ΑпτiгeligioпΑгcives
186 subscribers
107 photos
2 videos
42 files
58 links
✍🏼 Text channel: @AntiReligion

Scientific,
historical
philosophical
psychology
sociology and ...
.
.
.
Download Telegram
ولی #اهمیت_اندیشیدن برای آدمی چنان است که اگر از آن دست بردارد، ناچار است تحت #سرپرستی دیگران بسر برد.
تحت سرپرستی دیگران بسر بردن، یعنی هنوز از نظر روحی و فکری صغیر و نابالغ بودن و مآلا «پیرو» باقی ماندن. و آن زندگی که در #پیروی از دیگران بگذرد، شایسته‌ی آدمی نیست. کسی که از فکر کردن دست می‌کشد و آن را به دیگری وامی‌گذارد، عملا عنان اختیار خود را به دیگری می‌سپارد و همواره در بند اوست. پس #آزادی آدمی مستلزم #آگاهی است و آگاهی نتیجه‌ی اندیشیدن. 

#ادیان بطور اعم و دین #اسلام بطور اخص، بنا بر سرشت خود هرگونه اندیشیدن واقعی را در نطفه خفه کرده و با همه‌ی وجود مانع رشد و رویش آن می‌گردند. چرا که آزاد شدن واقعی نیروی پرسش و اندیشه در فرد #مومن، بطور قانونمند پی‌آمدهای محاسبه‌ناپذیری برای باورهای ایمانی او به همراه می‌آورد. ما در ایران فقط با یک جامعه‌ و #فرهنگ_اسلامی سروکار نداریم، بلکه با حکومتی بدخیم نیز روبرو هستیم. بدخیمی این حکومت به دینی بودن آن است. #حکومت_دینی نه تنها در ذات و نهاد خود تام‌گرا، تجاوزگر، انسان‌ستیز و «ممنوع التفکر» است، بلکه از بنیاد با اندیشیدن مخالف است، از آن وحشت دارد و به آن کینه می‌ورزد.
اندیشیدن یعنی قاطعانه در برابر رسم و رسوم و سنت‌های پوسیده و ناسازگار با زمانه‌‌ی جامعه‌ی خود ایستادن و ضعف‌های فرهنگ خود را کاویدن و بی‌امان نقد کردن. اندیشیدن یعنی عدم التزام به سخنان «بزرگان» و در برابر «مفاخر فرهنگی» سرفرود نیاوردن. اندیشیدن یعنی خود را از بند اقتدار مضاعف دین و دولت از یکسو و آموزگاران کهن و نو از دیگرسو رهاندن. اندیشیدن یعنی از چهره‌ی واعظان فرقه‌های مذهبی و مبلغان قبیله‌های سیاسی نقاب برگرفتن و مشت همه‌ی کسانی را که وعده‌ی بهشت‌های آنجهانی و اینجهانی می‌دهند بازکردن. اندیشیدن یعنی همه‌ی مشاطه‌گران دینی و «سکولار» را که می‌کوشند با بزک کردن چهره‌ی عفریت اسلامگرایی حاکم بر میهن آن را تلطیف و «فرشته‌ای رحمانی» وانمود کنند رسواکردن و بی‌تزلزل رویاروی آنان ایستادن. اندیشیدن یعنی به منجی و امام و خلیفه و پیشوا و رهبر و سلطان امید نبستن و به شهروند صاحب فکر و قائم به ذات تکامل یافتن!

...به‌رغم همه‌ی خطرات موجود، ما برای برون‌رفت از مهلکه‌ی کنونی، هیچ چاره‌‌ای جز اندیشیدن و تکیه بر تفکر مستقل نداریم. از راه اندیشیدن است که می‌توان به آزادی رسید. آزادی آدمی با اندیشیدن آغاز می شود و اندیشیدن تنها راه ضروری برای رسیدن به آزادی درونی و برونی است.

🔚 پایان...

📎 #اندیشیدن #تردید #شک #پرسش #سقراط #جهل #ممنوعیت_تفکر #اهمیت_اندیشیدن #سرپرستی #پیروی #آزادی #آگاهی #ادیان #اسلام #فرهنگ_اسلامی #حکومت_دینی #خرافات #اطاعت
🗂 @AntiReligionArchives
در نظام «ولایت فقیه» که خود سنخی از نظام‌های بسته‌ی #ایدئولوژیک است، وضع از این هم خراب‌تر است. زیرا این نظام مشروعیت بلاواسطه‌ی خود را از «آسمان» می‌گیرد و دعوی #حکومت_الهی دارد.
از این‌رو «ساحت برتر» خصلتی مستقیما فرازمینی و #مقدس به خود می‌گیرد، یعنی درجه‌ی چون و چراناپذیری آن صدها بار از «ادیان سیاسی» مانند کمونیسم و فاشیسم بیشتر است.

در چنین نظامی، #اعتبار_سخن یکسره به گوینده‌ی آن ارتباط دارد و نه به عیار درستی آن، و هر چه این گوینده در سلسله‌مراتب دینی بالاتر باشد، سخنش نافذ‌تر و چون و چراناپذیرتر است! فرضا در سلسله‌مراتب شیعی، در بالاترین پله #کلام_الله قرار دارد و پس از آن سخنان #پیامبر و امامان و سپس مراجع شیعه و در راسشان #ولی_فقیه جای می‌گیرد.
از آنجا که در جمهوری اسلامی #دین و #حکومت درهم آمیخته‌اند، احکام و آموزه‌های دین و اظهارنظرهای مراجع دینی، طبعا به شکلی گسترده به حوزه‌های کشورداری و علمی و فرهنگی و اقتصادی رسوخ کرده‌اند و هر شخصیت دینی به خود اجازه می‌دهد در اموری اظهارنظر کند که از آن هیچ سررشته‌ای ندارد. فرضا فلان امام جماعت در سخنرانی‌های خود در خطبه‌های نماز جمعه، به پشتوانه‌ی دین درباره‌ی همه‌ی امور مملکتی اظهارنظر و بهتر است بگوییم «یاوه‌‌سرایی» می‌کند و هیچ احدی هم حق #اعتراض ندارد. در واقع روال کار همه‌ی مقامات نظام چنین است.
اما برای مارکس، جهان آدمی تنها یک جهان فکری انتزاعی نیست، بلکه جهانی مشخص مبتنی بر مناسبات اجتماعی است. از این‌رو می‌افزاید:

« آدمی، یعنی جهان آدمی، یعنی حکومت و جامعه. و این #حکومت و #جامعه هستند که دین را چونان آگاهی واژگونه نسبت به جهان تولید می‌کنند، زیرا خود، جهانی واژگونه‌اند.

دین، نظریه‌ی عمومی چنین جهانی است، خلاصه‌ی دانشنامه‌ای آن، منطق آن به شکلی مردم‌پسند، شرف معنوی‌شده‌ی آن، شور و اشتیاق آن، تقدیس اخلاقی آن، مکمل تشریفاتی آن و دلیل تسلی عمومی و توجیه آن است.

دین، تحقق پندارگونه‌ی سرشت آدمی است، زیرا سرشت آدمی دارای واقعیتی حقیقی نیست. بنابراین پیکار با دین، پیکار باواسطه با جهانی است، که دین رایحه‌ی روحانی آن است. #فلاکت_دینی از یکسو جلوه‌ی فلاکت واقعی است و از دیگرسو اعتراضی به این فلاکت واقعی. #دین، آه مخلوق به تنگنا افتاده است، جان جهانی بی‌‌رحم و روح اوضاعی بی‌روح است.
#دین_تریاک_مردم_است. »
بطور خلاصه می‌توان گفت که مارکس در حالی که همه‌ی اشکال دین را نقد می‌کند، دگرگونی مناسبات اجتماعی را نشانه می‌گیرد. برای او دین عاملی برای از خودبیگانگی آدمی است. آدمی اولوهیتی می‌سازد و سپس این اولوهیت را برای سرنوشت خود مسئول می‌داند؛ در صورتی که این آدمی است که دین را ساخته و نه دین آدمی را.

