ΑпτiгeligioпΑгcives
186 subscribers
107 photos
2 videos
42 files
58 links
✍🏼 Text channel: @AntiReligion

Scientific,
historical
philosophical
psychology
sociology and ...
.
.
.
Download Telegram
گفته می‌شود که #اندیشیدن یکی از بزرگ‌ترین سرگرمی‌های آدمی است. شاید این سخن درستی باشد. ولی در مورد این سرگرمی هم باید مانند دیگر سرگرمی‌ها، همواره سه نکته‌ی مهم را درنظر داشت: نخست اینکه آدمی باید از پس آن برآید. دوم اینکه سرگرمی‌هایی وجود دارند که بی‌دردسرتر، آسان‌تر و کم‌خطرترند. و سوم اینکه همواره کسانی پیدا می‌شوند که با این سرگرمی مخالف‌اند؛ چرا که اندیشیدن دارای این ویژگی‌ست که می‌تواند پیامدهای محاسبه‌ناپذیری داشته باشد، هم برای اندیشنده و هم برای دیگران.
اندیشیدن یعنی قاطعانه در برابر رسم و رسوم و سنت‌های پوسیده و ناسازگار با زمانه‌‌ی جامعه‌ی خود ایستادن و ضعف‌های فرهنگ خود را کاویدن و بی‌امان نقد کردن. اندیشیدن یعنی عدم التزام به سخنان «بزرگان» و در برابر «مفاخر فرهنگی» سرفرود نیاوردن. اندیشیدن یعنی خود را از بند اقتدار مضاعف دین و دولت از یکسو و آموزگاران کهن و نو از دیگرسو رهاندن. اندیشیدن یعنی از چهره‌ی واعظان فرقه‌های مذهبی و مبلغان قبیله‌های سیاسی نقاب برگرفتن و مشت همه‌ی کسانی را که وعده‌ی بهشت‌های آنجهانی و اینجهانی می‌دهند بازکردن. اندیشیدن یعنی همه‌ی مشاطه‌گران دینی و «سکولار» را که می‌کوشند با بزک کردن چهره‌ی عفریت اسلامگرایی حاکم بر میهن آن را تلطیف و «فرشته‌ای رحمانی» وانمود کنند رسواکردن و بی‌تزلزل رویاروی آنان ایستادن. اندیشیدن یعنی به منجی و امام و خلیفه و پیشوا و رهبر و سلطان امید نبستن و به شهروند صاحب فکر و قائم به ذات تکامل یافتن!

...به‌رغم همه‌ی خطرات موجود، ما برای برون‌رفت از مهلکه‌ی کنونی، هیچ چاره‌‌ای جز اندیشیدن و تکیه بر تفکر مستقل نداریم. از راه اندیشیدن است که می‌توان به آزادی رسید. آزادی آدمی با اندیشیدن آغاز می شود و اندیشیدن تنها راه ضروری برای رسیدن به آزادی درونی و برونی است.

🔚 پایان...

📎 #اندیشیدن #تردید #شک #پرسش #سقراط #جهل #ممنوعیت_تفکر #اهمیت_اندیشیدن #سرپرستی #پیروی #آزادی #آگاهی #ادیان #اسلام #فرهنگ_اسلامی #حکومت_دینی #خرافات #اطاعت
🗂 @AntiReligionArchives
#کاربرد_عقل_در_امور_همگانی

پس دعوت به روشنگری دعوت به #شجاعت است برای #اندیشیدن، نه اندیشیدن حسابگرانه برای پیشبرد منافع خویش، بلکه به گفته‌ی کانت در همانجا «کاربرد عقل خویش در امور همگانی به تمام و کمال». منظور از «امور همگانی» امور اجتماعی است. امروزه بر اثر پیشرفت آگاهی و دانش و رخنه‌ی علم و فناوری در زیست‌جهان، حتا فقیهان نیز با دانش‌اندوزی صرف مخالفتی ندارند. کاربست سودآور دانش برای فردِ خود و برای نظام به شدت تشویق می‌شود. آنچه برای اولیا وحشت‌انگیز است، نه کاربرد ساده‌ی عقل، بلکه کاربرد آن در امور همگانی است. در زمان کانت با این کار مخالفت می‌کردند، امروز نیز می‌کنند. کانت پس از فراخواندن به کاربرد آزادانه‌ی عقل در جامعه می‌نویسد: «اما از همه سو می‌شنوم که فریاد برمی‌دارند که عقل نورزید! نظامی می‌گوید: عقل نورزید! مشق بکنید! مدیر مالیه می‌گوید: عقل نورزید! پول بسُلفید! کشیش می‌گوید: عقل نورزید! ایمان بیاورید!»
#امتیاز_روشنگری

موضوعی که بدان اشاره شد، نمونه‌ی است بیانگر این که روشنگری، درست است که منتقد پیش‌داوری‌ها بوده، اما خود نیز از یک نقطه‌ی صفر بی‌پیشداوری آغاز نکرده است. هر چه تاریخی است و در تاریخ است، فاقد نقطه‌ی صفر آغاز است، یعنی با پیشداوری شروع می‌شود.

امتیاز روشنگری در اندیشه‌ی دلیر آن برای ادراک این واقعیت و توانایی نگرش انتقادی به خود است.
روشنگری آن تلاش تاریخی‌ای است که حاصل آن روشن‌نگری افراد به خود، به اطرافیان، به جامعه و به جهان است. روشن‌نگر می‌پرسد: چرا چنین است؟ او به پاسخ‌هایی از نوع "همواره چنین بوده است"، "مقدر است که چنین باشد"، "این خواست خداست"، "در کتاب چنین آمده است" و "فطرت ما ایجاب می‌کند" خرسند نمی‌شود.

🔚 پایان...

📎 #روشنگری #عصر_روشنگری #قرن_هجدهم #کانت #نقد #پرسیدن #اندیشیدن #انتقاد #انقلاب #فرهنگ #فکر #گالیله #دکارت #مونتنی #هاینریش_هاینه #فرانسیس_بیکن #محمد_زکریای_رازی #پریکلس #دین #خرافه #خردستیزی #نابالغی_فکری #انسان #جامعه #طبیعت
🗂 @AntiReligionArchives
لوبون در روشنگری پیرامون این نظریه، نخست خصوصیات روان‌شناختی کل توده را برمی‌شمرد. یکی «هیجان‌زدگی» و «ناشکیبایی» است. توده با #تلقین ‌پذیرگردانیدن افراد و سرایت‌دادن نظرات و خواسته‌های گروهی و یکدست خود به آنان همه را در وضعیتی هیجان‌زده قرار می‌دهد، به چنگ «توهمات دست‌جمعی» می‌سپرد، از این راه گرایش‌های افراطی و کورکورانه در آنان برمی‌انگیزد، و همه را به هرکاری که بخواهد (از ارتکاب جنایت و ویران‌گری گرفته تا مرگ‌پراکنی) وامی‌دارد. به همین سبب توده بیش‌تر اهل عمل است تا اهل اندیشیدن!، و کل کوشش آن در جهت عملی‌کردن نظراتی به کار می‌افتد که #راهبر به آن #تلقین می‌کند.

ویژگی دیگر توده سستی‌گرفتن وجه اخلاق در آن است. نشانه‌های این مسئله را در تحمل‌ناپذیری، پرخاش‌جویی، و گرایش به ارتکاب جنایت و ویران‌گری می‌بینیم. تنها امر اخلاقی قابل اعتنا در توده پایبندی آن به خط و مشی، رهنمودها، و مقاصد و اهداف تعیین‌شده در درون خود آن است، و این چیزی است که اعضای آن را تا مرتبۀ ازخودگذشتگی و فداکاری بی‌چون و چرا پیش می‌راند.

یکی دیگر از خصوصیات توده «خیال‌بافی» حاد و شدید آن است که با خردورزی به‌ویژه «استدلال منطقی» در تعارض آشکار قرار دارد. از این‌رو تصویری که افراد توده از یک رویداد احتمالی، پیش‌آمد، و یا شخصیت خاص در ذهن و خیال خود دارند دارای همان قدرت و جنب و جوش ویژۀ امور واقع است. چنین است که در توده خیال‌بافی با واقع‌بینی یکی گرفته می‌شود، جای #اندیشیدن و #استدلال را می‌گیرد، و حتا از تشخیص درست امور نامحتمل و دور از حقیقت بازمی‌دارد.
همین «آرمان من» سرانجام موجودیت خود را در سیمای تأثیرگذار #راهبر بازمی‌یابد و بدین‌گونه در یگانگی و یک‌پارچگی گروه و مدیریت آن از سوی راهبر مؤثر می‌افتد. این در حالی است که تبارشناسی واقعیت جوهری توده (واقعیتی که در ورای نماد و نمودِ آراسته به مهرورزی و برابری‌جویی این توده نهفته است و این‌که دراصل برپایۀ رابطۀ نامنصفانۀ میان پیرو و راهبر یا فرمان‌بردار و فرمان‌فرما استوار است) سرانجام به وضعیت قبیله بدوی و روان‌شناسی افتتاح‌کنندۀ آن می‌رساند. و این چنین است که بنیان‌گذار روان‌کاوی نتیجه می‌گیرد:

«راهبر توده همیشه همان پدرـ رئیس هراسناک آغازین باقی می‌ماند. توده پیوسته آمادۀ تن‌سپردن به سلطۀ یک قدرت بی‌کرانه هست. توده به‌غایت خواهان و جویای یک مظهر قدرت می‌باشد، و به‌گفتۀ لوبون تشنۀ فرمان‌برداری است.»

🔚 پایان...

📎 #زیگومند_فروید #گوستاو_لوبون #روانشناسی_توده_ها #ناخودآگاه #وحشت #اندیشیدن #استدلال #نرینگی #اراده #توده #تقلید #تلقین #ترس #توتم_و_تابو #تبارشناسی #راهبر #ابرمن #قبیله_نخستین #پیروی #مهرورزی #همانندشدگی #آرمان #پدر #پسر
🗂 @AntiReligionArchives
هنگامی که مارکس در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم آثار سنگین خود و از جمله کتاب سرمایه ( #کاپیتال ) را می‌نوشت، نه تنها آوازه‌ای نداشت، بلکه به ندرت کسی پیدا می‌شد که این آثار دشوارفهم را بخواند. برای شخص مارکس #اندیشیدن همواره شکلی از عمل اجتماعی بود تا آدمی طبق پیام روح زمانه، با نقد اجتماعی بتواند به جایگاهی متعالی دست یابد. او فرزند عصر صنعتی شدن و آثارش به شدت از مناسبات و حوادث سیاسی و اجتماعی این عصر متاثر بود.

مارکس تحت تاثیر رویدادهای انقلابی زمانه‌ی خود باور داشت که انقلاب‌ها نقش «لکوموتیو تاریخ» را بازی می‌کنند. گفتنی است که در آن سال‌ها اروپا بطور مستمر شاهد انقلاب‌های سیاسی و فروپاشی‌های اجتماعی بود. پیش‌تر در اواخر قرن هجدهم، انقلاب فرانسه «طبقه‌ی سوم» را در اروپا با قدرت وارد صحنه‌ی تاریخ کرده و فئودالیسم و اشرافیت سنتی را از این صحنه حذف کرده بود. #مارکس نتوانست از این وسوسه در امان باشد که در این پیکار طبقاتی نوعی «قانونمندی» ببیند، آن را به آینده تعمیم دهد و به طبقه‌ی #کارگر این «رسالت تاریخی» و «وظیفه‌ی انقلابی» را تفویض نماید که با نابودی مناسبات سرمایه‌داری، جامعه‌ای بی‌طبقه برای بهروزی همگانی بر پا کند. گفتنی است که آن عصر همچنین زمانه‌ی گسترش طوفانی دانش‌ها و زمانه‌ی «قانونمندی‌ها» و «پیشرفت‌ها» بود. طبعا مارکس موضوع از بین رفتن نظام مبتنی بر سرمایه‌داری را در یک دورنمای درازمدت تاریخی مطرح می‌کرد و نه به صورت امری جزمی و بلافصل.
با این همه، بی‌مناسبت نمی‌بینیم در دویستمین زادروز این متفکر و منتقد بزرگ، این نوشتار را با سخنانی از #کارل_پوپر، فیلسوف اتریشی‌ و یکی از جدی‌ترین منتقدان مارکس به پایان بریم که آمیزه‌ای از احترام و همزمان انتقاد نسبت به اوست:

«مارکس شرافتمندانه کوشید تا برای حل ضروری‌ترین مسائل زندگی اجتماعی روش‌های عقلی به کار گیرد. تلاش او عمدتا بی‌توفیق بود، اما این عدم توفیق تلاش او را بی‌ارج نمی‌کند. علم از طریق آزمون و خطا پیشرفت می‌کند. مارکس فراوان آزمود و در اغلب اصول اعتقادی خود به خطا رفت. اما آزمون او بیهوده نبود و چشمان ما را بازتر و بینش ما را تیزتر کرد. بازگشت به جامعه‌شناسی پیش از مارکس دیگر حتی به تصور هم درنمی‌آید. همه‌ی نویسندگان عصر نوین، مدیون مارکس هستند، ولو آن که بر دین خود آگاه نباشند، بویژه آنان که با اصول اعتقادی او موافقت ندارند. از جمله خود من که در همین جا و فی‌المجلس اقرار می‌کنم که بحث و فحص من از افلاطون و هگل، از نفوذ افکار مارکس متاثر است.

اگر ما صداقت مارکس را نپذیریم، در حق او بی‌عدالتی کرده‌ایم. فکر باز، حس واقع‌بینی و عدم اعتماد او به لفاظی و بویژه بر اخلاقی کردن لفاظی، مارکس را در ردیف متنفذترین رزمندگانی قرار داد که با ریاکاری و قشریت جنگیده‌اند. به عقیده‌ی من، کارل مارکس به علت برخورداری از #صداقت در پی‌جویی از #حقیقت و #شرافت علمی، یک سر و گردن از بسیاری پیروان خود بالاتر است».

🔚 پایان...

📎 #کارل_مارکس #دویستمین_زادروز_مارکس #مارکسیست #جنبش_کارگری #جزمگرایانه #ایدئولوژیک #انقلاب_صنعتی #فیلسوف #جامعه‌شناس #مارکسیسم #نقد_اجتماعی #اقتصاد_سرمایه‌داری #کاپیتال #اندیشیدن #مارکس #کارگر #سوسیالیسم #ایدئولوژی #کارل_پوپر #صداقت #حقیقت #شرافت
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives