#منادی_الحق_باشیم
افراد اطراف حاجی فقط به خاطر ثروت اوست که با او در ارتباط هستند؛ تنها کسی که به سرمایه حاجی توجّهی نشان نمیدهد و در مقابل طبقه اشراف چاپلوسی نمیکند که به بدگویی از آنها میپردازد، #منادی_الحق است؛ او نمایندۀ طبقه ایست که باید در مقابل حاجی آقاها بایستند.
منادی الحق جهان را مطابق خواستههای حاجی آقا و امثال او میبیند و مردمی را مقصر میداند که درست زیستن را نیاموخته و جرئت ایستادگی در برابر طبقه اشراف را ندارند. حاجی در برابر سخنان منادی الحق از خود واکنش نشان میدهد و آن قدر بر او تأثیر میگذارد که درد و بیماری خود را فراموش میکند. حاجی خود را انسانی درستکار میداند که همیشه به فکر راه اندازی کارهای مردم بوده است؛ او خود را بهشت میداند امّا در بیمارستان و در عالم بیهوشی افراد خانه اش را میبیند که همه از او ناراضی و از مرگش خوشحالند؛ پس او باید بداند که تا چه اندازه در حق دیگران بدی کرده است.
در پایان داستان وقتی #حاجی به هوش می آید، یکی از همسرانش را میبیند که در کنار او نشسته است و به او میگوید که سرهنگ سینی طلا برای او فرستاده است، حاجی از او میخواهد که سینی را بیاورد تا آن را لمس کند؛ در این جا هدایت با زیرکی نشان داده است که زندگی و #طمع حاجی آقاها همچنان ادامه دارد....
افراد اطراف حاجی فقط به خاطر ثروت اوست که با او در ارتباط هستند؛ تنها کسی که به سرمایه حاجی توجّهی نشان نمیدهد و در مقابل طبقه اشراف چاپلوسی نمیکند که به بدگویی از آنها میپردازد، #منادی_الحق است؛ او نمایندۀ طبقه ایست که باید در مقابل حاجی آقاها بایستند.
منادی الحق جهان را مطابق خواستههای حاجی آقا و امثال او میبیند و مردمی را مقصر میداند که درست زیستن را نیاموخته و جرئت ایستادگی در برابر طبقه اشراف را ندارند. حاجی در برابر سخنان منادی الحق از خود واکنش نشان میدهد و آن قدر بر او تأثیر میگذارد که درد و بیماری خود را فراموش میکند. حاجی خود را انسانی درستکار میداند که همیشه به فکر راه اندازی کارهای مردم بوده است؛ او خود را بهشت میداند امّا در بیمارستان و در عالم بیهوشی افراد خانه اش را میبیند که همه از او ناراضی و از مرگش خوشحالند؛ پس او باید بداند که تا چه اندازه در حق دیگران بدی کرده است.
در پایان داستان وقتی #حاجی به هوش می آید، یکی از همسرانش را میبیند که در کنار او نشسته است و به او میگوید که سرهنگ سینی طلا برای او فرستاده است، حاجی از او میخواهد که سینی را بیاورد تا آن را لمس کند؛ در این جا هدایت با زیرکی نشان داده است که زندگی و #طمع حاجی آقاها همچنان ادامه دارد....