از دیدگاه مارکس، آدمی از سوی دیگر از طریق ساختن دین، به خود قواعد و ممنوعیت‌هایی را تحمیل می‌کند که مانع رشد و شکوفایی او می‌شوند. او از این گذرگاه مطیع مراجع و اتوریته‌ های دینی می‌شود که مشروعیت آنها یا بر مناسباتی موهوم و خیالی با اولوهیت استوارند، یا برخاسته از امتیازهای ناشی از دانستنی‌هایی درباره‌ی امور دینی. ادیان بقایای ایدئولوژی‌های اعصار گذشته‌اند و نمایانگر «آگاهی واژگونه نسبت به جهان».

به باور مارکس، ادیان همچنین نقشی تخدیرکننده دارند و در خدمت آن هستند که هستی آدمی را از طریق رویاپردازی و تسلی خاطر برای آن‌جهان، تحمل‌پذیر کنند و از این طریق فلاکت موجود را پایدار سازند و مشروعیت بخشند. از این منظر،‌ نقد دین فقط نیازمند نقدی نظری نیست، بلکه محتاج تغییرات مادی زندگی‌ و براندازی آن مناسبات اجتماعی است که دین را به عنوان «آه مخلوق در تنگنا افتاده» ضروری کرده است. با چنین رویکردی است که می‌توان به جنگ اوضاع رفت و «سلاح نقد» را با «نقد سلاح» تکمیل کرد.

📚 در همین زمینه: نگاهی به اندیشه‌های لودویگ فویرباخ در نقد دین
https://t.me/AntiReligionArchives/296

🔚 پایان...

📎 #کارل_مارکس #نقد_دین #دین_تریاک_مردم_است #توهمات #آرامبخش #مخدر #از_خودبیگانگی_دینی #جهان_واژگونه #فلاکت_دینی #جامعه #حکومت #خدا #لودویگ_فویرباخ
🗂 @AntiReligionArchives
علل ضعف و #نادانی ما زیاد است اولا وضعیت جغرافیایی و طبیعی کشور ما طوریست که مردم متفرق هستند…

دومین علت ضعف و نادانی ما که از اولی سرچشمه گرفته، نفاق و اختلاف رای و عقیده و مسلک و #مذهب است.
فِرَق مختلف شیعه ، سنی، زیدی، صوفی، دهری، نعمتی، حیدری، بابی، ازلی، بهایی و مسلک و مرام های متنوع و #خرافات و اوهام و #تعصبات_جاهلانه ای که دامنگیر هر یک از پیروان این مذاهب و فرق مختلف است بیشتر سبب تفرقه اهالی کشور شده دوری و فاصله طبیعی و جغرافیایی را با دوری و فاصله روح ها و قلب ها توام نموده….

سومین علت که بعقیده ی من علت العلل و سبب اصلی ضعف و نادانی ماست، عدم آزادی و قیود مختلفی است که مردم این کشور را ترسو و چشم و گوش بسته، ریاکار، مزدور، دروغگو و حقه باز بار آورده است. مردم این کشور در هیچ عصر و هیچ زمانی آزادی بمعنای حقیقی خود نداشته اند، مذهب رسمی این مملکت که مذهب اسلام است به زور شمشیر به آنها قبولانده شده و نُه دَهم ایرانیانی که ابتدا قبول اسلام کرده اند از ترس اعراب و برای نپرداخن جزیه و غرامت و همرنگی با فاتحان بوده است.

حکومت و سلطنت این کشور همیشه بدست یک عده راهزن و یغماگری بوده است که ابتدا در بیابانها علم طغیان بر علیه حکومتی که آنهم با همین سابقه بر سرکار آمده برافراشته اند اگر مغلوب و منکوب گشته اند حکومت وقت بعنوان دفع اشرار مرم را به گرفتن جشن وادار نموده و اگر فاتح شده اند و حکومت مغلوب شده، مردم به پیشواز آنها رفته و برای فتح و غلبه آنها شادی نموده اند.

در هر حال حکومت ایران هیچوقت حکومت ملی و قانونی نبوده و همیشه این ملت بینوا در زیر مهمیز و فشار یک عده ماجراجو و غارتگر یا اولاد و جانشینان آنها بوده اند.

به این ترتیب ایرانی بینوا نه در انتخاب مذهب و نه در انتخاب حکومت و نه در اظهار عقیده و نه در اعمال و افکار خود مختار و آزاد نبوده و همیشه ما بین دو سر زنجیری که یک سر آن بدست #روحانیون و سر دیگر در دست #حکومت بوده در حال احتضار و خفقان بوده اند!
 
پیشوایی یک روحانی ریاکار و مزّور کافی است تا روح دیانت و خداپرستی و نیکوکاری را در جامعه فاسد نموده و حکومت یک سلطان طماع و خونخوار مکفی است که سراسر کشور را به دزدی و آدم کشی آلوده نماید. یک وزیر جنگ خائن بیش از صد لشگر دشمن به انحطاط و ضعف کشور کمک می کند و یک رییس فرهنگ گیج بهتر از صد دستگاه تبلیغاتی خصم به نادانی و جهل جامعه خدمت می نماید!

📚 https://t.me/AntiReligion/118

🔚 پایان...

📎 #گل_هایی_که_در_جهنم_می_رویند #محمد_مسعود #مرد_امروز #عذاب_عبدی #ملک_دوزخ #بدبختی #رنج #ریاکاری #جهنم #دروغ #فردا #خون #طلا #هرج_و_مرج #استبداد #انقلاب #منجلاب #عدالت #آزادی #مغز_جوان #نادانی #مذهب #خرافات #تعصبات_جاهلانه #روحانیون #حکومت
🗂 @AntiReligionArchives
صلح اجتماعی بر پایه جدایی دین از حکومت

در خاورمیانه مانند بسیاری دیگر از مناطق دنیا مرزهای سیاسی و مرزهای مذهبی و قومی با یکدیگر همخوانی ندارند. ادیان و شاخه‌های پرشمار آنها در چهارچوب مرزهای ملی یک کشور محدود نمی‌شوند و هیچ کشوری دارای یک مذهب نیست.

به این جغرافیای سیاسی-دینی پیچیده و حساس باید واقعیت جامعه‌شناسانه دنیای امروز را افزود که در آن شهروندان بتدریج از نفوذ بی‌چون و چرای نهادهای مذهبی پرقدرت‌‌ رها می‌شوند و رابطه فردی با دین و دینداری برقرار می‌کنند و یا باور خود به دین و امر قدسی را از دست می‌دهند. تنوع هویت شهروندی و اشکال دینداری و یا نا‌باوری به دین یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های جوامع امروزی است.

در چنین فضایی وجود حکومت‌هایی که خود را در قالب خشک یک دین و یا خوانشی از یک دین مطرح می‌کنند و یا در پی آنند مجموعه‌ای از اصول و قواعد یک مذهب را به‌گونه‌ای آمرانه و از بالا به عرصه عمومی تحمیل کنند به‌خودی خود تقلیلی و غیردمکراتیک هستند.

نظام‌های #دین‌سالار با سیاست‌های سویه‌دار خود به‌ناچار در برابر بخش‌هایی از مردمی قرار می‌گیرند که به گونه دیگر به دین و دینداری می‌نگرند، دین دیگری دارند و یا رابطه چندانی با دین ندارند. به این گونه است که #حکومت_دینی به‌ ناگزیر #تبعیض بر پایه نوع دینداری و رابطه با دین را نهادی می‌کند و شهروندان هیچگاه از حقوق برابر برخوردار نمی‌شوند.

تنوع مذهبی کشورهای #خاورمیانه خاص این منطقه نیست. بسیاری از کشور‌ها در اروپا، آفریقا و آمریکا هم ادیان و اشکال دینداری گوناگونی را زندگی می‌کنند. مهاجرت‌های گسترده در چهارگوشه جهان نیز بر پیچیدگی و تنوع مرزهای جغرافیایی ادیان افزوده است. صلح اجتماعی و سیاسی در این کشور‌ها از جمله با پذیرش اصل مهم جدایی حکومت و دین و عدم تحمیل یک دین خاص به عرصه عمومی ممکن شده است.
افق سیاسی برای آینده

تجربه ایران و دیگر کشور‌ها نشان می‌دهد که این افق زمانی می‌تواند کارا و مطلوب باشد که دین به جایگاه اصلی خود باز گردد و سودای حکومت به نام امر قدسی و دخالت همه جانبه در عرصه عمومی را از سر بدر کند. کسانی که به نام خدا پیام‌آور خشونت، تبعیض و عدم تحمل و سرکوب خودی و غیرخودی هستند در عمل هر فاجعه‌ای را ممکن ساخته‌اند. #اخلاق_دینی و معنویت حکومتی بر خلاف انتظار نه تنها مانع از #سرکوب، #فساد و #غارت، #دروغ و تقلب نشده که بسیاری از پدیده‌های منفی به نام امر قدسی صورت گرفته‌اند و یا توجیه می‌شوند و این پدیده به روند #فروپاشی_اخلاقی جامعه شتاب بخشیده است. وقتی به نام خدا همه چیز ممکن می‌شود رابطه با ارزش‌های معنوی و اخلاقی هم ریاکارانه و تهی از معنا می‌شوند و چون صورتک بر چهره افراد پرده بر دنیای درونی واقعی آنها می‌کشد.

راه خروج از این بن‌بست سیاسی و اخلاقی گذاشتن نقطه پایانی بر تجربه ناموفق پیوند دین و حکومت و برگرداندن دین به جایگاه اصلی آن در جامعه است. خاورمیانه برای خروج از این بن‌بست بزرگ نیاز به این افق دارد. افقی که باید این امکان را فراهم کند که رنج‌ها و فجایع کنونی کاهش یابند و مردم منطقه با صلح، مدارا و #دموکراسی آشتی کنند. برای اینکه به‌نام خدا همه چیز ممکن نشود باید حکومت مستقل از نهاد دین باشد و از دینداران خواست که توهم ساخت و پرداخت جامعه مطلوب با حکومت دینی و تحمیل دین حداکثری به عرصه عمومی را کنار بگذارند.

#حکومت_دینی نه تنها به اخلاقی کردن سیاست و جامعه کمکی نمی‌کند که به انحراف دین از کارکرد اصلی آن هم می‌انجامد و حکومت را هم به بن بست ناکارایی می‌کشاند. #حکومت_عرفی و جدا کردن دین از حکومت و ساز و کارهای حکومتی به معنای دین ستیزی نیست. برای آنکه دین جایگاه واقعی خود در جامعه را باز یابد و بتواند نقش معنوی و اخلاقی خود را بخوبی ایفا کند راهی جز کنار گذشتن سودای قدرت سیاسی ندارد.

در تجربه ایران بخش بزرگی از روشنفکران و کنشگران اسلام‌گرا هم به این نتیجه رسیده‌اند که پیوند حکومت و دین که زمانی آرمان انقلابی و مشترک همه آنها بود در عمل به یک کابوس بزرگ تبدیل شده است. بسیاری از آنها طعم زندان، سانسور، حذف، تبعیض و سرکوب را در همین حکومت دینی چشیده‌اند،‌ گاه ناچار به ترک کشور شده‌اند و یا چاره‌ای جز سکوت و خانه‌نشینی ندارند. شاید زمان آن فرا رسیده است که آنها هم مانند دیگران با صدای رسا‌تر این تجربه مهم و فضیلت جدایی دین از حکومت را با مردم ایران و منطقه در میان گذارند و به تقویت گفتمانی کمک کنند که باید زمینه‌ساز شکل گیری افق جدید سیاسی خاورمیانه شود.
سخن پایانی

همانطور که گفتیم ما در ایران با وضعیتی به مراتب دشوارتر و پیچیده‌تری روبرو هستیم، چون ایران جامعه‌ای اسلامی است و نه مسیحی. با این همه، با توجه به دو الگوی یاد شده می‌توان گفت که ویژگی‌های جامعه‌ی ایران، صرفنظر از دشواری تحقق، «لائیسیته» را برای میهن ما ضروری می‌کند. علت آن هم روشن است. روند سکولاریزه شدن عمدتا در جوامعی روی داده که جنبش رفورماسیون و پروتستانتیسم پیش‌تر نقش کلیسای کاتولیک و روحانیان را در آنها تضعیف کرده بود. حکومت در این کشورها توانست از این موقعیت تاریخی استفاده و دین را از حکومت جدا کند. اما ما در ایران با نهاد متنفذ و سازمان‌یافته‌ای به نام #روحانیان_شیعه روبرو هستیم که دعوی قدرت دارد. بنابراین لازم است حکومت پس از سقوط جمهوری اسلامی فعالانه در این زمینه وارد میدان شود و تا آنجا که می‌تواند با وضع کردن قوانین تازه، امتیازهای ناموجه و سنتی نهاد روحانیت را لغو کند و با کوتاه کردن دست روحانیان از مقامات دولتی، آنان را به مساجد بازگرداند. یکی از گام‌های اولیه در این زمینه لغو امتیاز تشیع به عنوان «مذهب دولتی و رسمی» کشور است که خود منشاء بزرگ‌ترین تبعیض‌های مذهبی در کشور است. دوم، اصل جدایی کامل دین از حکومت است که باید در قانون اساسی نظام پس از جمهوری اسلامی تصریح شود تا حکومت لائیک همواره مراقب باشد که کسی از این اصل تخطی نکند!

شاید برخی از این اقدامات در حال حاضر که ما هنوز گردنه‌ی سقوط رژیم فقاهتی را پشت سر نگذاشته‌ایم تا اندازه‌ای آرمانی و اتوپیک به نظر بیاید. اما نباید فراموش کرد که به کرسی نشاندن چنین قوانینی، در وهله‌ی نخست به تناسب و صف‌آرایی نیروهای لائیک و اسلامگرا در جامعه باز می‌گردد و منوط به آن است که مردم و بویژه جامعه‌ی مدرن شهروندی ایران در این رویارویی جانب چه کسانی را بگیرند و تا چه اندازه آماده‌ی پذیرش تغییرات در قوانین باشند. نکته‌ی قابل توجه اما اینست که طبعا فضای پس از سقوط رژیم جمهوری اسلامی، فضای کنونی نخواهد بود و جامعه پس از ده‌ها سال جنایت و فساد و تبهکاری این رژیم، آماده‌ی پذیرش بسیاری از تغییرات جدی در الگوی سیاسی و اجتماعی است. نیروهای لائیک با اتحاد و تلاش خود باید از این فرصت به بهترین نحو استفاده کنند. حقوقدانان لائیک و پیشرو ایران باید از هم‌اکنون در صدد تدوین طرح‌های قانونی در این زمینه باشند.

🔚 پایان...

📎 #جدایی_دین_از_حکومت #سکولاریته #لائیسیته #صلح_اجتماعی #جمهوری_اسلامی #دین‌سالار #تبعیض #خاورمیانه #دموکراتیک #ایران #فرانسه #اخلاق_دینی #سرکوب #فساد #غارت #فروپاشی_اخلاقی #دموکراسی #حکومت_دینی #حکومت_عرفی #سکولاریسم #لائیسیسم #عصر_روشنگری #مسیحیت #اسلام #روحانیان_شیعه
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
این پرسش که چه کسی باید حکومت کند؟ با ظهور خوانش شیعی از مهدویت و شکل گیری ایده #ولایت_فقیه، به کلاف سردرگمی تبدیل شد و حاکمیتی که از بهمن پنجاه و هفت، زمام امور در ایران را به دست گرفته بود به روش های گوناگون در پی تئوریزه کردن حق حاکمیت و توجیه مشروعیت خود برآمد.

از دید مرتضی مطهری یکی از تئورسین های #جمهوری_اسلامی، #حکومت در صورت وجود پیامبر و امامان شیعه، حقی است که از ناحیه خدا به این افراد داده می‌شود و مردم در دادن این حق هیچ گونه دخل و تصرفی ندارند و اساسا نقش مردم در مورد ولایت این امامان پذیرشی است و نه مشروعیت بخشی به آن حق. این تئوری ها البته کارکردی درون دینی دارند و برای بخشی از جامعه که نه به دین رسمی باور دارد و نه به قرائت فقاهتی از آن، اساسا نه قابل فهم است و نه قابل پذیرش.

از دید مذهب #شیعه، بهترین حالت این است که امام معصوم که به روایت آنها مصون از خطا و گناه است، زمام امور را به دست بگیرد و جامعه را اداره کند.
اما در فلسفه سیاسی، پرسشی مهم تر از آن وجود دارد که همه ما باید ذهن و اندیشه خود را به آن معطوف کنیم و نه به نظریاتی که در تقابل با شکل گیری یک جامعه باز هستند. ما باید با نظریاتی مشغول باشیم که به ما می‌آموزند چگونه می‌توان حکومتی را روی کار آورد که #براندازی آن با #صندوق_رای ممکن باشد، نه با نظریاتی مانند رویکرد فلسفی افلاطون (در توضیح مدینه فاضله) یا نظریه‌های هگل و مارکس که به تعبیر پوپر به تئوری‌های توتالیتر و اصطلاحا به توتاليتاريانيسم می‌انجامند.

به عبارت دیگر، مهمترین پرسش فلسفه سیاسی نباید این باشد که چه کسی حکومت کند. مهمترین پرسش این نیست که با سقوط یک حاکمیت، چه حکومتی را با آن جایگزین کنیم. این نیست که این‌ها بروند پس چه حکومتی بیاید، بلکه باید به فکر ساز و کاری سیاسی و حقوقی بود که هر حکومتی را که قرار است بر سر کار بیاید، صرف نظر از شکل آن بتوان از طریقی مدنی و صرفا با صندوق رای به زیر کشید.

🔚 پایان...

📎 #عرفان_کسرایی #حکومت #حاکمیت #افلاطون #ولایت_فقیه #جمهوری_اسلامی #شیعه #اقتصادی #اجتماعی #سیاسی #جامعه_ایران #فروپاشی #کارل_پوپر #نگرش_اتوپیایی #براندازی #صندوق_رای
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
زمانیکه #حکومت_اسلامی تشکیل شد، از آن پس، #اسلام دین مردم نیست، بلکه #ایدئولوژی حکومت است! ایدئولوژی سیاسی است. وسیله کسب قدرت و حفظ قدرت است. زمانیکه دیانت عین سیاست و سیاست عین دیانت شد، از آن پس، مقدسان و #مقدسات، ابزار کسب و حفظ قدرت و انحصارات‌ است. سیاست تمامی امور و پدیده‌ها را به ابزار تبدیل می‌کند. حتا نان سفره مردم را...

در رژیم #استبداد_دینی، مقدسات و مقدسین، ابزار سرکوب و اختناق و بهانه‌ای است برای ساکت کردن و حذف‌ و نابود کردن مخالفان و معترضان وضع موجود. مومنین اگر نگران حرمت و احترام مقدسات خود هستند، می‌‌‌باید آنها را در صندوقچه ای در خانه و #حریم_خصوصی خود نگهداری و محافظت کنند. با قرار دادن #مقدسات بر سر راه دیگران و سد معبر کردن، طبیعی است که مقدسات و مقدسان زیر پای عابران لگد هم بخورند!
به واقع اگر در دنیا و در هستی انسان، چیزی و امر و پدیده‌ای مقدس پنداشته شود که به هیچ بهانه و توجیه و تفسیری قابل تعرض نباشد و در همه حال می‌باید گرامی داشته شود، به یقین که آن واقعیت، جان انسان است، آن چیز زندگی است، در صورتی‌که در آیین و آموزه اُقتلو اُقتلو، بی‌مقدار و بی‌ارزش‌ترین واقعیت و پدیده هستی جان انسان و زندگی اوست. اعدام و تیرباران و دار زدن و ترور و قصاص و دست و پا بریدن و چشم درآوردن، تازیانه زدن به تن ِانسان و سنگسار وجود ِنازنین انسان، جزو اصول حیاتی و اساس و رمز پایداری و ماندگاری آیین اُقتلو اُقتلو است.

🔚 پایان...

📎 #توهین_به_مقدسات #مرتد #کافر #دگراندیشان #سب_النبی #حکومت_اسلامی #اسلام #ایدئولوژی #استبداد_دینی #حریم_خصوصی #مقدسات #قرآن #شک #نقد #مقدس #نماینده_خدا #اقلیت_های_دینی
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives