ΑпτiгeligioпΑгcives
186 subscribers
107 photos
2 videos
42 files
58 links
✍🏼 Text channel: @AntiReligion

Scientific,
historical
philosophical
psychology
sociology and ...
.
.
.
Download Telegram
برای نمونه در کشورهای کمونیستی سابق، هر کس می‌خواست نظری بدهد، باید حتما آن را با دیدگاه‌های #مارکس و #لنین سازگار نشان می‌داد یا با نقل‌قولی از #استالین یا #مائو، یا دست کم یکی از رهبران حزب #کمونیست مزین می‌کرد تا #وفاداری خود را به نظام حاکم نشان دهد، وگرنه دیدگاهش ارزشی نداشت و گاهی حتی «توهین به مقدسات» محسوب می‌شد.

#مقدسات در ایدئولوژی کمونیستی تا اندازه‌ای شبیه «مقدسات دینی» است. یعنی یک «ساحت برتر» وجود دارد که #تردید درباره‌ی آن جایز نیست و چون و چرا نمی‌پذیرد و باید به اعتبار ابدی آن تسلیم شد.

این #ساحت_برتر در کشورهای کمونیستی، ایدئولوژی «مارکسیسم ـ لنینیسم» یا اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم درکی بود که رهبران آنها از افکار مارکس و لنین داشتند و آن را در قالب منظومه‌ا‌ی فکری گنجانده بودند. جزمیت این ایدئولوژی به گونه‌ای بود که کسی جرئت نداشت صحت سخنی از مارکس یا لنین یا مائو را مورد تردید و #پرسش قرار دهد، بلکه بر عکس نام مارکس و لنین و مائو کافی بود تا درستی نظری را محرز کند!
بدین‌سان در میهن ما تکرار یاوه‌های سردسته‌ی #یاوه‌_گویان، متضمن درستی و اعتبار یاوه‌ها‌ی دیگر است! و این #خامنه‌ای کیست که امروز ذکر نام او در ایران درستی هر مهملی را تضمین می‌کند؟

آخوندی شیعه که جز درس طلبگی و «علوم دینی» چیزی نمی‌داند و تخصصی در هیچ زمینه‌ا‌ی ندارد، اما از صدقه‌ی سر #انقلاب_اسلامی به جایگاه «خدایگان» رسیده و امروز در سایه یک حکومت وحشت، «نایب امام زمان» لقب گرفته و خود را مجاز می‌داند در هر زمینه‌ای از سیاست و فن‌آوری و دانش گرفته تا اقتصاد و هنر و ادبیات و موسیقی و نظامیگری اظهار لحیه کند. زیردستان حقیرش هم که در کشتار و سرکوب و چپاول همدست او هستند، چنین وانمود می‌کنند که از دهان او به جای یاوه، دُر و گوهر می‌بارد!

🔚 پایان...

📎 #اعتبار #سخن #دانش #خرد #دین #مارکس #لنین #استالین #مائو #کمونیست #وفاداری #مقدسات #تردید #ساحت_برتر #سرسپردگی #چاکرمنشی #نوکرصفتی #پرسش #ایدئولوژیک #شایسته_سالاری #قرآن #محمد #کلام_الله #یاوه #خامنه_ای #انقلاب_اسلامی
🗂 @AntiReligionArchives
البته علت این امر که مارکس بطور گسترده نقد دین را در آثار خود موضوعیت نبخشیده، آن نبوده که وی به نقد دین اهمیت لازم را نمی‌داده است، چرا که به گفته‌ی خود او «نقد دین، پیش‌شرط همه‌ی نقدهاست».

علت اصلی بیشتر آن بوده که از نظر مارکس با نقدی که #لودویگ_فویرباخ درباره‌ی مسیحیت نوشته بود، موضوع نقد دین دست‌کم برای آلمان پایان یافته بود و مارکس خود به این نکته در همان دیباچه اشاره می‌کند. فریدریش انگلس یار همفکر مارکس نیز بعدها در نقدی که تحت عنوان «لودویگ فویرباخ و پایان فلسفه‌ی کلاسیک آلمان» بر فلسفه‌ی فویرباخ می‌نویسد، به تاثیری که افکار فویرباخ بر مارکس و او گذاشته اشاره و صریحا اعتراف می‌کند که پس از انتشار کتاب فویرباخ تحت عنوان «سرشت مسیحیت»، مارکس و او هر دو بی‌درنگ «فویرباخی» شدند!

بنابراین هدف #مارکس در دیباچه‌ی نقد فلسفه‌ی حق هگل، نه صرفا بازگشت به مباحث فویرباخ در نقد دین، بلکه فراتر رفتن از بحث‌های اوست؛ زیرا مارکس همانگونه که در آخرین تز خود درباره‌ی فویرباخ تصریح کرده، بر خلاف دیگر فیلسوفان، فقط در پی ارائه‌ی «تعبیر» تازه‌ای از جهان نیست، بلکه می‌خواهد جهان را «تغییر» دهد.

در این نوشتار بطور مختصر به اندیشه‌های #کارل_مارکس در حوزه‌ی #دین و نقد آن نگاهی گذرا خواهیم داشت.
هنگامی که مارکس در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم آثار سنگین خود و از جمله کتاب سرمایه ( #کاپیتال ) را می‌نوشت، نه تنها آوازه‌ای نداشت، بلکه به ندرت کسی پیدا می‌شد که این آثار دشوارفهم را بخواند. برای شخص مارکس #اندیشیدن همواره شکلی از عمل اجتماعی بود تا آدمی طبق پیام روح زمانه، با نقد اجتماعی بتواند به جایگاهی متعالی دست یابد. او فرزند عصر صنعتی شدن و آثارش به شدت از مناسبات و حوادث سیاسی و اجتماعی این عصر متاثر بود.

مارکس تحت تاثیر رویدادهای انقلابی زمانه‌ی خود باور داشت که انقلاب‌ها نقش «لکوموتیو تاریخ» را بازی می‌کنند. گفتنی است که در آن سال‌ها اروپا بطور مستمر شاهد انقلاب‌های سیاسی و فروپاشی‌های اجتماعی بود. پیش‌تر در اواخر قرن هجدهم، انقلاب فرانسه «طبقه‌ی سوم» را در اروپا با قدرت وارد صحنه‌ی تاریخ کرده و فئودالیسم و اشرافیت سنتی را از این صحنه حذف کرده بود. #مارکس نتوانست از این وسوسه در امان باشد که در این پیکار طبقاتی نوعی «قانونمندی» ببیند، آن را به آینده تعمیم دهد و به طبقه‌ی #کارگر این «رسالت تاریخی» و «وظیفه‌ی انقلابی» را تفویض نماید که با نابودی مناسبات سرمایه‌داری، جامعه‌ای بی‌طبقه برای بهروزی همگانی بر پا کند. گفتنی است که آن عصر همچنین زمانه‌ی گسترش طوفانی دانش‌ها و زمانه‌ی «قانونمندی‌ها» و «پیشرفت‌ها» بود. طبعا مارکس موضوع از بین رفتن نظام مبتنی بر سرمایه‌داری را در یک دورنمای درازمدت تاریخی مطرح می‌کرد و نه به صورت امری جزمی و بلافصل.
با این همه، بی‌مناسبت نمی‌بینیم در دویستمین زادروز این متفکر و منتقد بزرگ، این نوشتار را با سخنانی از #کارل_پوپر، فیلسوف اتریشی‌ و یکی از جدی‌ترین منتقدان مارکس به پایان بریم که آمیزه‌ای از احترام و همزمان انتقاد نسبت به اوست:

«مارکس شرافتمندانه کوشید تا برای حل ضروری‌ترین مسائل زندگی اجتماعی روش‌های عقلی به کار گیرد. تلاش او عمدتا بی‌توفیق بود، اما این عدم توفیق تلاش او را بی‌ارج نمی‌کند. علم از طریق آزمون و خطا پیشرفت می‌کند. مارکس فراوان آزمود و در اغلب اصول اعتقادی خود به خطا رفت. اما آزمون او بیهوده نبود و چشمان ما را بازتر و بینش ما را تیزتر کرد. بازگشت به جامعه‌شناسی پیش از مارکس دیگر حتی به تصور هم درنمی‌آید. همه‌ی نویسندگان عصر نوین، مدیون مارکس هستند، ولو آن که بر دین خود آگاه نباشند، بویژه آنان که با اصول اعتقادی او موافقت ندارند. از جمله خود من که در همین جا و فی‌المجلس اقرار می‌کنم که بحث و فحص من از افلاطون و هگل، از نفوذ افکار مارکس متاثر است.

اگر ما صداقت مارکس را نپذیریم، در حق او بی‌عدالتی کرده‌ایم. فکر باز، حس واقع‌بینی و عدم اعتماد او به لفاظی و بویژه بر اخلاقی کردن لفاظی، مارکس را در ردیف متنفذترین رزمندگانی قرار داد که با ریاکاری و قشریت جنگیده‌اند. به عقیده‌ی من، کارل مارکس به علت برخورداری از #صداقت در پی‌جویی از #حقیقت و #شرافت علمی، یک سر و گردن از بسیاری پیروان خود بالاتر است».

🔚 پایان...

📎 #کارل_مارکس #دویستمین_زادروز_مارکس #مارکسیست #جنبش_کارگری #جزمگرایانه #ایدئولوژیک #انقلاب_صنعتی #فیلسوف #جامعه‌شناس #مارکسیسم #نقد_اجتماعی #اقتصاد_سرمایه‌داری #کاپیتال #اندیشیدن #مارکس #کارگر #سوسیالیسم #ایدئولوژی #کارل_پوپر #صداقت #حقیقت #شرافت
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives