Diazepam
معرفی وضعیت گروتسک: گروتسک یک مفهوم هنری و ادبیاتی ست؛ پدیدهای که تلفیقی از واقعیت و خیال، یا تناقض باشد. گروتسک میتواند وضعیت یا مکان یا موجودی مضحک، متناقض، بیتناسب و یا ترسناک باشد. بنابراین، گستره معنایی گروتسک میتواند تعاریف زیادی را دربرگیرد. …
برای مطالعه بیشتر درباره وضعیت گروتسک به کانال دیازپام مراجعه کنید:
https://t.me/joinchat/CN3OEUNRiAnzeRQei6QD8A
Schindler @Diiaazepam
https://t.me/joinchat/CN3OEUNRiAnzeRQei6QD8A
Schindler @Diiaazepam
Telegram
ديازپام
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنید
لینک کانال: @Diiaazepam
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنید
لینک کانال: @Diiaazepam
.
وقتی که من خیابانها را ،
بی هیچ مقصدی می پیمودم
تو با من می رفتی ،
تو در من می خواندی ...
.
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam
وقتی که من خیابانها را ،
بی هیچ مقصدی می پیمودم
تو با من می رفتی ،
تو در من می خواندی ...
.
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam
روزهایی که بیتو میگذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز میکشد فریاد:
در کنار تو میگذشت٬ ای کاش!
فریدون مشیری
۳۰ شهریور زادروز #مشیری
Diamond @Diiaazepam
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز میکشد فریاد:
در کنار تو میگذشت٬ ای کاش!
فریدون مشیری
۳۰ شهریور زادروز #مشیری
Diamond @Diiaazepam
Diazepam
روزهایی که بیتو میگذرد گرچه با یاد توست ثانیه هاش آرزو باز میکشد فریاد: در کنار تو میگذشت٬ ای کاش! فریدون مشیری ۳۰ شهریور زادروز #مشیری Diamond @Diiaazepam
#کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه
جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران
است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم که تو صیادی و من آهوی
دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای دردامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
🌈 به مناسبت زادروز فریدون مشیری
Diamond @Diiaazepam
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه
جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران
است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم که تو صیادی و من آهوی
دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای دردامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
🌈 به مناسبت زادروز فریدون مشیری
Diamond @Diiaazepam
من هنوز نمیدانم،کوچه ها ادمها را میسازند یا ادمها کوچه ها را؟
کوچه دالان انتظار برای رسیدن به خانه است.
هیچکس برای کوچه ای که مرده گریه نمیکند.
شوربای ایرانی
#فرهاد_اسماعیلی
کوچه دالان انتظار برای رسیدن به خانه است.
هیچکس برای کوچه ای که مرده گریه نمیکند.
شوربای ایرانی
#فرهاد_اسماعیلی
یه باگ فقط خطا نیست...
یه چیز بزرگتر رو معرفی میکنه.
یه اشتباه توی فکر تو رو تبدیل میکنه به چیزی که هستی.
#فیلم
Mr.Robot
Nemo @Diiaazepam
یه چیز بزرگتر رو معرفی میکنه.
یه اشتباه توی فکر تو رو تبدیل میکنه به چیزی که هستی.
#فیلم
Mr.Robot
Nemo @Diiaazepam
شب بود و ترافیک و غم سنگینی
شب بود و ترافیک و غم سنگینی
مردی خود را دوبار پایین انداخت
از روی پل هوایی غمگینی
#سيد_مهدي_موسوی
Schindler @Diiaazepam
شب بود و ترافیک و غم سنگینی
مردی خود را دوبار پایین انداخت
از روی پل هوایی غمگینی
#سيد_مهدي_موسوی
Schindler @Diiaazepam
بدون آزادي
بدون آن نور آهنگين و نيرومندي که از عمق جان ميتابد
آدم چيست ماريانا؟
خودت بگو
آخر اگر آزاد نباشم چطور عاشقت باشم؟
چطور اين قلب پرمهر را نثارت کنم اگر مال من نباشد؟
دلواپس نباش؛ از يتيمخانه کليسا گريختهام
و گمانم که از پا ننشينم
تا مال من شوي تو
تو که نثارم ميکني
عشقت را، خانهات را، انگشتانت را.
#لورکا
Schindler @Diiaazepam
بدون آن نور آهنگين و نيرومندي که از عمق جان ميتابد
آدم چيست ماريانا؟
خودت بگو
آخر اگر آزاد نباشم چطور عاشقت باشم؟
چطور اين قلب پرمهر را نثارت کنم اگر مال من نباشد؟
دلواپس نباش؛ از يتيمخانه کليسا گريختهام
و گمانم که از پا ننشينم
تا مال من شوي تو
تو که نثارم ميکني
عشقت را، خانهات را، انگشتانت را.
#لورکا
Schindler @Diiaazepam
همه جا با صدای بلند درباره ی بی معنا بودن این شهر حرف می زد: " این چه شهری است که جایی ندارد بروی با دختری چای بنوشی؟!
این چه زندگی است که وجبی خاک نیست تا در آن با اطمینان نفس بکشی ؟!"
گووند در رویاهایش دورتر می رفت و درباره ی پیدا کردن سر زمینی برای عاشقان سخن می گفت. درباره ی آفریدن
امپراتوری ای که عاشقی فرمانروای آن باشد.
در راه به اشیا جلوی پایش لگد می زد و می گفت:" انسان برای این آفریده نشده است که گرفتار چنین شهری شود، شهری که ترکیب بی معنایی است از قلعه و حوزه."
غروب پروانه
#علی_بختیار
Diamond @Diiaazepam
این چه زندگی است که وجبی خاک نیست تا در آن با اطمینان نفس بکشی ؟!"
گووند در رویاهایش دورتر می رفت و درباره ی پیدا کردن سر زمینی برای عاشقان سخن می گفت. درباره ی آفریدن
امپراتوری ای که عاشقی فرمانروای آن باشد.
در راه به اشیا جلوی پایش لگد می زد و می گفت:" انسان برای این آفریده نشده است که گرفتار چنین شهری شود، شهری که ترکیب بی معنایی است از قلعه و حوزه."
غروب پروانه
#علی_بختیار
Diamond @Diiaazepam
نادرگلچین #خواننده پیشکسوت موسیقی _پدر ِبانو مرجانه گلچین_در81سالگی درگذشت
ازآثاراومیتوان به تصنیف مرغ سحر، قصه شهرعشق و آلبومهای نفس باد صبا، زلف بنفشه اشاره کرد
Diamond @Diiaazepam
ازآثاراومیتوان به تصنیف مرغ سحر، قصه شهرعشق و آلبومهای نفس باد صبا، زلف بنفشه اشاره کرد
Diamond @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
Forwarded from Diazepam
دکتر : بعضی وقتا احساس افسردگی میکنم ، این احساس منو میترسونه ...
قاضی : نمیتونی با دارو کنترلش کنی ؟
دکتر : ترجیح میدم بدون دارو این کار رو بکنم
قاضی : پس توام به دارو اعتقاد نداری دکتر !
دکتر : مگه تو به عدالت اعتقاد داری ؟
Schindler @Diiaazepam
قاضی : نمیتونی با دارو کنترلش کنی ؟
دکتر : ترجیح میدم بدون دارو این کار رو بکنم
قاضی : پس توام به دارو اعتقاد نداری دکتر !
دکتر : مگه تو به عدالت اعتقاد داری ؟
Schindler @Diiaazepam