بخش بزرگی از استدلال های فروید بخصوص تعریف بسیار قدیمی او از طبیعت به عنوان موجودی قهار که قصدش فقط تخریب ما است این روزها کاملا برعکس شده است. متفکرین معاصر از قابلیت تخریبی انسانها بر طبیعت حرف می زنند.
نگاه فروید به ذات خودخواه و به لحاظ روانی آشفته انسان و نتیجه گیری فروید در باره غیراجتماعی بودن ذات انسان نیز مخالفین علمی بسیاری دارد.
با این همه، تفکر او از قدم های اولیه تلاش معاصر برای یافتن جواب های بسیار جدیدی برای تمدن انسانی است. هر فرد از هر فرهنگ و تمدن انسانی شاید بتواند با بخش های از منطق روانکاوانه او همراهی کند و با سایر ایده هایش راحت نباشد.
🔚 پایان...
#زیگومند_فروید #آینده_یک_پندار #انسان #طبیعت #ماورالطبیعه #ترس #توهم #تمدن #فرهنگ #سنت #مذهب
#Sigmund_Freud
#The_Future_of_an_Illusion
#AntiReligionArchives
نگاه فروید به ذات خودخواه و به لحاظ روانی آشفته انسان و نتیجه گیری فروید در باره غیراجتماعی بودن ذات انسان نیز مخالفین علمی بسیاری دارد.
با این همه، تفکر او از قدم های اولیه تلاش معاصر برای یافتن جواب های بسیار جدیدی برای تمدن انسانی است. هر فرد از هر فرهنگ و تمدن انسانی شاید بتواند با بخش های از منطق روانکاوانه او همراهی کند و با سایر ایده هایش راحت نباشد.
🔚 پایان...
#زیگومند_فروید #آینده_یک_پندار #انسان #طبیعت #ماورالطبیعه #ترس #توهم #تمدن #فرهنگ #سنت #مذهب
#Sigmund_Freud
#The_Future_of_an_Illusion
#AntiReligionArchives
بر این پایه، تدریجا آن تصویری از آدمی محو میگردد که بر تفاوت میان او با بقیهی طبیعت استوار است. آری، آدمی به این مفهوم محو میشود و این تاریخی تراژیک ـ کمدی است، چرا که آدمی نخست بر پایهی شناخت خود قد علم میکند و خود را «معیار همه چیز» میپندارد تا سرانجام در کهکشانی ناکرانمند چونان اتمی بیاهمیت زوال یابد. ترسناکی شناخت مدرن در همینجا نهفته است. نتیجهی این روند چیزی جز از دسترفتن و بیارزش شدن عالیترین ارزشها نیست. بیارزش شدن عالیترین ارزشها، به معنای ناسازگاری بنیادین میان انسان و جهان است. بر پایهی همین #ترس است که هنوز انسانهای پرشماری پناه بردن به «غارهای تاریک ایمان» را به رویارویی با پرتو آزاردهندهی «رنجشهای» برخاسته از شناخت علمی ترجیح میدهند. #دین و #باورهای_متافیزیکی در این میان نقش «توهماتی نیکخواهانه» را بازی میکنند که برای #خودفریبی آدمی تکیهگاهی عرضه میکنند.
گفتنی است که آدمی با گسترش شناخت خود در پهنههای گوناگون #دانش و در پرتو چنین شناختی، در وهلهی نخست از خویشتن «افسونزدایی» کرده است. با این همه، دستاوردهای چنین روندی تا کنون نتوانسته در مقیاسی گسترده به آگاهی جمعی راه یابد و به تجدیدنظر بنیادین در انگاشتها از عالم و آدم بینجامد. بیهوده نیست که بهرغم دستاوردهای شگرف علمی در پهنههای گوناگون، هنوز انسانهای پرشماری در سراسر گیتی در #تاریک_اندیشی هولناک و فاجعهباری غوطهورند. در حالی که پیش از این در هیچ دورهی تاریخ بشری، ناسازگاری #اعتقادات_دینی و #باورهای_خرافی با اندیشههای علمی چنین آشکار نبوده است.
باری، «افسونزدایی» از آدمی نتوانسته آنطور که باید و شاید توهمات گوناگون گسترده در جهان دربارهی #خدا و پندارهای مربوط به «منجی» و «انتظار رستگاری» را بلاموضوع و بیمعنا کند. و این در حالی است که همهی دینهای بزرگ موجود در جهان کارنامهی سیاهی دارند و هیچ یک از آنها را نمیتوان با نتایج پژوهشهای علمی جهان امروز سازگار کرد!
🔚 پایان...
📎 #زیگموند_فروید #انسان_مدرن #کیهان_شناختی #زیست_شناختی #روان_شناختی #رنجش_انسان_مدرن #تاریک_اندیشی #فرگشت #طبیعت #آگاهی #ترس #دین #خودفریبی #بلوغ_روحی #دانش #خدا #اعتقادات_دینی #باورهای_خرافی
🗂 @AntiReligionArchives
باری، «افسونزدایی» از آدمی نتوانسته آنطور که باید و شاید توهمات گوناگون گسترده در جهان دربارهی #خدا و پندارهای مربوط به «منجی» و «انتظار رستگاری» را بلاموضوع و بیمعنا کند. و این در حالی است که همهی دینهای بزرگ موجود در جهان کارنامهی سیاهی دارند و هیچ یک از آنها را نمیتوان با نتایج پژوهشهای علمی جهان امروز سازگار کرد!
🔚 پایان...
📎 #زیگموند_فروید #انسان_مدرن #کیهان_شناختی #زیست_شناختی #روان_شناختی #رنجش_انسان_مدرن #تاریک_اندیشی #فرگشت #طبیعت #آگاهی #ترس #دین #خودفریبی #بلوغ_روحی #دانش #خدا #اعتقادات_دینی #باورهای_خرافی
🗂 @AntiReligionArchives
اما همانطور که #تاریخ تکامل بشر نشان داده است، تنها با ریسک پذیری و خطر پیشه کردن بوده است که انسان توانسته از بن بستها و بحرانها عبور کند و یک گام بجلو بردارد. تاریخ #مبارزات_آزادیخواهانه مردمان نیز دال بر درستی این قانونومندی است و گواه بر این حقیقت است که هرگاه ملتمان خطر پیشه کرده و جرأت ریسک کردن از خود نشان داده است موفق شده است بن بست ترس و ناامیدی و بی انگیزگی را بشکند و یک گام به پیش بردارد. خودآگاهی به قدرت خود و سر بر آوردن از لاک خویش و نفی این فرهنگ ترس، که محصول ریسک پذیری است، هر بار باعث شده است که مردم ما طور دیگری به زندگی نگاه کنند و شاداب تر و با اعتماد به نفس بیشتر روابط اجتماعی خود را توسعه دهند.
تاریخ انسان همچنین نشان میدهد که شکست و تجارب ناشی از آن قبل از اینکه مایوس و ناامید کننده باشند آموزنده هستند. در واقع زیر سلطه فرهنگ ترس است که مردم را از ریسمان سیاه و سفید میترسانند که مبادا دچار اشتباه دوبار شوند. کدام تجربه بشری در قدم اول موفق بوده است و کدام خیز با افت همراه نبوده است؟ ترس از تکرار اشتباه نیز معمولا توسط رهبرانی که پس از تجربه اول بقدرت رسیده اند، ترویج میشود تا مبادا مردم بار دیگر به فکر انقلاب بیفتند.
همچنین تجارب دیگر ملل در زمینه نظام آموزشی نشان میدهد که هرگاه یک نسل یاد گرفته باشد که چگونه با شرایط نامطمئن و دارای ریسک برخورد کند و با عدم تعیین که همواره وجود دارد کنار بیاید و نسبی گرایی پیشه کند نسل موفقتری بوده است.
🔚 پایان...
📎 #ترس #خرافات #جمهوری_اسلامی #نگرانی #امنیت #آرامش #استراتژی_بقا #ریسک #جوامع_بشری #پذیرش_خطر #بی_اعتمادی #خوشبینی #ناامیدی #فرهنگ_ترس #احساسات_مذهبی #روابط_اجتماعی #دشمنان_اسلام #مطلق_گرایی #تاریخ #مبارزات_آزادیخواهانه
🗂 @AntiReligionArchives
تاریخ انسان همچنین نشان میدهد که شکست و تجارب ناشی از آن قبل از اینکه مایوس و ناامید کننده باشند آموزنده هستند. در واقع زیر سلطه فرهنگ ترس است که مردم را از ریسمان سیاه و سفید میترسانند که مبادا دچار اشتباه دوبار شوند. کدام تجربه بشری در قدم اول موفق بوده است و کدام خیز با افت همراه نبوده است؟ ترس از تکرار اشتباه نیز معمولا توسط رهبرانی که پس از تجربه اول بقدرت رسیده اند، ترویج میشود تا مبادا مردم بار دیگر به فکر انقلاب بیفتند.
همچنین تجارب دیگر ملل در زمینه نظام آموزشی نشان میدهد که هرگاه یک نسل یاد گرفته باشد که چگونه با شرایط نامطمئن و دارای ریسک برخورد کند و با عدم تعیین که همواره وجود دارد کنار بیاید و نسبی گرایی پیشه کند نسل موفقتری بوده است.
🔚 پایان...
📎 #ترس #خرافات #جمهوری_اسلامی #نگرانی #امنیت #آرامش #استراتژی_بقا #ریسک #جوامع_بشری #پذیرش_خطر #بی_اعتمادی #خوشبینی #ناامیدی #فرهنگ_ترس #احساسات_مذهبی #روابط_اجتماعی #دشمنان_اسلام #مطلق_گرایی #تاریخ #مبارزات_آزادیخواهانه
🗂 @AntiReligionArchives
#خشونت_سیاسی
خشونت سیاسی بمعنای سوءاستفاده از قدرت سیاسی و اعمال سلطه فردی و بکارگیری شیوه های خشونت بار مانند مداخله نظامی و #تروریسم و کودتای نظامی و #اعدام و قتل سیاسی و شکنجه و زندان و آزار روحی و تعرض تبلیغاتی و تصمیمات غیرعادلانه دستگاه قضائی است. این خشونت در دو شکل، یا بصورت خشونت جسمانی و بطور مستقیم بمنظور نابودی و صدمه زدن فیزیکی است یا بشکل سمبولیک بوده و با اعمال فشارهای روحی و روانی تجلی مییابد. در واقع خشونت سیاسی بکارگیری قهر و زور در نظام سیاسی بمنظور باطاعت کشاندن افراد و خفه کردن اعتراض های اجتماعی میباشد.
#خشونت_فیزیکی استفاده خودسرانه از قهر برای زخمی کردن یا نابودساختن فیزیکی است. این خشونت بمعنای نفی حقوق افراد و ضربه زدن به حق حیات میباشد. تمامی #دیکتاتورها و جنایتکاران سیاسی راه اصلی برتری و قدرت خود را بر خشونت بنیاد کرده اند. همیشه خشونت فیزیکی با خشونت سمبولیک همراه است. بقول "فلیپ برو" جامعه شناس فرانسوی، در اثر خود "خشونت در سیاست"، خشونت سمبولیک همیشه مورد توجه لازم قرار نمیگیرد حال آنکه این خشونت در محیطی سیاسی با احساسات قوی به ایجاد #ترس در افراد دست زده و برای دسترسی به هدف خود انواع و اقسام مراسم و آئین های گوناگون را بکار میگیرد.
"ژوژ سورل" فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی در اثر خود "تفکرات درباره خشونت" میگوید خشونت بمعنای تخریب نظم اجتماعی است. البته او به قهر دستگاه دولتی بورژوائی نقد کرده زیرا به بیان دیگر این خشونت شیرازه مناسبات را بهم ریخته، کینه ها و انتقام کشی را حادتر نموده و سلطه متکی بر زور را تحمیل میکند. "والتر بنجامین" در "تزهای خود در مفهوم تاریخ" "از قهر انقلابی" صحبت میکند. البته خشونت از جانب برخی متفکران بطور کلی رد نمیشود و گاه جنبه مشروع و لازم پیدا میکند. ادبیات مارکسیستی سرشار از ستایش قهر انقلابی و انقلاب است، جنبش های ضد استعماری اغلب به قهر روی آورده اند تا اشغالگر را بیرون رانند، ژان پل سارتر از خشونت لازم بندگان در مستعمرات علیه استعمارگر حرف میزند و بر آنست که اینگونه خشونت همانند خشونت و قهر علیه نازیسم و اشغالگر درست است، زیرا نازیسم قهر متمرکز ویرانگر است.
در جوامع استبدادی خشن، اعمال خشونت و اقدام مسلحانه از جانب قدرت حاکم از جمله روشهای مورد استفاده حکومتداری بوده است و زمانیکه که هرگونه عدالتخواهی با وسائل نظامی و اسلحه گرم و کشتار توام است، مقاومت نظامی گزینه تحمیلی نهائی است. ولی آنچه مسلم است در رژیم #دمکراسی و دولت حقوقی نمی توان خشونت بکار بست و قدرت سیاسی در صورت اعمال قهر به تخریب اساس مقررات و قواعد دست زده و به استبداد روی میاورد.
در ایران نظام حکومتی در بنیاد خود طرفدار #تبعیض و خشونت دینی و سیاسی بوده است و بطور مدام تنش و بحران ناشی از استبداد از خصوصیات مناسبات حاکم بوده است. سراسر عمر حکومت اسلامی با خشونت سیاسی عجین بوده و این خشونت وجه مشخصه #توتالیتاریسم_مذهبی موجود میباشد. طبقه حاکم اعمال خشونت مستقیم را وسیله اصلی #بقا و ادامه قدرت سیاسی خود میداند و برای او سانسور و شکنجه و زندان و اعدامهای مکرر مخالفان بعنوان تنها راه کنترل جامعه بشمار میاید. در این نظام بسیاری از انسانها دارای اضطراب و نگرانی هستند زیرا خود را در امنیت نمی بینند.
قدرت سیاسی در ایران منشا هراس است، حال آنکه در شرایط دمکراتیک قدرت مرکزی قدرت آرامش بخش و نظم دهند بحساب میاید. اقدام های خودسرانه پاسدار و بسیجی و پلیس، تهدید های تبلیغاتی حکومتی، احتمال حملات نظامی خارجی علیه مراکز اتمی، خبر و نمایش اعدامهای فردی و جمعی در میدانهای عمومی و غیره، یک فضای سنگین ترس و نگرانی بوجود آورده و احساس تشویش فلج کننده را گسترش داده است. این احساس منفی زیر پوست اعضای جامعه رفته و تمایل به آفرینش و چابکی فرهنگی و اجتماعی را کند نموده است.
خشونت سیاسی بمعنای سوءاستفاده از قدرت سیاسی و اعمال سلطه فردی و بکارگیری شیوه های خشونت بار مانند مداخله نظامی و #تروریسم و کودتای نظامی و #اعدام و قتل سیاسی و شکنجه و زندان و آزار روحی و تعرض تبلیغاتی و تصمیمات غیرعادلانه دستگاه قضائی است. این خشونت در دو شکل، یا بصورت خشونت جسمانی و بطور مستقیم بمنظور نابودی و صدمه زدن فیزیکی است یا بشکل سمبولیک بوده و با اعمال فشارهای روحی و روانی تجلی مییابد. در واقع خشونت سیاسی بکارگیری قهر و زور در نظام سیاسی بمنظور باطاعت کشاندن افراد و خفه کردن اعتراض های اجتماعی میباشد.
