۳- هرگز مشروب ننوش
نیچه فقط آب می نوشید و شدیدا مخالف مصرف الکل بود. به نظر او #مشروب و #مسیحیت بلای بشر بودند. دلیلی اصلی اش هم این بود که هر دو پدیده فوق باعث #خماری، #تسلیم و _بی_تفاوتی در بشر می شوند.
از نظر این فیلسوف متعهد به رشد و تعالی بشر، مشروب و مذهب با دادن لذت های کوچک باعث می شوند تا بشر دست از سخت کوشی و رنج عملی برای دستیابی به لذت های بزرگ و واقعی بردارد.
نیچه فقط آب می نوشید و شدیدا مخالف مصرف الکل بود. به نظر او #مشروب و #مسیحیت بلای بشر بودند. دلیلی اصلی اش هم این بود که هر دو پدیده فوق باعث #خماری، #تسلیم و _بی_تفاوتی در بشر می شوند.
از نظر این فیلسوف متعهد به رشد و تعالی بشر، مشروب و مذهب با دادن لذت های کوچک باعث می شوند تا بشر دست از سخت کوشی و رنج عملی برای دستیابی به لذت های بزرگ و واقعی بردارد.
نیچه معتقد است دره عظیم ایجاد شده ناشی از #مرگ خدا و مذهب در دنیای مدرن بهتر است با فرهنگ ( فلسفه، هنر، موسیقی و ادبیات) پر شود. اما مشکل این بود که نیچه به سازمان های فرهنگی موجود امید زیادی نداشت. به نظر نیچه ریشه نارسایی های فرهنگی در دانشگاه ها قرار دارد که سیستم آموزش و پرورش سرد و بی روح را تشویق می کند. او معتقد بود که موقعیت دانشگاه ها در حد ثبت اطلاعات نزول کرده بود.
او بدش نمی آمد که شیوه تدریس و جستجو در دانشگاه ها به زمان دوران طلایی یونان نزدیک شود که مثلا در نمایشنامه های تراژدی٬ برای بشر درس عبرت و رفتار هم بر جا می گذاشت. به نظر او فرهنگی والاتر می بایست توسعه یابد تا جانشینی خدا و مذهب را بر دوش بگیرد.
به نظر نیچه قرن ۱۹ برپا کننده رشد دمکراسی و بی خدایی برای بشر بود. اولی به حسد و رشک و بلندپروازی عمومی میدان داد و دومی باعث از دست دادن راهنمای روحی و عاطفی بشر گشت.
🔚 پایان...
#نیچه #انسان #حرمت #رشک #مسیحیت #مذهب #مشروب #خدا #تسلیم #خماری
#AntiReligionArchives
او بدش نمی آمد که شیوه تدریس و جستجو در دانشگاه ها به زمان دوران طلایی یونان نزدیک شود که مثلا در نمایشنامه های تراژدی٬ برای بشر درس عبرت و رفتار هم بر جا می گذاشت. به نظر او فرهنگی والاتر می بایست توسعه یابد تا جانشینی خدا و مذهب را بر دوش بگیرد.
به نظر نیچه قرن ۱۹ برپا کننده رشد دمکراسی و بی خدایی برای بشر بود. اولی به حسد و رشک و بلندپروازی عمومی میدان داد و دومی باعث از دست دادن راهنمای روحی و عاطفی بشر گشت.
🔚 پایان...
#نیچه #انسان #حرمت #رشک #مسیحیت #مذهب #مشروب #خدا #تسلیم #خماری
#AntiReligionArchives
اگر چه «آرمانشهر» مسلمانان در گذشته است، اما ادیان ابراهیمی دارای تصوراتی با ظاهر «آرمانشهری» هم هستند که بر «آینده» ناظر است. البته این تصورات به معنای دقیق کلمه «آرمانشهری» نیستند، بلکه جنبهی «فرجامشناختی» دارند. موعودگرایی در یهودیت و مسیحیت و اسلام، و باورهایی چون «قیامت کبری»، «روز داوری نهایی» و «ظهور مهدی»، همگی در ظاهر دارای رگههایی «آرمانشهری» هستند. اما تفاوت «آرمانشهرهای سیاسی» با «آرمانشهرهای دینی» در آنست که اولی قرار است به دست انسانها تحقق یابد و دومی فقط به «ارادهی خداوند» ممکن است و انسانها در آن نقشی ندارند!
بنابراین آنچه فعلا برای شهروندان جوامع اسلامی به عنوان معضلی باقی میماند، نه رویداد قریبالوقوع «قیامت» یا «ظهور مهدی»، بلکه تلاش بیمارگونهی اسلامگرایان برای تحقق جامعهای است که الگوی آرمانی آن در صحرای حجاز ۱۴۰۰ سال پیش نهفته است!
🔚 پایان...
#تاریخ_اسلام #اسلام #آرمانشهر #گذشته_گرا #پیشرفت #پسرفت #کهنه_گرایی #عصر_روشنگری #تامس_مور #توماسو_کامپانلا #فرانسیس_بیکن #آرمانشهرهای_سیاسی #اوتوپوس #ناکجاآباد #صدر_اسلام #صحرای_حجاز #نقد_فرهنگ #نقد_دین #نقد_رفتارهای_اجتماعی #فرهنگ_دینی #آسیب_شناسی_فرهنگی #تجددمدرنیسم #مدرنیته #تاریک_اندیشی #نابالغی_روحی #روشنگری #یهودیت #مسیحیت
🗂 @AntiReligionArchives
بنابراین آنچه فعلا برای شهروندان جوامع اسلامی به عنوان معضلی باقی میماند، نه رویداد قریبالوقوع «قیامت» یا «ظهور مهدی»، بلکه تلاش بیمارگونهی اسلامگرایان برای تحقق جامعهای است که الگوی آرمانی آن در صحرای حجاز ۱۴۰۰ سال پیش نهفته است!
🔚 پایان...
#تاریخ_اسلام #اسلام #آرمانشهر #گذشته_گرا #پیشرفت #پسرفت #کهنه_گرایی #عصر_روشنگری #تامس_مور #توماسو_کامپانلا #فرانسیس_بیکن #آرمانشهرهای_سیاسی #اوتوپوس #ناکجاآباد #صدر_اسلام #صحرای_حجاز #نقد_فرهنگ #نقد_دین #نقد_رفتارهای_اجتماعی #فرهنگ_دینی #آسیب_شناسی_فرهنگی #تجددمدرنیسم #مدرنیته #تاریک_اندیشی #نابالغی_روحی #روشنگری #یهودیت #مسیحیت
🗂 @AntiReligionArchives
همچنین باید به ویژگیهای آیین #مسیحیت و تفاوت آن با دین #اسلام توجه داشت. عیسی خطاب به پیروان خود گفته بود: سهم خدا را به خدا بدهید و سهم قیصر را به قیصر. او با این سخن، حوزهی دین را از قلمرو حکومت جدا میسازد. سخن عیسی دربارهی «آنجهانی بودن سلطنت» او که در تداوم خط فکری همان سخن نخستین بیان شده بود و بر جدایی «حکومت دنیوی» از «ملکوت اخروی» تاکید میکرد، پیامدهای تاریخی دامنهداری در مسیحیت داشت و در منازعات فکری عصر جدید، سرانجام راه سکولاریته را هموار ساخت. روشنگرانی مانند توماس هابز سخنان عیسی را چنین تفسیر میکردند که حکومت تا روز رستاخیز، امری دنیوی محسوب میشود و قوانین و قواعد آن باید به دست آدمیان تنظیم گردد و این یعنی به حاشیه راندن قوانین شرعی و برآمد آدمی به جایگاه قانونگذار! سکولاریزه شدن اروپا از این طریق ممکن شد.
سخن پایانی
همانطور که گفتیم ما در ایران با وضعیتی به مراتب دشوارتر و پیچیدهتری روبرو هستیم، چون ایران جامعهای اسلامی است و نه مسیحی. با این همه، با توجه به دو الگوی یاد شده میتوان گفت که ویژگیهای جامعهی ایران، صرفنظر از دشواری تحقق، «لائیسیته» را برای میهن ما ضروری میکند. علت آن هم روشن است. روند سکولاریزه شدن عمدتا در جوامعی روی داده که جنبش رفورماسیون و پروتستانتیسم پیشتر نقش کلیسای کاتولیک و روحانیان را در آنها تضعیف کرده بود. حکومت در این کشورها توانست از این موقعیت تاریخی استفاده و دین را از حکومت جدا کند. اما ما در ایران با نهاد متنفذ و سازمانیافتهای به نام #روحانیان_شیعه روبرو هستیم که دعوی قدرت دارد. بنابراین لازم است حکومت پس از سقوط جمهوری اسلامی فعالانه در این زمینه وارد میدان شود و تا آنجا که میتواند با وضع کردن قوانین تازه، امتیازهای ناموجه و سنتی نهاد روحانیت را لغو کند و با کوتاه کردن دست روحانیان از مقامات دولتی، آنان را به مساجد بازگرداند. یکی از گامهای اولیه در این زمینه لغو امتیاز تشیع به عنوان «مذهب دولتی و رسمی» کشور است که خود منشاء بزرگترین تبعیضهای مذهبی در کشور است. دوم، اصل جدایی کامل دین از حکومت است که باید در قانون اساسی نظام پس از جمهوری اسلامی تصریح شود تا حکومت لائیک همواره مراقب باشد که کسی از این اصل تخطی نکند!
شاید برخی از این اقدامات در حال حاضر که ما هنوز گردنهی سقوط رژیم فقاهتی را پشت سر نگذاشتهایم تا اندازهای آرمانی و اتوپیک به نظر بیاید. اما نباید فراموش کرد که به کرسی نشاندن چنین قوانینی، در وهلهی نخست به تناسب و صفآرایی نیروهای لائیک و اسلامگرا در جامعه باز میگردد و منوط به آن است که مردم و بویژه جامعهی مدرن شهروندی ایران در این رویارویی جانب چه کسانی را بگیرند و تا چه اندازه آمادهی پذیرش تغییرات در قوانین باشند. نکتهی قابل توجه اما اینست که طبعا فضای پس از سقوط رژیم جمهوری اسلامی، فضای کنونی نخواهد بود و جامعه پس از دهها سال جنایت و فساد و تبهکاری این رژیم، آمادهی پذیرش بسیاری از تغییرات جدی در الگوی سیاسی و اجتماعی است. نیروهای لائیک با اتحاد و تلاش خود باید از این فرصت به بهترین نحو استفاده کنند. حقوقدانان لائیک و پیشرو ایران باید از هماکنون در صدد تدوین طرحهای قانونی در این زمینه باشند.
🔚 پایان...
📎 #جدایی_دین_از_حکومت #سکولاریته #لائیسیته #صلح_اجتماعی #جمهوری_اسلامی #دینسالار #تبعیض #خاورمیانه #دموکراتیک #ایران #فرانسه #اخلاق_دینی #سرکوب #فساد #غارت #فروپاشی_اخلاقی #دموکراسی #حکومت_دینی #حکومت_عرفی #سکولاریسم #لائیسیسم #عصر_روشنگری #مسیحیت #اسلام #روحانیان_شیعه
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
همانطور که گفتیم ما در ایران با وضعیتی به مراتب دشوارتر و پیچیدهتری روبرو هستیم، چون ایران جامعهای اسلامی است و نه مسیحی. با این همه، با توجه به دو الگوی یاد شده میتوان گفت که ویژگیهای جامعهی ایران، صرفنظر از دشواری تحقق، «لائیسیته» را برای میهن ما ضروری میکند. علت آن هم روشن است. روند سکولاریزه شدن عمدتا در جوامعی روی داده که جنبش رفورماسیون و پروتستانتیسم پیشتر نقش کلیسای کاتولیک و روحانیان را در آنها تضعیف کرده بود. حکومت در این کشورها توانست از این موقعیت تاریخی استفاده و دین را از حکومت جدا کند. اما ما در ایران با نهاد متنفذ و سازمانیافتهای به نام #روحانیان_شیعه روبرو هستیم که دعوی قدرت دارد. بنابراین لازم است حکومت پس از سقوط جمهوری اسلامی فعالانه در این زمینه وارد میدان شود و تا آنجا که میتواند با وضع کردن قوانین تازه، امتیازهای ناموجه و سنتی نهاد روحانیت را لغو کند و با کوتاه کردن دست روحانیان از مقامات دولتی، آنان را به مساجد بازگرداند. یکی از گامهای اولیه در این زمینه لغو امتیاز تشیع به عنوان «مذهب دولتی و رسمی» کشور است که خود منشاء بزرگترین تبعیضهای مذهبی در کشور است. دوم، اصل جدایی کامل دین از حکومت است که باید در قانون اساسی نظام پس از جمهوری اسلامی تصریح شود تا حکومت لائیک همواره مراقب باشد که کسی از این اصل تخطی نکند!
شاید برخی از این اقدامات در حال حاضر که ما هنوز گردنهی سقوط رژیم فقاهتی را پشت سر نگذاشتهایم تا اندازهای آرمانی و اتوپیک به نظر بیاید. اما نباید فراموش کرد که به کرسی نشاندن چنین قوانینی، در وهلهی نخست به تناسب و صفآرایی نیروهای لائیک و اسلامگرا در جامعه باز میگردد و منوط به آن است که مردم و بویژه جامعهی مدرن شهروندی ایران در این رویارویی جانب چه کسانی را بگیرند و تا چه اندازه آمادهی پذیرش تغییرات در قوانین باشند. نکتهی قابل توجه اما اینست که طبعا فضای پس از سقوط رژیم جمهوری اسلامی، فضای کنونی نخواهد بود و جامعه پس از دهها سال جنایت و فساد و تبهکاری این رژیم، آمادهی پذیرش بسیاری از تغییرات جدی در الگوی سیاسی و اجتماعی است. نیروهای لائیک با اتحاد و تلاش خود باید از این فرصت به بهترین نحو استفاده کنند. حقوقدانان لائیک و پیشرو ایران باید از هماکنون در صدد تدوین طرحهای قانونی در این زمینه باشند.
🔚 پایان...
📎 #جدایی_دین_از_حکومت #سکولاریته #لائیسیته #صلح_اجتماعی #جمهوری_اسلامی #دینسالار #تبعیض #خاورمیانه #دموکراتیک #ایران #فرانسه #اخلاق_دینی #سرکوب #فساد #غارت #فروپاشی_اخلاقی #دموکراسی #حکومت_دینی #حکومت_عرفی #سکولاریسم #لائیسیسم #عصر_روشنگری #مسیحیت #اسلام #روحانیان_شیعه
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
در نکوهش «اخلاق بندگی»
نیچه #مسیحیت را نه جنبشی بر ضد یهودیت، بلکه تداوم منطقی آن میداند و هر دو را نتیجهی «قیام بندگان در اخلاق» ارزیابی میکند. پیش از پرداختن به نقد او از مسیحیت، بد نیست نخست ببینیم «قیام بندگان در اخلاق» چیست. بدین منظور اشارهای گذرا به یکی از آثار نیچه به نام #تبارشناسی_اخلاق که نخستین چاپ آن به سال ۱۸۸۷ باز میگردد، ضروری است. نیچه در این کتاب پرسش از خاستگاه امر اخلاقی را مطرح میکند، ولی پرسش او فقط پرسشی تاریخی، جامعهشناختی و روانشناختی نیست، بلکه پرسشی برای یافتن دلایل توجیه تصورات اخلاقی است. نیچه میخواهد با نگاهی ژرف به جهان اخلاق، ما را با خاستگاه مفاهیم نیک و بد آشنا کند. به باور او، عالیترین قاضی و داور برای تفکیک ارزش از بیارزش در تصورات اخلاقی، زندگی و نیروی شکوفایی و گسترش و تداوم آن است. مفاهیمی چون «از خودگذشتگی»، «افتادگی»، «ایثار»، «خاکساری»، «ملایمت» و مشابه آنها که امروزه به عنوان «نیک» شناخته میشوند، در واقع نقطهی مقابل آن چیزهایی تصور میشوند که «بد» است.
نیچه #مسیحیت را نه جنبشی بر ضد یهودیت، بلکه تداوم منطقی آن میداند و هر دو را نتیجهی «قیام بندگان در اخلاق» ارزیابی میکند. پیش از پرداختن به نقد او از مسیحیت، بد نیست نخست ببینیم «قیام بندگان در اخلاق» چیست. بدین منظور اشارهای گذرا به یکی از آثار نیچه به نام #تبارشناسی_اخلاق که نخستین چاپ آن به سال ۱۸۸۷ باز میگردد، ضروری است. نیچه در این کتاب پرسش از خاستگاه امر اخلاقی را مطرح میکند، ولی پرسش او فقط پرسشی تاریخی، جامعهشناختی و روانشناختی نیست، بلکه پرسشی برای یافتن دلایل توجیه تصورات اخلاقی است. نیچه میخواهد با نگاهی ژرف به جهان اخلاق، ما را با خاستگاه مفاهیم نیک و بد آشنا کند. به باور او، عالیترین قاضی و داور برای تفکیک ارزش از بیارزش در تصورات اخلاقی، زندگی و نیروی شکوفایی و گسترش و تداوم آن است. مفاهیمی چون «از خودگذشتگی»، «افتادگی»، «ایثار»، «خاکساری»، «ملایمت» و مشابه آنها که امروزه به عنوان «نیک» شناخته میشوند، در واقع نقطهی مقابل آن چیزهایی تصور میشوند که «بد» است.
حضیض سنخهای خدایی
گفتنی است که نیچه رادیکالترین نقد خود بر ضد مسیحیت را بطور منسجم در کتاب «ضدمسیح» #دجال ارائه میکند که یکی از آثار متاخر اوست و در سال ۱۸۸۸ نوشته شده است. وی در این کتاب مسیحیت را دشمن خونی واقعیت میداند و معتقد است که نمیبایست آن را بزک کرد و رنگوروغن زد، زیرا مسیحیت خصم مرگبار سنخ انسانهای نیرومند است. #مسیحیت آرمانی از تضاد با غریزههای زندگی نیرومند درست کرده است. مسیحیت خرد و حتی نیرومندترین طبیعتهای روحی را از این طریق تباه ساخته که عالیترین ارزشهای روحی را «گناهکارانه» و «گمراهکننده» و «وسوسه» جلوه داده است.
نیچه تصریح میکند که مسیحیت #دین ترحم است و ترحم با انفعالات نفس که انرژی حس زندگی را افزایش میدهند در تضاد است. ترحم، تاثیری افسردهکننده دارد و از نیروی آدمی میکاهد. ترحم، آدمی را به نیستی متقاعد میکند، البته کسی صریحا از «نیستی» سخن نمیگوید، بلکه به جای آن گفته میشود: «آنجهان» یا «خدا» یا «زندگی واقعی» یا «رستگاری» یا «نیروانا». برای نیچه، مادامی که کشیش یا روحانی مسیحی، نوع برتر انسان شناخته میشود، «روح ناب» چیزی جز «دروغ ناب» نیست. شغل کشیشان نفیکردن، تحریفکردن و مسمومکردن زندگیست و هنگامی که روحانیان یعنی «وکیلان آگاه نیستی و نفی» به عنوان «نمایندگان حقیقت» شمرده میشوند، پاسخی برای این پرسش وجود ندارد که حقیقت چیست، زیرا آدمی حقیقت را واژگونه ساخته است.
گفتنی است که نیچه رادیکالترین نقد خود بر ضد مسیحیت را بطور منسجم در کتاب «ضدمسیح» #دجال ارائه میکند که یکی از آثار متاخر اوست و در سال ۱۸۸۸ نوشته شده است. وی در این کتاب مسیحیت را دشمن خونی واقعیت میداند و معتقد است که نمیبایست آن را بزک کرد و رنگوروغن زد، زیرا مسیحیت خصم مرگبار سنخ انسانهای نیرومند است. #مسیحیت آرمانی از تضاد با غریزههای زندگی نیرومند درست کرده است. مسیحیت خرد و حتی نیرومندترین طبیعتهای روحی را از این طریق تباه ساخته که عالیترین ارزشهای روحی را «گناهکارانه» و «گمراهکننده» و «وسوسه» جلوه داده است.
نیچه تصریح میکند که مسیحیت #دین ترحم است و ترحم با انفعالات نفس که انرژی حس زندگی را افزایش میدهند در تضاد است. ترحم، تاثیری افسردهکننده دارد و از نیروی آدمی میکاهد. ترحم، آدمی را به نیستی متقاعد میکند، البته کسی صریحا از «نیستی» سخن نمیگوید، بلکه به جای آن گفته میشود: «آنجهان» یا «خدا» یا «زندگی واقعی» یا «رستگاری» یا «نیروانا». برای نیچه، مادامی که کشیش یا روحانی مسیحی، نوع برتر انسان شناخته میشود، «روح ناب» چیزی جز «دروغ ناب» نیست. شغل کشیشان نفیکردن، تحریفکردن و مسمومکردن زندگیست و هنگامی که روحانیان یعنی «وکیلان آگاه نیستی و نفی» به عنوان «نمایندگان حقیقت» شمرده میشوند، پاسخی برای این پرسش وجود ندارد که حقیقت چیست، زیرا آدمی حقیقت را واژگونه ساخته است.
با مرگ خدا، اوج نیهیلیسم فرارسیده است. ولی کسانی که او را کشتهاند ـ یعنی کسانی که به او باور ندارند ـ هنوز درنیافتهاند که مرگ خدا چه معنایی دارد. به راستی مرگ خدا چه معنایی دارد؟ وقتی آدمی پاسخ این پرسش را نمیداند، به طریق اولی نمیداند چگونه میتوان ارزشهای تازه آفرید.
آری، خدا به مثابه والاترین ارزش مرده است، ولی نتیجهی نیهیلیستی مرگ او فقط هشیاری آدمی نیست، بلکه آدمی همچنین «آنجهان» را باخته است، بدون آنکه «اینجهان» را برده باشد. نیچه اما میخواهد از گذرگاه چیرگی بر نیهیلیسم ما را با هنری آشنا کند که با کمک آن بتوان هنگام باختن برد. او میخواهد با قدرت اندیشهی خود نیروی همهی تلاشها، شورها و احساساتی را که آدمی با «آنجهان» پیوند زده بود آزاد سازد و در خدمت زندگی قرار دهد. او میخواهد با فلسفهی خود به آدمیان بیاموزد که چگونه میتوان پس از چشم برگرفتن از آسمان، «به زمین وفادار ماند» و با «بازسنجی همهی ارزشها»، ارزشهای تازه آفرید.
📚دنیا دیگر با قواعد خدا نمیچرخد
🔚 پایان...
📎 #فریدریش_نیچه #اندیشه #فرهنگ #اخلاق #موسیقی #ادبیات #تاریخ #نقد_دین #زرتشت #تبارشناسی_اخلاق #اخلاق_بندگی #نیچه #دجال #مسیحیت #یهودیت #عیسی #روانشناسی #متعصبان_دینی #شک_گرایی #کلیسا #دین #فلسفه #متافیزیک #حقیقت #مرگ_خدا #نیهیلیسم
آری، خدا به مثابه والاترین ارزش مرده است، ولی نتیجهی نیهیلیستی مرگ او فقط هشیاری آدمی نیست، بلکه آدمی همچنین «آنجهان» را باخته است، بدون آنکه «اینجهان» را برده باشد. نیچه اما میخواهد از گذرگاه چیرگی بر نیهیلیسم ما را با هنری آشنا کند که با کمک آن بتوان هنگام باختن برد. او میخواهد با قدرت اندیشهی خود نیروی همهی تلاشها، شورها و احساساتی را که آدمی با «آنجهان» پیوند زده بود آزاد سازد و در خدمت زندگی قرار دهد. او میخواهد با فلسفهی خود به آدمیان بیاموزد که چگونه میتوان پس از چشم برگرفتن از آسمان، «به زمین وفادار ماند» و با «بازسنجی همهی ارزشها»، ارزشهای تازه آفرید.
📚دنیا دیگر با قواعد خدا نمیچرخد
🔚 پایان...
📎 #فریدریش_نیچه #اندیشه #فرهنگ #اخلاق #موسیقی #ادبیات #تاریخ #نقد_دین #زرتشت #تبارشناسی_اخلاق #اخلاق_بندگی #نیچه #دجال #مسیحیت #یهودیت #عیسی #روانشناسی #متعصبان_دینی #شک_گرایی #کلیسا #دین #فلسفه #متافیزیک #حقیقت #مرگ_خدا #نیهیلیسم