ΑпτiгeligioпΑгcives
186 subscribers
107 photos
2 videos
42 files
58 links
✍🏼 Text channel: @AntiReligion

Scientific,
historical
philosophical
psychology
sociology and ...
.
.
.
Download Telegram
هفتادهزار سال پیش، «انسان خردمند» موجودی کم‌اهمیت بود که بیش از جاندارن دیگر، تاثیری بر محیط نداشت. او می‌کوشید تنها حیات خود را در میان موجودات دیگر حفظ کند؛ اما بر اثر تحولات زیستی و تغییرات تطبیقی دیگر با محیط مانند کشف آتش، کار گروهی، ساختن ابزار و... به رأس هرم جانداران صعود کرد. ضرورت تطبیق سریع با محیط‌زیست، احساس ترس، حس غلبه‌جویی بر محیط و سایر موجودات، او را بسیار بی‌رحم، تهاجمی و خطرناک کرد و اکنون او خود را خدا و ارباب جهان می‌داند!

هراری در انتهای کتاب موضوع ادعای خدایی انسان را مطرح می‌کند و می‌گوید با این که انسان تا کنون کارهای شگفت‌انگیزی کرده است، همچنان ناخشنود و ناراضی است و نمی‌داند با این قدرتی که دارد چه کند. ما تبدیل به خدایان خودساخته‌ای شده‌ایم که به دنبال چیزی جز آسایش و شادی خود نیستیم و تازه هرگز هم به رضایت خاطر نمی‌رسیم. آیا چیزی خطرناک‌تر از خدایانِ ناخشنود و ولنگار که نمی‌دانند چه می‌خواهند وجود دارد؟

این اثر برای تمامی پژوهشگران تاریخ و علاقه‌مندان به مباحث جدید تاریخ بشر نگاشته شده و البته برای تمام کسانی که می‌خواهند بدانند انسان‌ها از کجا آمدند و آینده‌شان چه خواهد شد.

📚 https://t.me/AntiReligion/166

🔚 پایان...

📎 #یووال_نوح_هراری #انسان_خردمند #نیک_گرگین #زيست‌_شناسی #روانشناسی #جامعه‌_شناسی #تكامل #انقلاب_شناختی #انقلاب_كشاورزی #انقلاب_علمی #انتخاب_طبيعی #واقعيت_خيالی #قدرت_تكلم #قوه_تعقل #خوشبختی #انسان_بدوی #گندم #آتش #تاریخ #بشر #بریتانیا #خط_آهن #سرمایه‌_داری #بی‌_عدالتی #اقتصاد_مدرن #استثمار_صنعتی #رنج
#HomoSapiens #HomoDeus #YuvalNoahHarari #NickGorguin #Humankind #AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، با عنوان انگلیسی
Homo Deus: A Brief History of Tomorrow
کتابی در ادامه کتاب #انسان_خردمند اثر #یووال_نوح_هراری است. انسان خردمند نشان داد که از کجا آمده‌ایم و انسان خداگونه نشان می‌دهد که به کجا می‌رویم.

اثر انگشت انسان که محور مفهومی طراحی جلد در کتاب انسان خردمند بود، در کتاب انسان خداگونه به اثر انگشت دیجیتال تبدیل شده است.
#انسان_خداگونه بیشتر با قابلیت‌هایی سروکار دارد که انسان‌ها در طول هستی خود کسب کرده‌اند و نیز تکامل‌شان به عنوان یک نوع برتر در جهان.

کتاب قابلیت‌های کنونی نوع بشر و دستاوردها و تلاش‌های او را توصیف می‌کند تا تصویری از آینده به دست دهد. در این کتاب بسیاری از مباحث فلسفی همچون تجربه انسانی، فردگرایی، عواطف انسانی، و آگاهی به بحث گذاشته شده است.

انسان خداگونه در سه بخش اصلی به شرح زیر نوشته شده است:

▪️انسان خردمند جهان را تسخیر می‌کند

▪️انسان خردمند به جهان معنا می‌بخشد

▪️انسان خردمند سلطه‌اش را از دست می‌دهد
در قرن گذشته انسان کوشیده بر گرسنگی، طاعون و جنگ غلبه کند. پذیرش این نکته سخت است ولی آن‌طور که هراری با سبک تجاری‌اش توضیح می‌دهد این موارد دیگر نیروهایی غیر‌قابل مهار نیستند و تبدیل شده‌اند به موضوعات مدیریت‌پذیر. در نظر او، برای نخستین‌بار در #تاریخ_بشر، آدمیان از #پرخوری می‌میرند تا از کم‌خوری و کمبود غذا. ادعای دیگر او این است برای نخستین‌بار آدم‌های بیشتری در اثر #خودکشی می‌میرند تا اینکه در جنگ کشته شوند یا تروریست‌ها و جنایتکاران پایان زندگی‌شان را رقم بزنند.

ما خدایان خودخوانده زمین چه تقدیری برای خود رقم می‌زنیم و چه تکلیفی به دوش می‌کشیم؟ «انسان خداگونه» پروژه‌ها، رؤیاها، و کابوس‌هایی را به تصویر می‌کشد که شکل و شمایل قرن بیست‌و‌یکم را مشخص می‌کند. این کتاب سوالات بنیادی طرح می‌کند: از اینجا به کجا می‌رویم؟ و چگونه جهان شکننده را از قوای مخرب خویش در امان می‌داریم؟ این مرحله بعدی تکامل است: #انسان_خداگونه.

انسان‌ها در قرن بیست‌و‌یکم تلاش می‌کنند مبدل به #خدایان شده و به مرگ و پیری غلبه کنند. انسان می‌کوشد حیوانات، گیاهان و حتی انسان‌هایی را براساس میل و آرزوهای خودش خلق کند. طبقه «بی‌خاصیتی» هم به وجود خواهد آمد که شامل میلیاردها انسان خواهد بود.
در بخش اول کتاب نویسنده با نگاهی چالشی این موضوع را بررسی می‌کند که چطور #گونه_انسان توانسته زمین را به کنترل خود درآورد و اصولا برتری گونه انسان نسبت به دیگر حیوانات چیست. هراری در این زمینه می‌نویسد:

شاید بعضی خوانندگان از این‌همه توجه به حیوانات در کتابی راجع به آینده تعجب کنند. به نظر من، نمی‌توان درباره #طبیعت و #آینده_انسان بحثی جدی پیش کشید و آن بحث را با حیواناتِ همتای انسان آغاز نکرد. #انسان_خردمند همه تلاش خود را می‌کند تا این واقعیت را به فراموشی بسپارد، اما وقتی می‌خواهیم خود را به #خداگونگی برسانیم اهمیتی مضاعف دارد که خاستگاهمان را به خاطر داشته باشیم. هیچ تحقیقی درباره آینده خداگونه ما نمی‌تواند گذشته‌مان را نادیده انگارد، یعنی زمانی را که ما با دیگر حیوانات پیوند داشتیم، زیرا رابطه انسان و حیوان بهترین الگویی است که از رابطه آینده َبَرانسان و انسان در دست داریم.

نویسنده در بخش اول سه سوال مطرح می‌کند:

▪️فرق بین انسان‌ها و دیگر حیوانات چیست؟

▪️گونه زیستیِ ما چه‌طور جهان را تسخیر کرد؟

▪️آیا انسان خردمند گونه زیستیِ برتر است یا فقط «قُلدُر محله»؟
در بخش سوم که بخش آخر کتاب نیز می‌‌باشد، نویسنده به اوایل قرن ۲۱‌-ام برمی‌گردد و با توجه به مفاهیمی که تا به حال مطرح کرده است و همچنین با توجه به موضوعاتی که درباره #انسان_خردمند به بحث گذاشته است، چالش‌های فعلی و چالش‌هایی که در آینده احتمالا با آن‌ها روبه‌رو خواهیم بود را مطرح می‌کند.

سوالاتی که نویسنده در ابتدای بخش سوم مطرح می‌کند چنین است:

▪️آیا انسان همچنان می‌تواند جهان را اداره کند و به آن معنا ببخشد؟

▪️فناوری زیستی و هوش مصنوعی چگونه اومانیسم را تهدید می‌کنند؟

▪️وارث احتمالیِ نوع بشر چه کسی خواهد بود و احتمالا چه باور جدیدی جایگزین اومانیسم خواهد شد؟
انقلاب سوم، كه نويسنده به واكاوی آن می‌پردازد انقلابی است كه طليعه‌های آن را اکنون می‌بينيم. در اين انقلاب، بشر حاكميت خود را از دست می‌دهد، حاكميت را به موجودی می‌سپارد كه خود ساخته است. اين موجود را می‌توان #ديتا ناميد،‌ كه در ابرموتورهای جست‌و‌جوی مجازی می‌بالد و رفته‌رفته بشر را از آن خود می‌سازد و او را از عرصه به‌در می‌كند و روبات‌های دست‌ساخته بشر جای بشر را می‌گيرند.

