#خرافه_ستیزی
سویهی دیگری از مقابلهی روشنگرانه با دین، دفاع از خرد و دانش در برابر خرافه و باورهای غلط سنتی بود. ماجرای #گالیله یکی از اولین برخوردهای بزرگ عصر جدید میان روشنگری تازهپا با یک نهاد دینی کهن است. #کلیسا گالیله را به محاکمه کشید چون او به این نظر علمی رسیده بود که زمین به دور خورشید میچرخد. روشنگری گامبهگام خرافهزدایی کرد. به این خاطر بود که در اروپا دین مجبور شد قلمرو خود را از نو تعریف کند. بدون روشنگری، دین در همهی امور دخالت میکرد، از پزشکی گرفته تا نجوم، از امور خصوصی گرفته تا امور عمومی.
سویهی دیگری از مقابلهی روشنگرانه با دین، دفاع از خرد و دانش در برابر خرافه و باورهای غلط سنتی بود. ماجرای #گالیله یکی از اولین برخوردهای بزرگ عصر جدید میان روشنگری تازهپا با یک نهاد دینی کهن است. #کلیسا گالیله را به محاکمه کشید چون او به این نظر علمی رسیده بود که زمین به دور خورشید میچرخد. روشنگری گامبهگام خرافهزدایی کرد. به این خاطر بود که در اروپا دین مجبور شد قلمرو خود را از نو تعریف کند. بدون روشنگری، دین در همهی امور دخالت میکرد، از پزشکی گرفته تا نجوم، از امور خصوصی گرفته تا امور عمومی.
اما در کنار این مفاهیم گاهی همچنین از مفهوم سکولاریزاسیون یاد میشود که با «سکولاریته» و «سکولاریزه» متفاوت و رویدادی کاملا مشخص و ویژه است و به جریانی اشاره دارد که به کوتاه کردن دست #کلیسا از داراییهایش و انتقال این داراییها به حوزهی حاکمیت عرفی (حکومت) مربوط میشود. #سکولاریزاسیون برای نخستین بار در زمان جنبش رفورماسیون پدید آمد. اما سکولاریزاسیون واقعی برای نمونه بعدها در آلمان در سال ۱۸۰۳ و در زمان انحلال امپراتوری (رایش) روی داد.
#رفورماسیون : دوره اصلاحات دینی در اروپا (اصلاحات پروتستانی)
#رفورماسیون : دوره اصلاحات دینی در اروپا (اصلاحات پروتستانی)
نیچه میافزاید که همهی جانهای بزرگ و آزاده و نیرومند، شکگرا بودهاند. نیرومندی و آزادی برخاسته از نیروی روحی، از طریق #شک_گرایی اثبات میشود، در صورتی که مومنان همیشه دربند و وابستهاند و میتوانند به متعصبان تبدیل گردند. به گفتهی نیچه همهی حکومتهایی که بر روحانیان متکی بودهاند، به «دروغ مقدس» متوسل شدهاند. نمونهی آن پولس است که نیاز او برای رساندن روحانیان به قدرت باعث ایجاد مفاهیم، آموزهها و نمادهایی میشود که با آن بتوان ارادهی خود را به تودههای مردم تحمیل کرد و گله راه انداخت؛ چیزی که بعدها محمد نیز از مسیحیت وام گرفت.
به باور نیچه، «جانهای آزادشده» امروزه شرایط آن را دارند تا چیزی را بفهمند که ۱۹۰۰ سال بد فهمیده شده است. تاریخ مسیحیت از زمان به صلیب کشیده شدن عیسی، تاریخ بدفهمی گام به گام و فزایندهی یک نمادگرایی اولیه است. مسیحیت با گسترش خود همواره عوامانهتر و بربرمنشانهتر و مبتذلتر شده و آموزهها و مراسم کیشهای زیرزمینی امپراتوری روم و یاوههای همه گونه اذهان بیمار را در خود جای داده است. سرنوشت مسیحیت با این ضرورت همراه بوده که باورهای آن باید چنان بیمار و پست و مبتذل میشدند تا به نیازهای بیماران و فرومایگان و عوام پاسخ دهند. #کلیسا نهایتا مجموعهی بربریت بیمارگونهای است که به قدرت رسیده است؛ کلیسایی که دشمن مرگبار هر نوع راستگویی، هر نوع روح والا و هر نوع انسانیت صادقانه و نیکخواهانه است.
به باور نیچه، «جانهای آزادشده» امروزه شرایط آن را دارند تا چیزی را بفهمند که ۱۹۰۰ سال بد فهمیده شده است. تاریخ مسیحیت از زمان به صلیب کشیده شدن عیسی، تاریخ بدفهمی گام به گام و فزایندهی یک نمادگرایی اولیه است. مسیحیت با گسترش خود همواره عوامانهتر و بربرمنشانهتر و مبتذلتر شده و آموزهها و مراسم کیشهای زیرزمینی امپراتوری روم و یاوههای همه گونه اذهان بیمار را در خود جای داده است. سرنوشت مسیحیت با این ضرورت همراه بوده که باورهای آن باید چنان بیمار و پست و مبتذل میشدند تا به نیازهای بیماران و فرومایگان و عوام پاسخ دهند. #کلیسا نهایتا مجموعهی بربریت بیمارگونهای است که به قدرت رسیده است؛ کلیسایی که دشمن مرگبار هر نوع راستگویی، هر نوع روح والا و هر نوع انسانیت صادقانه و نیکخواهانه است.
با مرگ خدا، اوج نیهیلیسم فرارسیده است. ولی کسانی که او را کشتهاند ـ یعنی کسانی که به او باور ندارند ـ هنوز درنیافتهاند که مرگ خدا چه معنایی دارد. به راستی مرگ خدا چه معنایی دارد؟ وقتی آدمی پاسخ این پرسش را نمیداند، به طریق اولی نمیداند چگونه میتوان ارزشهای تازه آفرید.
آری، خدا به مثابه والاترین ارزش مرده است، ولی نتیجهی نیهیلیستی مرگ او فقط هشیاری آدمی نیست، بلکه آدمی همچنین «آنجهان» را باخته است، بدون آنکه «اینجهان» را برده باشد. نیچه اما میخواهد از گذرگاه چیرگی بر نیهیلیسم ما را با هنری آشنا کند که با کمک آن بتوان هنگام باختن برد. او میخواهد با قدرت اندیشهی خود نیروی همهی تلاشها، شورها و احساساتی را که آدمی با «آنجهان» پیوند زده بود آزاد سازد و در خدمت زندگی قرار دهد. او میخواهد با فلسفهی خود به آدمیان بیاموزد که چگونه میتوان پس از چشم برگرفتن از آسمان، «به زمین وفادار ماند» و با «بازسنجی همهی ارزشها»، ارزشهای تازه آفرید.
📚دنیا دیگر با قواعد خدا نمیچرخد
🔚 پایان...
📎 #فریدریش_نیچه #اندیشه #فرهنگ #اخلاق #موسیقی #ادبیات #تاریخ #نقد_دین #زرتشت #تبارشناسی_اخلاق #اخلاق_بندگی #نیچه #دجال #مسیحیت #یهودیت #عیسی #روانشناسی #متعصبان_دینی #شک_گرایی #کلیسا #دین #فلسفه #متافیزیک #حقیقت #مرگ_خدا #نیهیلیسم
آری، خدا به مثابه والاترین ارزش مرده است، ولی نتیجهی نیهیلیستی مرگ او فقط هشیاری آدمی نیست، بلکه آدمی همچنین «آنجهان» را باخته است، بدون آنکه «اینجهان» را برده باشد. نیچه اما میخواهد از گذرگاه چیرگی بر نیهیلیسم ما را با هنری آشنا کند که با کمک آن بتوان هنگام باختن برد. او میخواهد با قدرت اندیشهی خود نیروی همهی تلاشها، شورها و احساساتی را که آدمی با «آنجهان» پیوند زده بود آزاد سازد و در خدمت زندگی قرار دهد. او میخواهد با فلسفهی خود به آدمیان بیاموزد که چگونه میتوان پس از چشم برگرفتن از آسمان، «به زمین وفادار ماند» و با «بازسنجی همهی ارزشها»، ارزشهای تازه آفرید.
📚دنیا دیگر با قواعد خدا نمیچرخد
🔚 پایان...
📎 #فریدریش_نیچه #اندیشه #فرهنگ #اخلاق #موسیقی #ادبیات #تاریخ #نقد_دین #زرتشت #تبارشناسی_اخلاق #اخلاق_بندگی #نیچه #دجال #مسیحیت #یهودیت #عیسی #روانشناسی #متعصبان_دینی #شک_گرایی #کلیسا #دین #فلسفه #متافیزیک #حقیقت #مرگ_خدا #نیهیلیسم