چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید با زن خوابید
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه “اکنون” است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی است
سهراب سپهری
Schindler @Diiaazepam
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید با زن خوابید
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه “اکنون” است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی است
سهراب سپهری
Schindler @Diiaazepam
نقطهی مقابل تنهایی، با هم بودن نیست؛
صمیمیت و یکدلی است…
📓 پلی به سوی جاودانگی
✍️ #ریچارد_باخ
Nemo @Diiaazepam
صمیمیت و یکدلی است…
📓 پلی به سوی جاودانگی
✍️ #ریچارد_باخ
Nemo @Diiaazepam
سلام ،
خداحافظ،
چیز تازه ای اگر یافتید
بر این دو اضافه کنید
تا بل باز شود، این در گم شده بر دیوار...
#حسین_پناهی
Nemo @Diiaazepam
خداحافظ،
چیز تازه ای اگر یافتید
بر این دو اضافه کنید
تا بل باز شود، این در گم شده بر دیوار...
#حسین_پناهی
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
آزادی هرگز شایعهای نیست که تکذیب شود. آزادی هدف والاییست که برای آن میجنگیم و به دستش میآوریم. یقین داشته باشید.
احمد شاملو
Schindler @Diiaazepam
احمد شاملو
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
معرفی کتاب بیگانه:(1)
مورسو شخصیت اصلی و کلیدی رمان بیگانه، کارمند فرانسوی جوانی در شهر الجزایر است که گرفتار یک سری از رویدادها می شود که خود را دربه وقوع پیوستنشان بی تقصیر می داند. رمان با شک او در این که روز دقیق فوت مادرش چه زمان بوده آغاز می شود: " امروز مامان مرد.. شاید هم دیروز، نمی دانم" (ص 33) این بی اهمیتی او نسبت به مرگ مادرش از همان ابتدا خواننده را برای رویارویی با شخصیتی متفاوت با انسان های اطراف آماده می کند.
او طی اتفاقاتی که او را در معرض خطر قرار می دهند، عربی را روی ساحل می کشد. در دادگاه محاکمه می شود و در آخر نیز به مرگ با گیوتین محکوم می گردد. اگر چه داستان به شیوه ی اول شخص مفرد بیان شده اما به نظر می رسد که مورسو حاشیه ای ترین شخصیت این رمان باشد. برچسب" کجرو" می خورد بدون اینکه حتی بتواند از خود دفاعی بکند. گویا نگریستن او در مراسم خاکسپاری مادرش محکم ترین دلیل برای محکوم بودن بوده است.
بیگانه که نخستین اثر کامو ست سرگذشت انسانی ست که روند جامعه پذیری را آن گونه که باید طی نکرده است. برداشت مخاطب از شخصیت مورسو در ابتدا شاید بدایند باشد. مخاطب از همان آغاز داستان با یک تناقض عجیب روبه رو می شود. او مورسو و صداقت بی چون و چرا در رفتارش را با تمام وجود می ستاید اما از تضاد او با جامعه که او را برچسب "بیگانه" زده سخت آزرده خاطر می شود. ممکن است همین تناقض باشد که باعث شود خواننده داستان را نیمه تمام رها کند.
مورسو را نمی توان قهرمان نامید، زیرا او آدمی نیست که بداند وجه تمایزش با دیگران چیست. کامو در رمان بیگانه قهرمان سازی نمی کند. او زندگی انسانی را تصویر می کند که از قراردادهای اجتماعی پا فراتر می نهد و به همه قواعد مسلم انسان های اطرافش با دیده ی بی اعتنایی نگاه می کند. مورسو به همه چیز به غیر از خوشی های حسی بی توجه است. به گفته ی خود کامو، مورسو نمی تواند یا نمی خواهد که در "بازی همگانی شرکت کند". آنجایی که گریستن بر سر خاک مادر تبدیل به هنجار شده، مورسو صادقانه هیچ واکنشی نشان نمی دهد، تنها چون مرگ برای او اصلی پذیرفته شده است.
ماشین (گیوتین) هم سطح همان آدم هایی ست که به سویش گام بر می دارند. او (فرد محکوم) پیش آن می رود همان طور که آدم به دیدار کسی می رود... بالا رفتن به طرف صفه ی اعدام، صعود به آسمان، چیزی بود که تخیل می توانست با آن درآمیزد. در حالی که، آنجا نیز، ماشین همه چیز را خرد می کند." ( بیگانه، آلبر کامو، ص 134- 135)
#بیگانه
#البر_کامو
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
مورسو شخصیت اصلی و کلیدی رمان بیگانه، کارمند فرانسوی جوانی در شهر الجزایر است که گرفتار یک سری از رویدادها می شود که خود را دربه وقوع پیوستنشان بی تقصیر می داند. رمان با شک او در این که روز دقیق فوت مادرش چه زمان بوده آغاز می شود: " امروز مامان مرد.. شاید هم دیروز، نمی دانم" (ص 33) این بی اهمیتی او نسبت به مرگ مادرش از همان ابتدا خواننده را برای رویارویی با شخصیتی متفاوت با انسان های اطراف آماده می کند.
او طی اتفاقاتی که او را در معرض خطر قرار می دهند، عربی را روی ساحل می کشد. در دادگاه محاکمه می شود و در آخر نیز به مرگ با گیوتین محکوم می گردد. اگر چه داستان به شیوه ی اول شخص مفرد بیان شده اما به نظر می رسد که مورسو حاشیه ای ترین شخصیت این رمان باشد. برچسب" کجرو" می خورد بدون اینکه حتی بتواند از خود دفاعی بکند. گویا نگریستن او در مراسم خاکسپاری مادرش محکم ترین دلیل برای محکوم بودن بوده است.
بیگانه که نخستین اثر کامو ست سرگذشت انسانی ست که روند جامعه پذیری را آن گونه که باید طی نکرده است. برداشت مخاطب از شخصیت مورسو در ابتدا شاید بدایند باشد. مخاطب از همان آغاز داستان با یک تناقض عجیب روبه رو می شود. او مورسو و صداقت بی چون و چرا در رفتارش را با تمام وجود می ستاید اما از تضاد او با جامعه که او را برچسب "بیگانه" زده سخت آزرده خاطر می شود. ممکن است همین تناقض باشد که باعث شود خواننده داستان را نیمه تمام رها کند.
مورسو را نمی توان قهرمان نامید، زیرا او آدمی نیست که بداند وجه تمایزش با دیگران چیست. کامو در رمان بیگانه قهرمان سازی نمی کند. او زندگی انسانی را تصویر می کند که از قراردادهای اجتماعی پا فراتر می نهد و به همه قواعد مسلم انسان های اطرافش با دیده ی بی اعتنایی نگاه می کند. مورسو به همه چیز به غیر از خوشی های حسی بی توجه است. به گفته ی خود کامو، مورسو نمی تواند یا نمی خواهد که در "بازی همگانی شرکت کند". آنجایی که گریستن بر سر خاک مادر تبدیل به هنجار شده، مورسو صادقانه هیچ واکنشی نشان نمی دهد، تنها چون مرگ برای او اصلی پذیرفته شده است.
ماشین (گیوتین) هم سطح همان آدم هایی ست که به سویش گام بر می دارند. او (فرد محکوم) پیش آن می رود همان طور که آدم به دیدار کسی می رود... بالا رفتن به طرف صفه ی اعدام، صعود به آسمان، چیزی بود که تخیل می توانست با آن درآمیزد. در حالی که، آنجا نیز، ماشین همه چیز را خرد می کند." ( بیگانه، آلبر کامو، ص 134- 135)
#بیگانه
#البر_کامو
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
معرفی کتاب بیگانه:(2)
کامو در این رمان به فلسفه ی اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر نظر دارد. این فلسفه جهان را بی معنا تصویر می کند. در این میان این انسان است که به همه چیز معنا می بخشد. همان طور که سارتر می گوید که اگر وجود مقدم بر ماهیت باشد پس بشر مسئول ماهیت خویش است. او همواره باید بار سنگین این مسئولیت را بر دوش بکشد، انتخاب کند و راه را برای دیگران هموار نماید. در حقیقت آدمی هرگاه که بر سر انتخاب چند راه ممکن می ماند، باید همواره این را در نظر داشته باشد که اگر دیگران نیز این راه را برگزینند، چه می شود؟ پس این انسان است که با انتخاب های خود به همه چیز که پیش از آن بی معنا بوده، معنا می دهد.
مورسو محکوم می شود در حالی که هیچ نقشی در دفاع از خود ندارد. تصویری که خود او در آخر رمان ازاین محکوم شدن خلق می کند اگر نخواهیم بگوییم بی نظیر است بی تردید کم نظیر است! مورسو بعد از این که متوجه می شود که محکوم است که با گیوتین اعدام شود می گوید: " ... ناگذیر از دریافتن این شدم که تا اینجا درباره ی این موضوع ها تصورهای نادرستی داشته ام. مدتها باور داشتم- و نمی دانم چرا- که برای رسیدن به گیوتین باید بالای صفه ی اعدام رفت، از پله ها بالا رفت... ماشین (گیوتین) هم سطح همان آدم هایی ست که به سویش گام بر می دارند. او (فرد محکوم) پیش آن می رود همان طور که آدم به دیدار کسی می رود... بالا رفتن به طرف صفه ی اعدام، صعود به آسمان، چیزی بود که تخیل می توانست با آن درآمیزد. در حالی که، آنجا نیز، ماشین همه چیز را خرد می کند." ( بیگانه، آلبر کامو، ص 134- 135)
اینجا مورسو تصور خود را از علت محکوم شدن در میان می گذارد. اینکه گیوتین بخواهد جایی فراتر از آدمهای زمینی باشد بدین معناست که دستوری ما فوق منطق و شعور انسان ها بوده که برچسب محکوم به اعدام را به فردی زده است. در حالی که گیوتین جایی میان دیگر انسان ها قرار دارد. این همان آدمها هستند که بر یک فرد برچسب متفاوت بودن یا به زبانی بهتر بیگانه بودن را می زنند.
#بیگانه
#البر_کامو
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
کامو در این رمان به فلسفه ی اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر نظر دارد. این فلسفه جهان را بی معنا تصویر می کند. در این میان این انسان است که به همه چیز معنا می بخشد. همان طور که سارتر می گوید که اگر وجود مقدم بر ماهیت باشد پس بشر مسئول ماهیت خویش است. او همواره باید بار سنگین این مسئولیت را بر دوش بکشد، انتخاب کند و راه را برای دیگران هموار نماید. در حقیقت آدمی هرگاه که بر سر انتخاب چند راه ممکن می ماند، باید همواره این را در نظر داشته باشد که اگر دیگران نیز این راه را برگزینند، چه می شود؟ پس این انسان است که با انتخاب های خود به همه چیز که پیش از آن بی معنا بوده، معنا می دهد.
مورسو محکوم می شود در حالی که هیچ نقشی در دفاع از خود ندارد. تصویری که خود او در آخر رمان ازاین محکوم شدن خلق می کند اگر نخواهیم بگوییم بی نظیر است بی تردید کم نظیر است! مورسو بعد از این که متوجه می شود که محکوم است که با گیوتین اعدام شود می گوید: " ... ناگذیر از دریافتن این شدم که تا اینجا درباره ی این موضوع ها تصورهای نادرستی داشته ام. مدتها باور داشتم- و نمی دانم چرا- که برای رسیدن به گیوتین باید بالای صفه ی اعدام رفت، از پله ها بالا رفت... ماشین (گیوتین) هم سطح همان آدم هایی ست که به سویش گام بر می دارند. او (فرد محکوم) پیش آن می رود همان طور که آدم به دیدار کسی می رود... بالا رفتن به طرف صفه ی اعدام، صعود به آسمان، چیزی بود که تخیل می توانست با آن درآمیزد. در حالی که، آنجا نیز، ماشین همه چیز را خرد می کند." ( بیگانه، آلبر کامو، ص 134- 135)
اینجا مورسو تصور خود را از علت محکوم شدن در میان می گذارد. اینکه گیوتین بخواهد جایی فراتر از آدمهای زمینی باشد بدین معناست که دستوری ما فوق منطق و شعور انسان ها بوده که برچسب محکوم به اعدام را به فردی زده است. در حالی که گیوتین جایی میان دیگر انسان ها قرار دارد. این همان آدمها هستند که بر یک فرد برچسب متفاوت بودن یا به زبانی بهتر بیگانه بودن را می زنند.
#بیگانه
#البر_کامو
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
بیگانه_1002577110.pdf
690.5 KB
Forwarded from Diazepam
همیشه روزهایی هست که انسان در آن کسانی را که دوست می داشته بیگانه می یابد ...
#بیگانه
#البر_کامو
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
#بیگانه
#البر_کامو
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
بسیارند در میان سرکوب شدگان که می گویند :
آن چه ما می خواهیم،
هرگز شدنی نیست...
کسی که هنوز زنده است،
هرگز نمی گوید : هرگز !
#برتولت_برشت
Schindler @Diiaazepam
آن چه ما می خواهیم،
هرگز شدنی نیست...
کسی که هنوز زنده است،
هرگز نمی گوید : هرگز !
#برتولت_برشت
Schindler @Diiaazepam
هوای یکدیگر را داشته باشید
دل نشکنید ، قضاوت نکنید
هنجارهای زندگی کسی
را مسخره نکنید
به غم کسی نخندید
به راحتی از یکدیگر گذر نکنید
به سادگی آب خوردن بر دیگری
تهمت ناروا نبندید
و حریم آبروی دیگری را
بدون اجازه وارد نشوید
آدمها، دنیا دو روز است
هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم ...
#دکتر_الهی_قمشه_ايی
Nemo @Diiaazepam
دل نشکنید ، قضاوت نکنید
هنجارهای زندگی کسی
را مسخره نکنید
به غم کسی نخندید
به راحتی از یکدیگر گذر نکنید
به سادگی آب خوردن بر دیگری
تهمت ناروا نبندید
و حریم آبروی دیگری را
بدون اجازه وارد نشوید
آدمها، دنیا دو روز است
هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم ...
#دکتر_الهی_قمشه_ايی
Nemo @Diiaazepam
من احتیاج به این چشم ها داشتم
وفقط یک نگاه او کافی بود
که همه مشکلات فلسفی و معماهای الهی را
برایم حل بکند.
به یک نگاه او
دیگر رمز و اسراری
برایم وجود نداشت...
#صادق_هدایت
Nemo @Diiaazepam
وفقط یک نگاه او کافی بود
که همه مشکلات فلسفی و معماهای الهی را
برایم حل بکند.
به یک نگاه او
دیگر رمز و اسراری
برایم وجود نداشت...
#صادق_هدایت
Nemo @Diiaazepam