آنچه بدان اطلاق ذهن، ذهن بشری، می‌كنيم منقضی می‌شود و ابرذهنی كه خود بر می‌سازیم و شايد مجموعه‌ای از همه ذهن‌های ماست در نهايت ساختاری پديد می‌آورد كه نه ما و نه ذهن ما ديگر در آن جايی نخواهد داشت. دو امكان برای انسان متصور است؛ يا با آن نيروی قاهر مشاركت كند، يعنی در هستی خود دست ببرد، از انسان ميرا، به‌واسطه كشت ژن و تزريق ريزتراشه به جسم خود، به #انسان_ناميرا تبديل شود، مرگ را بخرد و راهی به عالم لايتناهی بگشايد، يا امور را يك‌سر به خدمت‌كاران برنامه‌ريزی شده وا نهد و حكم انقضای خود را امضا كند.
#انسان_خداگونه در پروژه‌ها و آرزوها و کابوس‌هایی کاوش می‌کند که قرن بیست و یکم را شکل می‌بخشد– از غلبه بر مرگ تا خلق زیست مصنوعی.

انسان خداگونه این پرسش‌های بنیادین را پیش روی ما می‌گذارد:

از اینجا به کجا می‌رویم؟ و این جهان شکننده کنونی را چگونه در برابر توانایی‌های نابودگرمان محافظت می‌کنیم.

در کنار مطالعه این نوشتار می‌توانید از طریق لینک زیر مصاحبه یووال نوح هراری را ببینید. در این مصاحبه جذاب و دیدنی هراری در مورد هر دو کتاب انسان خردمند و انسان خداگونه صحبت می‌کند.

https://www.ted.com/talks/yuval_noah_harari_nationalism_vs_globalism_the_new_political_divide?language=fa

همچنین در ادامه می‌توانید به مطالعه بخش هایی از این کتاب بپردازید.
در اصل، تروریسم نمایش است. تروریست‌ها نمایشِ وحشت‌آورِ خشونت به‌راه می‌اندازند که تخیل ما را به خود معطوف می‌کند و باعث می‌شود احساس کنیم داریم به آشوب و هرج و مرج قرون وسطی باز می‌گردیم. در نتیجه دولت‌ها اغلب خود را مجبور می‌بینند در مقابل صحنه‌آراییِ تروریسم با تظاهر به امنیت واکنش نشان دهند و نمایش‌های عظیم قدرت به راه اندازند، مثلا با آزار و اذیت همه مردم یا حمله به کشورهای خارجی. در غلب موارد، این واکنش‌ شدید به تروریسم برای امنیت ما تهدیدِ به‌مراتب بزرگ‌تری است تا خودِ تروریست‌ها.

#انسان_خداگونه : صفحه ۲۶
چرا جوان‌ها در رانندگی بی‌احتیاط هستند و درگیر بحث‌وجدل‌های خشونت‌آمیز می‌شوند و سایت‌های اینترنتیِ محرمانه را هک می‌کنند؟ چون از فرمان‌های ژنتیکیِ کهنی پیروی می‌کنند که شاید امروز بیهوده باشند و حتی نتایج منفی به‌بار آورند ولی ۷۰۰۰۰ سال قبل از منظر تکامل، معقول و مناسب بودند. شکارگر جوانی که زندگی‌اش را در تعقیب ماموت به خطر می‌انداخت بر همه رقبایش پیشی می‌گرفت و می‌توانست دست در دست دختر زیبای محل بگذارد؛ و اکنون ما گرفتار ژن‌های جاهل‌مآب هستیم.

#انسان_خداگونه : صفحه ۱۰۵
انسان در طی آن ۲۰۰۰۰ سال، از شکار ماموت با نیزه‌های سنگی به کاوش در منظومه شمسی با فضاپیما رسید اما نه به مددِ شکل گرفتن دستانی ماهرتر یا مغزی بزرگ‌تر (ظاهراً مغز ما امروزه به‌واقع کوچک‌تر شده است). برعکس، عامل اصلیِ چیرگی ما بر جهان توانایی‌مان در پیوند دادنِ بسیاری از انسان‌ها با یکدیگر بود.

#انسان_خداگونه : صفحه ۱۷۰
آن‌گاه که هوش مصنوعی اغلبِ وظایف شناختی را بهتر از انسان‌ها انجام دهد تکلیف بازار کار چه می‌شود؟ شکل گرفتن طبقه بزرگ جدیدی شامل آدم‌هایی به‌لحاظ اقتصادی بی‌مصرف چه پیامدهای سیاسی خواهد داشت؟ زمانی که نانوفناوری و داروهای باززاینده و حیات‌بخش انسان‌های هشتاد ساله را به پنجاه سالگی برگردانند چه بر سر روابط بشری و خانواده‌ها و صندوق‌های بازنشستگی می‌آید؟ آن‌گاه که فناوری زیستی به ما امکان دهد بچه طراحی‌شده داشته باشیم، و شکافی بی‌سابقه بین فقیر و غنی پدید آوریم، جامعه بشری راه به کجا خواهد برد؟

#انسان_خداگونه : صفحه ۳۳۳
اگر واقعا من خودم صاحب افکار و تصمیم‌هایم هستم، آیا می‌توانم تصمیم بگیرم ظرف یک دقیقه آینده اصلا به هیچ چیز فکر نکنم؟

#انسان_خداگونه : صفحه ۳۵۳
اگر بتوانیم انسان‌ها را از راندن تاکسی و ماشین به‌کلی بازداریم و انحصار عبور و مرور را به الگوریتم‌های کامپیوتری بسپاریم، می‌توانیم همه وسایل نقلیه را به شبکه واحدی وصل کنیم و به این ترتیب تصادف اتومبیل را عملا ناممکن کنیم.

#انسان_خداگونه : صفحه ۳۸۶
ممکن است چهار سالِ متوالی از نخست‌وزیر و سیاست‌هایش شاکی باشم و به هرکس که می‌رسم بگویم او «همه ما را نابود خواهد کرد». اما، چند ماه مانده به انتخابات، دولت مالیات را کاهش می‌دهد و دست‌ودل‌بازانه پول خرج می‌کند. حزب حاکم بهترین آگهی‌نویسان را برای به‌راه انداختن کارزار انتخاباتیِ تمام‌عیار به‌خدمت می‌گیرد، همراه با مجموعه‌ای متعادل از وعده‌ها و تهدیدهایی که مستقیما کانون ترس و نگرانی مغز من را هدف می‌گیرند. صبح روز انتخابات، سرماخورده از خواب بیدار می‌شوم و همین مساله بر پردازش‌های ذهنی‌ام اثر می‌گذارد و باعث می‌شود امنیت و ثَبات را به همه ملاحظات دیگر ترجیح دهم. و همین دیگر! دوباره با رای خود همان کسی را برای چهار سال بر سر کار می‌فرستم که «همه ما را نابود خواهد کرد».
فقط کافی بود کار را به گوگل بسپارم تا به جایم رای دهد و من را از چنین سرنوشتی برهاند. می‌دانید که، گوگل تازه همین دیروز متولد نشده است. نه تنها کاهش مالیات و وعده‌های انتخاباتیِ اخیر از چشمش دور نمی‌ماند بلکه تمام اتفاقات چهار سال گذشته را هم به‌یاد دارد. او می‌داند هر بار که روزنامه‌های صبح را می‌خواندم فشار خونم چه‌قدر بود و به اخبار بعدازظهر که گوش می‌دادم هورمون دوپامینِ مغزم چه مقدار پایین می‌آمد. گوگل می‌داند چه‌طور توخالی بودنِ شعارهای کسانی را که متخصص ماست‌مالی کردنِ رویدادهای سیاسی به نفع حزب و گروه خود هستند نشان دهد. این را هم می‌داند که بیماری تا حدی گرایش به جناح راست و محافظه‌کار را در رای‌دهندگان موجب می‌شود، این را جبران می‌کند.

#انسان_خداگونه : صفحه ۴۲۰
تا اوایل سال ۲۰۱۶، ثروت ۶۲ نفر از ثروتمندترین افراد دنیا برابر با دارایِ ۳/۶ میلیارد نفر از فقیرترین افراد بود! معنایش این است که با توجه به جمعیتِ ۷/۲ میلیارد نفریِ دنیا این ۶۲ میلیاردر سرجمع به اندازه نیمی از انسان‌های فرودست دنیا ثروت دارند.

#انسان_خداگونه : صفحه ۴۳۱
در زمان‌های دور، قدرت داشتن به معنی دسترسی به اطلاعات بود. اکنون قدرت یعنی آگاهی بر اینکه از چه چیزی باید چشم پوشید.

#انسان_خداگونه : صفحه ۴۹۴
اما آینده‌ای که پیش رو داریم، روشن است یا تاریک؟ در کتابی که درباره تاریخ آینده است، چگونه آینده‌ای ترسیم شده است؟ زهرا عالی مترجم کتاب در مقدمه خود در این باره به خوبی توضیح می‌دهد که:

نویسنده به‌روشنی پاسخ نمی‌دهد. نه هشدار می‌دهد که سرعت کم کنیم و نگذاریم آنچه خود می‌سازیم بر ما حاکم شود، نه می‌گوید پیش به سوی آینده، به‌تاخت! می‌گوید آینده چنین چیزی خواهد بود. نه الزاماً آینده زندگان جوان و میان‌سال و پیر، بلکه – تا حدودی – آینده فرزند دبستانیِ منِ میان‌سال، و بیشتر از فرزند من، فرزندِ فرزندِ من. مگر همین حالا هم بشر نمی‌کوشد اتومبیل خودران بسازد؟ و بسیار چیزهای دیگر که طلیعه آن دورانند؟

قطعا مفاهیم و موضوعات زیادی درباره این دو کتاب وجود دارد که می‌شود درباره آن‌ها صبحت کرد، اما بهترین کار این است که کتاب‌های هراری را خواند و مفاهیم آن را مرور کرد. کتاب‌هایی که در حاشیه نیز مفاهیم و موضوعات بسیار ارزشمند و عمیقی به مخاطب تقدیم می‌کند و بدون شک باعث می‌شود دید بهتری نسبت به تاریخ پیشین، وضعیت کنونی و آینده بشر داشته باشیم و سرانجام غرق در تفکر شویم.

📚 https://t.me/AntiReligion/174

🔚 پایان...

📎 #یووال_نوح_هراری #انسان_خداگونه #انسان_خردمند #تاریخ_بشر #اومانيسم #انسان_ناميرا #خوشبختی #ديتا #معنا #ابرانسان #هوش_مصنوعی #خودکشی #پرخوری #آینده_انسان #خداگونگی
#HomoDeus #HomoSapiens
#YuvalNoahHarari #ZahraAali
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
سکولاریته و سکولاریسم

سکولاریته از واژه‌ی لاتینی سکولوم گرفته شده که بدوا «زمانه» و «قرن» معنی می‌داده است. این واژه سپس در ادبیات لاتینی کلیسا به معنی «جهان پایان‌پذیر» در برابر «ابدیت» به کار رفت و بعدها عموما به همه‌ی اشکال «این‌جهانی» یا «دنیوی شدن» در برابر «آن‌جهانی» یا «اخروی شدن» اشاره داشت. خیلی خلاصه می‌توان آن را «گیتی‌گروی» و وضعیت جامعه‌ای دانست که اهمیت دین در آن کاهش یافته و جامعه‌ای #انسان‌_محور جانشین جامعه‌ای #خدامحور شده است.

سکولاریته یکی از پیامدهای روند #سکولاریزه یا دنیوی شدن همه‌ی گستره‌های زندگی است که با عصر جدید در اروپا می‌آغازد و در نتیجه‌ی اندیشه‌های روشنگری، حضور دین در جامعه را کمرنگ‌تر می‌کند، مسائل مربوط به شیوه‌ی زندگی آدمی را به خرد بشری وا می‌گذارد و در فرجام خود به جدایی دین از حکومت راه می‌برد. آن را همچنین می‌توان گسست نظم سیاسی از تعینات و اشکال روحانی و دینی دانست. یکی از نخستین دستاوردهای این روند، لغو «دین حکومتی» و کاهش قدرت و نفوذ نهادهای دینی به سود افزایش قدرت و نفوذ حکومت عرفی بود. پس سکولاریته یکی از شاخص‌های حکومتی است که در نتیجه‌ی صدها سال جنگ‌های مذهبی در اروپا، دیگر نمی‌خواهد خود را با دین تعریف کند. به همین دلیل می‌توان از اصطلاح «سکولاریته‌ی حکومت» یا «حکومت سکولار» هم استفاده کرد.
بنابراین، شما پیشنهاد می‌کنید همه باید در یک رابطه آزاد جنسی به سر ببرند و اصلاً در دام ازدواج نیفتند؟

بدون شک نه، ما هیچ پیشنهادی جز دانش و دانستن نداریم. ما حتی نمی‌دانیم این دانسته‌های مستند چه کاربردی در زندگی شخصی خودمان خواهد داشت. ما امیدواریم نوشتن کتابِ «ریشه‌های سکس در ماقبل تاریخ»، دامنه بحث درباره موقعیت جنسی بشر را کمی گسترش دهد تا مردم به واقعیت‌های علمی «بشر بودن» توجه و دقت بیشتری داشته باشند. امید و انگیزه اصلی ما این است که بتوانیم به مردم نشان دهیم می‌توانند تکیه کمتری به اسطوره‌ها و داستان‌های مذهبی و فرهنگی داشته باشند.

ما تبلیغ چند همسری، ازدواج آزاد و روابط سکسی مشترک را در دستور کار خودمان ندادیم. بنابراین، واکنش افراد یا زوج‌ها به اطلاعاتی که ما در کتاب خود گردآوری‌ کرده‌ایم، کاملاً به خودشان بستگی دارد. نمونه مشخص آن تعهد زناشویی است که خودمان داریم.

📚 سرشت جنسی انسان

🔚 پایان...

📎 #کریستوفر_رایان #سیسیل_جتا #سرشت_جنسی_انسان #تک‌همسری #تکامل #تکامل #پورنوگرافی #لذت_جنسی #ازدواج_سنتی #انسان #تولیدمثل #تنوع‌طلبی #تستسترون #عشق #سکس #زنان #مذاهب
#ChristopherRyan #CacildaJeth
#SexAtDawn: The Prehistoric Origins of Modern Sexuality
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
الگوریتم‌ها همین الآن هم مراقب شمایند. آنگاه مراقبند که کجا می‌روید، چه می‌خرید، با چه کسی ملاقات می‌کنید. به زودی تک‌تک قدم‌ها، نفس‌ها و ضربان‌های قلب‌تان را هم رصد می‌کنند. آن‌ها با اتکا به کلان‌داده‌ها و یادگیریِ ماشین، شما را روزبه‌روز بهتر می‌شناسند. و آنگاه که این الگوریتم‌ها بهتر از خودتان شما را بشناسند، می‌توانند شما را کنترل و دست‌کاری کنند، و دیگر کار چندانی از دست‌تان برنمی‌آید. آن هنگام شما در ماتریکس، یا در چیزی از جنس «نمایش ترومن» به سر می‌برید. بالاخره این نوعی مسألۀ تجربی است و بس: اگر الگوریتم‌ها بهتر از آنچه خودتان می‌فهمید بفهمند که درون شما چه رُخ می‌دهد، مرجعیت به آن‌ها منتقل می‌شود.

البته شاید با کمال میل مرجعیت را تسلیم الگوریتم‌ها کنید و به آن‌ها اعتماد کنید تا برای شما و مابقی دنیا تصمیم بگیرند. اگر چنین است، راحت باشید و خوش بگذرانید. لازم نیست کاری بکنید. الگوریتم‌ها ترتیب همه‌چیز را خواهند داد. ولی اگر می‌خواهید قدری کنترل روی وجود شخصی‌تان و آیندۀ زندگی‌تان داشته باشید، باید سریع‌تر از الگوریتم‌ها بدوید، سریع‌تر از آمازون و حکومت، و پیش از آن‌ها به خودشناسی برسید. برای آنکه سریع بدوید، بار و بُنۀ چندانی برندارید. همۀ خیال‌های باطل را رها کنید چون بار گرانی روی دوش‌تان هستند.

📗٢١درس برای قرن بیست‌ویکم

🔚 پایان...

🖇 #یووال_نوح_هراری #انسان_خردمند #آینده_بشریت #٢١درس_برای_قرن_بیست‌ویکم #نگرانی #سیستم_آموزشی #تروریسم #هوش_مصنوعی #دگرگونی #هک_کردن_انسان
#YuvalNoahHarari #21LessonsForThe21stCentury
📚 @AntiReligionArchives