#خشونت_فیزیکی استفاده خودسرانه از قهر برای زخمی کردن یا نابودساختن فیزیکی است. این خشونت بمعنای نفی حقوق افراد و ضربه زدن به حق حیات میباشد. تمامی #دیکتاتورها و جنایتکاران سیاسی راه اصلی برتری و قدرت خود را بر خشونت بنیاد کرده اند. همیشه خشونت فیزیکی با خشونت سمبولیک همراه است. بقول "فلیپ برو" جامعه شناس فرانسوی، در اثر خود "خشونت در سیاست"، خشونت سمبولیک همیشه مورد توجه لازم قرار نمیگیرد حال آنکه این خشونت در محیطی سیاسی با احساسات قوی به ایجاد #ترس در افراد دست زده و برای دسترسی به هدف خود انواع و اقسام مراسم و آئین های گوناگون را بکار میگیرد.
"ژوژ سورل" فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی در اثر خود "تفکرات درباره خشونت" میگوید خشونت بمعنای تخریب نظم اجتماعی است. البته او به قهر دستگاه دولتی بورژوائی نقد کرده زیرا به بیان دیگر این خشونت شیرازه مناسبات را بهم ریخته، کینه ها و انتقام کشی را حادتر نموده و سلطه متکی بر زور را تحمیل میکند. "والتر بنجامین" در "تزهای خود در مفهوم تاریخ" "از قهر انقلابی" صحبت میکند. البته خشونت از جانب برخی متفکران بطور کلی رد نمیشود و گاه جنبه مشروع و لازم پیدا میکند. ادبیات مارکسیستی سرشار از ستایش قهر انقلابی و انقلاب است، جنبش های ضد استعماری اغلب به قهر روی آورده اند تا اشغالگر را بیرون رانند، ژان پل سارتر از خشونت لازم بندگان در مستعمرات علیه استعمارگر حرف میزند و بر آنست که اینگونه خشونت همانند خشونت و قهر علیه نازیسم و اشغالگر درست است، زیرا نازیسم قهر متمرکز ویرانگر است.
در جوامع استبدادی خشن، اعمال خشونت و اقدام مسلحانه از جانب قدرت حاکم از جمله روشهای مورد استفاده حکومتداری بوده است و زمانیکه که هرگونه عدالتخواهی با وسائل نظامی و اسلحه گرم و کشتار توام است، مقاومت نظامی گزینه تحمیلی نهائی است. ولی آنچه مسلم است در رژیم #دمکراسی و دولت حقوقی نمی توان خشونت بکار بست و قدرت سیاسی در صورت اعمال قهر به تخریب اساس مقررات و قواعد دست زده و به استبداد روی میاورد.
در ایران نظام حکومتی در بنیاد خود طرفدار #تبعیض و خشونت دینی و سیاسی بوده است و بطور مدام تنش و بحران ناشی از استبداد از خصوصیات مناسبات حاکم بوده است. سراسر عمر حکومت اسلامی با خشونت سیاسی عجین بوده و این خشونت وجه مشخصه #توتالیتاریسم_مذهبی موجود میباشد. طبقه حاکم اعمال خشونت مستقیم را وسیله اصلی #بقا و ادامه قدرت سیاسی خود میداند و برای او سانسور و شکنجه و زندان و اعدامهای مکرر مخالفان بعنوان تنها راه کنترل جامعه بشمار میاید. در این نظام بسیاری از انسانها دارای اضطراب و نگرانی هستند زیرا خود را در امنیت نمی بینند.
قدرت سیاسی در ایران منشا هراس است، حال آنکه در شرایط دمکراتیک قدرت مرکزی قدرت آرامش بخش و نظم دهند بحساب میاید. اقدام های خودسرانه پاسدار و بسیجی و پلیس، تهدید های تبلیغاتی حکومتی، احتمال حملات نظامی خارجی علیه مراکز اتمی، خبر و نمایش اعدامهای فردی و جمعی در میدانهای عمومی و غیره، یک فضای سنگین ترس و نگرانی بوجود آورده و احساس تشویش فلج کننده را گسترش داده است. این احساس منفی زیر پوست اعضای جامعه رفته و تمایل به آفرینش و چابکی فرهنگی و اجتماعی را کند نموده است.
باری...؛ زنانی که از جانب همسرانشان مورد خشونت قرار می گیرند پنج برابر بیشتر از سایر زنان در معرض آسیبهای روانی و خطر خودکشی و شش برابر بیشتر در معرض اختلالات روانی قرار دارند.
در خانواده هایی که اعتیاد به مواد مخدر و الکل، بیکاری و تنش وجود دارد، خشونت نیز بیشتر به چشم می خورد. مردانی که از کودکی در خانواده شاهد کتک خوردن زنان خانواده بوده اند در بزرگسالی بیشتر مرتکب خشونت علیه همسران خود می شوند. الگوهای #پرخاشگری در جامعه ابعاد پرخاشگری و خشونت را عمیقتر میکنند.
در جامعه ای که قدرت سیاسی و طبقات حاکم از #اخلاق_اجتماعی بی بهره هستند و دستگاه دولتی فاقد مشروعیت دمکراتیک است، بدآموزی ها آسانتر میباشند. متاسفانه ایران سرزمین اعدام و زورگوئی است زیرا از روح دمکراسی دور بوده و خشونت ها در اعماق ذهن تاریخی جامعه نفوذ دارند. جامعه ایران سراسر آسیب دیده است و کنشگران سندیکائی و سیاسی و جمعی خاموشند. این خشونت از تاریخ استبدادی و شاهان و روحانیونی که به خون ریزی خوکرده بودند و نیز از قوانین و دینی که دارای طبیعت استبدادی و تبعیض آمیز بوده و بالاخره از فساد و بیعدالتی موجود سرچشمه میگیرد.
🔚 پایان...
#خشونت #آسیب #اجتماعی #زنان #زندان #شکنجه #تجاوز #تحقیر #توهین #تهدید #ترساندن #تروریسم #ترس #تبعیض #توتالیتاریسم_مذهبی #تولیدمثل #جامعه #اخلاق_اجتماعی #استرس #اعتیاد #اعدام #امنیت_اقتصادی #استقلال_اقتصادی #اسلام #استبداد #امنیت #ایران #اجتماعی #پرخاشگری #سکسیسم #دمکراسی #دیکتاتورها #فرهنگ_مذهبی #سنتهای_کهنه #مردسالارانه #فساد #بیکاری #بیعدالتی
🗂 @AntiReligionArchives
در خانواده هایی که اعتیاد به مواد مخدر و الکل، بیکاری و تنش وجود دارد، خشونت نیز بیشتر به چشم می خورد. مردانی که از کودکی در خانواده شاهد کتک خوردن زنان خانواده بوده اند در بزرگسالی بیشتر مرتکب خشونت علیه همسران خود می شوند. الگوهای #پرخاشگری در جامعه ابعاد پرخاشگری و خشونت را عمیقتر میکنند.
در جامعه ای که قدرت سیاسی و طبقات حاکم از #اخلاق_اجتماعی بی بهره هستند و دستگاه دولتی فاقد مشروعیت دمکراتیک است، بدآموزی ها آسانتر میباشند. متاسفانه ایران سرزمین اعدام و زورگوئی است زیرا از روح دمکراسی دور بوده و خشونت ها در اعماق ذهن تاریخی جامعه نفوذ دارند. جامعه ایران سراسر آسیب دیده است و کنشگران سندیکائی و سیاسی و جمعی خاموشند. این خشونت از تاریخ استبدادی و شاهان و روحانیونی که به خون ریزی خوکرده بودند و نیز از قوانین و دینی که دارای طبیعت استبدادی و تبعیض آمیز بوده و بالاخره از فساد و بیعدالتی موجود سرچشمه میگیرد.
🔚 پایان...
#خشونت #آسیب #اجتماعی #زنان #زندان #شکنجه #تجاوز #تحقیر #توهین #تهدید #ترساندن #تروریسم #ترس #تبعیض #توتالیتاریسم_مذهبی #تولیدمثل #جامعه #اخلاق_اجتماعی #استرس #اعتیاد #اعدام #امنیت_اقتصادی #استقلال_اقتصادی #اسلام #استبداد #امنیت #ایران #اجتماعی #پرخاشگری #سکسیسم #دمکراسی #دیکتاتورها #فرهنگ_مذهبی #سنتهای_کهنه #مردسالارانه #فساد #بیکاری #بیعدالتی
🗂 @AntiReligionArchives
#خودسانسوری_و_عملکرد_آن_نزد_روشنفکر
خودسانسوری عمل شخص جهت #محدود_کردن و یا #حذف بیان و کردار خود است. خودسانسوری یا از زاویه #ترس و نگرانی است و یا از زاویه رعایت اخلاق و قواعد جزمی موجود در جامعه است. این خودسانسوری تبدیلشده به ساختار روانی و تربیتی، فرد را وا میدارد تا ابراز نظر را محدود نموده، از شفافیت آن بکاهد و یا بطور کامل از بیان نظر و یا انجام اقدامی چشم پوشی کند. فرد از یکسو به لحاظ حفظ منافع خویش و محدود کردن ریسک در مناسبات اجتماعی و یا تمایل به اجتناب از "اخلالگری" در بستر سیاسی و روحی و مذهبی، افکار خود را میپوشاند و روحیه کوتاه آمدن و صرف نظر کردن ازبیان اندیشه در ذهن خود را توسعه میدهد، و از سوی دیگر فرد شرایط حفظ منافع و آسودگی خود را با عدم شجاعت فکری و فقدان صراحت و بالاخره با کرنش و فرصت طلبی فراهم میسازد.
خودسانسوری عمل شخص جهت #محدود_کردن و یا #حذف بیان و کردار خود است. خودسانسوری یا از زاویه #ترس و نگرانی است و یا از زاویه رعایت اخلاق و قواعد جزمی موجود در جامعه است. این خودسانسوری تبدیلشده به ساختار روانی و تربیتی، فرد را وا میدارد تا ابراز نظر را محدود نموده، از شفافیت آن بکاهد و یا بطور کامل از بیان نظر و یا انجام اقدامی چشم پوشی کند. فرد از یکسو به لحاظ حفظ منافع خویش و محدود کردن ریسک در مناسبات اجتماعی و یا تمایل به اجتناب از "اخلالگری" در بستر سیاسی و روحی و مذهبی، افکار خود را میپوشاند و روحیه کوتاه آمدن و صرف نظر کردن ازبیان اندیشه در ذهن خود را توسعه میدهد، و از سوی دیگر فرد شرایط حفظ منافع و آسودگی خود را با عدم شجاعت فکری و فقدان صراحت و بالاخره با کرنش و فرصت طلبی فراهم میسازد.
اشخاص خودسانسور از نفی شخصیت فرهنگی خود، به پذیرش هنجارها و زبان مبلغان دین رسمی نزدیک میشوند و به این ترتیب خواسته یا ناخواسته راه #خردستیزی را هموار میکنند. اینان در رفتار خویش تاریخ جامعه ایران را تاریخی در خدمت دین میخواهند، و به ناگزیر در آنجا که با اندیشه آزاد مقابله میکنند، این تاریخ را نه در راه اعتلای خرد، بلکه به تداوم خرافههای ناهنجار و جانکاه دعوت میکنند.
🔚 پایان...
#سانسور #سیاسی #خردستیزی #خشونت #خرافات #خودسانسوری #آزاداندیشی #توده #توهین #تفسیردینی #تلنگر #تندروی #تاریخ #ترس #نقد_اسلام #ارتداد #قرآن #ضرورت_تاریخی #روشنگری #دین #ایران #اسلام #شیعه #دیکتاتوری #استبداد
🗂 @AntiReligionArchives
🔚 پایان...
#سانسور #سیاسی #خردستیزی #خشونت #خرافات #خودسانسوری #آزاداندیشی #توده #توهین #تفسیردینی #تلنگر #تندروی #تاریخ #ترس #نقد_اسلام #ارتداد #قرآن #ضرورت_تاریخی #روشنگری #دین #ایران #اسلام #شیعه #دیکتاتوری #استبداد
🗂 @AntiReligionArchives
۲. آرمانجویی، آرمانپروری یا آرمانگردانی از نخستین و مهمترین اموری است که توضیحدهندۀ برآمدن تودهها و روانشناسی ویژۀ آنها است. فروید میاندیشد که موقعیت کلی «آرمان من» در افراد تشکیلدهندۀ توده از دید ساختاری و ارتباطی دنبالۀ موقعیت کهنالگویی «قبیله نخستین» است، منتهی در جریان گذار از سرآغاز تاریخ اجتماعی به دوران بازپسین و امروزین ترس و کین و انزجار (که دیرزمانی بر روابط میان افرد قبیله و پدرـ رئیس چیره بوده است) به مهرورزی و ستایش بدل میشود و پدرـ رئیس دیرینه نیز در پرتو ظهور در وجود راهبر به مرتبۀ آرمان (کمال مطلوب) ارتقا مییابد.
از سوی دیگر «آرمان من» که الگوی بنیانی در روانشناسی فرد و گروه است، در عین شرکتجستن در شکلگیری «آرمان گروهی»، بهتدریج جای خود را به این آرمان اخیر وامیگذارد. با اینهمه چیز درخوری از ساختار و بافتار مناسبات درونگروهی روزگار باستان، و نیز از طبیعت روانشناختی این مناسبات، در درازای زمان دوام میآورد و، بهرغم پسوپیش شدن مراتبی از این مناسبات و تبدیل گشتن ترس و کین و انزجار به مهرورزی و ستایش، به تودههای نوظهور رخنه میکند.
در اینباره فروید دو محیط ارتش و کلیسا را مثال میآورد. سرکردگان و فرمانفرمایان در این دو محیط، همانند پدرـ رئیس دیرینه، افراد را بهگونۀ برابر و یکسان تحت قدرت خود و فرمانبرداری قرار میدهند. این امر یادآور ماهیت مناسبات گروهی در روزگار قبیلۀ نخستین است، زیرا در آن زمان همۀ «پسران نیک میدانستند که تهدید و ارعاب پدر بهگونۀ برابر و یکسان شامل یکایک آنان میشود، و اینکه هریک نیز بهاندازۀ دیگری از او حساب میبرد.» از دید فروید این صورت از برابری و مساوات است که، با روانه شدن در مسیر «پیشرفت و ترقی» و تحول تدریجی، اندکاندک راه را برای پایگیری «وظایف اجتماعی» و هنجارهای مدنی عادلانه در سطح جامعه هموار ساخته است. لذا آن صورت از «برابری» که در روزگار باستان در امر فرمانفرمایی و ارعاب (از سوی پدرـ رئیس) و امر #ترس و #فرمان_برداری (نزد پسران) وجود داشته است با گذشت زمان وجههای مهرورزانه و دلپسند به خود میگیرد و از این رهگذر راهبر نیز در چهرهای ستودنی و آرمانی خود مینماید.
از سوی دیگر «آرمان من» که الگوی بنیانی در روانشناسی فرد و گروه است، در عین شرکتجستن در شکلگیری «آرمان گروهی»، بهتدریج جای خود را به این آرمان اخیر وامیگذارد. با اینهمه چیز درخوری از ساختار و بافتار مناسبات درونگروهی روزگار باستان، و نیز از طبیعت روانشناختی این مناسبات، در درازای زمان دوام میآورد و، بهرغم پسوپیش شدن مراتبی از این مناسبات و تبدیل گشتن ترس و کین و انزجار به مهرورزی و ستایش، به تودههای نوظهور رخنه میکند.
در اینباره فروید دو محیط ارتش و کلیسا را مثال میآورد. سرکردگان و فرمانفرمایان در این دو محیط، همانند پدرـ رئیس دیرینه، افراد را بهگونۀ برابر و یکسان تحت قدرت خود و فرمانبرداری قرار میدهند. این امر یادآور ماهیت مناسبات گروهی در روزگار قبیلۀ نخستین است، زیرا در آن زمان همۀ «پسران نیک میدانستند که تهدید و ارعاب پدر بهگونۀ برابر و یکسان شامل یکایک آنان میشود، و اینکه هریک نیز بهاندازۀ دیگری از او حساب میبرد.» از دید فروید این صورت از برابری و مساوات است که، با روانه شدن در مسیر «پیشرفت و ترقی» و تحول تدریجی، اندکاندک راه را برای پایگیری «وظایف اجتماعی» و هنجارهای مدنی عادلانه در سطح جامعه هموار ساخته است. لذا آن صورت از «برابری» که در روزگار باستان در امر فرمانفرمایی و ارعاب (از سوی پدرـ رئیس) و امر #ترس و #فرمان_برداری (نزد پسران) وجود داشته است با گذشت زمان وجههای مهرورزانه و دلپسند به خود میگیرد و از این رهگذر راهبر نیز در چهرهای ستودنی و آرمانی خود مینماید.
همین «آرمان من» سرانجام موجودیت خود را در سیمای تأثیرگذار #راهبر بازمییابد و بدینگونه در یگانگی و یکپارچگی گروه و مدیریت آن از سوی راهبر مؤثر میافتد. این در حالی است که تبارشناسی واقعیت جوهری توده (واقعیتی که در ورای نماد و نمودِ آراسته به مهرورزی و برابریجویی این توده نهفته است و اینکه دراصل برپایۀ رابطۀ نامنصفانۀ میان پیرو و راهبر یا فرمانبردار و فرمانفرما استوار است) سرانجام به وضعیت قبیله بدوی و روانشناسی افتتاحکنندۀ آن میرساند. و این چنین است که بنیانگذار روانکاوی نتیجه میگیرد:
«راهبر توده همیشه همان پدرـ رئیس هراسناک آغازین باقی میماند. توده پیوسته آمادۀ تنسپردن به سلطۀ یک قدرت بیکرانه هست. توده بهغایت خواهان و جویای یک مظهر قدرت میباشد، و بهگفتۀ لوبون تشنۀ فرمانبرداری است.»
🔚 پایان...
📎 #زیگومند_فروید #گوستاو_لوبون #روانشناسی_توده_ها #ناخودآگاه #وحشت #اندیشیدن #استدلال #نرینگی #اراده #توده #تقلید #تلقین #ترس #توتم_و_تابو #تبارشناسی #راهبر #ابرمن #قبیله_نخستین #پیروی #مهرورزی #همانندشدگی #آرمان #پدر #پسر
🗂 @AntiReligionArchives
«راهبر توده همیشه همان پدرـ رئیس هراسناک آغازین باقی میماند. توده پیوسته آمادۀ تنسپردن به سلطۀ یک قدرت بیکرانه هست. توده بهغایت خواهان و جویای یک مظهر قدرت میباشد، و بهگفتۀ لوبون تشنۀ فرمانبرداری است.»
🔚 پایان...
📎 #زیگومند_فروید #گوستاو_لوبون #روانشناسی_توده_ها #ناخودآگاه #وحشت #اندیشیدن #استدلال #نرینگی #اراده #توده #تقلید #تلقین #ترس #توتم_و_تابو #تبارشناسی #راهبر #ابرمن #قبیله_نخستین #پیروی #مهرورزی #همانندشدگی #آرمان #پدر #پسر
🗂 @AntiReligionArchives
بنیاد فرضیه زیست گرایی و زیست هراسی وجود ساختارهای فیزیولوژیک یا عصبی با مبنای ژنتیکی است که به گیاهان، جانوران و زیستگاه های گوناگون واکنش متفاوتی نشان می دهند. گرایش مثبت یا منفی به جنبه های خاصی از زیستگاه سازشی است و به خصوص در زیستگاه اجدادی انسان به ما کمک می کرد خطرات را بشناسیم و به منابع دسترسی پیدا کنیم.
#ترس و حتی هراس تمام عیار از مار و عنکبوت با کمی تقویت منفی به سرعت شکل میگیرد، درحالی که اشیا خطرناک مدرنی همچون چاقو، تفنگ یا خودرو به ندرت چنین واکنشی را در ما بر می انگیزند. درختی که تاج چتر مانند گسترده ای داشته باشد و بتوان از آن بالا رفت، به مراتب جذاب تر از درختی است که چنین ویژگی هایی نداشته باشد. اگرچه ما ١٠ هزار سال است که از این زیستگاه بیرون آمده ایم، اما این زیستگاه از ما بیرون نیامده است! وقتی مار را می کشیم، درختان جنگل را قطع می کنیم، یا طبیعت را تخریب می کنیم، و بطور کلی میخواهیم منابع بیشتری به دست بیاوریم در واقع جزئی از زیست گرایی خود را تجلی می بخشیم.
#ترس و حتی هراس تمام عیار از مار و عنکبوت با کمی تقویت منفی به سرعت شکل میگیرد، درحالی که اشیا خطرناک مدرنی همچون چاقو، تفنگ یا خودرو به ندرت چنین واکنشی را در ما بر می انگیزند. درختی که تاج چتر مانند گسترده ای داشته باشد و بتوان از آن بالا رفت، به مراتب جذاب تر از درختی است که چنین ویژگی هایی نداشته باشد. اگرچه ما ١٠ هزار سال است که از این زیستگاه بیرون آمده ایم، اما این زیستگاه از ما بیرون نیامده است! وقتی مار را می کشیم، درختان جنگل را قطع می کنیم، یا طبیعت را تخریب می کنیم، و بطور کلی میخواهیم منابع بیشتری به دست بیاوریم در واقع جزئی از زیست گرایی خود را تجلی می بخشیم.
درست است که بالقوه مار را به عنوان خطر میشناسیم، اما اگر مار بیآزاری به دست کودک بدهیم تا #ترس غریزی اش تعدیل شود، آنگاه میتوان به او گفت که باید از بعضی مارها، و نه همه آنها، فاصله گرفت چون سمی اند. این با یک دیدگاه تعدیل نشده غریزی به عناصر زیستگاهی فاصله زیادی دارد. به عبارت دیگر، اگرچه واکنش زیست گرا در زمان نیاکان ما سازشی بود و کارکرد بهینهای داشت، اما #خرد امروزی نه تنها میتواند این واکنش را تلطیف و آن را با شرایط کنونی ما سازگار کند، بلکه به عناصر متنوع زنده طبیعت معنای #زیباشناختی متعالی تری ببخشد و ما را در بین خویشاوندان زنده خود از حالت سلطه گر مخرب به یکی در میان دیگران بدل سازد. میتوان کاری کرد که ضمن در امان بودن از خطرات، زندگی انسان نیز غنی شود.
🔚 پایان...
📎 #انسان #حیوان #فرشته #طبیعت #ترس #تقلید #تعامل #تکامل #غریزه #زیستگاه #علوم_انسانی #آموزش #زیست_شناسی #دیرینه_شناسی #بقا #دگرگشت #فرگشت #زیباشناختی
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
🔚 پایان...
📎 #انسان #حیوان #فرشته #طبیعت #ترس #تقلید #تعامل #تکامل #غریزه #زیستگاه #علوم_انسانی #آموزش #زیست_شناسی #دیرینه_شناسی #بقا #دگرگشت #فرگشت #زیباشناختی
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
دوم، نویسندگان و هنرمندان باید آزادی روحیه خود را علیه خرافه پرستی ادامه دهند و قلم و استعداد خود را فعال نگه دارند. افراد آگاه جامعه تمامی خرافههای امام زمانی و امامگرایی و #آخوندیسم را باید مورد انتقاد قرار دهند. این خرافه پرستی و حاملان آن مبلغ قرآن بوده و به شکلهای پنهان و آشکار، ایدئولوژی وابستگی به قرآن را پخش میکنند. بنابراین افراد آگاه و مسئول در تمام رسانهها میتوانند فعالانه خرافه پرستی و خشونت پروری قرآن را به نقد بکشند.
عوامل #سرکوب و #ترس در جامعه فراوانند و کار انتقادی آگاهان همیشه آسان نمیباشد، بنابراین تولید بحثهای گروهی و سازماندهی نشست انتقادی و یا توسعه #نقد_قرآن و اسلام در شبکههای اجتماعی و رسانهای یک اقدام دلگرم کننده و مهم بشمار میآید. شجاعت و شفافیت دو کیفیت لازم در نقد قرآن است. بحث بر ایجاد جنگ مذهبی نیست، بحث درباره آزادی نقد دین است. برای اسلامگرایان هر انتقادی برابر با جنگ مذهبی است. ما میدانیم که چنین نگاهی جز یک شانتاژ چیز دیگری نیست. دین اسلام دستگاه اعتقادی توتالیتر است و به همین خاطر خواهان سرکوب نقد از دین است. حق طرفداران آزادی است که از اسارت ایدئولوژی بیرون آیند.
عوامل #سرکوب و #ترس در جامعه فراوانند و کار انتقادی آگاهان همیشه آسان نمیباشد، بنابراین تولید بحثهای گروهی و سازماندهی نشست انتقادی و یا توسعه #نقد_قرآن و اسلام در شبکههای اجتماعی و رسانهای یک اقدام دلگرم کننده و مهم بشمار میآید. شجاعت و شفافیت دو کیفیت لازم در نقد قرآن است. بحث بر ایجاد جنگ مذهبی نیست، بحث درباره آزادی نقد دین است. برای اسلامگرایان هر انتقادی برابر با جنگ مذهبی است. ما میدانیم که چنین نگاهی جز یک شانتاژ چیز دیگری نیست. دین اسلام دستگاه اعتقادی توتالیتر است و به همین خاطر خواهان سرکوب نقد از دین است. حق طرفداران آزادی است که از اسارت ایدئولوژی بیرون آیند.