#یادگیری_اجتماعی مهیاکننده تقلیدی است که به ما اجازه میدهد تا دستاوردهای دیگران را به خدمت بگیریم. به عبارت دیگر، #فرهنگ چیزی جز #تکرار اعمالِ اجرا شده افراد دیگر در #اجتماع نیست.
او این تصویر را در زندگی بشر ۲۰۰ هزارسال پیش رسم میکند که انسانها یا میبایست مسیر نئاندرتالها را ادامه دهند و ایده خود را در محدوده فامیل و قبیله خود پنهان کنند یا به خاطر مغز بزرگترشان و ذات پیچیدهتر ساختمان اجتماعی ذهنشان، ریسک رقابت را بپذیرند و ایدههای خود را با دیگران تقسیم کنند.
میل به یادگیری و #تقلید از دیگران، به نظر مارک پیگل، کلید کنترل زمین و سایر موجودات برای بشر بوده است. از آن پس افزودن آگاهیها، به تحولات بشر سرعتی داد که حرکت کند و هزاران ساله اطلاعات از طریق انتقال ژنتیکی حتی خوابش را هم نمیدید.
او این تصویر را در زندگی بشر ۲۰۰ هزارسال پیش رسم میکند که انسانها یا میبایست مسیر نئاندرتالها را ادامه دهند و ایده خود را در محدوده فامیل و قبیله خود پنهان کنند یا به خاطر مغز بزرگترشان و ذات پیچیدهتر ساختمان اجتماعی ذهنشان، ریسک رقابت را بپذیرند و ایدههای خود را با دیگران تقسیم کنند.
میل به یادگیری و #تقلید از دیگران، به نظر مارک پیگل، کلید کنترل زمین و سایر موجودات برای بشر بوده است. از آن پس افزودن آگاهیها، به تحولات بشر سرعتی داد که حرکت کند و هزاران ساله اطلاعات از طریق انتقال ژنتیکی حتی خوابش را هم نمیدید.
او معتقد است استفاده و توسعه از «زبان» به ما کمک کرده است تا به نیاز اصلی بقای خویش، یعنی درک و شناخت هرچه بیشتر همنوعان و به همان مناسبت رقابت، کنترل و به خدمت گرفتن دیگران پاسخ دهیم. به اعتقاد او، برتری نوع انسان در تقلید هوشمندانه از سایر افراد بوده است. از این زاویه دید «فرهنگ» یعنی تقلید از سیستمهای بقای بهتر که دیگران به آن دست یافتهاند.
دانشمند زیستشناس انگلیسی معتقد است ما به کمک زبان توانستیم به نحو احسن، یادگیری اجتماعی خود را وسعت ببخشیم. یادگیری اجتماعی مهیاکننده تقلیدی است که به ما اجازه میدهد تا دستاوردهای دیگران را به خدمت بگیریم. به عبارت دیگر، فرهنگ چیزی جز تکرار اعمالِ اجرا شده در اجتماع نیست.
🔚 پایان...
#انسان #ذات_فرهنگی #تکرار #تقلید #یادگیری #اجتماع #شعور #فرهنگ #زبان
#AntiReligionArchives
دانشمند زیستشناس انگلیسی معتقد است ما به کمک زبان توانستیم به نحو احسن، یادگیری اجتماعی خود را وسعت ببخشیم. یادگیری اجتماعی مهیاکننده تقلیدی است که به ما اجازه میدهد تا دستاوردهای دیگران را به خدمت بگیریم. به عبارت دیگر، فرهنگ چیزی جز تکرار اعمالِ اجرا شده در اجتماع نیست.
🔚 پایان...
#انسان #ذات_فرهنگی #تکرار #تقلید #یادگیری #اجتماع #شعور #فرهنگ #زبان
#AntiReligionArchives
#فروید در تأیید بیشتر سهم #آرمان_گرایی و آرمانپروری در دنیای تودهها این نظر #لوبون را یادآور میشود که: توده زیر نفوذ دو پدیدۀ روانشناختی پرقدرت قرار دارد، یکی حالت ناشی از «خوابگری» («خواب ساختگی») یا بیحسی ادراک است، دیگری #تلقین_پذیری است که در دو سطح صورت میگیرد:
یکی تلقینپذیری افراد گروه از یکدیگر است که به تقلیدگری متقابلشان میانجامد. دوم تلقینپذیری همۀ آنان زیر تأثیر راهبر باوقار و محبوبشان میباشد، راهبری تأثیرگذار و افسونگر که در مقام تلقینگر و خوابگر (Hypnotiseur) عمل میکند.
فروید میاندیشد که در این موارد #تلقین و #تقلید خودبهخود معنایی ندارند و «خوابگری» نیز جز یک حالت زودگذر و ناپایدار بهبار نمیآورد؛ گو این که حتا به نقش راهبر در برانگیختن چنین حالت خوابگونهای اعتقاد زیاد نمیتوان داشت. برعکس، آنچه که در برآمدن و تثبیت موقعیت توده موجودیت و کارایی خود را بهاثبات میرساند فرایند #آرمانگرایی است. این فرایند زیر تأثیر «منِ» آرمانجو و آرمانگردان و فرافکنی خصوصیات این «من» بهکار میافتد. جوهر عاطفی همین فرایند از مهرورزی که عامل پیوند درونگروهی است مایه برمیگیرد. این امر به این معناست که، حتا چنانچه برای تلقینگری توأم با خوابگری (بهروایت لوبون) اهمیتی قایل باشیم، اولویت همچنان با فرایند آرمانگرایی و بنمایۀ مهرورزانۀ آن خواهد بود. دنبالۀ عینی و گستردهتر این آرمانگرایی تعیّن و تجسم فرهنگی آن است. بهاین معنا که #فرهنگ بشری هم خاستگاه و نیز جلوهگاه آرمانهای فردی و گروهی است، و هم خود این فرهنگ (در معنای «شکوفایی دید و اندیشه» و رفتارهای «هنجارمند و پسندیده») صورتی از آرمان همگانی یا «ابرمن فرهنگی» میباشد. بنا بر چنین نظریهای است که فروید نظر دیگر لوبون را نیز، مبنی براین که وجود «وحشت» و یا «غریزۀ گردهمگرآیی» در فرد عامل پیوستن او به توده و راهبرستایی است، نمیپذیرد.
یکی تلقینپذیری افراد گروه از یکدیگر است که به تقلیدگری متقابلشان میانجامد. دوم تلقینپذیری همۀ آنان زیر تأثیر راهبر باوقار و محبوبشان میباشد، راهبری تأثیرگذار و افسونگر که در مقام تلقینگر و خوابگر (Hypnotiseur) عمل میکند.
فروید میاندیشد که در این موارد #تلقین و #تقلید خودبهخود معنایی ندارند و «خوابگری» نیز جز یک حالت زودگذر و ناپایدار بهبار نمیآورد؛ گو این که حتا به نقش راهبر در برانگیختن چنین حالت خوابگونهای اعتقاد زیاد نمیتوان داشت. برعکس، آنچه که در برآمدن و تثبیت موقعیت توده موجودیت و کارایی خود را بهاثبات میرساند فرایند #آرمانگرایی است. این فرایند زیر تأثیر «منِ» آرمانجو و آرمانگردان و فرافکنی خصوصیات این «من» بهکار میافتد. جوهر عاطفی همین فرایند از مهرورزی که عامل پیوند درونگروهی است مایه برمیگیرد. این امر به این معناست که، حتا چنانچه برای تلقینگری توأم با خوابگری (بهروایت لوبون) اهمیتی قایل باشیم، اولویت همچنان با فرایند آرمانگرایی و بنمایۀ مهرورزانۀ آن خواهد بود. دنبالۀ عینی و گستردهتر این آرمانگرایی تعیّن و تجسم فرهنگی آن است. بهاین معنا که #فرهنگ بشری هم خاستگاه و نیز جلوهگاه آرمانهای فردی و گروهی است، و هم خود این فرهنگ (در معنای «شکوفایی دید و اندیشه» و رفتارهای «هنجارمند و پسندیده») صورتی از آرمان همگانی یا «ابرمن فرهنگی» میباشد. بنا بر چنین نظریهای است که فروید نظر دیگر لوبون را نیز، مبنی براین که وجود «وحشت» و یا «غریزۀ گردهمگرآیی» در فرد عامل پیوستن او به توده و راهبرستایی است، نمیپذیرد.
همین «آرمان من» سرانجام موجودیت خود را در سیمای تأثیرگذار #راهبر بازمییابد و بدینگونه در یگانگی و یکپارچگی گروه و مدیریت آن از سوی راهبر مؤثر میافتد. این در حالی است که تبارشناسی واقعیت جوهری توده (واقعیتی که در ورای نماد و نمودِ آراسته به مهرورزی و برابریجویی این توده نهفته است و اینکه دراصل برپایۀ رابطۀ نامنصفانۀ میان پیرو و راهبر یا فرمانبردار و فرمانفرما استوار است) سرانجام به وضعیت قبیله بدوی و روانشناسی افتتاحکنندۀ آن میرساند. و این چنین است که بنیانگذار روانکاوی نتیجه میگیرد:
«راهبر توده همیشه همان پدرـ رئیس هراسناک آغازین باقی میماند. توده پیوسته آمادۀ تنسپردن به سلطۀ یک قدرت بیکرانه هست. توده بهغایت خواهان و جویای یک مظهر قدرت میباشد، و بهگفتۀ لوبون تشنۀ فرمانبرداری است.»
🔚 پایان...
📎 #زیگومند_فروید #گوستاو_لوبون #روانشناسی_توده_ها #ناخودآگاه #وحشت #اندیشیدن #استدلال #نرینگی #اراده #توده #تقلید #تلقین #ترس #توتم_و_تابو #تبارشناسی #راهبر #ابرمن #قبیله_نخستین #پیروی #مهرورزی #همانندشدگی #آرمان #پدر #پسر
🗂 @AntiReligionArchives
«راهبر توده همیشه همان پدرـ رئیس هراسناک آغازین باقی میماند. توده پیوسته آمادۀ تنسپردن به سلطۀ یک قدرت بیکرانه هست. توده بهغایت خواهان و جویای یک مظهر قدرت میباشد، و بهگفتۀ لوبون تشنۀ فرمانبرداری است.»
🔚 پایان...
📎 #زیگومند_فروید #گوستاو_لوبون #روانشناسی_توده_ها #ناخودآگاه #وحشت #اندیشیدن #استدلال #نرینگی #اراده #توده #تقلید #تلقین #ترس #توتم_و_تابو #تبارشناسی #راهبر #ابرمن #قبیله_نخستین #پیروی #مهرورزی #همانندشدگی #آرمان #پدر #پسر
🗂 @AntiReligionArchives
از نظر یک #زیست_شناس تصور این نکته تقریبا غیرممکن است که نخستی ها و از جمله انسان فاقد ساختارهای ذهنی مشابه برای تشخیص جاهای مناسب باشند.
شاید در مورد بعضی جانوران، همچون زنبور عسل، که عمر کوتاه دارند و از تربیت والدینی بی بهره اند این تصویر بطور کامل از ابتدا به شیوهای غریزی وجود داشته باشد. اما در مورد انسان اینطور نیست، زیرا تنوع پارامترهای #زیستگاهی در انسان بسیار زیاد است. با این حال بدون اتکا به #غریزه هم نیست و انسان برای انتخاب زیستگاه مطلوب نیاز به غریزه دارد. این غریزه، در شکل خام خود گنگ و در حداقلی است که برای بقای اولیه سازگارانه باشد و در شکل نهایی خود را در #ترکیب و #تقلید رفتار و تجربیات بزرگسالان پیدا می کند.
برای مثال ما از مُردار و مدفوع پرهیز می کنیم، فضاهای بسته ما را مضطرب می کنند و رنگ قرمز را هشدار تلقی می کنیم. با این حال آموخته ایم که اتاقک تنگ آسانسور را برای مدتی کوتاه تحمل کنیم و یاد بگیریم که هر رنگ قرمزی به معنای هشدار نیست.
شاید در مورد بعضی جانوران، همچون زنبور عسل، که عمر کوتاه دارند و از تربیت والدینی بی بهره اند این تصویر بطور کامل از ابتدا به شیوهای غریزی وجود داشته باشد. اما در مورد انسان اینطور نیست، زیرا تنوع پارامترهای #زیستگاهی در انسان بسیار زیاد است. با این حال بدون اتکا به #غریزه هم نیست و انسان برای انتخاب زیستگاه مطلوب نیاز به غریزه دارد. این غریزه، در شکل خام خود گنگ و در حداقلی است که برای بقای اولیه سازگارانه باشد و در شکل نهایی خود را در #ترکیب و #تقلید رفتار و تجربیات بزرگسالان پیدا می کند.
برای مثال ما از مُردار و مدفوع پرهیز می کنیم، فضاهای بسته ما را مضطرب می کنند و رنگ قرمز را هشدار تلقی می کنیم. با این حال آموخته ایم که اتاقک تنگ آسانسور را برای مدتی کوتاه تحمل کنیم و یاد بگیریم که هر رنگ قرمزی به معنای هشدار نیست.
درست است که بالقوه مار را به عنوان خطر میشناسیم، اما اگر مار بیآزاری به دست کودک بدهیم تا #ترس غریزی اش تعدیل شود، آنگاه میتوان به او گفت که باید از بعضی مارها، و نه همه آنها، فاصله گرفت چون سمی اند. این با یک دیدگاه تعدیل نشده غریزی به عناصر زیستگاهی فاصله زیادی دارد. به عبارت دیگر، اگرچه واکنش زیست گرا در زمان نیاکان ما سازشی بود و کارکرد بهینهای داشت، اما #خرد امروزی نه تنها میتواند این واکنش را تلطیف و آن را با شرایط کنونی ما سازگار کند، بلکه به عناصر متنوع زنده طبیعت معنای #زیباشناختی متعالی تری ببخشد و ما را در بین خویشاوندان زنده خود از حالت سلطه گر مخرب به یکی در میان دیگران بدل سازد. میتوان کاری کرد که ضمن در امان بودن از خطرات، زندگی انسان نیز غنی شود.
🔚 پایان...
📎 #انسان #حیوان #فرشته #طبیعت #ترس #تقلید #تعامل #تکامل #غریزه #زیستگاه #علوم_انسانی #آموزش #زیست_شناسی #دیرینه_شناسی #بقا #دگرگشت #فرگشت #زیباشناختی
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
🔚 پایان...
📎 #انسان #حیوان #فرشته #طبیعت #ترس #تقلید #تعامل #تکامل #غریزه #زیستگاه #علوم_انسانی #آموزش #زیست_شناسی #دیرینه_شناسی #بقا #دگرگشت #فرگشت #زیباشناختی
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives