Diazepam
78 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
1984-جورج اورول
Lachrymose @Diiaazepam
ابله – فیدور داستایوسکی
Lachrymose @Diiaazepam
تهوع -ژان پل سارتر
lachrymose @Diiaazepam
تصویر دوریان گری- اسکار وایلد
Lachrymose @Diiaazepam
امروز در رگ‌هايم
خونِ تو جاری‌ست.
جريانی لطيف،‌
ساده،
و ابدی‌...

#پابلو_نرودا

Nemo @Diiaazepam
📚مکتبهای ادبی
📝رمان نو

رمان نو یکی از جنبش‌های ادبی معاصر غرب است که همگام با تحولات اجتماعی و سیاسی در اواخر دهه ۱۹۵۰ در فرانسه شکل گرفت و هم‌زمان به انتقاد از شیوه‌های بیان واقع‌گرایانه و کلاسیک در رمان پرداخت. «رمان نو» که در میان انگلیسی‌زبانان بیشتر به ضد رمان شهرت دارد با انتقاد از عناصر سنتی روایت داستانی مانند شخصیت، حادثه و طرح بر آن بود تا با تأکید بر لزوم تحول دائمی در ادبیات، گونه‌ای نو از روایت داستانی را ابداع و معرفی کند که با اوضاع اجتماعی و زندگی جدید انسان هم‌خوانی بیش‌تری داشته باشد.

این‌گونه از رمان با کتاب تروپیسم اثر ناتالی ساروت، آغاز می‌شود که رمان «پاک‌کن‌ها»ی آلن رب گری‌یه به آن استحکام می‌بخشد. رمان نو مکتب نیست، جنبشی است بدون رهبر و بدون مجله یا روزنامه، با این‌همه جهت‌گیری‌های رب گری‌یه او را رهبر ضمنی این جنبش می‌سازد. ناتالی ساروت در جایی ضمن اشاره به تفاوت‌های موجود میان نویسندگان رمان نو فرانسه می‌نویسد: «با این‌همه آن‌چه موجب پیوند ماست، رفتار و برداشت مشترکی است که نسبت به ادبیات گذشته داریم. وجه اشتراک ما اعتقاد به لزوم دگرگونی مداوم «صورت»ها و به آزادی کامل آن‌هاست». رولان بارت بر این باور است که معنی رمان، چیزی جز همین «صورت‌»ها نیست و در مقالهٔ پاسخ به کافکا آشکارا می‌نویسد: «همهٔ مفهوم رمان در شگردهای ادبی خلاصه می‌شود؛ ادبیات در شیوهٔ خود پدیدار می‌گردد»
رب گری‌یه در گفتگویی می‌گوید: «این نویسندگان سال‌ها بود که می‌نوشتند تا من آن‌ها را در انتشارات مینویی گرد هم آوردم. با این وصف «رمان نو» به هیچ وجه یک مکتب نبود. هر کسی روی کتاب خودش کار می‌کرد. ولی از آن‌جا که این گروه وجود داشت، هریک از ما می‌کوشید در راه خود تا آن‌جا که امکان دارد پیش برود»

اصطلاحاتی چون «مکتب نگاه» و یا «رمان نو» از تمرینات سادهٔ تجزیه و تحلیلی که رولان بارت از نخستین اثر آلن رب گری‌یه ارائه داد، به وجود آمدند. صفت نو فی‌نفسه، نه بهتر از صفت دیگری است و نه بدتر، بلکه به خودی خود بر چیزی دلالت نمی‌کند و در ادبیات به همهٔ آثار بزرگ گذشته که نمایانگر این تحول دائمی و ضروری قالب‌ها بوده‌اند، اطلاق شده است؛ تحولی که بدون آن، هنر داستان‌نویسی و به طور کلی هنر، نه می‌تواند پیش برود و نه زنده بماند (اثر استاندال نیز به اندازهٔ اثر پروست «نو» بوده است). پس اگر در آغاز دههٔ پنجاه این صفت دقیقا برای نشان دادن نوع خاصی از رمان به کار رفته است، رمانی که بر خلاف سنت رایج شکل گرفته بود، طبعاً می‌بایست دلایلی خاص داشته باشد.در واقع رولان بارت تاکیدی بر جنبهٔ انقلابی و خارجی اثر رب گری‌یه داشت و به ویژه حذف معیارهای سنتی قصه‌نویسی توسط نویسنده که سبب حذف ریشه‌ای عناصر کلاسیک رمان‌نویسی شد.

«رمان نو» به آن‌چه در رمان سنتی معمولاً قهرمان و یا شخصیت (پرسوناژ) و روند منطقی سلسله حوادث داستان اطلاق می‌شود اعتقادی ندارد. بلکه به روان‌کاوی جنبه‌های غیرعادی و نقاط تاریک شخصیت انسان می‌پردازد. شخصیت داستان هویت خاصی ندارد، تبدیل می‌شود یک حرف اول اسم یا یک ضمیر شخصی مذکر و مؤنث. در رمان کلاسیک ماجرا با درک دنیایی نظم یافته مطابقت دارد، ولی در رمان نو داستان در هم می‌ریزد. رمان نو به ویژه هرگونه اشتغال ذهنی ایدئولوژیک را دور می‌ریزد. به نظر رب گری‌یه، انتقال یک اندیشه، به‌کارگیری قالب سنتی را ایجاب می‌کند. در رمان نو نه جذابیت موضوع برای نویسنده اهمیت دارد، نه تسلسل منطقی حوادث و نه شخصیت‌های داستان. موضوع فقط قالبی است برای بازنمایاندن سلسله حوادثی که ممکن است هیچ ربطی به هم نداشته باشند و شخصیت‌ها، نظیر رهگذرانی هستند که از خیابان یا کوچه‌ای می‌گذرند.

مهدی سحابی در گفتگویی با ماهنامهٔ ادبیات داستانی می‌گوید: «شکل رمان نو در رابطه با رمان، مانند ارتباط آبستره است با نقاشی فیگوراتیو. از بین بردن ساختار کلاسیک رمان نه تنها از دید فنی، از دید هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و از دید شناخت فردی، چیزی به عنوان سلسله مراتب رمان قدیم وجود ندارد. همچنین دیگر از نظم ساختاری که در رمان کلاسیک جا افتاده بود، و یا سلسله مراتب و قواعدی مانند پیرنگ و ریتم، خبری نیست. آن‌چه در رمان کلاسیک مطرح است به صورت رفت و برگشت، هرمی با قاعده است که در نوک آن قهرمان جا دارد. ولی رمان نو فاقد این‌هاست. رمان نو، شکل آبستره رمان قدیم است. یا به عبارت بهتر، وصف حال انسان مدرن، انسان نو، بنابراین رمان نو است».
آلن رب گری‌یه در سال ۱۹۶۳ در کتابی تحت عنوان «برای رمان نو» که شامل تأملات دربارهٔ ماهیت و آیندهٔ رمان است، شخصیت پردازی، روایت داستان، ماجرانگاری و گره داستانی که در رمان‌های کلاسیک در قرن نوزدهم با آثار انوره دو بالزاک و امیل زولا به اوج شکوفایی خود رسیده بود، را به باد انتقاد گرفت. به گفته او از این پس «هدف نوشته بیان ماجرا نیست بلکه رمان ماجرای نوشته»
خواهد بود. ناتالی ساروت نیز در کتاب معتبر خود عصر بدگمانی ضمن انتقاد از رمان کلاسیک، سیر تحولات این ژانر ادبی را از دوره کافکا تا به امروز دنبال کرده‌است.

در رمان نو دیالوگ پیچیده‌تر از رمان‌های سنتی شده و انواع جدیدی از گفتگو پدید آمده است که پیچیده است و مطلب را ساده و بدیهی در اختیار خواننده نمی‌گذارد.

بستر شکل‌گیری رمان نو

رمان نو همزمان بود با جنگ الجزایر و بازگشت ژنرال دوگل به قدرت. لوسین گلدمن به هنگام تحلیل شرایط تاریخی و اجتماعی و اقتصادی عصر رمان نو، به این گمان رسید که این ادبیات تازهٔ داستانی در عصری پیدا شده‌اند که تحولات جامعه و ظهور پدیده‌های تازه و انفعالی شدن روزافزون افراد در یک نظام مصرفی، منجر به این شده است که برای اشیاء نوعی برتری نسبت به آدم‌ها شکل بگیرد. گلذمن با توجه به این دید، خبر از ظهور رئالیسمی تازه‌ای داده است که در آن برتری با شیء خواهد بود. در واقع به نظر می‌رسد او فراموش کرده است که ماجرای رمان نو در درجهٔ اول یک ماجرای دال است و اگر انقلابی روی داده است، در درجهٔ اول حاصل آگاهی نسلی از نویسندگان از نقش قالب‌های کلامی و صور بلاغی، قدرت‌های مولد نوشته و زبان در همهٔ آفرینش‌های ادبی است که در واقع حاصل تلاش نویسندگان بزرگ نیمهٔ اول قرن بیستم و بلندپروازی‌هایشان در ساختار و شکل و معنای تازه‌ای بود که به ترکیب و دید داستانی بخشیده بودند. نویسندگانی هم‌چون جیمز جویس، فرانتس کافکا، ویرجینیا وولف و کمی بعد بورخس و در نحلهٔ فرانسوی، مارسل پروست. مجموعهٔ این شرایط و تاثیرات به نوعی پژوهش منجر شد و به سرعت شکل کوششی را گرفت برای قراردادن یک زبان روایی - که در درجهٔ اول در سطح صوری عمل می‌کرد- به جای رمان سنتی. رولان بارت در مقاله‌های مشهورش که هم‌زمان با اولین کتاب‌های آلن رب گری‌یه منتشر می‌شد (سال‌های ۱۹۵۴ و ۱۹۵۵)، این نوع ادبیات را ادبیات عینی یا ادبیات تحت‌اللفظی می‌نامید و از این‌که می‌دید این نوع ادبی می‌خواهد «حتی قالب‌های داستان را گندزدایی کند»، سخت خوشحال بود.

مشهورترین نویسندگانی که در فرانسه به این سبک نوشته‌اند عبارتند از ناتالی ساروت، آلن رب گری‌یه، مارگریت دوراس، میشل بوتور و کلود سیمون. البته این نویسندگان ادعا نمی‌کنند که ابداع کنندهٔ اولیهٔ این سبک هستند، بلکه مارسل پروست و جیمز جویس را پیشکسوت خود می‌دانند، ناتالی ساروت به داستایوسکی و کافکا ارج می‌نهد و رب گری‌یه به بیگانه‌ی آلبر کامو و تهوع ژان پل سارتر.

از میان آثار نویسندگان رمان نو می‌توان به آثاری چون رمان عاشق و فیلم‌نامهٔ هیروشیما عشق من اثر مارگریت دوراس، رمان پاک‌کن‌ها و فیلم‌نامهٔ سال گذشته در مارین باد اثر آلن رب گری‌یه، رمان جاده‌های فلاندر اثر کلود سیمون، رمان تروپیسم اثر ناتالی ساروت و تغییر اثر میشل بوتور اشاره کرد.

#مکتبهای_ادبی
#رمان_نو

Lachrymose @Diiaazepam
می‌دانی
من خواب را دوست دارم
هرگاه که بیدارم
زندگی‌ام تمایل عجیبی به فروپاشی دارد!!!!

#ارنست_همینگوی

Lachrymose @Diiaazepam
خاطرات،چه شیرین چه تلخ،
همیشه مایه ی عذاب هستند

#داستایفسکی
Lachrymose @Diiaazepam
متن یک نامه خودکشی بجا مانده از دهه 1970:

"به سمت پل میروم؛
اگر در مسیر حتی یک نفر
به من لبخند بزند
نخواهم پرید"

#پی_نوشت
به آدمها لبخند بزنید شاید با يك لبخند فرشته نجات كسى شدید

Nemo @Diiaazepam
Diazepam
Photo
#معرفی_فیلم

سرنوشت خشن (The Fate of the Furious )

ژانر : اکشن، جنایی، هیجان‌انگیز
سال انتشار : 2017
محصول : آمریکا
بودجه فیلم : 250 میلیون دلار
فروش فیلم : 1.163 میلیارد دلار
امتیاز : 6.9
منتقدین : 56/100
کارگردان : F. Gary Gray
نویسنده : Chris Morgan, Gary Scott Thompson
بازیگران : Vin Diesel, Jason Statham, Dwayne Johnson

خلاصه داستان : دومینیک تورتو و لتی، اکنون در ماه عسل بسر میبرند و برایان و میا نیز از کارها کناره گیری کرده اند. اما در این میان زنی مرموز، دومینیک تورتو را بار دیگر وارد دنیای جرم و جنایت میکند بطوریکه او حتی به نزدیکترین افراد خانواده اش نیز خیانت میکند. حال آقای هیچکس تمام اعضای خانواده تورتو و دشمنان او را دور هم جمع میکند، تا دومینیک را متوقف کنند.

Nemo @Diiaazepam
Diazepam
#معرفی_فیلم سرنوشت خشن (The Fate of the Furious ) ژانر : اکشن، جنایی، هیجان‌انگیز سال انتشار : 2017 محصول : آمریکا بودجه فیلم : 250 میلیون دلار فروش فیلم : 1.163 میلیارد دلار امتیاز : 6.9 منتقدین : 56/100 کارگردان : F. Gary Gray نویسنده : Chris Morgan…
#نقد_فیلم



«سرنوشت خشن» به اندازه‌ی یک اپیزود معمولی اسکوبی دو هم داستان ندارد، سطح احساسات آن در حد کوکو دونده در کارتون میگ‌میگ می‌باشد و شاید به سختی بتوان به اندازه‌ی کارتون پلنگ صورتی، دیالوگ هوشمندانه در فیلمنامه یافت! شاید واژه‌ی "بی‌مغز" کاملا مناسب محصولات سینمایی این‌چنینی باشد!

می‌خواهم بگویم اگر به تماشای این فیلم می‌روید، مغز خود را خاموش کنید تا اذیت نشوید زیرا قرار نیست با چیزی جز صحنه‌های اکشن بی‌شمار و تکراری (که البته در همه‌شان اتومبیل وجود دارد) و موسیقی متنی که به قلمرو شنیداری‌تان تجاوز می‌کند، مواجه شوید.


اگرچه ستاره‌ها‌ی بی‌چون و چرای این فیلم جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری و تجهیزات آتش‌بازی هستند، ولی تعدادی انسان نیز در آن حوالی پرسه می‌زنند تا مبادا یادمان برود که در حال تماشای یک فیلم سینمایی هستیم نه یک شوی نمایشی!


جای شکی نیست که انتظارات از این‌گونه آثار سینمایی چیست و البته «سرنوشت خشن» تماشاگران را به مراد دل خود می‌رساند. تماشاگر قبل از رفتن به سینما می‌داند قرار است با چه مواجه شود که به هدف خود هم می‌رسد.



Nemo @Diiaazepam
مرا از دورها تماشا کن
من از نزدیک غمگینم!!

عباس_معروفی
Lachrymose @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
سلام.
ممنون از اينكه تا اين زمان با ما همراه بوديد و بار ها از مخاطبان شنيديم كه بسيار از كانال ديازپام راضي هستند.همين امر موجب افزايش انگيزه در ما مي شد.
تصميم گرفتيم كه در يك ساعت مشخص مطالبي از كتاب الفباي فلسفه اثر نايجل واربرتون و جامعه شناسي اثر انتوني گيدنز را در كانال قرار دهيم. جداي از كتاب هايي كه ميخوانيم و مطالبش را در كانال ميگذاريم يا شعر ها و ديالوگ فيلم.
همچنين به معرفي سبك هاي هنري و ادبي ميپردازيم.
فقط تنها درخواستي كه داريم اين هست كه دوستانتان را به كانال دعوت كنين تا در يك فضاي صميمي تر اثار را بخوانيم.
تابستاني شاد همراه با مطالعه را برايتان آرزو ميكنيم

Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
سلام
ممنون که تا این لحظه با ما بودید.تصمیم گرفتیم که یک گروه به اسم دیازپام درست کنیم.تا در اون گروه راجب مطالبی که در این کانال ارسال میشود بحث کنیم.یکی از تفاوت های علوم انسانی با علوم طبیعی دقیق بودن آن است.که این دقیق بودن مستلزم این است که باید راجب آن با هم بحث کنیم.این کار فواید بسیاری دارد.از بهره گیری از عقاید دیگران تا درست نقد کردن و نقد شدن تا بساری موارد دیگر.
تصمیمیم داریم علاوه بر گذاشتن مطالبی از کتاب الفبای فلسفه اثر نایجل واربرتون و جامعه شناسی اثر انتونی گیدنز و معرفی سبک های مختلف هنری ادبی در باره ی آنها در این این گروه بحث بشود که در غیر این صورت ارسال کردن این مطالب هیچ فایده ای ندارد و به شدت یک طرفه خواهد بود.
از دوستان عزیز تقاصا داریم که در این گروه عضو شوند و در بحث ها شرکت کنند.

لینک گروه:

https://t.me/joinchat/CN3OEUNRiAkvn31vStXClQ

Schindler @Diiaazepam
آشنایی با من ری(عکاس آمریکایی)

من ری (Man Ray)

من ري در سال ١٨٩٠ در آمريكا به دنيا و در سال ١٩٧٦ در فرانسه در گذشت .

نام اصلی اش امانوئل رادینسکی بود.عکاس،نقاش،سازنده اشیا، فیلسوف و فیلم ساز.او تنها امریکایی بود که نقش برجسته ای درهردو جنبش دادا وسوررئالیست ایفا کرد.
تقریبا، هنرمند مهمی در دوره من ری در پاریس نبود که من ری از او عکاسی نکرده باشد. بزرگ ترین نقاشان، شاعران و نویسندگان، موسیقیدان ها، بازیگران سینما و تئاتر و سینماگران، سوژه عکاسی او بوده اند که از میان آنها می توان از سالوادور دالی، پابلو پیکاسو، آندره برتون، مارسل دوشان؛ ژان کوکتو، آلدوس هاکسلی، ویرجینا وولف، اریک ساتی، جیمز جویس، ژرژ براک، هانری ماتیس، کوربوزیه، والیس سیمپسن، کوکو شانل و ایگور استراوینسکی نام برد.



در سال 1917 با مارسل دوشان و پیکابیا جنبش دادای نیویورک را بنیان نهاد وآفریدن اشیاء پیش آفریده که خود آنها را کارهای هنری می خواند آغاز نهاد. این کارها از هم چسبانی اشیا صنعتی ساخته می شدند.
یکی از شناخته ترین اشیاء او«هدیه» است که اتوی زغالی است که برکف آن یک ردیف میخ چسپانده شده وهمچون حمله ای به هنر کلاسیک شناخته می شود.
او تجربیاتش با عکاسی را در ژانر عکاسی پرتره ادامه داد.برای نمونه،به یک مدل سه جفت چشم می داد و در«ویلون انگر» دو حفره صدا یا حفره های« اف» مانند ویلون را با شگرد عکاسی برروی عکسی ازکمر برهنه زنی برهم نمایی کرد وبدن زن را بدینسان همچون تنه ویلون به نمایش گذاشت.ا
من ری، را همچنین باید از پیشگامان سینمای آوانگارد و اکسپریمنتال دانست. فیلم های "بازگشت به خرد"، "سینمای بی مایه" (با همکاری مارسل دوشان)، "اماک باکیا" و " ستاره دریایی" از آثار آبستره و سوررئال او محسوب می شود.
#عکاسی
Diamond @Diiaazepm
هدیه
مشهور ترین اثر "من ری"
#عکاسی
درباره ی "هدیه ی من ری"

هدیه/ cadeau/1921/من ری
.

هدیه معروفترین شی من ری است.او زمانی که این اثر را خلق کرد در دادائیسم نیویورک به پیشترفتهای بزرگی نائل امده و هنوز در سوررآلیسم پاریس به شخصی محوری تبدیل نشده بود.برای این چیدمان من ری اتویی را برداشت و چهارده میخ مسی به زیر ان چسباند.بنا بر تعریفی که لوتر آمون از برخورد تصادفی اشیا ارائه کرده است،چند شی از زمینه های مختلفی از زندگی دریک وضعیت بیگانه و نامتعارف در کنار هم قرار میگیرد.انچه ما داریم در اینجا برخورد دو شی از هم بیگانه نیست.من ری نمیگذازد این همه مواد خودشان را حفظ کنند.بلکه از ترکیب انها برای خلق شی کاملا تازه ای استفاده میکند.او اتو ذغالی اشنا و سودمند را دگرگون ساخته و به ان شکل جدیدی ناشناخته ای داده است.دقیقا ب خاطر این شی منظور کاربردی اش را از دست داده،بین کارامدی ان و به کار نیامدنش تعارض اصلاح ناپذیری میبینیم.در همین مرحله است که توجه تماشاگر به ماهیت کنایه آمیز و دادائیستی اثر هدیه معطوف میشود.بعدها این هنرمند چندین نمونه از هدیه را ساخت (البته با سیزده میخ)و نسخه های محدودی از آن را در سال 1940 تهیه کرد،گرچه تعداد این نسخه ها 5000 عدد بود که رقم بسیار زیادی است.به هر حال این هدیه هدیه ای های فریب دهنده است و گیرند هاش را مایوس میکند،زیرا به هیچ درد نمیخورد.اگر فرد بخواهد این اتو را به منظور معمولی اش به کار ببرد،میخ های نوک تیزش لباس را پاره میکند.در حقیقت،با تمام این احوال،این هدیه ارزشش خیلی بیشتر از اینهاست.
#عکاسی
Diamond @Diiaazepam
برای آشنایی با این سبک ابتدا باید معنای واژه های سورئالیسم و دادائسم را بدانیم:
دادادرلغت :ابهام زدایی


دادا، دادائیسم، داداگری یا مکتب دادا (به فرانسوی:Dadaïsme) مکتبی است پوچ‌گرا و هیچ انگار که در سال‌های پس از جنگ جهانی یکم رواج داشت. دادائیسم جنبشی فرهنگی بود که به زمینه‌های هنرهای تجسّمی، موسیقی، ادبیّات (بیشتر شعر) تئاتر و طراحی گرافیک مربوط می‌شد. این جنبش در سال ۱۹۱۶ در کاباره ولتر در شهر زوریخ در کشور سوئیس پدید آمد.
گرد آوری:ویکی پدیا

Diamond @Diiaazepam