#رهن
✅هرگاه مالی که به عنوان رهن و یا به عنوان معامله با حق استرداد در نزد شخصی به عنوان وثیقه قرار گذاشته شده باشد، در این صورت هرگاه به صورت عادی و رسمی تنظیم شده باشد. مرجع مطالبه و به اجرا گذاشتن وثیقه در صورت عدم انجام شرط و تعهد متفاوت خواهد بود:
🔹اگر معامله ی با حق استرداد و یا رهن، به موجب سند عادی باشد اجرا گذاشتن وثیقه از طریق دادگاه عمومی خواهد بود.
🔹اگر معامله ی با حق استرداد و یا رهن، به موجب سند رسمی باشد، اجرا گذاشتن وثیقه از طریق واحد اجرایی ثبتی به عمل می آید.
✅هرگاه مالی که به عنوان رهن و یا به عنوان معامله با حق استرداد در نزد شخصی به عنوان وثیقه قرار گذاشته شده باشد، در این صورت هرگاه به صورت عادی و رسمی تنظیم شده باشد. مرجع مطالبه و به اجرا گذاشتن وثیقه در صورت عدم انجام شرط و تعهد متفاوت خواهد بود:
🔹اگر معامله ی با حق استرداد و یا رهن، به موجب سند عادی باشد اجرا گذاشتن وثیقه از طریق دادگاه عمومی خواهد بود.
🔹اگر معامله ی با حق استرداد و یا رهن، به موجب سند رسمی باشد، اجرا گذاشتن وثیقه از طریق واحد اجرایی ثبتی به عمل می آید.
#دادنامه
#خسارت
#تسبيب_در_ورود_خسارت
#مسئول_حادثه
🔰چکیده:
مسئول #حادثه، مکلف به جبران خساراتی است که مستقیم یا با واسطه به دیگری وارد نماید، از جمله کسی که در پی گودبرداری ناصحیح موجب تخریب ساختمان دیگری شود، علاوه بر خسارت تلف ساختمان، مکلف به پرداخت اجاره بهای محل سکونت افراد در زمان بیخانمان شدن در اثر ریزش منزل است.
🔹تاریخ رای نهایی:
1392/01/24
🔹شماره رای نهایی: 9209970221800050
⚖✍رای بدوی
خصوص دعوی آقای ص.ر. با وکالت آقای ک.الف. به طرفیت آقای س.ن. با وکالت آقای م.ش. به خواسته الزام خوانده به پرداخت وجوه پرداختی توسط خواهان بابت #اجاره_منزل به مبلغ 000/000/10 تومان به علت #تسبیب خوانده در تحمیل آن با احتساب خسارات دادرسی بدین توضیح که خوانده بر اثر #گودبرداری_غیر_اصولی ملک مجاور موکل باعث #تخریب و فرو ریختن ساختمان مسکونی خواهان که درآنجا سکونت داشته گردیده و متعاقباً خواهان مجبور به ترک منزل تخریب شده گردیده و مبادرت به اجاره منزل از تاریخ 18/6/89 لغایت 18/6/90 با پرداخت ودیعه و اجاره گردیده است لذا، به شرح خواسته تقاضای رسیدگی دارد، دادگاه از توجه به اظهارات اصحاب دعوی و ملاحظه مستندات ابرازی اگرچه بهموجب اقدامات خوانده ملک خواهان تخریب و موجبات بروز خسارات به خواهان فراهم گردیده است لیکن به عقیده دادگاه استحقاق خواهان بر وصول خسارات مالی مستقیم بر اموال وی همچنین مطالبه #دیه صدمات میباشد و خسارت دیگری، قابل وصول میباشد مطالبه #اجرتالمثل ملک خواهان در مدتی که به علت تخریب و متعاقباً عملیات ساخت و ساز و مرمت امکان استفاده از محل وجود نداشته است میباشد لذا، دعوی مطالبه اجور پرداختی و حق کمیسیون بنگاه از ناحیه خواهان در ایام مورد نظروجاهت قانونی نداشته و دادگاه به استناد ماده 2 از مفهوم مخالف فراز اول ماده 1257 قانون مدنی و ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی مبادرت به صدور حکم بر بیحقی خواهان خصوص مطالبه مبالغ مورد نظر به شرح پیش گفته صادر و اعلام مینماید. رأی صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی میباشد.
رئیس شعبه 147 دادگاه عمومی حقوقی تهران
⚖✍رای دادگاه تجدید نظر
دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9109970231200503 مورخه 18/6/1391 صادره از شعبه 147 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بهموجب آن حکم بر بیحقی تجدیدنظرخواه ص.ر. به طرفیت س.ن. به خواسته مطالبه یکصد میلیون ریال بابت اجور پرداختی به علت ورود خسارت به ساختمان و در اثر عمل خوانده اصدارگردیده است مخالف قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد و متضمن جهت موجه در نقض آن میباشد، زیرا که مطابق صراحت مواد 2 و 3 از #قانون_مسئولیت_مدنی مصوب 7/2/1339 هرکس بدون مجوز قانونی و یا در نتیجه بیاحتیاطی به حقوق دیگران و اموال آنان لطمهای وارد نماید مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود میباشد که در مانحنفیه مبنای تنظیم قرارداد اجاره از ناحیه تجدیدنظرخواه و پرداخت اجور ماهیانه در راستای قرارداد تنظیمی با م.س. تخریب ملک تحت مالکیت وی در اثر گودبرداری تجدیدنظرخوانده به جهت عدم رعایت اصول ایمنی بوده است که رابطه مستقیم فیمابین پرداختهای صورت گرفته بابت اجور و تخریب صورت گرفته وجود دارد زیرا که در صورت عدم ورود خسارت در اثر تخریب موجبی برای پرداخت اجور و تهیه منزل استیجاری نبوده است و از سوی دیگر پرداخت خسارات بابت تخریب ساختمان از ناحیه تجدیدنظرخوانده مسقط این حق نمیباشد از این رو دادگاه با قبول لایحه اعتراضیه و با استناد به قسمت اول از ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترضعنه حکم بر محکومیت تجدیدنظرخوانده به پرداخت مبلغ یکصد میلیون ریال بابت اجور پرداختی و هزینه پرداختی بابت تنظیم اجارهنامه و پرداخت خسارات دادرسی مرحله بدوی و تجدیدنظرخواهی در حق تجدیدنظرخواه صادر و اعلام مینماید. رأی صادره قطعی است.
مستشاران شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران/پژوهشگاه قوه قضائیه
#خسارت
#تسبيب_در_ورود_خسارت
#مسئول_حادثه
🔰چکیده:
مسئول #حادثه، مکلف به جبران خساراتی است که مستقیم یا با واسطه به دیگری وارد نماید، از جمله کسی که در پی گودبرداری ناصحیح موجب تخریب ساختمان دیگری شود، علاوه بر خسارت تلف ساختمان، مکلف به پرداخت اجاره بهای محل سکونت افراد در زمان بیخانمان شدن در اثر ریزش منزل است.
🔹تاریخ رای نهایی:
1392/01/24
🔹شماره رای نهایی: 9209970221800050
⚖✍رای بدوی
خصوص دعوی آقای ص.ر. با وکالت آقای ک.الف. به طرفیت آقای س.ن. با وکالت آقای م.ش. به خواسته الزام خوانده به پرداخت وجوه پرداختی توسط خواهان بابت #اجاره_منزل به مبلغ 000/000/10 تومان به علت #تسبیب خوانده در تحمیل آن با احتساب خسارات دادرسی بدین توضیح که خوانده بر اثر #گودبرداری_غیر_اصولی ملک مجاور موکل باعث #تخریب و فرو ریختن ساختمان مسکونی خواهان که درآنجا سکونت داشته گردیده و متعاقباً خواهان مجبور به ترک منزل تخریب شده گردیده و مبادرت به اجاره منزل از تاریخ 18/6/89 لغایت 18/6/90 با پرداخت ودیعه و اجاره گردیده است لذا، به شرح خواسته تقاضای رسیدگی دارد، دادگاه از توجه به اظهارات اصحاب دعوی و ملاحظه مستندات ابرازی اگرچه بهموجب اقدامات خوانده ملک خواهان تخریب و موجبات بروز خسارات به خواهان فراهم گردیده است لیکن به عقیده دادگاه استحقاق خواهان بر وصول خسارات مالی مستقیم بر اموال وی همچنین مطالبه #دیه صدمات میباشد و خسارت دیگری، قابل وصول میباشد مطالبه #اجرتالمثل ملک خواهان در مدتی که به علت تخریب و متعاقباً عملیات ساخت و ساز و مرمت امکان استفاده از محل وجود نداشته است میباشد لذا، دعوی مطالبه اجور پرداختی و حق کمیسیون بنگاه از ناحیه خواهان در ایام مورد نظروجاهت قانونی نداشته و دادگاه به استناد ماده 2 از مفهوم مخالف فراز اول ماده 1257 قانون مدنی و ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی مبادرت به صدور حکم بر بیحقی خواهان خصوص مطالبه مبالغ مورد نظر به شرح پیش گفته صادر و اعلام مینماید. رأی صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی میباشد.
رئیس شعبه 147 دادگاه عمومی حقوقی تهران
⚖✍رای دادگاه تجدید نظر
دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9109970231200503 مورخه 18/6/1391 صادره از شعبه 147 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بهموجب آن حکم بر بیحقی تجدیدنظرخواه ص.ر. به طرفیت س.ن. به خواسته مطالبه یکصد میلیون ریال بابت اجور پرداختی به علت ورود خسارت به ساختمان و در اثر عمل خوانده اصدارگردیده است مخالف قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد و متضمن جهت موجه در نقض آن میباشد، زیرا که مطابق صراحت مواد 2 و 3 از #قانون_مسئولیت_مدنی مصوب 7/2/1339 هرکس بدون مجوز قانونی و یا در نتیجه بیاحتیاطی به حقوق دیگران و اموال آنان لطمهای وارد نماید مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود میباشد که در مانحنفیه مبنای تنظیم قرارداد اجاره از ناحیه تجدیدنظرخواه و پرداخت اجور ماهیانه در راستای قرارداد تنظیمی با م.س. تخریب ملک تحت مالکیت وی در اثر گودبرداری تجدیدنظرخوانده به جهت عدم رعایت اصول ایمنی بوده است که رابطه مستقیم فیمابین پرداختهای صورت گرفته بابت اجور و تخریب صورت گرفته وجود دارد زیرا که در صورت عدم ورود خسارت در اثر تخریب موجبی برای پرداخت اجور و تهیه منزل استیجاری نبوده است و از سوی دیگر پرداخت خسارات بابت تخریب ساختمان از ناحیه تجدیدنظرخوانده مسقط این حق نمیباشد از این رو دادگاه با قبول لایحه اعتراضیه و با استناد به قسمت اول از ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترضعنه حکم بر محکومیت تجدیدنظرخوانده به پرداخت مبلغ یکصد میلیون ریال بابت اجور پرداختی و هزینه پرداختی بابت تنظیم اجارهنامه و پرداخت خسارات دادرسی مرحله بدوی و تجدیدنظرخواهی در حق تجدیدنظرخواه صادر و اعلام مینماید. رأی صادره قطعی است.
مستشاران شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران/پژوهشگاه قوه قضائیه
✍نكات كاربردى قانون مدنى
🔻زن چه اموالی را به ارث می برد:
زن به عنوان همسر متوفی مستحق یک چهارم یا یک هشتم از اموال مرد است.
