#هگل بنا به یک سنت فلسفی دیرین، هستی و از جمله انسان را دوبنی میداند، یعنی کلیتی که از جسم و جان تشکیل شده است. جسم انسان به طبیعت و قلمرو دنیای مادی تعلق دارد؛ اما آنچه هستی او را تعیین میکند همان جان اوست که به عالم روح تعلق دارد. از نگاه او هستی بشر و تاریخ او حاصل رشد و بالندگی روح است. این نگاه خواهناخواه به پیامدهای سیاسی ارتجاعی میانجامد، زیرا سامانه سیاسی - اجتماعی موجود را برآیند روندی اعتلائی یا بالنده میانگارد.
بنا به فلسفه هگل در گیتی هیچ چیز ثابت و پایدار نیست، همه چیز جاودانه در تغییر و تحول است و آن هم در راستایی تکاملی. او طبیعت، تاریخ و جامعه را در تحولی وقفهناپذیر میبیند که "روح" را مدام در سطحی بالاتر و نمودی کاملتر پدیدار میکند. اما هگل روند رشد یا فراگرد بالندگی را نه به شکل ساده و سرراست یا به روشی مستقیم، بلکه بر پایهای پرتضاد ترسیم میکند و آن را #دیالکتیک میخواند. از نگاه هگل هر روندی شامل سه پایه یا بنمایه است: تز، آنتیتز و سنتز. هر وضع یا حالتی که آن را وضعیت اولیه فرض کنیم یک تز است؛ این تز در نهاد خود، عنصری متضاد حمل میکند که آنتیتز خوانده میشود. تز و آنتیتز، آنقدر با هم ستیز میکنند تا سرانجام محو میشوند (Auflösung) ولی نابود نمیشوند، بلکه در آمیزش با هم به سطحی عالیتر ارتقا مییابند (Aufhebung)؛ اما این مرحله بالاتر نیز، که سنتز نام دارد، دیری نمیپاید بلکه خود برنهاد یا تزی تازه میشود برای آغاز فراگردی نوین از رشد و تطور، یعنی به نوبه خود با یک آنتیتز جدید روبرو میشود که در کشمکش با یکدیگر روندی تازه شروع میکنند و... این سیر تا بینهایت ادامه دارد.
بنا به فلسفه هگل در گیتی هیچ چیز ثابت و پایدار نیست، همه چیز جاودانه در تغییر و تحول است و آن هم در راستایی تکاملی. او طبیعت، تاریخ و جامعه را در تحولی وقفهناپذیر میبیند که "روح" را مدام در سطحی بالاتر و نمودی کاملتر پدیدار میکند. اما هگل روند رشد یا فراگرد بالندگی را نه به شکل ساده و سرراست یا به روشی مستقیم، بلکه بر پایهای پرتضاد ترسیم میکند و آن را #دیالکتیک میخواند. از نگاه هگل هر روندی شامل سه پایه یا بنمایه است: تز، آنتیتز و سنتز. هر وضع یا حالتی که آن را وضعیت اولیه فرض کنیم یک تز است؛ این تز در نهاد خود، عنصری متضاد حمل میکند که آنتیتز خوانده میشود. تز و آنتیتز، آنقدر با هم ستیز میکنند تا سرانجام محو میشوند (Auflösung) ولی نابود نمیشوند، بلکه در آمیزش با هم به سطحی عالیتر ارتقا مییابند (Aufhebung)؛ اما این مرحله بالاتر نیز، که سنتز نام دارد، دیری نمیپاید بلکه خود برنهاد یا تزی تازه میشود برای آغاز فراگردی نوین از رشد و تطور، یعنی به نوبه خود با یک آنتیتز جدید روبرو میشود که در کشمکش با یکدیگر روندی تازه شروع میکنند و... این سیر تا بینهایت ادامه دارد.
سرکوب دگراندیشان: از آنجا که طبقه پیروزمند خود را در جانب برحق تاریخ میبیند، میتواند هرگونه مخالفت با آرای خود را خیانت به "اراده تاریخی مردم" بخواند و با سختترین عقوبتها کیفر دهد. بسیاری از مارکسیستها در تعصب در باورهای ایدئولوژیک خود تا آنجا پیش رفتند که حق حیات را برای مخالفان خود انکار کردند.
بدین سان مارکس که خود از نفی مذهب آغاز کرده و برداشتهای ایدئولوژیک را بیرحمانه نقد کرده بود، در قامت پیامبر یک مذهب تازه ظاهر شد که پیرواناش احکام او را ابدی و وحی منزل تلقی کردند. متأسفانه در قرن بیستم کمونیستهای انقلابی و دنبالهروان جزمگرای مارکس بیش از نقدهای تحلیلی و نظریات علمی او از وجه ایدئولوژیک آموزههای او پیروی کردند.
📚 نوشتار مرتبط: کارل مارکس
🔚 پایان...
📎 #کارل_مارکس #اقتصاددان #فریدریش_انگلس #جامعه_کمونیستی #سرمایهداری #فلسفه #هگل #دیالکتیک #روح #ماده #فئودالیسم #بورژوازی #پرولتاریا #انقلاب #اقتصاد #کارگر
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
بدین سان مارکس که خود از نفی مذهب آغاز کرده و برداشتهای ایدئولوژیک را بیرحمانه نقد کرده بود، در قامت پیامبر یک مذهب تازه ظاهر شد که پیرواناش احکام او را ابدی و وحی منزل تلقی کردند. متأسفانه در قرن بیستم کمونیستهای انقلابی و دنبالهروان جزمگرای مارکس بیش از نقدهای تحلیلی و نظریات علمی او از وجه ایدئولوژیک آموزههای او پیروی کردند.
📚 نوشتار مرتبط: کارل مارکس
🔚 پایان...
📎 #کارل_مارکس #اقتصاددان #فریدریش_انگلس #جامعه_کمونیستی #سرمایهداری #فلسفه #هگل #دیالکتیک #روح #ماده #فئودالیسم #بورژوازی #پرولتاریا #انقلاب #اقتصاد #کارگر
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
Telegram
ΑпτiгeligioпΑгcives
📚 مقاله شماره: #پنجاه_و_چهار
📝 عنوان: کارل مارکس
🆔 https://t.me/AntiReligionArchives/797
📝 عنوان: کارل مارکس
🆔 https://t.me/AntiReligionArchives/797