ΑпτiгeligioпΑгcives
186 subscribers
107 photos
2 videos
42 files
58 links
✍🏼 Text channel: @AntiReligion

Scientific,
historical
philosophical
psychology
sociology and ...
.
.
.
Download Telegram
📚 مقاله شماره: #پنج

📝 عنوان: دیدگاه #فروید در باب #مذهب

🆔 https://telegram.me/AntiReligionArchives/76
زیگموند فروید، متفکر و #روان‌_شناس اتریشی (۱۹۳۹ ـ ۱۸۵۶)، بنیادگذار روان‌کاوی و از تاثیرگذارترین و همزمان مناقشه‌برانگیزترین نظریه‌پردازان روان‌شناسی اعماق و همزمان یکی از جدی‌ترین منتقدان #دین و #فرهنگ در سده‌ی بیستم است. #فروید خود را مخالف دین «در هر شکل و غلظتی» می‌‌دانست. او ضمن تاثیرپذیری از اندیشه‌های #آرتور_شوپنهاور، در سنت نقد دین #لودویگ_فویرباخ می‌اندیشد و تزهای او در نقد دین را شالوده‌ی فلسفی دیدگاه‌های خود می‌‌داند. فروید همچنین به تاثیر اندیشه‌های #فریدریش_نیچه در نقد دین بر دیدگاه‌های خود اشاره و اذعان کرده که نیچه پیش‌تر بسیاری از دیدگاه‌های #روانکاوی در این زمینه را مطرح ساخته است.
فروید تصریح می‌کند که مرجعی بالاتر از #خرد وجود ندارد و اگر چه #صدای_خرد آهسته و خفیف است ولی آنقدر از پای نمی‌نشیند تا برای خود گوش شنوایی بیابد. به گفته‌ی او خدای ما «لوگوس» است، ولی این خدا قادر مطلق نیست و فقط قادر است به بخشی از چیزهایی عمل کند که خدایان پیش از او وعده داده بودند. ولی این امر به معنی ناتوانی چنین خدایی نیست. فروید اندک امیدی دارد که آدمیان روزی بتوانند به جهانی رضایت دهند و خود را با آن سازگار کنند که در کل، نیاز به #معنا و #امنیت را برآورده نمی‌کند. او امیدوار است روزی فرا رسد که آدمیان به #ایمان_دینی نیازی نداشته باشند و قادر شوند از طریق چشم‌پوشی از معنابخشی به جهان، قابلیت تازه‌ای برای درک #واقعیت برای خود ایجاد کنند.

به باور فروید رشد دانش‌ها به گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر به زوال ادیان می‌انجامد و این امر نه قابل تاسف است و نه خطرناک. زیرا ادیان قادر نشده‌اند آدمیان را خوشبخت کنند و حتی نتوانسته‌اند آدمیان را به رفتاری اخلاقی وادارند. فروید #نقد_دین را سودمند می‌داند و معتقد است که باید برای رابطه‌ی آدمی با فرهنگ طرحی نو درانداخت. او پیشنهاد می‌کند که با دین به مثابه یک «روان‌نژندی» رفتار شود و همانگونه که در روان‌درمانی مرسوم است، استدلال‌های عقلی جایگزین استدلال‌های دینی شوند. اگر دین دیگر پایه‌ی ممنوعیت‌های فرهنگی نباشد، شمار زیادی از این ممنوعیت‌ها رفع می‌شوند.

فروید امیدوار است که عقلانی کردن ممنوعیت‌ها بتوانند به آشتی آدمی با فرهنگ بینجامند. پیش‌شرط آن اینست که خرد آنقدر نیرومند شود تا بتواند بر شور و اشتیاق غلبه کند. وی بدین‌منظور دو راه پیش می‌نهد: یکی اینکه ممنوعیت‌های فکری، دینی، جنسی و سیاسی برداشته شوند و دیگر اینکه آدمیان برای واقعیت آموزش داده شوند تا بیاموزند که ناگزیرند با ناتوانی و درماندگی خود کنار بیایند.

🔚 پایان...

📎 #فروید #فرهنگ #دین #آرتور_شوپنهاور #لودویگ_فویرباخ #فریدریش_نیچه #روانکاوی #آينده_یک_پندار #عجز_و_درماندگی #کودکی #محافظت #پشتیبانی #پدر #خدا #تسلیم #ستایش #پرستش #توتم #تابو #داروین #احساس_گناه #ناخودآگاه #هنر #اخلاق #آتئیست #توهم #پندار #آمال_و_آرزوها #حقیقت #واقعیت #طبیعت #بلوغ_روحی #خرد #معنا #امنیت #ایمان_دینی #نقد_دین
🗂 @AntiReligionArchives
#فروید در سال 1912 نوشته است:
بعضی مردان وقتی با زنی که برای شان جذاب است روبرو می شوند #ناخوداگاه، حس دلبستگی که به مادرشان دارند به ذهن شان خطور می کند. برای همین،  مردان برای فرار از این حس، یا به #زن به عنوان یک موجود غیرجنسی که شبیه یک #فرشته است می نگرند یا آنقدر تصورات نادرست به زن نسبت می دهند که وی را به سطح #فاحشه می رساند.
برداشت عمومی #فروید از زن بیشتر از آنکه علمی باشد از دل افکارِ مذهبی دوره ویکتوریا در نیمه قرن 19 میلادی و باور یهودی – مسیحی اش نشات گرفته است. زنان از دید فروید، به خاطر نداشتن « آلت جنسی مردانه» همیشه ناکامل و در سایه وجود برتر مردان می توانند هویت یابند. او می گوید زنان نسبت به مردان به خاطر نداشتن #آلت_جنسی، حسادت می ورزند. حسادتی که هیچگاه سیراب نمی گردد و زمینه ساز بسیاری از عقده های روانی آنها است.

فروید می گوید مردانی که به عقده #فاحشه و #فرشته مبتلا هستند در حقیقت در حال بروز واکنشی هستند که ناشی از یک عقده ابتدایی تر به نام اودیپوس کمپلکس می باشد. طبق این نظر، نوزادان که تجربه عشق بی حد و حصر #مادر را دارند پس از آنکه وارد سالهای بعد از نوزادی می شوند از عشق بیکران مادر ( ارتزاق شیر از پستان و آغوش گرمِ مادر) محروم می گردند. اگر به آن، عدم توجه و غفلت بعضی از مادران به نیازهای عاطفی پسران شان را اضافه کنیم نتیجه اش این می شود که بعضی از پسران در دوران بزرگسالی به شکل خودخواهانه ایی انتقامش را از زنان زندگی یا جامعه خود می گیرند.
مردان کم کم یاد می گیرند که دیگر لازم نیست سرشان را همچون کبک به زیر برف بکنند و به انکار تحولات و تغییراتی که به زنان فرصت جدیدی از انسان کامل بودن ارزانی داشته بپردازند. مردان معاصر دنیا، از طریق بده بستان دنیای ارتباطات که همه جهان را عملا همچون یک دهکده به هم متصل کرده است شاهد شیوه جدیدی از حضور زنان در دنیای خود هستند که لاجرم قرار نیست به فاحشه و فرشته بودن سقوط یا ارتقا یابد.

زنان نه فاحشه هستند و نه فرشته، بلکه همچون هر انسانی تلفیقی از بدی ها و خوبی ها هستند.

🔚 پایان...

📎 #نظریه #فروید #فاحشه #فرشته #ناخوداگاه #زن #سکس #آلت_جنسی #مادر #عقده_اودیپوس #قدرت #استقلال #آشپزخانه #تابوی_طلاق
🗂 @AntiReligionArchives
۲. فروید و روان‌شناسی توده‌ها و تحلیل “من”

#فروید با آوردن دو واژۀ «تحلیل من» در عنوان رسالۀ خود این پیام را از پیش به ما می‌رساند که «روان‌شناسی توده‌ها»ی انسانی از روان‌شناسی «من» روانی به‌مثابۀ عنصر عامل («سوژه») و فرایندها و سازوکارهای عاطفی که این عنصر را دربرمی‌گیرند و فعال می‌گردانند جداناپذیر است، و این که در بررسی چگونگی موجودیت یک گروه یا توده و رفتارها و گرایش‌های جاری در آن ناگزیر به درنظرداشتن تأثیرگذاری امر روانی و امر گروهی در یکدیگریم.
#فروید در تأیید بیش‌تر سهم #آرمان‌_گرایی و آرمان‌پروری در دنیای توده‌ها این نظر #لوبون را یادآور می‌شود که: توده زیر نفوذ دو پدیدۀ روان‌شناختی پرقدرت قرار دارد، یکی حالت ناشی از «خواب‌گری» («خواب ساختگی») یا بی‌حسی ادراک است، دیگری #تلقین‌_پذیری است که در دو سطح صورت می‌گیرد‌:
یکی تلقین‌‌پذیری افراد گروه از یکدیگر است که به تقلیدگری متقابل‌شان می‌انجامد. دوم تلقین‌پذیری همۀ آنان زیر تأثیر راهبر باوقار و محبوب‌شان می‌باشد، راهبری تأثیرگذار و افسون‌گر که در مقام تلقین‌گر و خواب‌گر (Hypnotiseur) عمل می‌کند.

فروید می‌اندیشد که در این موارد #تلقین و #تقلید خودبه‌خود معنایی ندارند و «خواب‌گری» نیز جز یک حالت زودگذر و ناپایدار به‌بار نمی‌آورد؛ گو این که حتا به نقش راهبر در برانگیختن چنین حالت خواب‌گونه‌ای اعتقاد زیاد نمی‌توان داشت. برعکس، آن‌چه که در برآمدن و تثبیت موقعیت توده موجودیت و کارایی خود را به‌اثبات می‌رساند فرایند #آرمان‌گرایی است. این فرایند زیر تأثیر «منِ» آرمان‌جو و آرمان‌گردان و فرافکنی خصوصیات این «من» به‎کار می‎افتد. جوهر عاطفی همین فرایند از مهرورزی که عامل پیوند درون‌گروهی است مایه برمی‌گیرد. این امر به این معناست که، حتا چنان‌چه برای تلقین‌گری توأم با خواب‌گری (به‌روایت لوبون) اهمیتی قایل باشیم، اولویت همچنان با فرایند آرمان‌گرایی و بن‌مایۀ مهرورزانۀ آن خواهد بود. دنبالۀ عینی و گسترده‌تر این آرمان‌گرایی تعیّن و تجسم فرهنگی آن است. به‌این معنا که #فرهنگ بشری هم خاستگاه و نیز جلوه‌گاه آرمان‌های فردی و گروهی است، و هم خود این فرهنگ (در معنای «شکوفایی دید و اندیشه» و رفتارهای «هنجارمند و پسندیده») صورتی از آرمان همگانی یا «ابرمن فرهنگی» می‌باشد. بنا بر چنین نظریه‌ای است که فروید نظر دیگر لوبون را نیز، مبنی براین که وجود «وحشت» و یا «غریزۀ گردهم‌گرآیی» در فرد عامل پیوستن او به توده و راهبرستایی است، نمی‌پذیرد.
به اعتقاد فروید، این تکانه ها از درماندگی #کودک بر می خیزند و از طریق تصویر پدر- خدا، تا بزرگسالی ادامه می یابند. پدر واقعی که در ابتدا کودک ناتوان را حفاظت کرده است، اکنون به مثابه خدایی که فرد را در برابر تمامی خطرهای دنیای واقعی مصون می دارد، زنده می شود؛ به نظر فروید ، اینکه فرد بزرگسال باید مشتاق به عبادت خدا باشد، آشکارترین مدرک از ماهیت خردسالانه ی این باور است.

به اعتقاد فروید، دین بازگشت به شیرخوارگی است.

از نظر فروید دین ناتوانی عقلی انسان برای چشم پوشی آگاهانه از غرایز به منظور زندگی اجتماعی است. دین مانع فرایند رشد و بالندگی عقلانی انسان است و می خواهد انسان را در دوران کودکی نگهدارد .“دین زاییده ی عطش اطاعت است، اطاعتی که به شکل آیین ها و تشریفاتی به اجرا در می آید.”

#فروید نیز به تبع متفکران پس از عصر روشنگری نظیر #اگوست_کنت و #هگل و خصوصا #جیمز_فریزر تاریخ را به ادوار و اعصار مختلف تقسیم می کند. او سه مرحله برای #تاریخ قایل است: