Diazepam
78 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
ديدي كه مرا هيچ كسي ياد نكرد
جز غم كه هزار آفرين بر غم باد

#مولوى


Nemo @Diiaazepam
اگه تنها چیزی که باعث میشه کسی آدم خوبی باشه,
توقع پاداش الهی باشه،
اون آدم یه کثافت به تمام معناست رفیق ...


‏True detective


Nemo @Diiaazepam
#امید تنها چیزی است که آدمیزاد لازم دارد. امید که نباشد، آدم دلسرد می‌شود. یاد دوره‌ای افتادم که نیواُرلئان بودم. و چند هفته، مدام، با روزی دو تا شکلات پنج سنتی سر می‌کردم تا بتوانم با خیال راحت بنشینم به نوشتن.
اما، متاسفانه، گرسنگی کشیدن، باعث اعتلای هنر نمی‌شود؛ سد راهش می‌شود. روح انسان تو شکمش ریشه دارد. آدم بعد از خوردن یک استیک شاهانه و نوشیدن نیم بطر ویسکی، خیلی بهتر می‌تواند بنویسد تا بعد از خوردن یک شکلات پنج سنتی. این افسانه‌هایی که در مورد هنرمندِ آس و پاس به‌ هم بافته‌اند، چرت و پرت است.

#چارلز_بوکفسکی
📖 هزار‌پیشه


Nemo @Diiaazepam
مردی هر روز به میدان شهر میرفت وکلاهش را به شدت تکان میداد. روزی پلیس علت این کار را پرسید.
گفت: با این کار زرافه‌ها را دور می‌کنم.
پلیس گفت: من در این جا زرافه‌ای نمی‌بینم؟!
گفت: این نشان می‌دهد که من کارم را درست انجام می‌دهم.

«هنر شفاف اندیشیدن» رولف دوبلی


Nemo @Diiaazepam
خدایی همانا آن است که خدایان باشند،نه خدا

#نیچه
#نیچه_شناس
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
برای آنکه ((نژادگی)) در کار باشد،نژادگان بسیار می باید در میان باشند و نژادگان گوناگون.و یا چنانکه من روزی به کنایه گفته ام:
((خدایی همانا آن است که خدایان باشند،نه خدا)){نیچه}
نیچه،سخن از یک نژآدگی نو می گوید.این نژآدگی نو،ویژگی اش آن است که می خواهد آفریننده باشد و زمینه را برای خیزش ابر انسان فراهم سازد.این نژادگی نو،بی هیچ پشتوانه ای،دلگرم نیست. و معنای امروز خود را از یادبود های نیاکان و در گذشتگان خویش،وام نمی ستاند.این نژادگی نو،پل های پشت سر را در هم شکسته و به فراموشی سپرده است و اکنون تنها به فراروی خویش می نگرد و به سرزمین فرزندانش عشق می ورزد.
اما نکته مهم در این جاست که نیچه_بر خلاف تمام سیستم سازان و آرمانگرایان_راه رسیدن به این نژادگی نو را نه تنها حذف دیگر نژادگان نمیداند،که به انسان هشدار می دهد که باید نژادگان بسیار و گوناگونی در کار باشند تا آن نژادگی نو بتواند روزی از میان این نژادگان،بپا خیزد.

هر اجتماعی برای بالندگی،نیاز به گوناگونی دارد.
در چهارچوب یک ایدوئولوژی بسته،نمی توان به هیچ دستاوردی_حتی دستاورد های مورد نظر همان ایدوئولوژی_رسید و
تک صدایی با طبیعت زندگی،ناسازگار است.همه چیز را در یک چیز خلاصه کردن،نشانه جهل و بیگانگی با چرخه هستی است و بس.چرا که همان یک چیز هم نمیتواند بدون پیوند دائمی با تمامی چیز های دیگر،معنا و موجودیتی داشته باشد.
نیچه در مقام دشمن کلیسا،به سود خود میداند که کلیسا هست.او دشمن بزرگ را دوست می دارد و از داشتن چنین دشمنی به خود می بالد.اما کلیسا بدون تردید دشمنی نابودگر و ساختار شکن چون او را بر نمی تابد.اصولا اهل دین نمیخواهند سر به تن دشمنانشان باشد و بزرگترین اشتباه محاسباتی آنها نیز در همین است.برای برپا ماندن یک چیز،نمیتوان همه چیز را از میان برداشت.از همین روست که نیچه درباره ی ارزش و اهمیت دشمن،سخن بسیار دارد.
کسی که دشمن خود را سر به نیست میخواهد.هیچ از زندگی نمی داند و در واقع به خود ضربه می زند.نیچه میگوید: ((در عالم سیاست،کم و بیش هر طرفی،شرط ماندگاری خود را در آن می بیند که طرف دیگر از پا نیفتد.))
انسان،تنها در ستیز همیشگی با دشمنان است که نیرویش فزونی می یابد.چرا که دشمنان به عوامل بازدانده ای می مانند که راهش را سد کرده اند و او می کوشد که در برابر اینهمه مانع،قدرت خود را به کار گیرد و همچنان مسیر خویش را ادامه دهد و اندیشه اش را پیش ببرد.اگر هیچ بازدارنده ای نباشد،توانایی های درونی اش شکفته نخواهد شد.
هم از این روست که نیچه،وجود ابرانسان را آنگاه ممکن می داند که ابراژدهایانی برای آزمون قدرت او،پا به عرصه ی هستی گذاشته باشند.
آری،ما نیازمند یک نژادگی نو هستیم که پدران و نیاکان ابر انسان باشند.اما برای دستیابی به آن نژادگی نو،باید نژادگان بسیار و گوناگونی روی زمین داشته باشیم تا عرصه برای ستیز و رویایی و خیزش و بالندگی نژادها و اندیشه ها فراهم باشد.
راستی که چه کوته فکرند کسانی که از این ستیز ها و رویارویی ها گریزان اند و تنها یک رنگ و یک صدا و یک راه و یک شیوه و یک منش را در خور زیستن می دانند.غافل از این که زندگی را باید یکپارچه خواست و یک چیز در کنار همه چیز،معنا می یابد و ضروری می شود.


#نیچه
#نیچه_شناس
#فلسفه

Schindler @Diiaazepam
قلب مهمان‌خانه نيست،
كه آدم‌ها بيايند، دو سه ساعت،
يا دو سه روزی‌ توی‌ آن بمانند
و بعد بروند!
قلب، لانه‌ی‌‌ گنجشك نيست
كه در بهار ساخته بشود،
و در پائيز، باد آن را با خودش ببرد!
قلب؟!
راستش نمی‌دانم چيست!
اما اين را می‌دانم
كه جای‌ آدم‌های‌ خيلی‌ خوب است...!!!

#نادر_ابراهیمی

Nemo @Diiaazepam
چیزای قشنگ
هیچ وقت دنبال
خود نمایی نیستن


📽زندگی خصوصی والتر میتی

Nemo @Diiaazepam
شلیک هر گلوله خشمی است

که از تفنگ کم می‌شود

سینه‌ام را آماده کرده‌ام

تا تو مهربان‌تر شوی

#گروس_عبدالملکیان

Schindler @Diiaazepam
نگاه نکن
در حال پاشیدن است

نگاه نکن
جهان انوارش را بیرون میریزد
و در تاریکایش جامان میدهد
همین مکان سیاه خفقان
جایی که میکشیم و میمیریم
و میرقصیم و میگرییم
در فریادی از ناله یا جیر جیری موش مانند
تا دوباره به مذاکره بنشینیم برای بهای نخستینمان

#هارولد_پینتر

Schindler @Diiaazepam
مطمئن بودم که اگر کسی فقط و فقط با لحظات حال زندگی کند و با علاقه‌مندی کامل به هر گلی که سر راهش است، نگاه کند و هر درخششی را که بر روی هر لحظه گذرا می‌رقصد را گرامی دارد، آن‌وقت است که زندگی در برابرش خلع سلاح می‌شود.

#هرمان_هسه
📖 گرگ بیابان

Nemo @Diiaazepam
گفت:مرا یادت هست؟
دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم،چرا یادم به وسعت همه‌ تاریخ است؟و چرا آدم‌ها در یاد من زندگی می‌کنند و من در یاد هیچ‌کس نیستم؟

#عباس_معروفي

Nemo @Diiaazepam
-دوستان زیادی داری؟
-نه خیلی؛
اگر دوست بد نداشته باشی
به دوستان زیاد احتیاج نداری…!

📓 آدمکش کور
✍️ #مارگارت_اتوود

Nemo @Diiaazepam
یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"

قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود. چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر". از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند. نوشته بودند که "فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند." عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر". انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود "عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است"...!

#رویای_تبت
#فریبا_وفی

Schindlrr @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
معرفی وضعیت گروتسک:

گروتسک یک مفهوم هنری و ادبیاتی ‌ست؛ پدیده‌ای که تلفیقی از واقعیت و خیال، یا تناقض باشد. گروتسک می‌تواند وضعیت یا مکان یا موجودی مضحک، متناقض، بی‌تناسب و یا ترسناک باشد. بنابراین، گستره معنایی گروتسک می‌تواند تعاریف زیادی را دربرگیرد.

در زبان انگلیسی واژه Grotesque به معنای هرچیزی‌ست که به شکل چندش‌آوری زشت و یا مضحک باشد. استفاده از این واژه در قرن شانزدهم باب شد. اصل این واژه از Grotto در زبان ایتالیایی آمده که به معنای غار است و اشاره به تصاویری دارد انسان‌های اولیه غارنشین بر دیواره‌های مغاره‌های محل زندگی خود می‌کشیدند.

از آنجا که در بیشتر این تصاویر قاعده‌های معمول هنری در قرن شانزدهم طبیعتا استفاده نشده بود، این اصطلاح برای تعریف ماهیت هنری نقاشی‌های غارنشین‌ها به کار می‌رفت. برخی از این نقاشی‌ها خارق‌العاده است؛ ترکیبی از انسان و سایر حیوانات. اما ایتالیایی‌ها این نقاشی‌ها را انزجارآمیز، بدترکیب و مضحک می‌دانستند.

در قرن شانزدهم این اصطلاح وارد ادبیات، بخصوص ادبیات فرانسه، شد. گروتسک بیشتر از همه چیز برای توصیف زشتی و بی‌تناسبی ظاهر فیزیکی و اعضای بدن به کار می‌رفت. در قرن نوزده این اصطلاح در انگلستان و آلمان باب شد و به معنای کاریکاتور یا طنز (کاریکاتوری از واقعیت) به کار می‌رفت. گوژپشت نوتردام، که در آن شخصیت اصلی ظاهر فیزیکی چندش‌آور دارد، نمونه‌ای از تاثیر گروتسک در ادبیات بود.

ولی گروتسک همیشه ترسناک یا چندش‌آور نباید باشد. مثلا در داستان مشهور پینوکیو، این پسربچه چوبی ترسناک نیست. در داستان آلیس در سرزمین عجایب با آن که شخصیت‌ها به تنهایی می‌توانند رعب‌آور باشند،‌ اما رفتارهای خنده‌دار آنها بر عنصر ترس غلبه می‌کند. در این داستان، نه تنها شخصیت‌ها، بلکه فضای عجیب و غریب آن نیز گروتسک است؛ نوعی واقعیت کج و معوج.در قرن بیستم، نهضت‌های ادبی و هنری مثل اکسپرسیونیسم آلمانی، سوررئالیسم، تئاتر ابزِردیسم (بی‌معناگرایی) و تئاتر گروتسک (چندش آور) به تلفیق کمدی و وحشت تمایل داشتند. گروتسک در این قرن جایگاهی مشخص در ادبیات یافت. فضای بسیاری از آثار ادبی گروتسک رویا‌مانند است. «مسخ از فرانس کافکا» و داستان «بینی» از نیکلای گاگول از نمونه‌های این آثار ادبی هستند. فضای چنین آثاری در وهله اول برای خواننده آشنا نیست. این فضا غالبا کمیک اما ترسناک و یا سوررئال می‌تواند باشد.

علاوه بر آن، کاربرد عنصر یا مفهوم گروتسک منحصر به ژانر ادبی خاصی نیست. بیشتر نویسندگان، حتی کسانی که از روی تفنن می‌نویسند و الزاما با مفاهیم تئوریک ادبیات هم آشنا نیستند، به نحوی مفهوم گروتسک را در نوشتن به کار می‌برند. در آثاری که در ژانر رئالیسم نوشته شده نیز می‌توان عنصر گروتسک را در پردازش فضاهای غریب و یا شخصیت‌های منحصر به فرد دید.

با این‌حال، گروتسک اغلب برای بیان فیزیک بدن به کار می‌رود. در بیشتر آثار ادبی این مفهوم با تلفیق انسان با حیوانات و حتی سبزیجات و دیگر عناصر ایجاد شده است. در سینما، سایبورگ‌ها (انسان‌های نیمه‌ربات)، شخصیت‌های عجیب و غریب مجموعه فیلم‌های دزدان دریایی کارائیب، و یا درختانی با شمایل انسان که قادر به حرکت، همه گروتسک هستند. در سینمای ژانر وحشت و یا علمی تخیلی نیز این مفهوم به طور وسیعی به کار می‌رود. حتی تصاویری عجیبی که از ترکیب عکس جانوران متفاوت با استفاده از فوتوشاپ و به منظور سرگرمی یا هنر‌های دیجیتالی تولید می‌شوند، نیز مفهوم گروتسک را تداعی می‌کنند.

ادبیات، فرهنگ شفاهی و یا باورهای مذهبی مردمان شرق نیز با مفهوم گروتسک بیگانه نیست. موجودی به نام جن که به باور عامه به جا پا سُم دارد، یا موجوداتی موسوم به یاجوج و ماجوج، شخصیت‌هایی مثل مادر فولادزره در داستان امیرارسلان رومی، دیو سفید در شاهنامه و ده‌ها نمونه دیگر گروتسک هستند. موجودات خارق‌العاده بخشی از فرهنگ و یا عقاید مذهبی در شرق و غرب هستند و بسیاری از معتقدان به این مذاهب شکی در واقعی بودن برخی از این موجودات (مثلا جن) ندارند.

گذشته از افسانه‌ها و قصه‌های فلکلور و مذهبی، که عمدتا شفاهی‌ست، در آثار داستانی مدرن فارسی نیز می‌توان ردپای گروتسک را یافت. این عنصر جایگاه ویژه‌ای در کاریکاتور و طنز فارسی دارد. کار‌های مانا نیستانی، کاریکاتوریست ایرانی نمونه‌های عالی از گروتسک است. بیشتر آثار صادق هدایت (مثلا علویه‌خانم) و نیز رمان‌های دایی‌جان ناپلئون، اثر ایرج پزشک‌زاد و گمنامی اثر محمدتقی بختیاری نویسنده افغان، نمونه‌هایی خوب از خلق فضاهای گروتسک هستند. با این همه، برخلاف ادبیات غرب، کاربرد مفهوم گروتسک در ادبیات مدرن فارسی اغلب به خلق فضا محدود مانده است.

#گروتسك
#معرفي
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
چند اثر در وضعيت گروتسك👇👇
Forwarded from Diazepam
گروتسک

Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
گروتسک
Schindler @Diiaazepam