گریز به دامان اقتدارگرایی سازوکاری برخاسته از گرایشی است که میکوشد #استقلال خویشتن را فرونهد و در کسی یا چیزی در بیرون از خود ذوب شود تا از این طریق بتواند در قدرتی سهیم گردد که خود او فاقد آن است. یکی از نشانهها و اشکال آشکار چنین سازوکاری تلاش برای #فرمانبری یا #سلطهگری است، یا به عبارت دیگر، گرایشهای خودآزار (مازوخیستی) و دگرآزار (سادیستی) که به درجات گوناگون در انسانها موجود است. گستردهترین صورت گرایشهای خودآزار، احساس حقارت و ناتوانی فردی و بیارزش و بیاهمیت پنداشتن خویشتن است. چنین انسانهایی #خوی_بندگی دارند و #نوکرصفت و #چاکرمنشاند. آنان حتی تمایل دارند، خود را حقیرتر از آن نشان دهند که هستند و بطور منظم به #وابستگی به قدرتها و نهادهای نیرومند بیرونی کشش نشان میدهند.
در کنار این گرایش، شخصیتهای دیگری وجود دارند که درست نقطهی مقابل آن هستند، یعنی گرایش دگرآزار (سادیستی) دارند. اینان کسانی هستند که میکوشند انسانهای دیگر را به خود وابسته کنند و آنان را تحت فرمان و اختیار تام خود درآورند. نگاه آنان به آدمی، مانند نگاه کوزهگر به گِل است و همانطور که کوزهگر گِل را به شکل مطلوب درمیآورد، آنان نیز میخواهند آدمیان را به شکلی درآورند که مطلوب آنان است. آنان آدمیان را به چشم #ابزار صرف مینگرند. گفتنی است که البته سادیسم هم مانند مازوخیسم درجات گوناگونی دارد.
در کنار این گرایش، شخصیتهای دیگری وجود دارند که درست نقطهی مقابل آن هستند، یعنی گرایش دگرآزار (سادیستی) دارند. اینان کسانی هستند که میکوشند انسانهای دیگر را به خود وابسته کنند و آنان را تحت فرمان و اختیار تام خود درآورند. نگاه آنان به آدمی، مانند نگاه کوزهگر به گِل است و همانطور که کوزهگر گِل را به شکل مطلوب درمیآورد، آنان نیز میخواهند آدمیان را به شکلی درآورند که مطلوب آنان است. آنان آدمیان را به چشم #ابزار صرف مینگرند. گفتنی است که البته سادیسم هم مانند مازوخیسم درجات گوناگونی دارد.
برای اریش فروم خصلتهایی چون «چاکرمنشی» و «چکمهلیسی» و در کنار آن گرایش به ویرانگری، #تحقیر خویشتن و #همرنگی_با_جماعت از ویژگیهای اصلی و برجستهی «شخصیت اقتدارگرا» هستند. انسان اقتدارگرا در سمتگیری خود نیازمند شیوهی تفکری است که غالبا با رگههایی از مماشاتگری، خرافهباوری و کلیشهپذیری همراه است و حساسیتها و خلاقیتهای انسانی خود را از دست داده است. «شخصیت اقتدارگرا» به ایدئولوژی و همرنگی با جماعت گرایش دارد و از این رو برای نظامهای سیاسی و فکری توتالیتر و ویرانگر، طعمهی آسانی به شمار میرود.
🔚 پایان...
📎 #اریش_فروم #شخصیت_اقتدارگرا #نازیسم #فاشیسم #استالینیسم #مازوخیستی #سادیستی #آزادی #استقلال #فرمانبری #سلطه #خوی_بندگی #نوکرصفت #چاکرمنش #وابستگی #ابزار #حاکم_مطلق #شخصیت #اقتدار #تحقیر #توتالیتر #همرنگی_با_جماعت
🗂 @AntiReligionArchives
🔚 پایان...
📎 #اریش_فروم #شخصیت_اقتدارگرا #نازیسم #فاشیسم #استالینیسم #مازوخیستی #سادیستی #آزادی #استقلال #فرمانبری #سلطه #خوی_بندگی #نوکرصفت #چاکرمنش #وابستگی #ابزار #حاکم_مطلق #شخصیت #اقتدار #تحقیر #توتالیتر #همرنگی_با_جماعت
🗂 @AntiReligionArchives
#ابزار_دین
از آسیب های تعریف انحصاری معنوی به انسان این است که او مجبور می شود برای رسیدن به نیازهای مادی از ابزار دین استفاده کند چون در این فضا فقط #دین و #معنویت اصل و #ارزش محسوب می شود افراد برای وصول مطالبات مادی دیانت و عقاید را پل قرار می دهند و ارزش کار مادی افراد با میزان تقیدشان به شریعت سنجیده می شود.
از آسیب های تعریف انحصاری معنوی به انسان این است که او مجبور می شود برای رسیدن به نیازهای مادی از ابزار دین استفاده کند چون در این فضا فقط #دین و #معنویت اصل و #ارزش محسوب می شود افراد برای وصول مطالبات مادی دیانت و عقاید را پل قرار می دهند و ارزش کار مادی افراد با میزان تقیدشان به شریعت سنجیده می شود.
#نتیجه_گیری
در طول #تاریخ و در جریان تحوّالت #اجتماعی و #فرهنگی، نوع ادبی رمان دستخوش تغییرات زیادی شده است. پس از جریان مشروطه، نوع جدیدی از رمان مطابق فرهنگ غرب نوشته شد که در مقابل شکلهای سنّتی این نوع ادبی قرار میگرفت.
رمان نویسان در آثار خود به جنبه های مختلف زندگی و مسائل و معضالت #جامعه توجّه نشان داده اند. به همین دلیل پژوهشگران جهت آشکارایی واقعیتهای اجتمـاعی جـامعه و نحوۀ بازآفـرینی آن در رمـان، به نقد جامعه شنـاختی روی میآوردند.
جامعه شناسی ادبیـات با روشی علمی به بررسی رابطه جـامعه و ادبیـات به عنوان نهـادی اجتمـاعی میپردازد و در این ارتباط، پیوندهای شکل گرفته میان اثر ادبی به عنوان بازتابدهنده جامعه و جامعه به عنوان نهادی تأثیرگذار بر اثر ادبی را مورد بررسی قرار می دهد.
از اندیشمندان این عرصه میتوان از مادام دواستال، ایپولیت تِن، مارکس، انگلس و نیز از لوکاچ و گلدمن به عنوان مهمترین نظریه پردازان جامعهشناسی ادبیات نام برد. مارکس و انگلس و به دنبال آنها لوکاچ و گلدمن، رمان را بازتابی از حقایق جامعه میدانستند و درصدد آشکاراییِ واقعیّات اجتماعی در متن رمان برآمدند. لوکاچ در نظریه بازتاب واقعیّت به بازآفرینی واقعیّت از طریق کلّیتی منسجم میپردازد، همان اصلی که گلدمن در روش ساختگرایی تکوینی آن را به کمال رساند.
هدایت در این داستان، زندگی سرمایه داری را روایت میکند که گویی تنها انگیزۀ او در زندگی ثروت اندوزی است و این موضوع برای او به صورت یک هدف مهم درآمده است. او برای به دست آوردن سرمایه بیشتر از هیچکاری دریغ میورزد تا جایی که برای حفظ سرمایه خود در سیاست کشور هم دخالت میکند و برای موجّه نشان دادن شخصیت خود، با افراد زیادی ارتباط برقرار میکند.
در الیه های پنهان داستان در مقابل شخصیت حاجی، افرادی حضور دارند که زندگی را در سختی و با تحمّل مشقت فراوان پشت سر میگذارند و حاجی بی توجّه به دشواریهای زندگی چنین اشخاصی، زندگی خود را در رفاه ادامه میدهد. در واقع هدایت با ارائه داستان حاجی آقا، آشفتگیها و ناهمسانی های جامعه معاصر خود را به ما نشان داده و حس نارضایتی و تنفّر خود را از آن ابراز میدارد.
🔚 پایان...
📎 #حاجی_آقا #صادق_هدایت #هنر #جامعه #اجتماعی #تاریخ #رمان #ادبیات #جامعه_شناسی #گلدمن #لوکاچ #حـاجی_ابوتراب #اقتصاد #اعتقاد #ابزار #ثروت #پول #قدرت #پررويی #مطیع #پدرسالار #مردسالار #دین #نان_به_نرخ_روز_خور #نان #مذهب #اخلاق #طمع #حاجی #تقيه #صیغه #زن #هشتی_خانه #منادی_الحق #آگاهی #تضاد_طبقاتی #سرمایه #سواد #سیاست #شیئیشدگی #زور #تزویر #سوار #نوکر #ریاکاری #فقر #فرهنگ
🗂 @AntiReligionArchives
در طول #تاریخ و در جریان تحوّالت #اجتماعی و #فرهنگی، نوع ادبی رمان دستخوش تغییرات زیادی شده است. پس از جریان مشروطه، نوع جدیدی از رمان مطابق فرهنگ غرب نوشته شد که در مقابل شکلهای سنّتی این نوع ادبی قرار میگرفت.
رمان نویسان در آثار خود به جنبه های مختلف زندگی و مسائل و معضالت #جامعه توجّه نشان داده اند. به همین دلیل پژوهشگران جهت آشکارایی واقعیتهای اجتمـاعی جـامعه و نحوۀ بازآفـرینی آن در رمـان، به نقد جامعه شنـاختی روی میآوردند.
جامعه شناسی ادبیـات با روشی علمی به بررسی رابطه جـامعه و ادبیـات به عنوان نهـادی اجتمـاعی میپردازد و در این ارتباط، پیوندهای شکل گرفته میان اثر ادبی به عنوان بازتابدهنده جامعه و جامعه به عنوان نهادی تأثیرگذار بر اثر ادبی را مورد بررسی قرار می دهد.
از اندیشمندان این عرصه میتوان از مادام دواستال، ایپولیت تِن، مارکس، انگلس و نیز از لوکاچ و گلدمن به عنوان مهمترین نظریه پردازان جامعهشناسی ادبیات نام برد. مارکس و انگلس و به دنبال آنها لوکاچ و گلدمن، رمان را بازتابی از حقایق جامعه میدانستند و درصدد آشکاراییِ واقعیّات اجتماعی در متن رمان برآمدند. لوکاچ در نظریه بازتاب واقعیّت به بازآفرینی واقعیّت از طریق کلّیتی منسجم میپردازد، همان اصلی که گلدمن در روش ساختگرایی تکوینی آن را به کمال رساند.
هدایت در این داستان، زندگی سرمایه داری را روایت میکند که گویی تنها انگیزۀ او در زندگی ثروت اندوزی است و این موضوع برای او به صورت یک هدف مهم درآمده است. او برای به دست آوردن سرمایه بیشتر از هیچکاری دریغ میورزد تا جایی که برای حفظ سرمایه خود در سیاست کشور هم دخالت میکند و برای موجّه نشان دادن شخصیت خود، با افراد زیادی ارتباط برقرار میکند.
در الیه های پنهان داستان در مقابل شخصیت حاجی، افرادی حضور دارند که زندگی را در سختی و با تحمّل مشقت فراوان پشت سر میگذارند و حاجی بی توجّه به دشواریهای زندگی چنین اشخاصی، زندگی خود را در رفاه ادامه میدهد. در واقع هدایت با ارائه داستان حاجی آقا، آشفتگیها و ناهمسانی های جامعه معاصر خود را به ما نشان داده و حس نارضایتی و تنفّر خود را از آن ابراز میدارد.
🔚 پایان...
📎 #حاجی_آقا #صادق_هدایت #هنر #جامعه #اجتماعی #تاریخ #رمان #ادبیات #جامعه_شناسی #گلدمن #لوکاچ #حـاجی_ابوتراب #اقتصاد #اعتقاد #ابزار #ثروت #پول #قدرت #پررويی #مطیع #پدرسالار #مردسالار #دین #نان_به_نرخ_روز_خور #نان #مذهب #اخلاق #طمع #حاجی #تقيه #صیغه #زن #هشتی_خانه #منادی_الحق #آگاهی #تضاد_طبقاتی #سرمایه #سواد #سیاست #شیئیشدگی #زور #تزویر #سوار #نوکر #ریاکاری #فقر #فرهنگ
🗂 @AntiReligionArchives