روزنامهنگاران یکی از گروههای #اجتماعی درگیر این پدیده خودسانسوری هستند. این امر هم در نظامهای #دیکتاتوری و هم در ساختارهای #دموکراتیک عمل میکند. بهعنوان نمونه روزنامه نگاران مستقل در ایران از جمله به لحاظ #استبداد به میزان گستردهای دستخوش خودسانسوری هستند و یا در فرانسه دمکراتیک روزنامه نگاران در رسانههای خصوصی مانند نشریات و تلویزیون و یا در رسانههای دولتی به شکلهای گوناگون به خودسانسوری پرداخته و پیشاپیش قلم و زبان خود را از #شفافیت دور میکنند. به عنوان نمونه توجه به سیاست مسلط و منافع سهامدار رسانه خصوصی، حفظ منافع سیاسی یک شخصیت ویا گروه سیاسی، واکنشهای ناشی از #نقد_دین و یا قدرت سیاسی، تصمیم گیری در چهارچوب یک سلسله مراتب سازمانی از جمله عواملی هستند که روزنامه نگار را بسوی خودسانسوری میکشاند. خودسانسوری یک پدیده روحی، فرهنگی، روانشناختی فرد در جهت کنترل خویش و انطباق رفتاری با هنجارها و فضای مستولی در جامعه است. خودسانسوری عاملی برای پنهان کردن شخصیت خود و نفی #استقلال_فردی است.
جوامع پیشرفته زمین که امروزه به واسطه ی سیستم #دموکراتیک اداره می شوند با آگاهی از نیاز طبیعی بشر از #تابو شدن #نیاز_جنسی ساکنان جامعه جلوگیری کرده تا مانع دست درازی سواستفاده گران از هر روشی شوند ولو به نام مذهب.
اما جوامع پیشرفته از ابتدای شکل گیری دارای چنین شناخت درستی نبودند و آزادی های امروز آنها ثمره ی گذار از دوران هاست.
اگرچه این جوامع از سال های دور دارای آزادی های اجتماعی متعددی چون آزادی در روابط و پوشش بودند اما تا حدود یک قرن پیش همچنان سایه #تفکرات_سنتی بر سر این جوامع سنگینی میکرد.
اما جوامع پیشرفته از ابتدای شکل گیری دارای چنین شناخت درستی نبودند و آزادی های امروز آنها ثمره ی گذار از دوران هاست.
اگرچه این جوامع از سال های دور دارای آزادی های اجتماعی متعددی چون آزادی در روابط و پوشش بودند اما تا حدود یک قرن پیش همچنان سایه #تفکرات_سنتی بر سر این جوامع سنگینی میکرد.
جامعه پدیدهای متکثر است که در آن مذاهب، باورها و عقاید گوناگون وجود دارد. حکومتی که میخواهد از حقانیت برخوردار باشد، ناچار است در چنین فضای متکثری، از نظر دینی و ایدئولوژیک بیطرف باشد، در غیر این صورت خود یک طرف دعواست و قادر نخواهد بود اختلافات مذهبی و ایدئولوژیک را در جامعه حل و فصل کند. ادیان و مذاهب بنا بر طبیعت خود مدعی حقایق مطلق و جهانشمول و تغییرناپذیرند، اما حکومت در امور کشورداری و سیاستورزی، با تمشیت امور سیال و گذرا و «اینجهانی» سروکار دارد و نه امور «آنجهانی» مورد ادعای دین!
در #سیاست هیچ چیز جاودانه و غیرقابل تغییری وجود ندارد. سیاست عرصهی چانهزنی و مصالحه و بقول معروف «هنر ممکنات» است و هر آینه #دین با جزمیات و خصلت تامگرای خود وارد عالم سیاست شود، کار را به بنبست و تباهی میکشد، همانطور که #جمهوری_اسلامی آن را نشان داد. بنابراین امر #جدایی_دین_از_حکومت، دارای اهمیت کانونی و یکی از شاخصهای اصلی حکومتهای مدرن و نظامهای #دموکراتیک است و وثیقهای برای #صلح_اجتماعی در کشورهای پیشرفته بهشمار میرود.
در #سیاست هیچ چیز جاودانه و غیرقابل تغییری وجود ندارد. سیاست عرصهی چانهزنی و مصالحه و بقول معروف «هنر ممکنات» است و هر آینه #دین با جزمیات و خصلت تامگرای خود وارد عالم سیاست شود، کار را به بنبست و تباهی میکشد، همانطور که #جمهوری_اسلامی آن را نشان داد. بنابراین امر #جدایی_دین_از_حکومت، دارای اهمیت کانونی و یکی از شاخصهای اصلی حکومتهای مدرن و نظامهای #دموکراتیک است و وثیقهای برای #صلح_اجتماعی در کشورهای پیشرفته بهشمار میرود.
حکومت نماینده هیچ دینی نیست، چیزی به نام امر قدسی از بالا به همه مردم تحمیل نمیشود و ادیان گوناگون از آزادی لازم برای حضور و فعالیت در جامعه و سازمان دادن پیروان و مراسم دینی خود برخوردارند. این ساز و کار و انتخاب تاریخی نتیجه بازاندیشی و تجربه جهانی دو سه قرن اخیر در چهارگوشه جهان است. جدایی دین از حکومت به نه معنای دشمنی با امر قدسی و این یا آن مذهب است و نه مخالف مشارکت نیروهای وابسته به این یا آن دین در زندگی سیاسی. در اروپا نیروهای سیاسی با پیشینه دینی در کشورهای گوناگون با وجود تکیه بر هویت مسیحی خود به بازی سیاسی #دموکراتیک تن دادهاند و پروژه دخالت دین در عرصه عمومی را کنار گذاشتهاند.
سوگند مقامات حکومتی به کتاب مقدس در برخی کشورها به معنای پیروی نهادهای رسمی و قوانین از اصول و آموزههای دینی نیست. حتی در کشورهایی با زمینه افکار عمومی بسیار مذهبی، رابطه دین با حکومت حداقلی است و قوانین و ساز و کارهای حکومتی سکولار و عرفی هستند و عرصه عمومی محل تاخت و تاز یک دین و یا خوانشی از دین نیست.
سوگند مقامات حکومتی به کتاب مقدس در برخی کشورها به معنای پیروی نهادهای رسمی و قوانین از اصول و آموزههای دینی نیست. حتی در کشورهایی با زمینه افکار عمومی بسیار مذهبی، رابطه دین با حکومت حداقلی است و قوانین و ساز و کارهای حکومتی سکولار و عرفی هستند و عرصه عمومی محل تاخت و تاز یک دین و یا خوانشی از دین نیست.
سخن پایانی
همانطور که گفتیم ما در ایران با وضعیتی به مراتب دشوارتر و پیچیدهتری روبرو هستیم، چون ایران جامعهای اسلامی است و نه مسیحی. با این همه، با توجه به دو الگوی یاد شده میتوان گفت که ویژگیهای جامعهی ایران، صرفنظر از دشواری تحقق، «لائیسیته» را برای میهن ما ضروری میکند. علت آن هم روشن است. روند سکولاریزه شدن عمدتا در جوامعی روی داده که جنبش رفورماسیون و پروتستانتیسم پیشتر نقش کلیسای کاتولیک و روحانیان را در آنها تضعیف کرده بود. حکومت در این کشورها توانست از این موقعیت تاریخی استفاده و دین را از حکومت جدا کند. اما ما در ایران با نهاد متنفذ و سازمانیافتهای به نام #روحانیان_شیعه روبرو هستیم که دعوی قدرت دارد. بنابراین لازم است حکومت پس از سقوط جمهوری اسلامی فعالانه در این زمینه وارد میدان شود و تا آنجا که میتواند با وضع کردن قوانین تازه، امتیازهای ناموجه و سنتی نهاد روحانیت را لغو کند و با کوتاه کردن دست روحانیان از مقامات دولتی، آنان را به مساجد بازگرداند. یکی از گامهای اولیه در این زمینه لغو امتیاز تشیع به عنوان «مذهب دولتی و رسمی» کشور است که خود منشاء بزرگترین تبعیضهای مذهبی در کشور است. دوم، اصل جدایی کامل دین از حکومت است که باید در قانون اساسی نظام پس از جمهوری اسلامی تصریح شود تا حکومت لائیک همواره مراقب باشد که کسی از این اصل تخطی نکند!
شاید برخی از این اقدامات در حال حاضر که ما هنوز گردنهی سقوط رژیم فقاهتی را پشت سر نگذاشتهایم تا اندازهای آرمانی و اتوپیک به نظر بیاید. اما نباید فراموش کرد که به کرسی نشاندن چنین قوانینی، در وهلهی نخست به تناسب و صفآرایی نیروهای لائیک و اسلامگرا در جامعه باز میگردد و منوط به آن است که مردم و بویژه جامعهی مدرن شهروندی ایران در این رویارویی جانب چه کسانی را بگیرند و تا چه اندازه آمادهی پذیرش تغییرات در قوانین باشند. نکتهی قابل توجه اما اینست که طبعا فضای پس از سقوط رژیم جمهوری اسلامی، فضای کنونی نخواهد بود و جامعه پس از دهها سال جنایت و فساد و تبهکاری این رژیم، آمادهی پذیرش بسیاری از تغییرات جدی در الگوی سیاسی و اجتماعی است. نیروهای لائیک با اتحاد و تلاش خود باید از این فرصت به بهترین نحو استفاده کنند. حقوقدانان لائیک و پیشرو ایران باید از هماکنون در صدد تدوین طرحهای قانونی در این زمینه باشند.
🔚 پایان...
📎 #جدایی_دین_از_حکومت #سکولاریته #لائیسیته #صلح_اجتماعی #جمهوری_اسلامی #دینسالار #تبعیض #خاورمیانه #دموکراتیک #ایران #فرانسه #اخلاق_دینی #سرکوب #فساد #غارت #فروپاشی_اخلاقی #دموکراسی #حکومت_دینی #حکومت_عرفی #سکولاریسم #لائیسیسم #عصر_روشنگری #مسیحیت #اسلام #روحانیان_شیعه
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
همانطور که گفتیم ما در ایران با وضعیتی به مراتب دشوارتر و پیچیدهتری روبرو هستیم، چون ایران جامعهای اسلامی است و نه مسیحی. با این همه، با توجه به دو الگوی یاد شده میتوان گفت که ویژگیهای جامعهی ایران، صرفنظر از دشواری تحقق، «لائیسیته» را برای میهن ما ضروری میکند. علت آن هم روشن است. روند سکولاریزه شدن عمدتا در جوامعی روی داده که جنبش رفورماسیون و پروتستانتیسم پیشتر نقش کلیسای کاتولیک و روحانیان را در آنها تضعیف کرده بود. حکومت در این کشورها توانست از این موقعیت تاریخی استفاده و دین را از حکومت جدا کند. اما ما در ایران با نهاد متنفذ و سازمانیافتهای به نام #روحانیان_شیعه روبرو هستیم که دعوی قدرت دارد. بنابراین لازم است حکومت پس از سقوط جمهوری اسلامی فعالانه در این زمینه وارد میدان شود و تا آنجا که میتواند با وضع کردن قوانین تازه، امتیازهای ناموجه و سنتی نهاد روحانیت را لغو کند و با کوتاه کردن دست روحانیان از مقامات دولتی، آنان را به مساجد بازگرداند. یکی از گامهای اولیه در این زمینه لغو امتیاز تشیع به عنوان «مذهب دولتی و رسمی» کشور است که خود منشاء بزرگترین تبعیضهای مذهبی در کشور است. دوم، اصل جدایی کامل دین از حکومت است که باید در قانون اساسی نظام پس از جمهوری اسلامی تصریح شود تا حکومت لائیک همواره مراقب باشد که کسی از این اصل تخطی نکند!
شاید برخی از این اقدامات در حال حاضر که ما هنوز گردنهی سقوط رژیم فقاهتی را پشت سر نگذاشتهایم تا اندازهای آرمانی و اتوپیک به نظر بیاید. اما نباید فراموش کرد که به کرسی نشاندن چنین قوانینی، در وهلهی نخست به تناسب و صفآرایی نیروهای لائیک و اسلامگرا در جامعه باز میگردد و منوط به آن است که مردم و بویژه جامعهی مدرن شهروندی ایران در این رویارویی جانب چه کسانی را بگیرند و تا چه اندازه آمادهی پذیرش تغییرات در قوانین باشند. نکتهی قابل توجه اما اینست که طبعا فضای پس از سقوط رژیم جمهوری اسلامی، فضای کنونی نخواهد بود و جامعه پس از دهها سال جنایت و فساد و تبهکاری این رژیم، آمادهی پذیرش بسیاری از تغییرات جدی در الگوی سیاسی و اجتماعی است. نیروهای لائیک با اتحاد و تلاش خود باید از این فرصت به بهترین نحو استفاده کنند. حقوقدانان لائیک و پیشرو ایران باید از هماکنون در صدد تدوین طرحهای قانونی در این زمینه باشند.
🔚 پایان...
📎 #جدایی_دین_از_حکومت #سکولاریته #لائیسیته #صلح_اجتماعی #جمهوری_اسلامی #دینسالار #تبعیض #خاورمیانه #دموکراتیک #ایران #فرانسه #اخلاق_دینی #سرکوب #فساد #غارت #فروپاشی_اخلاقی #دموکراسی #حکومت_دینی #حکومت_عرفی #سکولاریسم #لائیسیسم #عصر_روشنگری #مسیحیت #اسلام #روحانیان_شیعه
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives