با این همه، تسلط نیچه بر زبان، لحن شاعرانه و قدرت واژهپردازی و روش ویژهای که برای بیان اندیشههای ژرف خود به کار میبرد، کار را برای فهمیدن او دشوار و برای نوشتن دربارهی او دشوارتر میکند. از این منظر طبعا پرداختن به اندیشههای نیچه در حوزهی #نقد_دین و #متافیزیک، آن هم در یادداشتی کوتاه، کاری دشوار و همواره با خطر ناکامی همراه است. بنابراین باید این نوشتار را نیز فقط تلاشی برای برداشتن گام کوچکی در جهت نزدیکتر شدن به «میدان منازعه» ارزیابی کرد و نه بیشتر.
نیچه از زبان #زرتشت خود میگوید: «اگر خدایان وجود داشتند، من چگونه میتوانستم تحمل کنم که خدا نباشم؟». تفکر نیچه همزمان آموزههای دینی تئولوژی مسیحی و متافیزیک را نشانه میگیرد. اوج این معارضه در تمثیلی به نام «آدم دیوانه» بازتاب یافته که نیچه در آن مرگ خدا را اعلام کرده است و ما در پایان این نوشتار به آن بازخواهیم گشت. ولی در آغاز اشارههایی گذرا به اندیشههای نیچه در نقد مسیحیت.
نیچه از زبان #زرتشت خود میگوید: «اگر خدایان وجود داشتند، من چگونه میتوانستم تحمل کنم که خدا نباشم؟». تفکر نیچه همزمان آموزههای دینی تئولوژی مسیحی و متافیزیک را نشانه میگیرد. اوج این معارضه در تمثیلی به نام «آدم دیوانه» بازتاب یافته که نیچه در آن مرگ خدا را اعلام کرده است و ما در پایان این نوشتار به آن بازخواهیم گشت. ولی در آغاز اشارههایی گذرا به اندیشههای نیچه در نقد مسیحیت.
از چنین دیدگاهی است که نیچه به نقد #متافیزیک در فلسفهی مغربزمین و متفکرانی برمیخیزد که به گفتهی او دلبستهی «ایده» و «دشمن حواس» بودهاند. او در کتاب #دانش_شاد (۱۸۸۲)، در گزینگویهای تحت عنوان «چرا ما ایدهآلیست نیستیم»، به طبیعت فیلسوفان و بیگانگی آنان با زندگی واقعی میپردازد و آنان را افرادی مینامد که از بیم رنگ باختن «فضیلتهای فیلسوفان»، در گوشهای خود موم فروکردهاند تا موسیقی زندگی را که در گوش آنان مانند صدای آژیر است نشنوند. به گفتهی نیچه اما «ایدهها» فریبگران بدتری از «حواس» هستند و همواره از خون فیلسوفان تغذیه و آنان را بیقلب کردهاند. این فیلسوفان بیقلب بودند و فلسفیدن آنان همواره گونهای «خونآشامی» بوده و فیلسوف خونآشامی است که از خون خود تغذیه میکند. نیچه همهی فلسفههای ایدهآلیستی را به بیماری تشبیه میکند.
وی بویژه آن فیلسوفانی را که «جزمگرا» میخواند، سزاوار تندترین سرزنشها میداند. نیچه تصریح میکند که بدترین، وقتگیرترین و خطرناکترین خطایی که این فیلسوفان تا کنون مرتکب شدهاند، اختراع «روح ناب» و «نیکی فینفسه» بوده است؛ کاری که نخست به دست افلاطون صورت گرفت که خود نیز توسط استادش سقراط به تباهی کشیده شده بود. از دیدگاه نیچه، انحراف از فلسفه به مفهوم کهن آن با سقراط میآغازد که متافیزیک را با تفکیک دو جهان، تضاد میان ذات و پدیدار، واقعی و غیرواقعی و عقلی و حسی تعریف میکند. بنابراین سقراط مخترع متافیزیک است و با اختراع خود، از زندگی چیزی میسازد که باید محدود و مقرر باشد. سقراط همچنین از اندیشه نیز مرز و معیاری میسازد که به نام ارزشی والاتر مانند «امر خدایی»، «امر واقعی»، «امر زیبا» و «امر نیک» کار میکند.
وی بویژه آن فیلسوفانی را که «جزمگرا» میخواند، سزاوار تندترین سرزنشها میداند. نیچه تصریح میکند که بدترین، وقتگیرترین و خطرناکترین خطایی که این فیلسوفان تا کنون مرتکب شدهاند، اختراع «روح ناب» و «نیکی فینفسه» بوده است؛ کاری که نخست به دست افلاطون صورت گرفت که خود نیز توسط استادش سقراط به تباهی کشیده شده بود. از دیدگاه نیچه، انحراف از فلسفه به مفهوم کهن آن با سقراط میآغازد که متافیزیک را با تفکیک دو جهان، تضاد میان ذات و پدیدار، واقعی و غیرواقعی و عقلی و حسی تعریف میکند. بنابراین سقراط مخترع متافیزیک است و با اختراع خود، از زندگی چیزی میسازد که باید محدود و مقرر باشد. سقراط همچنین از اندیشه نیز مرز و معیاری میسازد که به نام ارزشی والاتر مانند «امر خدایی»، «امر واقعی»، «امر زیبا» و «امر نیک» کار میکند.
با مرگ خدا، اوج نیهیلیسم فرارسیده است. ولی کسانی که او را کشتهاند ـ یعنی کسانی که به او باور ندارند ـ هنوز درنیافتهاند که مرگ خدا چه معنایی دارد. به راستی مرگ خدا چه معنایی دارد؟ وقتی آدمی پاسخ این پرسش را نمیداند، به طریق اولی نمیداند چگونه میتوان ارزشهای تازه آفرید.
آری، خدا به مثابه والاترین ارزش مرده است، ولی نتیجهی نیهیلیستی مرگ او فقط هشیاری آدمی نیست، بلکه آدمی همچنین «آنجهان» را باخته است، بدون آنکه «اینجهان» را برده باشد. نیچه اما میخواهد از گذرگاه چیرگی بر نیهیلیسم ما را با هنری آشنا کند که با کمک آن بتوان هنگام باختن برد. او میخواهد با قدرت اندیشهی خود نیروی همهی تلاشها، شورها و احساساتی را که آدمی با «آنجهان» پیوند زده بود آزاد سازد و در خدمت زندگی قرار دهد. او میخواهد با فلسفهی خود به آدمیان بیاموزد که چگونه میتوان پس از چشم برگرفتن از آسمان، «به زمین وفادار ماند» و با «بازسنجی همهی ارزشها»، ارزشهای تازه آفرید.
📚دنیا دیگر با قواعد خدا نمیچرخد
🔚 پایان...
📎 #فریدریش_نیچه #اندیشه #فرهنگ #اخلاق #موسیقی #ادبیات #تاریخ #نقد_دین #زرتشت #تبارشناسی_اخلاق #اخلاق_بندگی #نیچه #دجال #مسیحیت #یهودیت #عیسی #روانشناسی #متعصبان_دینی #شک_گرایی #کلیسا #دین #فلسفه #متافیزیک #حقیقت #مرگ_خدا #نیهیلیسم
آری، خدا به مثابه والاترین ارزش مرده است، ولی نتیجهی نیهیلیستی مرگ او فقط هشیاری آدمی نیست، بلکه آدمی همچنین «آنجهان» را باخته است، بدون آنکه «اینجهان» را برده باشد. نیچه اما میخواهد از گذرگاه چیرگی بر نیهیلیسم ما را با هنری آشنا کند که با کمک آن بتوان هنگام باختن برد. او میخواهد با قدرت اندیشهی خود نیروی همهی تلاشها، شورها و احساساتی را که آدمی با «آنجهان» پیوند زده بود آزاد سازد و در خدمت زندگی قرار دهد. او میخواهد با فلسفهی خود به آدمیان بیاموزد که چگونه میتوان پس از چشم برگرفتن از آسمان، «به زمین وفادار ماند» و با «بازسنجی همهی ارزشها»، ارزشهای تازه آفرید.
📚دنیا دیگر با قواعد خدا نمیچرخد
🔚 پایان...
📎 #فریدریش_نیچه #اندیشه #فرهنگ #اخلاق #موسیقی #ادبیات #تاریخ #نقد_دین #زرتشت #تبارشناسی_اخلاق #اخلاق_بندگی #نیچه #دجال #مسیحیت #یهودیت #عیسی #روانشناسی #متعصبان_دینی #شک_گرایی #کلیسا #دین #فلسفه #متافیزیک #حقیقت #مرگ_خدا #نیهیلیسم