تجسم دنیای وحش و انسان ظریف و شکننده و شرایط وخیم زندگی زیاد نباید دور از واقعیت باشد. فروید از اینجا به بعد نگاهی هم به تفکر روانکاوی اش می زند و تصوری از انسان در این شرایط نکبت بار اولیه می دهد. او معتقد است بشر از همان کودکی با دیدن #تکیه_گاه نیرومندی مثل #پدر، سعی کرد در بزرگسالی به دنبال یک تکیه گاه قَدَر، قدرتی شبیه به پدر بگردد.
از دیدگاه فویرباخ، #خرد، #اراده و #قلب (احساس)، سه شاخص ذاتی آدمی هستند. خدا در تصورات مسیحی از جمله ذاتی دارای #شعور است؛ البته باید در نظر داشت که در واقع تمامی ویژگیهای واقعی و انگارههای شعور آدمی به تصور خدا منتقل میگردد. خدا در تصورات مسیحی همچنین موجودی دارای احساس و عاطفه است و «عشق خدا» پیش از هر چیز در «انسانشدن» او تبلور مییابد. خدا از جنبهای دیگر ذاتی با #اراده است و این اراده را در «آفرینش از نیستی» متجلی میسازد که محصول ارادهی نیروی انگارش و ارادهای مطلقا ذهنی است.
«ایمان به تثلیث» در مسیحیت نیز بر پایه همین سه ویژگی انسانی توضیح داده میشود. برای فویرباخ «تثلیث» بیان کششهای معینی از طبیعت آدمی است. خدا به مثابه #پدر، فاعل اندیشاست؛ خدا به مثابه #پسر، نیازهای احساسی و عاطفی آدمی است؛ و سرانجام عشق میان این پدر و پسر، خود را در «روحالقدس» متبلور میکند. به گفتهی فویرباخ ولی از آنجا که اندیشهی اجتماع این پدر و پسر، هنوز چیزی کم دارد و باید تکمیل شود، عنصر زنانهای به آن افزوده میگردد که خود را در شخصیت مریم مقدس بازمییابد. فویرباخ در ایدهی «انسانشدن خدا» نیز آرزوی «خداشدن انسان» را میبیند و نتیجه میگیرد که تثلیث «آگاهی آدمی از خویشتن در تمامیت خود است». به گفتهی او همهی این موارد نشان میدهند که آگاهی دینی ـ هر آینه آن را به مثابه واقعیتی مستقل بنگریم ـ صرفا بر یک #توهم استوار است و فقط فرافکنی کششهایی از طبیعت آدمی است.
«ایمان به تثلیث» در مسیحیت نیز بر پایه همین سه ویژگی انسانی توضیح داده میشود. برای فویرباخ «تثلیث» بیان کششهای معینی از طبیعت آدمی است. خدا به مثابه #پدر، فاعل اندیشاست؛ خدا به مثابه #پسر، نیازهای احساسی و عاطفی آدمی است؛ و سرانجام عشق میان این پدر و پسر، خود را در «روحالقدس» متبلور میکند. به گفتهی فویرباخ ولی از آنجا که اندیشهی اجتماع این پدر و پسر، هنوز چیزی کم دارد و باید تکمیل شود، عنصر زنانهای به آن افزوده میگردد که خود را در شخصیت مریم مقدس بازمییابد. فویرباخ در ایدهی «انسانشدن خدا» نیز آرزوی «خداشدن انسان» را میبیند و نتیجه میگیرد که تثلیث «آگاهی آدمی از خویشتن در تمامیت خود است». به گفتهی او همهی این موارد نشان میدهند که آگاهی دینی ـ هر آینه آن را به مثابه واقعیتی مستقل بنگریم ـ صرفا بر یک #توهم استوار است و فقط فرافکنی کششهایی از طبیعت آدمی است.
به گفتهی فویرباخ باید با همهی توان با توهم زیانمند دین مبارزه کرد و بدون میانجی ذاتی خدایی، به جای #تقدس دین، تقدس #انسان را نشاند. وی هدف خود از نقد دین را در جملات زیر خلاصه میکند: «هدف نوشتهها و درسگفتارهای من اینست که آدمیان را از یزدانشناس به انسانشناس، از خدادوست به انساندوست، از کاندیدای #بهشت به دانشجویان اینجهانی، از خدمتکار دینی و سیاسی سلطنتهای آسمانی و زمینی به شهروندان #آزاد و #آگاه زمین تبدیل کنم».
جستجوی حقیقت، پیکار با ادعاهای اخلاقی فریبکارانهی دین، آموزش انسانها برای رساندن آنان به بلوغ فکری و روحی و نیز هدایت نیروهای بشری برای زندگی واقعی اینجهانی، هدفهایی است که فویرباخ در نقد دین، خود را به آنها متعهد میداند.
🔚 پایان...
#لودویگ_فویرباخ #نقد_دین #ایمان #خدا #روح #اراده #احساس #اعتقاد #انسان #صوفیگری #خرافه #حقیقت #دروغ #روان #علمی #عقلی #آتئیست #اخلاق #آگاهی #رهایی #معجزه #دعا #برهان #توهم #پدر #پسر #شعور #خرد #تردید #پرسش #تخیل #فانتزی #تاریخ #فرهنگ #هنر #فلسفه
🗂 @AntiReligionArchives
جستجوی حقیقت، پیکار با ادعاهای اخلاقی فریبکارانهی دین، آموزش انسانها برای رساندن آنان به بلوغ فکری و روحی و نیز هدایت نیروهای بشری برای زندگی واقعی اینجهانی، هدفهایی است که فویرباخ در نقد دین، خود را به آنها متعهد میداند.
🔚 پایان...
#لودویگ_فویرباخ #نقد_دین #ایمان #خدا #روح #اراده #احساس #اعتقاد #انسان #صوفیگری #خرافه #حقیقت #دروغ #روان #علمی #عقلی #آتئیست #اخلاق #آگاهی #رهایی #معجزه #دعا #برهان #توهم #پدر #پسر #شعور #خرد #تردید #پرسش #تخیل #فانتزی #تاریخ #فرهنگ #هنر #فلسفه
🗂 @AntiReligionArchives
هنگامی که نوکران شاه مشغول سیاست کردن مرد حقه باز بودند کریم خان خطاب به او گفت: مردک پدر سوخته! پدر من تا وقتی زنده بود در گردنه بید سرخ، خر دزدی می کرد من که مقام و مسند شاهی رسیدم عده ای متملق برای خوشایند من و از باب چاپلوسی برایش #آرامگاهی ساختند و مقبره ای برپا کردند و آنجا را ابوالوکیل نامیدند.
اکنون تو چاپلوس دروغگو آمده ای و #پدر_خر_دزد مرا صاحب کرامت و #معجزه معرفی می کنی؟! اگر بزرگان مجلس اجازه داده بودند دوباره چشمانت را در می آوردم تا بروی برای بار دوم از او چشمان تازه و پر فروغ بگیری!
مردک سرافکنده و شرمسار به سرعت از پیش او رفت و ناپدید شد.
🔚 پایان...
📎 #داستان_کوتاه #کریم_خان_زند #مرد_حقه_باز #چاپلوس #متملق #شفا #معجزه
🗂 @AntiReligionArchives
اکنون تو چاپلوس دروغگو آمده ای و #پدر_خر_دزد مرا صاحب کرامت و #معجزه معرفی می کنی؟! اگر بزرگان مجلس اجازه داده بودند دوباره چشمانت را در می آوردم تا بروی برای بار دوم از او چشمان تازه و پر فروغ بگیری!
مردک سرافکنده و شرمسار به سرعت از پیش او رفت و ناپدید شد.
🔚 پایان...
📎 #داستان_کوتاه #کریم_خان_زند #مرد_حقه_باز #چاپلوس #متملق #شفا #معجزه
🗂 @AntiReligionArchives
فروید در اثری به نام #آینده_یک_پندار که در نقد دین نوشته است، دین را بطور عمومی دارای این کارکرد میداند که آدمی را با رنجشهای ناشی از خودشیفتگی آشتی میدهد. این رنجشها بر پایه عجز و درماندگی آدمی استوارند و به سه شکل اصلی بروز میکنند:
۱. ناتوانی آدمی در برابر طبیعت بیرونی؛
۲. ناتوانی آدمی در برابر بیماری و مرگ؛
۳. ممنوعیتها و ریاضتهایی که فرهنگ به آدمی تحمیل میکند.
به باور فروید، انسان بالغ نیز #عجز_و_درماندگی خود را بر پایهی الگوهایی معنا میکند که در #کودکی تجربه کرده است. او مانند کودک، عجز و درماندگی خود را با حسرت داشتن پدری پیوند میزند که باید از او #محافظت و #پشتیبانی کند. این حسرت داشتن پدری پشتیبان، شالودهای برای پدید آمدن تصور خدایان است و به دیگر سخن، #خدایان همان #پدران ایدهآلیزه شده هستند.
فروید دین را به یک رواننژندی دوران کودکی تشبیه میکند و آن را نوعی سازوکار دفاعی دوران کودکی میداند که برخاسته از ناتوانی آدمی است. آدمی به نیروهای طبیعی تشخص میبخشد و آنها را به سطح نیروهای محافظ برمیکشد تا به او در هنگام ناتوانی و عجز یاری رسانند. الگوهای رفتاری که با چنین روندی پیوند زده میشوند، برخاسته از تجربیات دوران کودکی و نقش محافظت کنندهی والدین و بویژه #پدر هستند.
۱. ناتوانی آدمی در برابر طبیعت بیرونی؛
۲. ناتوانی آدمی در برابر بیماری و مرگ؛
۳. ممنوعیتها و ریاضتهایی که فرهنگ به آدمی تحمیل میکند.
به باور فروید، انسان بالغ نیز #عجز_و_درماندگی خود را بر پایهی الگوهایی معنا میکند که در #کودکی تجربه کرده است. او مانند کودک، عجز و درماندگی خود را با حسرت داشتن پدری پیوند میزند که باید از او #محافظت و #پشتیبانی کند. این حسرت داشتن پدری پشتیبان، شالودهای برای پدید آمدن تصور خدایان است و به دیگر سخن، #خدایان همان #پدران ایدهآلیزه شده هستند.
فروید دین را به یک رواننژندی دوران کودکی تشبیه میکند و آن را نوعی سازوکار دفاعی دوران کودکی میداند که برخاسته از ناتوانی آدمی است. آدمی به نیروهای طبیعی تشخص میبخشد و آنها را به سطح نیروهای محافظ برمیکشد تا به او در هنگام ناتوانی و عجز یاری رسانند. الگوهای رفتاری که با چنین روندی پیوند زده میشوند، برخاسته از تجربیات دوران کودکی و نقش محافظت کنندهی والدین و بویژه #پدر هستند.
فروید تصریح میکند که مرجعی بالاتر از #خرد وجود ندارد و اگر چه #صدای_خرد آهسته و خفیف است ولی آنقدر از پای نمینشیند تا برای خود گوش شنوایی بیابد. به گفتهی او خدای ما «لوگوس» است، ولی این خدا قادر مطلق نیست و فقط قادر است به بخشی از چیزهایی عمل کند که خدایان پیش از او وعده داده بودند. ولی این امر به معنی ناتوانی چنین خدایی نیست. فروید اندک امیدی دارد که آدمیان روزی بتوانند به جهانی رضایت دهند و خود را با آن سازگار کنند که در کل، نیاز به #معنا و #امنیت را برآورده نمیکند. او امیدوار است روزی فرا رسد که آدمیان به #ایمان_دینی نیازی نداشته باشند و قادر شوند از طریق چشمپوشی از معنابخشی به جهان، قابلیت تازهای برای درک #واقعیت برای خود ایجاد کنند.
به باور فروید رشد دانشها به گونهای اجتنابناپذیر به زوال ادیان میانجامد و این امر نه قابل تاسف است و نه خطرناک. زیرا ادیان قادر نشدهاند آدمیان را خوشبخت کنند و حتی نتوانستهاند آدمیان را به رفتاری اخلاقی وادارند. فروید #نقد_دین را سودمند میداند و معتقد است که باید برای رابطهی آدمی با فرهنگ طرحی نو درانداخت. او پیشنهاد میکند که با دین به مثابه یک «رواننژندی» رفتار شود و همانگونه که در رواندرمانی مرسوم است، استدلالهای عقلی جایگزین استدلالهای دینی شوند. اگر دین دیگر پایهی ممنوعیتهای فرهنگی نباشد، شمار زیادی از این ممنوعیتها رفع میشوند.
فروید امیدوار است که عقلانی کردن ممنوعیتها بتوانند به آشتی آدمی با فرهنگ بینجامند. پیششرط آن اینست که خرد آنقدر نیرومند شود تا بتواند بر شور و اشتیاق غلبه کند. وی بدینمنظور دو راه پیش مینهد: یکی اینکه ممنوعیتهای فکری، دینی، جنسی و سیاسی برداشته شوند و دیگر اینکه آدمیان برای واقعیت آموزش داده شوند تا بیاموزند که ناگزیرند با ناتوانی و درماندگی خود کنار بیایند.
🔚 پایان...
📎 #فروید #فرهنگ #دین #آرتور_شوپنهاور #لودویگ_فویرباخ #فریدریش_نیچه #روانکاوی #آينده_یک_پندار #عجز_و_درماندگی #کودکی #محافظت #پشتیبانی #پدر #خدا #تسلیم #ستایش #پرستش #توتم #تابو #داروین #احساس_گناه #ناخودآگاه #هنر #اخلاق #آتئیست #توهم #پندار #آمال_و_آرزوها #حقیقت #واقعیت #طبیعت #بلوغ_روحی #خرد #معنا #امنیت #ایمان_دینی #نقد_دین
🗂 @AntiReligionArchives
به باور فروید رشد دانشها به گونهای اجتنابناپذیر به زوال ادیان میانجامد و این امر نه قابل تاسف است و نه خطرناک. زیرا ادیان قادر نشدهاند آدمیان را خوشبخت کنند و حتی نتوانستهاند آدمیان را به رفتاری اخلاقی وادارند. فروید #نقد_دین را سودمند میداند و معتقد است که باید برای رابطهی آدمی با فرهنگ طرحی نو درانداخت. او پیشنهاد میکند که با دین به مثابه یک «رواننژندی» رفتار شود و همانگونه که در رواندرمانی مرسوم است، استدلالهای عقلی جایگزین استدلالهای دینی شوند. اگر دین دیگر پایهی ممنوعیتهای فرهنگی نباشد، شمار زیادی از این ممنوعیتها رفع میشوند.
فروید امیدوار است که عقلانی کردن ممنوعیتها بتوانند به آشتی آدمی با فرهنگ بینجامند. پیششرط آن اینست که خرد آنقدر نیرومند شود تا بتواند بر شور و اشتیاق غلبه کند. وی بدینمنظور دو راه پیش مینهد: یکی اینکه ممنوعیتهای فکری، دینی، جنسی و سیاسی برداشته شوند و دیگر اینکه آدمیان برای واقعیت آموزش داده شوند تا بیاموزند که ناگزیرند با ناتوانی و درماندگی خود کنار بیایند.
🔚 پایان...
📎 #فروید #فرهنگ #دین #آرتور_شوپنهاور #لودویگ_فویرباخ #فریدریش_نیچه #روانکاوی #آينده_یک_پندار #عجز_و_درماندگی #کودکی #محافظت #پشتیبانی #پدر #خدا #تسلیم #ستایش #پرستش #توتم #تابو #داروین #احساس_گناه #ناخودآگاه #هنر #اخلاق #آتئیست #توهم #پندار #آمال_و_آرزوها #حقیقت #واقعیت #طبیعت #بلوغ_روحی #خرد #معنا #امنیت #ایمان_دینی #نقد_دین
🗂 @AntiReligionArchives
۳. فروید در توضیح همگرایی و همسویی اعضای توده و وجوه مشترک کنشهای آنان فرایند «همانندشدگی» را مد نظر قرار میدهد که با فرایند آرمانگردانی پیوندی ناگسستنی دارد. میگوید فرد در گروه همان است که هست، منتهی گرایشها و کنشها و واکنشهای تازهتری از خود نشان میدهد. حضور او در گروه به ما امکان میدهد تا یک فرایند بسیار نیرومند در وی تشخیص بدهیم، و آن «همانندشدگی» و تحرکات سرنوشتسازی است که این فرایند همزمان در فرد و گروه برمیانگیزد. فروید در تأیید این نظر رابطۀ پسرـ پدری در دورۀ کودکی را شاهد میآورد.
« #پسر میخواهد همچون پدر باشد و از هرحیث جای او را بگیرد. راحت بگوییم: او #پدر را همچون #آرمان در نظر میآورد… طبیعت این رابطۀ پسرـ پدری همان است که در روابط متقابل افراد یک توده نیز نهفته است.»
« #پسر میخواهد همچون پدر باشد و از هرحیث جای او را بگیرد. راحت بگوییم: او #پدر را همچون #آرمان در نظر میآورد… طبیعت این رابطۀ پسرـ پدری همان است که در روابط متقابل افراد یک توده نیز نهفته است.»
همین «آرمان من» سرانجام موجودیت خود را در سیمای تأثیرگذار #راهبر بازمییابد و بدینگونه در یگانگی و یکپارچگی گروه و مدیریت آن از سوی راهبر مؤثر میافتد. این در حالی است که تبارشناسی واقعیت جوهری توده (واقعیتی که در ورای نماد و نمودِ آراسته به مهرورزی و برابریجویی این توده نهفته است و اینکه دراصل برپایۀ رابطۀ نامنصفانۀ میان پیرو و راهبر یا فرمانبردار و فرمانفرما استوار است) سرانجام به وضعیت قبیله بدوی و روانشناسی افتتاحکنندۀ آن میرساند. و این چنین است که بنیانگذار روانکاوی نتیجه میگیرد:
«راهبر توده همیشه همان پدرـ رئیس هراسناک آغازین باقی میماند. توده پیوسته آمادۀ تنسپردن به سلطۀ یک قدرت بیکرانه هست. توده بهغایت خواهان و جویای یک مظهر قدرت میباشد، و بهگفتۀ لوبون تشنۀ فرمانبرداری است.»
🔚 پایان...
📎 #زیگومند_فروید #گوستاو_لوبون #روانشناسی_توده_ها #ناخودآگاه #وحشت #اندیشیدن #استدلال #نرینگی #اراده #توده #تقلید #تلقین #ترس #توتم_و_تابو #تبارشناسی #راهبر #ابرمن #قبیله_نخستین #پیروی #مهرورزی #همانندشدگی #آرمان #پدر #پسر
🗂 @AntiReligionArchives
«راهبر توده همیشه همان پدرـ رئیس هراسناک آغازین باقی میماند. توده پیوسته آمادۀ تنسپردن به سلطۀ یک قدرت بیکرانه هست. توده بهغایت خواهان و جویای یک مظهر قدرت میباشد، و بهگفتۀ لوبون تشنۀ فرمانبرداری است.»
🔚 پایان...
📎 #زیگومند_فروید #گوستاو_لوبون #روانشناسی_توده_ها #ناخودآگاه #وحشت #اندیشیدن #استدلال #نرینگی #اراده #توده #تقلید #تلقین #ترس #توتم_و_تابو #تبارشناسی #راهبر #ابرمن #قبیله_نخستین #پیروی #مهرورزی #همانندشدگی #آرمان #پدر #پسر
🗂 @AntiReligionArchives
#دین_از_نظر_فروید:
مکتب متعارض یونگ از آن فروید است که بر خلاف یونگ، دین را #توهم اسکیزوفرنیک یا جنون آمیز می داند و نه تنها برای آن ارزش حیاتی و روان درمان گرانه قائل نیست بلکه آن را ناشی از #روان_نژندی وسواس آمیز عام نوع بشر می داند. او به اینکه خدا را رد می کرده همواره به خود می بالیده است.
فروید دین را توهمی جهت آرامش و تحقق رویایی آرزوها می داند. از نظر او دین از #عقده_اُدیپ و رابطه با پدر سرچشمه می گیرد. حسادت و رقابت با #پدر در تصرف جنس مخالف تا سرحد مرگ و حتی خوردن گوشت قربانی البته نه به جهت کینه و دشمنی، بلکه به خاطر کسب قدرتی که پدر دارد و پشیمانی و حرمت ازدواج با مادر و پس از آن حرمت ازدواج درون گروهی اولین تجلیات دین می باشند.
مکتب متعارض یونگ از آن فروید است که بر خلاف یونگ، دین را #توهم اسکیزوفرنیک یا جنون آمیز می داند و نه تنها برای آن ارزش حیاتی و روان درمان گرانه قائل نیست بلکه آن را ناشی از #روان_نژندی وسواس آمیز عام نوع بشر می داند. او به اینکه خدا را رد می کرده همواره به خود می بالیده است.
فروید دین را توهمی جهت آرامش و تحقق رویایی آرزوها می داند. از نظر او دین از #عقده_اُدیپ و رابطه با پدر سرچشمه می گیرد. حسادت و رقابت با #پدر در تصرف جنس مخالف تا سرحد مرگ و حتی خوردن گوشت قربانی البته نه به جهت کینه و دشمنی، بلکه به خاطر کسب قدرتی که پدر دارد و پشیمانی و حرمت ازدواج با مادر و پس از آن حرمت ازدواج درون گروهی اولین تجلیات دین می باشند.
پدر که از قدرت بسیاری برخوردار بود زنان و فرزندان بسیاری داشت. او پسران جوان را از گروه می راند تا زنان را برای جفت گیری در انحصار خود داشته باشد. از نظر فروید #پدر که رهبری گروه را به عهده داشت بخاطر #حسادت، نزدیکی جنسی را منع می کرد. این ممنوعیت مبنا و منشاء توتمیسم و قوانین توتمیستی مانند برون همسری گردید.
سرانجام پسران طغیان می کنند وتصمیم می گیرند پدر را بکشند و از گوشت او بخورند تا #قدرت او را بدست آورند. اما بزودی احساس گناه می کنند و از کرده ی خود پشیمان می شوند و دوباره به برون همسری روی می آورند تا از انگیزه ی پدر کشی دوباره جلو گیری نمایند.
به این ترتیب قوانین ومراسم توتمی نظیر حرمت زنای با محارم، ممنوعیت شکستن تابوها، میوه ی ممنوعه و نذر و کشتن حیوان توتمی برای جلو گیری از جنایت دوباره، سالانه برگزار می شود.
سرانجام پسران طغیان می کنند وتصمیم می گیرند پدر را بکشند و از گوشت او بخورند تا #قدرت او را بدست آورند. اما بزودی احساس گناه می کنند و از کرده ی خود پشیمان می شوند و دوباره به برون همسری روی می آورند تا از انگیزه ی پدر کشی دوباره جلو گیری نمایند.
به این ترتیب قوانین ومراسم توتمی نظیر حرمت زنای با محارم، ممنوعیت شکستن تابوها، میوه ی ممنوعه و نذر و کشتن حیوان توتمی برای جلو گیری از جنایت دوباره، سالانه برگزار می شود.
#علم بیان می کند که تنها منشا دانش، آن چیزی است که از مشاهده ی قابل آزمایش و اثبات بر می خیزد و هیچ منشا دانش، همچون وحی، شهود و غیب، قابل اطمینان نیست چرا که تمامی آنها ارضای تکانه های آرزومندانه به حساب می آیند… علم به دقت مراقب است تا از هر گونه عامل فردی و تاثیرات محیطی به دور بماند… رویه آن، رسیدن به همسانی با واقعیت است… این همسانی با دنیای واقعی بیرونی را #حقیقت می نامیم.
🔚 پایان...
📎 #زیگموند_فروید #ششم_مه #روانشناسی #روانکاوی #کارل_گوستاو_یونگ #خدا #رهبر #دین #توهم #روان_نژندی #عقده_اُدیپ #داروین #پدر #قدرت #توتم #حسادت #کودک #اگوست_کنت #هگل #تاریخ #طبیعت #بشر #اعتقاد #اطاعت #خدایان #پندار #علم #حقیقت
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
🔚 پایان...
📎 #زیگموند_فروید #ششم_مه #روانشناسی #روانکاوی #کارل_گوستاو_یونگ #خدا #رهبر #دین #توهم #روان_نژندی #عقده_اُدیپ #داروین #پدر #قدرت #توتم #حسادت #کودک #اگوست_کنت #هگل #تاریخ #طبیعت #بشر #اعتقاد #اطاعت #خدایان #پندار #علم #حقیقت
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives