ΑпτiгeligioпΑгcives
186 subscribers
107 photos
2 videos
42 files
58 links
✍🏼 Text channel: @AntiReligion

Scientific,
historical
philosophical
psychology
sociology and ...
.
.
.
Download Telegram
#هنر و #جامعه در طول #تاریخ پیوسته بر یکدیگر تأثیر متقابل داشته اند. آثار ادبی به ویژه رمان، ریشه در اجتماع زمان خود دارند و بیانگر مسائل #اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی جامعه خود هستند.

جنبه واقعگرایانه #رمان سبب شده تا این نوع ادبی همچون آیینه ای واقعیت‌های اجتماعی زمان خود را بازتاب دهد.
هدف #جامعه_شناسی ادبیات، بیان پیوندهای جامعه و #ادبیات و نیز آشکارسازی چگونگیِ بازتاب واقعیت‌های اجتماعی در آثار ادبی به ویژه در رمان است.

#لوکاچ و #گلدمن به عنوان بزرگترین نظریه پردازان حوزۀ جامعه‌شناسی ادبیات، سعی داشتند تاثیر متقابل بین ساختارهای اجتماعی و ساختارهای ادبی نشان دهند. آنها، رمان را انعکاس زندگی اجتماعی عصر نویسنده و نیز زاییدۀ جهان نگری خاص او می‌دانند.

#صادق_هدایت از #داستان نویسان رئالیست معاصر ایران است که محور داستان هایش بیان نوع زندگی اجتماعی انسان‌های زمانه اش بوده است و این مسئله را می‌توان در آثار او مشاهده کرد.

این نوشتار داستان #حاجی_آقا را با رویکرد بازتاب واقعیّت مورد بررسی قرار می‌دهد و آنگاه توانایی نویسنده را در بیان تحوّالت اجتماعی نشان می‌دهد.
#حاجی_آقا که الگوی سرمایه دار سنّتی است به عنوان الگو و تیپ در داستان مطرح می‌شود و ویژگی‌های طبقه خویش و نیز جهـانبینی آنها را به نمایش می‌گذارد که این موضوع با نظریات #لوکاچ در مورد نمونه وار بودن شخصیت‌ها مطابقت دارد؛ لوکاچ معتقد است از آن جایی که هر شخصیت نمونه وار است بنابراین ویژگی‌ها و جهان‌بینی طبقه خود را به ما نشان می‌دهد.

تیپ حاجی آقا در این #داستان نیز این ویژگی را داراست و این موضوع باعث ارزشمندی اثر می‌شود.
هدایت در داستان حـاجی آقا به توصیف یک شخصیت تیپیک در قالبی نمایشی می‌پردازد.

هدایت در این رمان تصویری از یک آدم پرادّعـا و فریبکار را ترسیم می‌کند که در زندگی به هیچ چیز پایبند نیست؛ او در برابر #زن نمی‌تواند خویشتندار باشد، به همین دلیل زن‌های عقدی و صیغه ای بیشماری در خانه او زندگی می‌کنند به گونه ای که خانه او بی شباهت به حرمسرای شاهان نیست.
او به زن به چشم #ابزاری می‌نگرد که برای رفع نیازهای مرد آفریده شده است، بنابراین هر زنی را که بخواهد به دست می‌آورد.
#حاجی_ابوتراب کارفرمایی است که بر دیگران سلطه دارد و همه افرادِ اطراف او اعم از همسران، فرزندان و حتّی همه آشنایان که به ملاقات او می آیند، در حکم کارگری هستند که #مطیع اوامر حاجی و خواسته های اویند. هیچکس اجازه ندارد بدون اجازۀ او از خانه خارج شود، حتّی مراد خدمتکار خانه حاجی، برای خرید مایحتاج خانه نیز باید از او اجازه بگیرد.

حاجی که #قدرت را در دست گرفته است، به هیچ وجه حاضر نیست این مقام را از دست بدهد زیرا از تسلّط بر دیگران احساس لذت می‌کند. این تفکّرات سنّتی حاجی ریشه در فرهنگ #پدرسالاری جامعه او دارد که سبب می‌شود او خود را صاحب حق بداند و در کارهای دیگران مداخله کند. خوی حاجی از تربیت او نشأت می‌گیرد که به دوره پیش از انقلاب مشروطیت می‌رسد یعنی زمانی که پیوند های پدرسالارانه
تعیین کنندۀ پایگاه فرد بود.
از این رو او منش یک پدر مستبد و سنّتگرا را دارد؛ بدین ترتیب ستیزی سخت میان ساخت روانی حاجی و حقیقت دوره ای که رویدادهای داستان در آن رخ می‌دهند در جریان است.
#نمایش_سیاهی_ها_و_تباهی_ها

داستان حاجی آقای هدایت از جهاتی با دیگر داستانهایش متفاوت است؛ هدایت که در اکثر داستان‌ها به بیان #فقر، دردها، رنج‌ها و مشکالت زندگی انسان‌های جامعه‌اش می‌پردازد و فقر و رنج را مایه اصلی داستانهایش قرار میدهد، در این داستان به نمایش سیاهی ها و تباهی های یک نظام رو به زوال می‌پردازد که #حاجی نماینده ای از جانب این نظام سیاهکار و متظاهر است.

او در این داستـان به مبـارزه با جامعه #پدرسالار بر میخیزد و به بازتاب فرصت طلبی های حاجی توجّه نشـان می‌دهد.
از آن جایی که سالوس بودن شخصیت کارفرمایی حاجی مورد نظر است که #زور و #تزویر طبقه ظالم را طرح میکند، بنابراین ساختار کلّی این داستان لوکاچی است که دو طبقه سرمـایه دار و فقیر (فرادست و فرودست) را در تقابل با هم قـرار میدهد؛ همانطور که میگوید:
«از یک طرف دسته انگشت شماری قصرهای آسمانخراش با آخرین وسایل آسایش دارند و حتّی کاغذ استنجای خودشان را از نیویورک وارد میکنند؛ از طرف دیگر، اکثریت مردم بیچیز و ناخوش و گرسنه اند و با شرایط ماقبل تاریخی کار می‌کنند و می‌خیزند.»
#منادی_الحق_باشیم

افراد اطراف حاجی فقط به خاطر ثروت اوست که با او در ارتباط هستند؛ تنها کسی که به سرمایه حاجی توجّهی نشان نمی‌دهد و در مقابل طبقه اشراف چاپلوسی نمی‌کند که به بدگویی از آنها میپردازد، #منادی_الحق است؛ او نمایندۀ طبقه ا‌یست که باید در مقابل حاجی آقاها بایستند.

منادی الحق جهان را مطابق خواسته‌های حاجی آقا و امثال او می‌بیند و مردمی را مقصر می‌داند که درست زیستن را نیاموخته و جرئت ایستادگی در برابر طبقه اشراف را ندارند. حاجی در برابر سخنان منادی الحق از خود واکنش نشان می‌دهد و آن قدر بر او تأثیر میگذارد که درد و بیماری خود را فراموش می‌کند. حاجی خود را انسانی درستکار می‌داند که همیشه به فکر راه اندازی کارهای مردم بوده است؛ او خود را بهشت می‌داند امّا در بیمارستان و در عالم بیهوشی افراد خانه اش را می‌بیند که همه از او ناراضی و از مرگش خوشحالند؛ پس او باید بداند که تا چه اندازه در حق دیگران بدی کرده است.

در پایان داستان وقتی #حاجی به هوش می آید، یکی از همسرانش را می‌بیند که در کنار او نشسته است و به او میگوید که سرهنگ سینی طلا برای او فرستاده است، حاجی از او میخواهد که سینی را بیاورد تا آن را لمس کند؛ در این جا هدایت با زیرکی نشان داده است که زندگی و #طمع حاجی آقاها همچنان ادامه دارد....
#نتیجه_گیری

در طول #تاریخ و در جریان تحوّالت #اجتماعی و #فرهنگی، نوع ادبی رمان دستخوش تغییرات زیادی شده است. پس از جریان مشروطه، نوع جدیدی از رمان مطابق فرهنگ غرب نوشته شد که در مقابل شکلهای سنّتی این نوع ادبی قرار می‌گرفت.

رمان نویسان در آثار خود به جنبه های مختلف زندگی و مسائل و معضالت #جامعه توجّه نشان داده اند. به همین دلیل پژوهشگران جهت آشکارایی واقعیت‌های اجتمـاعی جـامعه و نحوۀ بازآفـرینی آن در رمـان، به نقد جامعه شنـاختی روی می‌آوردند.

جامعه شناسی ادبیـات با روشی علمی به بررسی رابطه جـامعه و ادبیـات به عنوان نهـادی اجتمـاعی می‌پردازد و در این ارتباط، پیوندهای شکل گرفته میان اثر ادبی به عنوان بازتابدهنده جامعه و جامعه به عنوان نهادی تأثیرگذار بر اثر ادبی را مورد بررسی قرار می دهد.

از اندیشمندان این عرصه میتوان از مادام دواستال، ایپولیت تِن، مارکس، انگلس و نیز از لوکاچ و گلدمن به عنوان مهمترین نظریه پردازان جامعه‌شناسی ادبیات نام برد. مارکس و انگلس و به دنبال آنها لوکاچ و گلدمن، رمان را بازتابی از حقایق جامعه می‌دانستند و درصدد آشکاراییِ واقعیّات اجتماعی در متن رمان برآمدند. لوکاچ در نظریه بازتاب واقعیّت به بازآفرینی واقعیّت از طریق کلّیتی منسجم می‌پردازد، همان اصلی که گلدمن در روش ساختگرایی تکوینی آن را به کمال رساند.

هدایت در این داستان، زندگی سرمایه داری را روایت می‌کند که گویی تنها انگیزۀ او در زندگی ثروت اندوزی است و این موضوع برای او به صورت یک هدف مهم درآمده است. او برای به دست آوردن سرمایه بیشتر از هیچکاری دریغ می‌ورزد تا جایی که برای حفظ سرمایه خود در سیاست کشور هم دخالت می‌کند و برای موجّه نشان دادن شخصیت خود، با افراد زیادی ارتباط برقرار می‌کند.

در الیه های پنهان داستان در مقابل شخصیت حاجی، افرادی حضور دارند که زندگی را در سختی و با تحمّل مشقت فراوان پشت سر می‌گذارند و حاجی بی توجّه به دشواری‌های زندگی چنین اشخاصی، زندگی خود را در رفاه ادامه می‌دهد. در واقع هدایت با ارائه داستان حاجی آقا، آشفتگی‌ها و ناهمسانی های جامعه معاصر خود را به ما نشان داده و حس نارضایتی و تنفّر خود را از آن ابراز میدارد.

🔚 پایان...

📎 #حاجی_آقا #صادق_هدایت #هنر #جامعه #اجتماعی #تاریخ #رمان #ادبیات #جامعه_شناسی #گلدمن #لوکاچ #حـاجی_ابوتراب #اقتصاد #اعتقاد #ابزار #ثروت #پول #قدرت #پررويی #مطیع #پدرسالار #مردسالار #دین #نان_به_نرخ_روز_خور #نان #مذهب #اخلاق #طمع #حاجی #تقيه #صیغه #زن #هشتی_خانه #منادی_الحق #آگاهی #تضاد_طبقاتی #سرمایه #سواد #سیاست #شیئیشدگی #زور #تزویر #سوار #نوکر #ریاکاری #فقر #فرهنگ
🗂 @AntiReligionArchives