بر این پایه، تدریجا آن تصویری از آدمی محو میگردد که بر تفاوت میان او با بقیهی طبیعت استوار است. آری، آدمی به این مفهوم محو میشود و این تاریخی تراژیک ـ کمدی است، چرا که آدمی نخست بر پایهی شناخت خود قد علم میکند و خود را «معیار همه چیز» میپندارد تا سرانجام در کهکشانی ناکرانمند چونان اتمی بیاهمیت زوال یابد. ترسناکی شناخت مدرن در همینجا نهفته است. نتیجهی این روند چیزی جز از دسترفتن و بیارزش شدن عالیترین ارزشها نیست. بیارزش شدن عالیترین ارزشها، به معنای ناسازگاری بنیادین میان انسان و جهان است. بر پایهی همین #ترس است که هنوز انسانهای پرشماری پناه بردن به «غارهای تاریک ایمان» را به رویارویی با پرتو آزاردهندهی «رنجشهای» برخاسته از شناخت علمی ترجیح میدهند. #دین و #باورهای_متافیزیکی در این میان نقش «توهماتی نیکخواهانه» را بازی میکنند که برای #خودفریبی آدمی تکیهگاهی عرضه میکنند.