آمار جمعآوری شده از سنجش نظرات ٣٥ هزار امریکایی توسط موسسهی تحقیقاتی «P.E.W» بر این حقیقت مستند مهر تأیید زده است که #زنان بیشتر از مردان، هم به خدا #اعتقاد دارند و هم در زندگی شخصی بیشتر از جنس مخالف، به دعا و نیایش توسل میجویند. زنان حتی در ابراز علاقه برای خدای شخصیایی که منطبق با روحیات خودشان است نیز گوی سبقت را از مردان ربودهاند.
فویرباخ در مقایسهی میان فرهنگ و دین از این نیز فراتر میرود و تصریح میکند که هر اندازه افق فکری آدمی محدودتر باشد و از #تاریخ و #طبیعت و #فلسفه کمتر بداند، به همان اندازه به اعتقادات دینی خود وابستهتر است و به آموزش نیاز کمتری احساس میکند. وی در این رابطه به مقایسهی میان #عبرانیان و #یونانیان در جهان باستان میپردازد و خاطر نشان میسازد که عبرانیان در مقایسه با یونانیان نه #هنر داشتند و نه #دانش؛ چرا که آنان در این زمینه اساسا نیازی احساس نمیکردند، زیرا به باور آنان «یهوه» (خدای عبرانیان) همهی نیازهای آنان را برطرف میساخت. به گفتهی فویرباخ، برای انسانهای دینی، خدا جامعیت گنجینهها و ارزشها و همهی دانشها و امور فکری است. اما کسی که همه چیز را در خدا مییابد، روح فقیری دارد و فقط در #تخیل و #فانتزی خود از «رحمت آسمان» لذت میبرد.
از دیدگاه فویرباخ همهی پژوهشهای مربوط به دانشهای طبیعی، به گونهای غیرمستقیم موضوع #آفرینش جهان توسط خدا را معروض #پرسش و #تردید قرار میدهند و به همین دلیل با خطر درغلتیدن به دامن آتهایسم و ماتریالیسم همراهاند. بر این پایه میتوان گفت که ادیان در سرشت خود حامل هیچ اصل و پرنسیبی برای فرهنگ و دانش نیستند، چرا که ادیان صرفا میخواهند از طریق فانتزی و #ایمان به خدا و #اعتقاد به #بهشت، بر موانع و مشکلات زندگی زمینی چیره گردند. بدینسان فویرباخ به گونهای پیشینی (آپریوری) تضادی میان دین و فرهنگ میبیند و معتقد است در جایی که یکی وجود دارد، برای دیگری جایی نیست.
از دیدگاه فویرباخ همهی پژوهشهای مربوط به دانشهای طبیعی، به گونهای غیرمستقیم موضوع #آفرینش جهان توسط خدا را معروض #پرسش و #تردید قرار میدهند و به همین دلیل با خطر درغلتیدن به دامن آتهایسم و ماتریالیسم همراهاند. بر این پایه میتوان گفت که ادیان در سرشت خود حامل هیچ اصل و پرنسیبی برای فرهنگ و دانش نیستند، چرا که ادیان صرفا میخواهند از طریق فانتزی و #ایمان به خدا و #اعتقاد به #بهشت، بر موانع و مشکلات زندگی زمینی چیره گردند. بدینسان فویرباخ به گونهای پیشینی (آپریوری) تضادی میان دین و فرهنگ میبیند و معتقد است در جایی که یکی وجود دارد، برای دیگری جایی نیست.
فویرباخ بویژه بر قدرت تام احساس در دین تاکید میکند، احساسی که قادر است همهی موانع عقلی را درهم شکند و همه مرزهای طبیعت را درنوردد؛ احساسی که نمیتواند با قلب آدمی در تضاد باشد. #برهان چنین احساسی «دعا» است، زیرا در #دعا آدمی از قلب خود چیزی را طلب میکند و ذات احوال خود را به مثابه عالیترین ذات خدایی میبیند. به تصریح فویرباخ در همین پیوند ایمان بدون دعا غیرقابل تصور و بیمعناست. ایمان در عین حال همواره #اعتقاد به #معجزه است و ایمان و معجزه جداییناپذیرند. فویرباخ «معجزه» را آرزویی تعریف میکند که «در مقابل واقعیت و قوانین طبیعت» قرار دارد؛ «آرزوی تحقق امری فراطبیعی»؛ و «چیزی برآمده از نیروی انگارش و ذهن آدمی». «معجزه» از ذهن بیرون میجهد و دوباره به ذهن بازمیگردد. «معجزاتی» چون «زنده شدن دوبارهی عیسی» و «لقاح مطهر در مریم» همه از این سنخ هستند.
فویرباخ خاطر نشان میسازد که همهی #جزمیات بنیادین مسیحی «آرزوهای برآورده شدهی قلبی» هستند و «سرشت مسیحیت» چیزی جز «سرشت ذهن آدمی» نیست. #تشخص_بخشیدن به خدا در وجود عیسی، برهانی قاطع برای آن است که دیدن خدا عالیترین آرزوی قلبی انسان است. عیسی تحقق و پیروزی چنین آرزویی است.
به گفتهی فویرباخ شاخص دین آن است که این روند فرافکنی مکنونات درونی آدمی، آگاهانه صورت نمیگیرد. اگر دین به عنوان آگاهی به خدا، به مثابه خودآگاهی آدمی درنظر گرفته شود، نباید آن را چنین فهمید که انسان دینی به این امر آگاه شده که آگاهی او از خدا، #خودآگاهی او از خویشتن است، زیرا سرشت واقعی دین مبتنی بر نبود چنین آگاهیای است.
فویرباخ خاطر نشان میسازد که همهی #جزمیات بنیادین مسیحی «آرزوهای برآورده شدهی قلبی» هستند و «سرشت مسیحیت» چیزی جز «سرشت ذهن آدمی» نیست. #تشخص_بخشیدن به خدا در وجود عیسی، برهانی قاطع برای آن است که دیدن خدا عالیترین آرزوی قلبی انسان است. عیسی تحقق و پیروزی چنین آرزویی است.
به گفتهی فویرباخ شاخص دین آن است که این روند فرافکنی مکنونات درونی آدمی، آگاهانه صورت نمیگیرد. اگر دین به عنوان آگاهی به خدا، به مثابه خودآگاهی آدمی درنظر گرفته شود، نباید آن را چنین فهمید که انسان دینی به این امر آگاه شده که آگاهی او از خدا، #خودآگاهی او از خویشتن است، زیرا سرشت واقعی دین مبتنی بر نبود چنین آگاهیای است.
به گفتهی فویرباخ باید با همهی توان با توهم زیانمند دین مبارزه کرد و بدون میانجی ذاتی خدایی، به جای #تقدس دین، تقدس #انسان را نشاند. وی هدف خود از نقد دین را در جملات زیر خلاصه میکند: «هدف نوشتهها و درسگفتارهای من اینست که آدمیان را از یزدانشناس به انسانشناس، از خدادوست به انساندوست، از کاندیدای #بهشت به دانشجویان اینجهانی، از خدمتکار دینی و سیاسی سلطنتهای آسمانی و زمینی به شهروندان #آزاد و #آگاه زمین تبدیل کنم».
جستجوی حقیقت، پیکار با ادعاهای اخلاقی فریبکارانهی دین، آموزش انسانها برای رساندن آنان به بلوغ فکری و روحی و نیز هدایت نیروهای بشری برای زندگی واقعی اینجهانی، هدفهایی است که فویرباخ در نقد دین، خود را به آنها متعهد میداند.
🔚 پایان...
#لودویگ_فویرباخ #نقد_دین #ایمان #خدا #روح #اراده #احساس #اعتقاد #انسان #صوفیگری #خرافه #حقیقت #دروغ #روان #علمی #عقلی #آتئیست #اخلاق #آگاهی #رهایی #معجزه #دعا #برهان #توهم #پدر #پسر #شعور #خرد #تردید #پرسش #تخیل #فانتزی #تاریخ #فرهنگ #هنر #فلسفه
🗂 @AntiReligionArchives
جستجوی حقیقت، پیکار با ادعاهای اخلاقی فریبکارانهی دین، آموزش انسانها برای رساندن آنان به بلوغ فکری و روحی و نیز هدایت نیروهای بشری برای زندگی واقعی اینجهانی، هدفهایی است که فویرباخ در نقد دین، خود را به آنها متعهد میداند.
🔚 پایان...
#لودویگ_فویرباخ #نقد_دین #ایمان #خدا #روح #اراده #احساس #اعتقاد #انسان #صوفیگری #خرافه #حقیقت #دروغ #روان #علمی #عقلی #آتئیست #اخلاق #آگاهی #رهایی #معجزه #دعا #برهان #توهم #پدر #پسر #شعور #خرد #تردید #پرسش #تخیل #فانتزی #تاریخ #فرهنگ #هنر #فلسفه
🗂 @AntiReligionArchives
پسر حاجی او را رها کرده و بی آنکه به آبروی خانوادگی بیاندیشد، شغل رانندگی را برگزیده است. با تغییر شرایط زندگی، همسرانش دیگر از او فرمان نمیبرند و هر یک از آنها برای خود دلدادهای یافته است!
سختگیری حاجی در محیط خانه و اجباری که از سوی او به عنوان نماینده ای از جامعه #مردسالار بر همسرانش تحمیل می شود، سبب شده که آنان در خفـا و دور از چشم حاجی به کارهای ناشایست بپردازند. این آشفتگی اوضـاع درون خانه حاجی، نشان از آشفتگی بزرگتری در درون کشور است.
حاجی همه اینها را میبیند ولی نمی فهمد که روال کار نمیتواند به گونه دیگری باشد. او نسبت به همه بدگمان است، همه را دزد میداند و زنان خود را فریبکار؛ گمان میکند همه افراد خانواده دشمن او هستند. با این همه، او در مییابد که پایه سروری اش دیگر نه ارزشهای فردی، بلکه دارایی او است، بر همین اسـاس پول معشوقه او میشود.
عدم پایبندی حاجی به امور مختلف، #دین را نیز شامل میشود. او حتّی از دین به عنوان #ابزاری در جهت پیشبرد اهداف شیطانی خود بهره می برد؛ هر جا که الزام باشد خود را دیندار و معتقد نشان میدهد در حالی که #اعتقاد راسخی به دین و نیز دنیای دیگر ندارد و فقط به آن تظاهر میکند!
سختگیری حاجی در محیط خانه و اجباری که از سوی او به عنوان نماینده ای از جامعه #مردسالار بر همسرانش تحمیل می شود، سبب شده که آنان در خفـا و دور از چشم حاجی به کارهای ناشایست بپردازند. این آشفتگی اوضـاع درون خانه حاجی، نشان از آشفتگی بزرگتری در درون کشور است.
حاجی همه اینها را میبیند ولی نمی فهمد که روال کار نمیتواند به گونه دیگری باشد. او نسبت به همه بدگمان است، همه را دزد میداند و زنان خود را فریبکار؛ گمان میکند همه افراد خانواده دشمن او هستند. با این همه، او در مییابد که پایه سروری اش دیگر نه ارزشهای فردی، بلکه دارایی او است، بر همین اسـاس پول معشوقه او میشود.
عدم پایبندی حاجی به امور مختلف، #دین را نیز شامل میشود. او حتّی از دین به عنوان #ابزاری در جهت پیشبرد اهداف شیطانی خود بهره می برد؛ هر جا که الزام باشد خود را دیندار و معتقد نشان میدهد در حالی که #اعتقاد راسخی به دین و نیز دنیای دیگر ندارد و فقط به آن تظاهر میکند!
مملكت ما امروز محتاج اين جور آدمهاست، بايد مرد روز شد. #اعتقاد و #مذهب و #اخلاق و اين حرفها همه دكان داريست. اما بايد #تقيه كرد چون در نظر عوام مهمه. براي مردم اعتقاد لازمه، بايد به آنها پوزه بند زد وگرنه اجتماع يك لانه ی افعی است، هر كجا دست بگذاری می گزند.
بايد مردم #مطيع و معتقد به قضا و قدر باشند تا با اطمينان بشه از گُرده ی آنها كار كشيد. چيزی كه مهمه طرز غذا خوردن، سلام و تعارف، معاشرت، لاس زدن با زن مردم، رقصيدن، خنده های تو دل برو و مخصوصاً #پررويی را ياد بگير. دوره ی ما اينجور چيزها باب نبود، #نان را به نرخ روز بايد خورد.
سعی كن با مقامات عاليه مربوط بشی، با هر كس و هر عقيده موافق باش تا بتوانی بهتر قاپشان را بدزدی. من می خوام تو مرد زندگی بار بيايی و محتاج خلق نشی. كتاب و درس و اينها دو تا پول نمی ارزه، خيال كن تو سر گردنه داری زندگی می كنی، اگر غفلت كردی تو را می چاپند، فقط چند تا اصطلاح خارجی، چند تا كلمه ی قلنبه ياد بگير همين بسه. آسوده باش! من همه ی اين وزرا و وكلا را درس می دم. چيزی كه مهمه بايد نشان داد كه دزد زبردستی هستی كه به آسانی مچت واز نمی شه و جزو جرگه ی آنهايی و سازش می كنی. بايد اطمينان آنها را جلب كرد تا تو را از خودشان بدانند، ما سر گردنه داريم زندگی می كنيم!
بايد مردم #مطيع و معتقد به قضا و قدر باشند تا با اطمينان بشه از گُرده ی آنها كار كشيد. چيزی كه مهمه طرز غذا خوردن، سلام و تعارف، معاشرت، لاس زدن با زن مردم، رقصيدن، خنده های تو دل برو و مخصوصاً #پررويی را ياد بگير. دوره ی ما اينجور چيزها باب نبود، #نان را به نرخ روز بايد خورد.
سعی كن با مقامات عاليه مربوط بشی، با هر كس و هر عقيده موافق باش تا بتوانی بهتر قاپشان را بدزدی. من می خوام تو مرد زندگی بار بيايی و محتاج خلق نشی. كتاب و درس و اينها دو تا پول نمی ارزه، خيال كن تو سر گردنه داری زندگی می كنی، اگر غفلت كردی تو را می چاپند، فقط چند تا اصطلاح خارجی، چند تا كلمه ی قلنبه ياد بگير همين بسه. آسوده باش! من همه ی اين وزرا و وكلا را درس می دم. چيزی كه مهمه بايد نشان داد كه دزد زبردستی هستی كه به آسانی مچت واز نمی شه و جزو جرگه ی آنهايی و سازش می كنی. بايد اطمينان آنها را جلب كرد تا تو را از خودشان بدانند، ما سر گردنه داريم زندگی می كنيم!
#نتیجه_گیری
در طول #تاریخ و در جریان تحوّالت #اجتماعی و #فرهنگی، نوع ادبی رمان دستخوش تغییرات زیادی شده است. پس از جریان مشروطه، نوع جدیدی از رمان مطابق فرهنگ غرب نوشته شد که در مقابل شکلهای سنّتی این نوع ادبی قرار میگرفت.
رمان نویسان در آثار خود به جنبه های مختلف زندگی و مسائل و معضالت #جامعه توجّه نشان داده اند. به همین دلیل پژوهشگران جهت آشکارایی واقعیتهای اجتمـاعی جـامعه و نحوۀ بازآفـرینی آن در رمـان، به نقد جامعه شنـاختی روی میآوردند.
جامعه شناسی ادبیـات با روشی علمی به بررسی رابطه جـامعه و ادبیـات به عنوان نهـادی اجتمـاعی میپردازد و در این ارتباط، پیوندهای شکل گرفته میان اثر ادبی به عنوان بازتابدهنده جامعه و جامعه به عنوان نهادی تأثیرگذار بر اثر ادبی را مورد بررسی قرار می دهد.
از اندیشمندان این عرصه میتوان از مادام دواستال، ایپولیت تِن، مارکس، انگلس و نیز از لوکاچ و گلدمن به عنوان مهمترین نظریه پردازان جامعهشناسی ادبیات نام برد. مارکس و انگلس و به دنبال آنها لوکاچ و گلدمن، رمان را بازتابی از حقایق جامعه میدانستند و درصدد آشکاراییِ واقعیّات اجتماعی در متن رمان برآمدند. لوکاچ در نظریه بازتاب واقعیّت به بازآفرینی واقعیّت از طریق کلّیتی منسجم میپردازد، همان اصلی که گلدمن در روش ساختگرایی تکوینی آن را به کمال رساند.
هدایت در این داستان، زندگی سرمایه داری را روایت میکند که گویی تنها انگیزۀ او در زندگی ثروت اندوزی است و این موضوع برای او به صورت یک هدف مهم درآمده است. او برای به دست آوردن سرمایه بیشتر از هیچکاری دریغ میورزد تا جایی که برای حفظ سرمایه خود در سیاست کشور هم دخالت میکند و برای موجّه نشان دادن شخصیت خود، با افراد زیادی ارتباط برقرار میکند.
در الیه های پنهان داستان در مقابل شخصیت حاجی، افرادی حضور دارند که زندگی را در سختی و با تحمّل مشقت فراوان پشت سر میگذارند و حاجی بی توجّه به دشواریهای زندگی چنین اشخاصی، زندگی خود را در رفاه ادامه میدهد. در واقع هدایت با ارائه داستان حاجی آقا، آشفتگیها و ناهمسانی های جامعه معاصر خود را به ما نشان داده و حس نارضایتی و تنفّر خود را از آن ابراز میدارد.
🔚 پایان...
📎 #حاجی_آقا #صادق_هدایت #هنر #جامعه #اجتماعی #تاریخ #رمان #ادبیات #جامعه_شناسی #گلدمن #لوکاچ #حـاجی_ابوتراب #اقتصاد #اعتقاد #ابزار #ثروت #پول #قدرت #پررويی #مطیع #پدرسالار #مردسالار #دین #نان_به_نرخ_روز_خور #نان #مذهب #اخلاق #طمع #حاجی #تقيه #صیغه #زن #هشتی_خانه #منادی_الحق #آگاهی #تضاد_طبقاتی #سرمایه #سواد #سیاست #شیئیشدگی #زور #تزویر #سوار #نوکر #ریاکاری #فقر #فرهنگ
🗂 @AntiReligionArchives
در طول #تاریخ و در جریان تحوّالت #اجتماعی و #فرهنگی، نوع ادبی رمان دستخوش تغییرات زیادی شده است. پس از جریان مشروطه، نوع جدیدی از رمان مطابق فرهنگ غرب نوشته شد که در مقابل شکلهای سنّتی این نوع ادبی قرار میگرفت.
رمان نویسان در آثار خود به جنبه های مختلف زندگی و مسائل و معضالت #جامعه توجّه نشان داده اند. به همین دلیل پژوهشگران جهت آشکارایی واقعیتهای اجتمـاعی جـامعه و نحوۀ بازآفـرینی آن در رمـان، به نقد جامعه شنـاختی روی میآوردند.
جامعه شناسی ادبیـات با روشی علمی به بررسی رابطه جـامعه و ادبیـات به عنوان نهـادی اجتمـاعی میپردازد و در این ارتباط، پیوندهای شکل گرفته میان اثر ادبی به عنوان بازتابدهنده جامعه و جامعه به عنوان نهادی تأثیرگذار بر اثر ادبی را مورد بررسی قرار می دهد.
از اندیشمندان این عرصه میتوان از مادام دواستال، ایپولیت تِن، مارکس، انگلس و نیز از لوکاچ و گلدمن به عنوان مهمترین نظریه پردازان جامعهشناسی ادبیات نام برد. مارکس و انگلس و به دنبال آنها لوکاچ و گلدمن، رمان را بازتابی از حقایق جامعه میدانستند و درصدد آشکاراییِ واقعیّات اجتماعی در متن رمان برآمدند. لوکاچ در نظریه بازتاب واقعیّت به بازآفرینی واقعیّت از طریق کلّیتی منسجم میپردازد، همان اصلی که گلدمن در روش ساختگرایی تکوینی آن را به کمال رساند.
هدایت در این داستان، زندگی سرمایه داری را روایت میکند که گویی تنها انگیزۀ او در زندگی ثروت اندوزی است و این موضوع برای او به صورت یک هدف مهم درآمده است. او برای به دست آوردن سرمایه بیشتر از هیچکاری دریغ میورزد تا جایی که برای حفظ سرمایه خود در سیاست کشور هم دخالت میکند و برای موجّه نشان دادن شخصیت خود، با افراد زیادی ارتباط برقرار میکند.
در الیه های پنهان داستان در مقابل شخصیت حاجی، افرادی حضور دارند که زندگی را در سختی و با تحمّل مشقت فراوان پشت سر میگذارند و حاجی بی توجّه به دشواریهای زندگی چنین اشخاصی، زندگی خود را در رفاه ادامه میدهد. در واقع هدایت با ارائه داستان حاجی آقا، آشفتگیها و ناهمسانی های جامعه معاصر خود را به ما نشان داده و حس نارضایتی و تنفّر خود را از آن ابراز میدارد.
🔚 پایان...
📎 #حاجی_آقا #صادق_هدایت #هنر #جامعه #اجتماعی #تاریخ #رمان #ادبیات #جامعه_شناسی #گلدمن #لوکاچ #حـاجی_ابوتراب #اقتصاد #اعتقاد #ابزار #ثروت #پول #قدرت #پررويی #مطیع #پدرسالار #مردسالار #دین #نان_به_نرخ_روز_خور #نان #مذهب #اخلاق #طمع #حاجی #تقيه #صیغه #زن #هشتی_خانه #منادی_الحق #آگاهی #تضاد_طبقاتی #سرمایه #سواد #سیاست #شیئیشدگی #زور #تزویر #سوار #نوکر #ریاکاری #فقر #فرهنگ
🗂 @AntiReligionArchives
۲- مرحله دینی:
در این مرحله بشر همه توانی را به خدایان نسبت می دهد و خود را در اطاعت و انقیاد آنان در می آورد. در این مرحله انسان دوره ی کودکی و شیرخوارگی را طی می نماید. مثلا اگر از اصول تمدن و قوانین اخلاقی و نظم اجتماعی پیروی می نماید به دلیل #اعتقاد و #اطاعت از فرامین #خدایان است. اگر نظریات و ایمان و اعتقادات دینی موجب آرامش روحی و روانی می شود، فقط به این دلیل است که انسان در مرحله شیر خوارگی و کودکی قرار دارد .
بدون تکیه گاه دینی و الطاف الهی مانند کودکی که خانه ی گرم و نرم والدین را از دست می دهد، درمانده و بی پناه می شود. فروید می گوید: ”البته به طور حتم این کودک بودن محکوم به فناست .انسان نمی تواند تا ابد کودک باقی بماند؛ او در نهایت باید به (زندگی خصمانه) وارد شود. ما این امر را (آموزش واقعیت) می نامیم.”
او زندگی دینی را چون سمی (زهری) می داند که از نظر انسان نابالغ به دلیل اعتیاد، شیرین به نظر می رسد. اما از آنجا که انسان نمی تواند برای همیشه در مرحله کودکی بماند برای رهایی و رسیدن به بلوغ وعقلانیت خواهد جنگید و در این نبرد پیروز خواهد شد. ”اگر چه زندگی بدون سم دین دشوارخواهد بود، این امر ارزش جنگیدن با این مشکلات را دارد. انسان با رها کردن افسانه ی دنیای دیگر، به قابلیت های خود دست می یابد."
در این مرحله بشر همه توانی را به خدایان نسبت می دهد و خود را در اطاعت و انقیاد آنان در می آورد. در این مرحله انسان دوره ی کودکی و شیرخوارگی را طی می نماید. مثلا اگر از اصول تمدن و قوانین اخلاقی و نظم اجتماعی پیروی می نماید به دلیل #اعتقاد و #اطاعت از فرامین #خدایان است. اگر نظریات و ایمان و اعتقادات دینی موجب آرامش روحی و روانی می شود، فقط به این دلیل است که انسان در مرحله شیر خوارگی و کودکی قرار دارد .
بدون تکیه گاه دینی و الطاف الهی مانند کودکی که خانه ی گرم و نرم والدین را از دست می دهد، درمانده و بی پناه می شود. فروید می گوید: ”البته به طور حتم این کودک بودن محکوم به فناست .انسان نمی تواند تا ابد کودک باقی بماند؛ او در نهایت باید به (زندگی خصمانه) وارد شود. ما این امر را (آموزش واقعیت) می نامیم.”
او زندگی دینی را چون سمی (زهری) می داند که از نظر انسان نابالغ به دلیل اعتیاد، شیرین به نظر می رسد. اما از آنجا که انسان نمی تواند برای همیشه در مرحله کودکی بماند برای رهایی و رسیدن به بلوغ وعقلانیت خواهد جنگید و در این نبرد پیروز خواهد شد. ”اگر چه زندگی بدون سم دین دشوارخواهد بود، این امر ارزش جنگیدن با این مشکلات را دارد. انسان با رها کردن افسانه ی دنیای دیگر، به قابلیت های خود دست می یابد."
#علم بیان می کند که تنها منشا دانش، آن چیزی است که از مشاهده ی قابل آزمایش و اثبات بر می خیزد و هیچ منشا دانش، همچون وحی، شهود و غیب، قابل اطمینان نیست چرا که تمامی آنها ارضای تکانه های آرزومندانه به حساب می آیند… علم به دقت مراقب است تا از هر گونه عامل فردی و تاثیرات محیطی به دور بماند… رویه آن، رسیدن به همسانی با واقعیت است… این همسانی با دنیای واقعی بیرونی را #حقیقت می نامیم.
🔚 پایان...
📎 #زیگموند_فروید #ششم_مه #روانشناسی #روانکاوی #کارل_گوستاو_یونگ #خدا #رهبر #دین #توهم #روان_نژندی #عقده_اُدیپ #داروین #پدر #قدرت #توتم #حسادت #کودک #اگوست_کنت #هگل #تاریخ #طبیعت #بشر #اعتقاد #اطاعت #خدایان #پندار #علم #حقیقت
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
🔚 پایان...
📎 #زیگموند_فروید #ششم_مه #روانشناسی #روانکاوی #کارل_گوستاو_یونگ #خدا #رهبر #دین #توهم #روان_نژندی #عقده_اُدیپ #داروین #پدر #قدرت #توتم #حسادت #کودک #اگوست_کنت #هگل #تاریخ #طبیعت #بشر #اعتقاد #اطاعت #خدایان #پندار #علم #حقیقت
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives