اما انسان بودن ما به چه چيزهایی وابسته بود؟ جدا از قابليتهای خارقالعاده برای يادگيری (از ٧٠هزار سال قبل به اين سو) و ايجاد ساختارهای اجتماعی پيچيده، دو ويژگی مهم انسان مغز بزرگ و راهرفتن روی دو پا بود.
هراری مینويسد: «مغز بزرگ قدرت بدنی زيادی هم میطلبد. حمل مغزی بزرگ به اين طرف و آن طرف، خصوصا در پوستهای ضخيم، كار آسانی نيست و از آن هم دشوارتر سوخترساندن به آن است. مغز انسان خردمند... زمانی كه بدن در حال استراحت است ٢٥ درصد از انرژی بدن را به خود اختصاص میدهد، در حالی كه مغز ميمونِ در حال استراحت فقط ٨ درصد انرژی میطلبد.» در حالی كه مغز بزرگ انسان، تا ميليونها سال برای او كارایی چندانی نداشت، روند #تكامل هزينههایی را بابت اين #مغز_بزرگ به انسان تحميل كرد.
توضيح هراری درباره اين هزينهها چنين است: «انسانهای اوليه بهای بزرگ بودن مغزشان را به دو صورت میپرداختند: يكی با صرف وقت بيشتر برای يافتن غذا و ديگری با تحليل رفتن عضلاتشان. همانطور كه دولتی بودجهاش را از بخش دفاعی به بخش آموزش و پرورش منتقل میكند، انسانها هم انرژی را از عضله دو سرِ بازو به رشتههای عصبی منتقل میكردند.»
هراری مینويسد: «مغز بزرگ قدرت بدنی زيادی هم میطلبد. حمل مغزی بزرگ به اين طرف و آن طرف، خصوصا در پوستهای ضخيم، كار آسانی نيست و از آن هم دشوارتر سوخترساندن به آن است. مغز انسان خردمند... زمانی كه بدن در حال استراحت است ٢٥ درصد از انرژی بدن را به خود اختصاص میدهد، در حالی كه مغز ميمونِ در حال استراحت فقط ٨ درصد انرژی میطلبد.» در حالی كه مغز بزرگ انسان، تا ميليونها سال برای او كارایی چندانی نداشت، روند #تكامل هزينههایی را بابت اين #مغز_بزرگ به انسان تحميل كرد.
توضيح هراری درباره اين هزينهها چنين است: «انسانهای اوليه بهای بزرگ بودن مغزشان را به دو صورت میپرداختند: يكی با صرف وقت بيشتر برای يافتن غذا و ديگری با تحليل رفتن عضلاتشان. همانطور كه دولتی بودجهاش را از بخش دفاعی به بخش آموزش و پرورش منتقل میكند، انسانها هم انرژی را از عضله دو سرِ بازو به رشتههای عصبی منتقل میكردند.»