حال این که چه مالی را می تواند به ارث ببرد بسیار مهم است، زیرا که در مقدار سهم زن موثر است.
🔻زوجه در صورت فرزند دار بودن زوج،یک هشتم از عین اموال منقول(مثل ماشین، موتور و...) و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول(مثل خانه، باغ، مغازه و ...)اعم از عرصه(زمین) و اعیان(ساختمان) ارث می برد.
🔻در صورتی که زوج هیچ فرزندی نداشته باشد سهم زن یک چهارم از کلیه اموال است.
🔻پس لازم است بعد از مرگ شوهر،علاوه بر اموال منقول که تقسیم می شود،اموال غیر منقول قیمت گذاری شده و یک چهارم یا یک هشتم از این قیمت به زن داده شود.
در مواقعی امکان دارد که ورثه دیگر متوفی از قیمت گذاری مال غیر منقول امتناع بکنند.
🔻ماده 948 قانون مدنی این امکان را به زن داده است که حق خود را از عین اموال استیفا کند،پس وی می تواند در مرحله اول، ورثه را از طریق دادگاه اجبار به قیمت گذاری و دریافت سهم خود کرده،در غیر این صورت و ادامه امتناع ور رویه قضایی موجود،زن می تواند سهم مشاع خود را از عین یعنی خود زمین و خانه تملک کند.
🔻ازدواج موقت بدون هیچ ارثی:
همان طور که بیان شد شرط اصلی برای ارث بردن زن از همسرش وجود زوجیت دائمی بین آنها است.
🔻از مفهوم ماده 940 قانون مدنی که قید زوجیت دائمی را ذکر کرده می توان چنین فهمید که در نکاح منقطع (متعه یا صیغه) هیچ ارثی برای زن راه ندارد.
حتی زن مثل مورد نفقه که می توانست آن را در عقد شرط کند،دیگر نمی تواند شرط توارث را در نکاح منقطع (موقت) بگنجاند و اگر چنین شود شرط باطل است.
🔻ارث بردن زن حتی در طلاق:
اگر شوهر،زن خود را به صورت رجعی مطلقه کرده و در زمان عده فوت کند،زن از اموال شوهر ارث میبرد
ولی اگر فوت شوهر بعد از انقضای مدت عده بوده یا طلاق بائن باشد(طلاقی که قبل از نزدیکی بوده یا طلاق زن یائسه،طلاق خلع و مبارات)دیگر زن از مرد در صورت فوت،هیچ ارثی نمی برد.
ماده 943 قانون مدنی این امر را ابراز داشته است.
🔻البته در ماده 944 همین قانون آمده که اگر شوهر در حالی که به مرضی مبتلا است زن را طلاق دهد و در ظرف یک سال از تاریخ طلاق به علت همان مریضی بمیرد،زن از او ارث می برد حتی اگر طلاق به صورت بائن باشد به شرط آنکه زن در طول این یک سال ازدواج نکرده باشد.
🔻زن چه اموالی را به ارث می برد:
زن به عنوان همسر متوفی مستحق یک چهارم یا یک هشتم از اموال مرد است.
حال این که چه مالی را می تواند به ارث ببرد بسیار مهم است، زیرا که در مقدار سهم زن موثر است.
🔻زوجه در صورت فرزند دار بودن زوج،یک هشتم از عین اموال منقول(مثل ماشین، موتور و...) و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول(مثل خانه، باغ، مغازه و ...)اعم از عرصه(زمین) و اعیان(ساختمان) ارث می برد.
🔻در صورتی که زوج هیچ فرزندی نداشته باشد سهم زن یک چهارم از کلیه اموال است.
🔻پس لازم است بعد از مرگ شوهر،علاوه بر اموال منقول که تقسیم می شود،اموال غیر منقول قیمت گذاری شده و یک چهارم یا یک هشتم از این قیمت به زن داده شود.
در مواقعی امکان دارد که ورثه دیگر متوفی از قیمت گذاری مال غیر منقول امتناع بکنند.
🔻ماده 948 قانون مدنی این امکان را به زن داده است که حق خود را از عین اموال استیفا کند،پس وی می تواند در مرحله اول، ورثه را از طریق دادگاه اجبار به قیمت گذاری و دریافت سهم خود کرده،در غیر این صورت و ادامه امتناع ور رویه قضایی موجود،زن می تواند سهم مشاع خود را از عین یعنی خود زمین و خانه تملک کند.
🔻ازدواج موقت بدون هیچ ارثی:
همان طور که بیان شد شرط اصلی برای ارث بردن زن از همسرش وجود زوجیت دائمی بین آنها است.
🔻از مفهوم ماده 940 قانون مدنی که قید زوجیت دائمی را ذکر کرده می توان چنین فهمید که در نکاح منقطع (متعه یا صیغه) هیچ ارثی برای زن راه ندارد.
حتی زن مثل مورد نفقه که می توانست آن را در عقد شرط کند،دیگر نمی تواند شرط توارث را در نکاح منقطع (موقت) بگنجاند و اگر چنین شود شرط باطل است.
🔻ارث بردن زن حتی در طلاق:
اگر شوهر،زن خود را به صورت رجعی مطلقه کرده و در زمان عده فوت کند،زن از اموال شوهر ارث میبرد
ولی اگر فوت شوهر بعد از انقضای مدت عده بوده یا طلاق بائن باشد(طلاقی که قبل از نزدیکی بوده یا طلاق زن یائسه،طلاق خلع و مبارات)دیگر زن از مرد در صورت فوت،هیچ ارثی نمی برد.
ماده 943 قانون مدنی این امر را ابراز داشته است.
