقتصاد #امنیت #شرایط_اقلیمی #داگلاس_نورث #توسعه #جامعه_مدنی #مردم‌سالاری #آدام_اسمیت #رذیلت_اخلاقی #همکاری_گروهی #همبستگی #اعتماد_متقابل
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
نقد چونان پایه تفکر

مارکس، زاده ۱۸۱۸ در تریر، تحصیلات دانشگاهی خود را در ۱۸ سالگی در حقوق شروع کرد و در فلسفه ادامه داد،‌اما در سال ۱۸۸۳ در لندن به عنوان اقتصاددانی بزرگ در گور آرام گرفت. هدف این نوشتار بررسی این سیر و سلوک است. چگونه یک دکتر جوان فلسفه در سال‌های پایانی عمر و مرگش در ۶۵ سالگی بزرگترین #اقتصاددان زمان شد؟

نقد و تحلیل انتقادی افزار کلیدی اندیشه‌پردازی و مفهوم‌سازی مارکس است. او نه نظام فلسفی مستقلی دارد، نه تئوری سیاسی سرراستی درباره حکمرانی ارائه داده، نه چندوچون #انقلاب را ترسیم کرده و نه درباره ویژگی‌های #جامعه_کمونیستی نظر خاصی ابراز نموده است. هر آنچه از او در دست داریم، نقد و ردیه‌نویسی است بر گفتمان فلسفی یا سیاسی حاکم بر جهان آن روز. در اقتصاد نیز او در درجه اول به نقد نظریات بانیان و مدافعان #سرمایه‌داری پرداخته و سپس رهیافت‌های "علمی" خود را مطرح کرده است.
سرکوب دگراندیشان: از آنجا که طبقه پیروزمند خود را در جانب برحق تاریخ می‌بیند، می‌تواند هرگونه مخالفت با آرای خود را خیانت به "اراده تاریخی مردم" بخواند و با سخت‌ترین عقوبت‌ها کیفر دهد. بسیاری از مارکسیست‌ها در تعصب در باورهای ایدئولوژیک خود تا آنجا پیش رفتند که حق حیات را برای مخالفان خود انکار کردند.

بدین سان مارکس که خود از نفی مذهب آغاز کرده و برداشت‌های ایدئولوژیک را بی‌رحمانه نقد کرده بود، در قامت پیامبر یک مذهب تازه ظاهر شد که پیروان‌اش احکام او را ابدی و وحی منزل تلقی کردند. متأسفانه در قرن بیستم کمونیست‌های انقلابی و دنباله‌روان جزم‌گرای مارکس بیش از نقدهای تحلیلی و نظریات علمی او از وجه ایدئولوژیک آموزه‌های او پیروی کردند.

📚 نوشتار مرتبط: کارل مارکس

🔚 پایان...

📎 #کارل_مارکس #اقتصاددان #فریدریش_انگلس #جامعه_کمونیستی #سرمایه‌داری #فلسفه #هگل #دیالکتیک #روح #ماده #فئودالیسم #بورژوازی #پرولتاریا #انقلاب #اقتصاد #کارگر
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
حال اما با گذشت چهار دهه از شکل گیری جمهوری اسلامی نه تنها هیچ یک از این وعده‌ها عملی نشد بلکه وضعیت #اقتصادی و #اجتماعی و #سیاسی، همچنان در بحرانی عمیق به سر می‌برد. در چنین شرایطی بسیاری از مردم و متفکران هنوز از خود می‌پرسند به راستی با کنار رفتن و به فرض #فروپاشی جمهوری اسلامی، چه کسی یا چه گروهی باید زمام امور را به دست بگیرد تا اوضاع سامان یابد؟

این درست همان نقطه ای است که به نظر می‌رسد #جامعه_ایران هنوز توافقی بر سر آن دست نیافته است. با این وجود، حتی اگر روزی یک اجماع کلی بر سر این موضوع حاصل شود که چه کسی یا چه گروهی باید حکومت کند، باز هم گرهی از کار فروبسته ما نخواهد گشود و هنوز یک مسأله مهم دیگر وجود دارد که باید روشن شود.
اما در فلسفه سیاسی، پرسشی مهم تر از آن وجود دارد که همه ما باید ذهن و اندیشه خود را به آن معطوف کنیم و نه به نظریاتی که در تقابل با شکل گیری یک جامعه باز هستند. ما باید با نظریاتی مشغول باشیم که به ما می‌آموزند چگونه می‌توان حکومتی را روی کار آورد که #براندازی آن با #صندوق_رای ممکن باشد، نه با نظریاتی مانند رویکرد فلسفی افلاطون (در توضیح مدینه فاضله) یا نظریه‌های هگل و مارکس که به تعبیر پوپر به تئوری‌های توتالیتر و اصطلاحا به توتاليتاريانيسم می‌انجامند.

به عبارت دیگر، مهمترین پرسش فلسفه سیاسی نباید این باشد که چه کسی حکومت کند. مهمترین پرسش این نیست که با سقوط یک حاکمیت، چه حکومتی را با آن جایگزین کنیم. این نیست که این‌ها بروند پس چه حکومتی بیاید، بلکه باید به فکر ساز و کاری سیاسی و حقوقی بود که هر حکومتی را که قرار است بر سر کار بیاید، صرف نظر از شکل آن بتوان از طریقی مدنی و صرفا با صندوق رای به زیر کشید.

🔚 پایان...

📎 #عرفان_کسرایی #حکومت #حاکمیت #افلاطون #ولایت_فقیه #جمهوری_اسلامی #شیعه #اقتصادی #اجتماعی #سیاسی #جامعه_ایران #فروپاشی #کارل_پوپر #نگرش_اتوپیایی #براندازی #صندوق_رای
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
مغزشویی از بالا

یکی از برنامه‌های حکومتی فریدون این است که «مغزشویی» کند. این نکته جای تعبیر و توجیه دارد. ولی در هر صورت و در هر جامعه‌ای اگر کسی مدعی باشد که مردم نمی‌فهمند و شخص پادشاه یا افراد خاصی هستند که همه چیز را می‌فهمند و مردم باید مثل آن‌ها فکر کنند و...، چقدر وحشتناک می‌شود. 

در کلام آخر آنچه بیش از همه غمگین تر است این می‌باشد که مردم با چه امیدهایی فریدون را برای اصلاح امور بر روی تخت می‌نشانند و با امید ایران آزاد از چنگال ضحاکان ستمگر نمی‌دانند که روزی هم فریدون ضحاک می‌شود و این همیشه در تاریخ ایران تا به امروز تکرار شده است.

فریدون طبق روند گذشته و بدون تغییری حتی ظاهری تخت را گرفته و بر آن همچون شاهان گذشته یا ضحاک تکیه می‌زند و از این پس اوامر او به عنوان شاهنشاه رسمی صادر می‌شود.

پرسش:

چطور می‌توان دلیل تمام ناکامی‌های تاریخمان را در استبداد و استعمار و افراد فرصت‌طلب خلاصه کنیم. این استبداد و استعمار پذیری از کجا نشأت میگیرد؟ چرا تاریخ کشورمان همیشه قربانی افراد فرصت طلب و خائن شده است؟ آیا این استبداد و استعمارپذیری به مردم تحمیل شده است یا از خودشان سرچشمه گرفته است؟

📙جامعه‌شناسی خودکامگی

🔚 پایان...

🖇 #جامعه‌شناسی_خودکامگی #علی_رضاقلی #فرهنگ #تاریخ #ایران #ساختارهای_فرهنگی #جامعه_سنتی #ساختار_قبیله‌ای #فردوسی #ضحاک #فریدون #اصلاحات_فرهنگی #مغزشویی #دولت #ملت #خودکامگی #استبداد
📚 @AntiReligionArchives