🔻البته در ماده 944 همین قانون آمده که اگر شوهر در حالی که به مرضی مبتلا است زن را طلاق دهد و در ظرف یک سال از تاریخ طلاق به علت همان مریضی بمیرد،زن از او ارث می برد حتی اگر طلاق به صورت بائن باشد به شرط آنکه زن در طول این یک سال ازدواج نکرده باشد.
#مهريه #حق_حبس
✅حق حبس زوجه در برابر مهریه چگونه است؟
🔷آنچه در ماده ۱۰۸۵ قانون مدنے به عنوان حق زوجه در برابر عدم دریافت مهریه مطرح شده،امتناع از «ایفاے وظایفے که در مقابل شوهر دارد» است،اما در خصوص اینکه این وظایف شامل تمکین عام است یا خاص،بین حقوقدانان نظرات مختلفے وجود دارد.
ازمفاد قانون مدنے میتوان چهار وظیفه مهم براے زوجه برشمرد که شامل حسن معاشرت،تشیید مبانے خانواده،سکونت در منزل شوهر و تمکین خاص از شوهر است.
عمدهحقوقدانان بر اساس آنچه که از مبانے فقهے برداشت میشود،حق حبس را صرفا در برابر «تمکین خاص» میدانند و معتقدند بهترین ابزار زن براے الزام شوهر به پرداخت مهریه،جلوگیرے از تمتع جنسے شوهر است،اما برخے دیگر،با عنایت به نص قانون مدنے و عبارت «وظایفے که در مقابل شوهر دارد» آن را اعم از تمکین خاص و شامل سایر وظایف قانونے زن میدانند.
رایوحدترویه شماره ۷۱۸ مورخ ۱۳ اردیبهشت سال ۱۳۹۰ هیات عمومے دیوان عالے کشور هم بر این نظر مستقر است که سقوط حق حبس،با تمکین عام محقق میشود و حق حبس تنها ناظر به تمکین خاص نیست.
بحثدیگرے که در حق حبس مطرح بوده،این است که آیا در صورت اعسار زوج و تقسیط مهریه،بازهم حق حبس برقرار است یا خیر؟
ازمنظر تحلیل حقوقے،چون حق زن به کل مهریه تعلق میگیرد،میتوان گفت:چنین حقے تا پایان آخرین قسط برقرار است مگر اینکه زن خودش رضایت به تمکین در اثناے پرداخت اقساط بدهد.
✅حق حبس زوجه در برابر مهریه چگونه است؟
🔷آنچه در ماده ۱۰۸۵ قانون مدنے به عنوان حق زوجه در برابر عدم دریافت مهریه مطرح شده،امتناع از «ایفاے وظایفے که در مقابل شوهر دارد» است،اما در خصوص اینکه این وظایف شامل تمکین عام است یا خاص،بین حقوقدانان نظرات مختلفے وجود دارد.
ازمفاد قانون مدنے میتوان چهار وظیفه مهم براے زوجه برشمرد که شامل حسن معاشرت،تشیید مبانے خانواده،سکونت در منزل شوهر و تمکین خاص از شوهر است.
عمدهحقوقدانان بر اساس آنچه که از مبانے فقهے برداشت میشود،حق حبس را صرفا در برابر «تمکین خاص» میدانند و معتقدند بهترین ابزار زن براے الزام شوهر به پرداخت مهریه،جلوگیرے از تمتع جنسے شوهر است،اما برخے دیگر،با عنایت به نص قانون مدنے و عبارت «وظایفے که در مقابل شوهر دارد» آن را اعم از تمکین خاص و شامل سایر وظایف قانونے زن میدانند.
رایوحدترویه شماره ۷۱۸ مورخ ۱۳ اردیبهشت سال ۱۳۹۰ هیات عمومے دیوان عالے کشور هم بر این نظر مستقر است که سقوط حق حبس،با تمکین عام محقق میشود و حق حبس تنها ناظر به تمکین خاص نیست.
بحثدیگرے که در حق حبس مطرح بوده،این است که آیا در صورت اعسار زوج و تقسیط مهریه،بازهم حق حبس برقرار است یا خیر؟
ازمنظر تحلیل حقوقے،چون حق زن به کل مهریه تعلق میگیرد،میتوان گفت:چنین حقے تا پایان آخرین قسط برقرار است مگر اینکه زن خودش رضایت به تمکین در اثناے پرداخت اقساط بدهد.
#خیانت_درامانت
❇️تعریف جرم خیانت در امانت
اگر مالڪ یا متصرف شخصاً مالے را به دیگرے بسپارد و امین به طور متقلبانه اقدام به تصاحب و یا تلف و یا استعمال بدون مجوز مال کند و پس از استرداد توسط مالڪ،امین مال را مسترد ننماید جرم خیانت در امانت محقق شده است.
❇️مجازاتخیانت در امانت
مجازات جرم خیانت در امانت برابر است با جبران خسارت و 6 ماه الے 3 سال حبس مے باشد.
⭕️البته اگر از سفید امضاء و سفید مهرے که به شخص سپرده شده باشد یا به هر نحوے بدست آمده باشد سوء استفاده شود،مرتکب به یڪ تا 3 سال حبس محکوم مے شود.
❇️تعریف جرم خیانت در امانت
اگر مالڪ یا متصرف شخصاً مالے را به دیگرے بسپارد و امین به طور متقلبانه اقدام به تصاحب و یا تلف و یا استعمال بدون مجوز مال کند و پس از استرداد توسط مالڪ،امین مال را مسترد ننماید جرم خیانت در امانت محقق شده است.
❇️مجازاتخیانت در امانت
مجازات جرم خیانت در امانت برابر است با جبران خسارت و 6 ماه الے 3 سال حبس مے باشد.
⭕️البته اگر از سفید امضاء و سفید مهرے که به شخص سپرده شده باشد یا به هر نحوے بدست آمده باشد سوء استفاده شود،مرتکب به یڪ تا 3 سال حبس محکوم مے شود.
مناجات شعبانیه
《إِلَهِي كَأَنِّي بِنَفْسِي وَاقِفَهٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ فَقُلْتَ (فَفَعَلْتَ)مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِي بِعَفْوِكَ》
خدايا!گويي من با همه هستي ام در برابرت ايستاده ام،درحالي كه حسن اعتمادم بر تو،بر وجودم سايه افكنده است،و آنچه را تو شايسته آني بر من جاري كرده اي و مرا با عفوت پوشانده اي
《إِلَهِي كَأَنِّي بِنَفْسِي وَاقِفَهٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ فَقُلْتَ (فَفَعَلْتَ)مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِي بِعَفْوِكَ》
خدايا!گويي من با همه هستي ام در برابرت ايستاده ام،درحالي كه حسن اعتمادم بر تو،بر وجودم سايه افكنده است،و آنچه را تو شايسته آني بر من جاري كرده اي و مرا با عفوت پوشانده اي
# خیلے #مهم
توجه داشته باشیم ارزش معاملاتے املاڪ مصوب ۳۰ بهمن ۱۳۹۸ ،از تاریخ ۱ تیر ۱۳۹۹ قابلیت اجرایے خواهد داشت
و براے سه ماه اول سال ۱۳۹۹ ،ارزش معاملاتے املاڪ سال ۱۳۹۸ مورد استفاده جهت تعیین مالیات نقل و انتقال براے ادارات امور مالیاتے و یا ماخذ محاسبه وجوه و عوارض توسط سایر ادارات و نهادها از جمله شهردارے ها و ادارات ثبت اسناد و املاڪ خواهد بود.
یادآورے مے شود ،سایر ادارات و ...که دفترچه هاے ارزش معاملاتے املاڪ در اسفند ماه ۹۸ ،براے آن ها ارسال شده قابلیت استفاده از اول تیر ۱۳۹۹ را داشته و براے ۳ ماه اول سال براے مراجعه کنندگان خود از دفترچه ارزش معاملاتے سال ۹۸ استفاده نمایند .
توجه داشته باشیم ارزش معاملاتے املاڪ مصوب ۳۰ بهمن ۱۳۹۸ ،از تاریخ ۱ تیر ۱۳۹۹ قابلیت اجرایے خواهد داشت
و براے سه ماه اول سال ۱۳۹۹ ،ارزش معاملاتے املاڪ سال ۱۳۹۸ مورد استفاده جهت تعیین مالیات نقل و انتقال براے ادارات امور مالیاتے و یا ماخذ محاسبه وجوه و عوارض توسط سایر ادارات و نهادها از جمله شهردارے ها و ادارات ثبت اسناد و املاڪ خواهد بود.
یادآورے مے شود ،سایر ادارات و ...که دفترچه هاے ارزش معاملاتے املاڪ در اسفند ماه ۹۸ ،براے آن ها ارسال شده قابلیت استفاده از اول تیر ۱۳۹۹ را داشته و براے ۳ ماه اول سال براے مراجعه کنندگان خود از دفترچه ارزش معاملاتے سال ۹۸ استفاده نمایند .
🤔چگونہ وصیتنامہ بنویسیم؟
✍هرفردے چنانچہ بخواهد از اجرایے شدن وصیت نامہ خود پس از مرگ مطمئن شود میبایست شرایط و تشریفات قانونے تنظیم وصیتنامہ را رعایت ڪند،چرا ڪہ اطلاع نداشتن از این امر موجب تنش و اختلاف در خانوادہ وراث شدہ و بر حجم پروندههاے دادگسترے میافزاید.
🖊تنظیم وصیتنامہ صحیح علاوہ بر آنكہ آخرین ارادہ موصے (وصےتكننده)پس از مرگ را بہ اجرا در میآورد،موجب كاهش اختلافات وراث پس از فوت مورث شدہ و مانع مراجعہ آنان بہ مراجع قضایے میشود.
📍تنظیم وصیتنامہ بہ علایق دینے و حقوقے فرد بستگے دارد،در صورتے كہ فرد مایل باشد براے امور شرعے،شخصے و مالے خود پس از فوت تعیین تكلیف كند،وصیت نامہ تنظیم میڪند.نوشتن وصیتنامہ در بین مسلمانان امرے متداول بہ شمار میرود همانطور ڪہ پیامبر اڪرم(ص) بر هیچ مسلمانے سزاوار نیست ڪہ شبے را سپرے ڪند،مگر این ڪہ وصیتش زیر سرش باشد.
📌هر فردے چنانچہ بخواهد از اجرایے شدن وصیت نامہ خود پس از مرگ مطمئن شود میبایست شرایط و تشریفات قانونے تنظیم وصیتنامہ را رعایت ڪند.اطلاع نداشتن از تشریفات قانونے و یا رعایت نكردن آن در تنظیم وصیتنامہ،موجب تنش و اختلاف در خانوادہ وراث شدہ و بر حجم پروندههاے دادگسترے نیز میافزاید.
📖وصیتنامہ طبق قانون امور حسبى سہ نوع است: وصیتنامہ خودنوشت،وصیتنامہ رسمى و وصیتنامہ سرى.
📝وصیتنامہ خودنوشت،وصیتى است ڪہ وصیتڪنندہ بہ خط خود مىنویسد و بدین اعتبار وصیتنامہ مزبور را خودنوشت نامیدهاند.بہ موجب مادہ 287 قانون امور حسبى وصیتنامہ خودنوشت در صورتى معتبر است ڪہ تمام آن بہ خط وصیتڪنندہ نوشتہ شدہ و داراى تاریخ روز،ماہ و سال بہ خط وصیت ڪنندہ بودہ و بہ امضاى وے رسیدہ باشد.فرقى نمىڪند ڪہ خط وصیتنامہ فارسى باشد یا لاتین،بہ هر زبانى ڪہ باشد،امضاى وصیتڪنندہ در وصیتنامہ ممڪن است قبل از تاریخ یا بعد از تاریخ درج شود.
📋در وصیت نامہ رسمى ترتیب تنظیم و اعتبار آن بہ نحوى است ڪہ بیشتر براى اسناد تنظیم شدہ در دفاتر اسناد رسمى مقرر شدہ است و از نظر رسمیت و اعتبار از 2 نوع دیگر بالاتر و بهتر است و اگر ڪسى وصیت خود را بہ طور رسمى تنظیم ڪند،دیگر هیچ خدشهاى بہ آن وارد نیست و هیچ ڪدام از ورثہ بعد از فوت وصیتڪنندہ نمىتواند ایرادى بہ آن وارد ڪند.
📜وصیتنامہ سرى ممڪن است بہ خط وصیت ڪنندہ و یا بہ خط دیگرى نوشتہ شدہ باشد ولى در هر صورت باید بہ امضاى وصیتڪنندہ برسد و بہ ترتیبى ڪہ براى امانت اسناد در قانون ثبت اسناد مقرر شدہ در ادارہ ثبت حوزہ اقامتگاہ وصیت ڪنندہ یا محل دیگرى ڪہ در آئیننامہ وزارت دادگسترى تعیین مىشود،امانت گذاشتہ میشود؛ طبق قانون امور حسبى ڪسى ڪہ سواد نداشتہ باشد نمىتواند بہ طور سرى وصیت ڪند.
📌وصیت كنندہ باید هنگام تنظیم وصیت بہ نكات زیر توجہ كند:
🔹موصے (وصےتكننده)باید از كمال (عقلو بلوغ)برخوردار باشد و از روے اختیار وصیت كند (وصےتبچہ 10 سالہ ممیز صحیح است).
🔸وصیت در بیشتر از 3/1 (ثلثاموال و دارایے)مشروط بہ اجازة وارث است و این اجازہ در زمان حیات وصیت كنندہ كفایت میكند.
🔘اصل اولیہ آن است كہ بعضے از واجبات مثل حج واجب شدہ،و بدهكارے و حقوقے را كہ مثل خمس و زكات و مظالم،ادا كردن آنها واجب است از اصل مال پرداخت گردد.
▪️كسے كہ مورد وصیت قرار میگیرد باید وجود داشتہ باشد و مالك شدن براے او ممكن باشد.حمل موجود است و به شرط زنده متولد شدن ارث خواهد برد.
✍هرفردے چنانچہ بخواهد از اجرایے شدن وصیت نامہ خود پس از مرگ مطمئن شود میبایست شرایط و تشریفات قانونے تنظیم وصیتنامہ را رعایت ڪند،چرا ڪہ اطلاع نداشتن از این امر موجب تنش و اختلاف در خانوادہ وراث شدہ و بر حجم پروندههاے دادگسترے میافزاید.
🖊تنظیم وصیتنامہ صحیح علاوہ بر آنكہ آخرین ارادہ موصے (وصےتكننده)پس از مرگ را بہ اجرا در میآورد،موجب كاهش اختلافات وراث پس از فوت مورث شدہ و مانع مراجعہ آنان بہ مراجع قضایے میشود.
📍تنظیم وصیتنامہ بہ علایق دینے و حقوقے فرد بستگے دارد،در صورتے كہ فرد مایل باشد براے امور شرعے،شخصے و مالے خود پس از فوت تعیین تكلیف كند،وصیت نامہ تنظیم میڪند.نوشتن وصیتنامہ در بین مسلمانان امرے متداول بہ شمار میرود همانطور ڪہ پیامبر اڪرم(ص) بر هیچ مسلمانے سزاوار نیست ڪہ شبے را سپرے ڪند،مگر این ڪہ وصیتش زیر سرش باشد.
📌هر فردے چنانچہ بخواهد از اجرایے شدن وصیت نامہ خود پس از مرگ مطمئن شود میبایست شرایط و تشریفات قانونے تنظیم وصیتنامہ را رعایت ڪند.اطلاع نداشتن از تشریفات قانونے و یا رعایت نكردن آن در تنظیم وصیتنامہ،موجب تنش و اختلاف در خانوادہ وراث شدہ و بر حجم پروندههاے دادگسترے نیز میافزاید.
📖وصیتنامہ طبق قانون امور حسبى سہ نوع است: وصیتنامہ خودنوشت،وصیتنامہ رسمى و وصیتنامہ سرى.
📝وصیتنامہ خودنوشت،وصیتى است ڪہ وصیتڪنندہ بہ خط خود مىنویسد و بدین اعتبار وصیتنامہ مزبور را خودنوشت نامیدهاند.بہ موجب مادہ 287 قانون امور حسبى وصیتنامہ خودنوشت در صورتى معتبر است ڪہ تمام آن بہ خط وصیتڪنندہ نوشتہ شدہ و داراى تاریخ روز،ماہ و سال بہ خط وصیت ڪنندہ بودہ و بہ امضاى وے رسیدہ باشد.فرقى نمىڪند ڪہ خط وصیتنامہ فارسى باشد یا لاتین،بہ هر زبانى ڪہ باشد،امضاى وصیتڪنندہ در وصیتنامہ ممڪن است قبل از تاریخ یا بعد از تاریخ درج شود.
📋در وصیت نامہ رسمى ترتیب تنظیم و اعتبار آن بہ نحوى است ڪہ بیشتر براى اسناد تنظیم شدہ در دفاتر اسناد رسمى مقرر شدہ است و از نظر رسمیت و اعتبار از 2 نوع دیگر بالاتر و بهتر است و اگر ڪسى وصیت خود را بہ طور رسمى تنظیم ڪند،دیگر هیچ خدشهاى بہ آن وارد نیست و هیچ ڪدام از ورثہ بعد از فوت وصیتڪنندہ نمىتواند ایرادى بہ آن وارد ڪند.
📜وصیتنامہ سرى ممڪن است بہ خط وصیت ڪنندہ و یا بہ خط دیگرى نوشتہ شدہ باشد ولى در هر صورت باید بہ امضاى وصیتڪنندہ برسد و بہ ترتیبى ڪہ براى امانت اسناد در قانون ثبت اسناد مقرر شدہ در ادارہ ثبت حوزہ اقامتگاہ وصیت ڪنندہ یا محل دیگرى ڪہ در آئیننامہ وزارت دادگسترى تعیین مىشود،امانت گذاشتہ میشود؛ طبق قانون امور حسبى ڪسى ڪہ سواد نداشتہ باشد نمىتواند بہ طور سرى وصیت ڪند.
📌وصیت كنندہ باید هنگام تنظیم وصیت بہ نكات زیر توجہ كند:
🔹موصے (وصےتكننده)باید از كمال (عقلو بلوغ)برخوردار باشد و از روے اختیار وصیت كند (وصےتبچہ 10 سالہ ممیز صحیح است).
🔸وصیت در بیشتر از 3/1 (ثلثاموال و دارایے)مشروط بہ اجازة وارث است و این اجازہ در زمان حیات وصیت كنندہ كفایت میكند.
🔘اصل اولیہ آن است كہ بعضے از واجبات مثل حج واجب شدہ،و بدهكارے و حقوقے را كہ مثل خمس و زكات و مظالم،ادا كردن آنها واجب است از اصل مال پرداخت گردد.
▪️كسے كہ مورد وصیت قرار میگیرد باید وجود داشتہ باشد و مالك شدن براے او ممكن باشد.حمل موجود است و به شرط زنده متولد شدن ارث خواهد برد.
#فسخ_نکاح
✅چکیده:
صرفپنهان کردن ازدواج قبلے توسط زوجه،با وصف باکره بودن وے،موجبے براے فسخ نکاح نمے باشد چرا که عقد مبتنے بر این شرط واقع نشده است.
✅رایدیوان عالے کشور
در خصوص فرجام¬خواهے آقاے م.ف.فرزند ڪ.با وکالت خانم ز.م.به طرفیت همسرش خانم الف.غ.فرزند م.در اعتراض به دادنامه شماره 000397- 31/2/91 صادره از شعبه محترم دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران که به موجب آن رأے شماره 0001556- 25/10/90 شعبه محترم 271 دادگاه عمومے خانواده دو تهران مبنے بر حکم به رد فسخ نکاح فیمابین فرجام¬خواه و فرجام¬خوانده تأیید گردیده است،با امعان نظر و مداقه در جامع از اوراق و محتویات پرونده اولاً- برابر قرائن و امارات مندرج در پرونده زوج فیالجمله قبل از اجراء عقد با زوجه از ازدواج قبلے زوجه اطلاع یافته و بر همین اساس زوجه جهت جلب اطمینان بیشتر زوج در خصوص اینکه با همسر قبلے در عقد بوده و زناشوئے با وے نداشته و باکره است اقدام به اخذ گواهے در خصوص باکره بودنش به هنگام ازدواج با فرجام¬خواه کرده و عدم مطرح شدن ازدواج قبلے زوجه در مجلس بلهبرون و یا عقد یڪ امر متعارف بوده که طرفین نخواسته[اند]بستگان از این موضوع مطلع باشند و ثانیاً- قید عدم ازدواج قبلے زوجه جزء شروط ضمن عقد بصورت لفظے ذکر نشده و اجراء صیغه عقد مبنیاً بر قید مذکور نیز فاقد ادله و مدارڪ اثباتے قابل استناد است و آنچه که به¬عنوان قید و شرط در عقدنامه ذکر شده دوشیزه بودن (باکرهبودن)زوجه است که هم اکنون نیز برابر گواهے پزشکے قانونے نامبرده باکره میباشد.بنابه¬مراتب یاد شده و ضمن رد فرجام¬خواهے،دادنامه فرجام¬خواسته در تأیید دادنامه تجدیدنظرخواسته ابرام می¬گردد و پرونده در اجراء ماده 396 قانون آیین دادرسے مدنے به دادگاه صادرکننده حکم ارسال می¬شود.
🔹رئےسشعبه 26 دیوان عالے کشور- مستشار/پژوهشگاه قوه قضاييه
✅چکیده:
صرفپنهان کردن ازدواج قبلے توسط زوجه،با وصف باکره بودن وے،موجبے براے فسخ نکاح نمے باشد چرا که عقد مبتنے بر این شرط واقع نشده است.
✅رایدیوان عالے کشور
در خصوص فرجام¬خواهے آقاے م.ف.فرزند ڪ.با وکالت خانم ز.م.به طرفیت همسرش خانم الف.غ.فرزند م.در اعتراض به دادنامه شماره 000397- 31/2/91 صادره از شعبه محترم دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران که به موجب آن رأے شماره 0001556- 25/10/90 شعبه محترم 271 دادگاه عمومے خانواده دو تهران مبنے بر حکم به رد فسخ نکاح فیمابین فرجام¬خواه و فرجام¬خوانده تأیید گردیده است،با امعان نظر و مداقه در جامع از اوراق و محتویات پرونده اولاً- برابر قرائن و امارات مندرج در پرونده زوج فیالجمله قبل از اجراء عقد با زوجه از ازدواج قبلے زوجه اطلاع یافته و بر همین اساس زوجه جهت جلب اطمینان بیشتر زوج در خصوص اینکه با همسر قبلے در عقد بوده و زناشوئے با وے نداشته و باکره است اقدام به اخذ گواهے در خصوص باکره بودنش به هنگام ازدواج با فرجام¬خواه کرده و عدم مطرح شدن ازدواج قبلے زوجه در مجلس بلهبرون و یا عقد یڪ امر متعارف بوده که طرفین نخواسته[اند]بستگان از این موضوع مطلع باشند و ثانیاً- قید عدم ازدواج قبلے زوجه جزء شروط ضمن عقد بصورت لفظے ذکر نشده و اجراء صیغه عقد مبنیاً بر قید مذکور نیز فاقد ادله و مدارڪ اثباتے قابل استناد است و آنچه که به¬عنوان قید و شرط در عقدنامه ذکر شده دوشیزه بودن (باکرهبودن)زوجه است که هم اکنون نیز برابر گواهے پزشکے قانونے نامبرده باکره میباشد.بنابه¬مراتب یاد شده و ضمن رد فرجام¬خواهے،دادنامه فرجام¬خواسته در تأیید دادنامه تجدیدنظرخواسته ابرام می¬گردد و پرونده در اجراء ماده 396 قانون آیین دادرسے مدنے به دادگاه صادرکننده حکم ارسال می¬شود.
🔹رئےسشعبه 26 دیوان عالے کشور- مستشار/پژوهشگاه قوه قضاييه
⁉️آیا مالڪ میتواند بہ دلیل تغییر شغل مستاجر دادخواست تخلیہ دهد؟
✍هرگاہمورد اجارہ براے شغل معینے اجارہ دادہ شود و مستأجر بدون رضاے موجر شغل خود را تغییر دهد،مالڪ میتواند نسبت بہ طرح دعوے و تخلیہ با شرایط مقرر ڪہ در قانون پیشبینے شدہ است،اقدام ڪند.
✍مادہ ۱۴ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال ۱۳۵۶ بہ مواردے میپردازد ڪہ موجر حق درخواست فسخ اجارہ و تخلیہ ملڪ را دارد،ڪہ در بند ۷ آن،چنین مقرر شدہ است:در مورد محل ڪسب و پیشہ و تجارت هرگاہ مورد اجارہ براے شغل معینے اجارہ دادہ شود و مستأجر بدون رضاے موجر شغل خود را تغییر دهد مگر اینڪہ شغل جدید عرفاً مشابہ شغل سابق باشد.
✍تردیدے نیست ڪہ اگر شغل جدید از لحاظ ضررے ڪہ بہ بنا وارد میڪند نسبت بہ شغل سابق مضرتر باشد ممڪن است تغییر شغل بہ نوعے تعدے و تفریط نیز محسوب شود در این صورت مالڪ میتواند از این جهت نیز نسبت بہ طرح دعوے و تخلیہ با شرایط مقرر اقدام ڪند؛ اما در هر حال قانونگذار بہ دلیل اهمیت موضوع،تغییر شغل را در یڪ بند مستقل و مجزے بیان ڪردہ است.
✍ آنچہ از ظاهر بند ۷ برمیآید این است ڪہ اگر مستأجر اقدام بہ تأسیس و انجام شغلے غیر مشابہ شغل مندرج در اجارهنامہ یا توافق شدہ در عین مستأجرہ ڪند مالڪ حق خواهد داشت نسبت بہ طرح دعوے تخلیہ بدون پرداخت حق ڪسب و پیشہ اقدام ڪند؛ اما مسلم است ڪہ هر تغییر شغلے نمیتواند موجبات تخلیہ را فراهم ڪند مگر داراے شرایطے باشد.
🔴براے طرح دعوے تحت عنوان تغییر شغل لازم است مستأجر در اجارهنامہ بهطور صریح یا ضمنے،یا ضمن سند دیگر یا برابر سایر ادلہ ملزم بہ دایرڪردن شغل یا حرفہ معینے در عین مستأجرہ شدہ باشد.بہ دیگر سخن تغییر شغل بہ مثابہ تخلف از شرط است.
✍تا شرطے مبنے بر استفادہ معین وجود نداشتہ باشد صحت ادعاے تخلف از شرط غیر قابل پذیرش خواهد بود همانگونہ ڪہ صراحت عبارت «… مورد اجارہ براے شغل معین…» در سیاق بند ۷ مادہ ۱۴ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال ۱۳۵۶ دلالت بر این معنا دارد و بر این اساس است ڪہ شعبہ ۵۸ دادگاہ حقوقے ۲ تهران در قسمتے از رأے خود بہ شمارہ ۴۰۴ مقرر میدارد:«… در قرارداد نہ بہ صراحت و نہ بهطور ضمنے،نحوهے استفادہ از مورد اجارہ از طرف موجر مشخص و معین نشدہ است.بہ این اعتبار مستأجر حق دارد مورد اجارہ را بہ هر نحو ڪہ مقتضے بداند مورد استفادہ قراردهد.»
✍بنابراین،زمانے ڪہ در اجارهنامہ بهطور عام عبارت «براے استفادہ تجاری» قید شود طرح دعوے بہ دلیل تغییر شغل محمل قانونے نخواهد داشت مگر اینڪہ عین مستأجرہ بہ ظاهر چنان باشد ڪہ انجام برخے مشاغل نسبت بہ آن تعدے و تفریط محسوب شد ڪہ البتہ خود موضوع دیگرے است.
✍هرگاہمورد اجارہ براے شغل معینے اجارہ دادہ شود و مستأجر بدون رضاے موجر شغل خود را تغییر دهد،مالڪ میتواند نسبت بہ طرح دعوے و تخلیہ با شرایط مقرر ڪہ در قانون پیشبینے شدہ است،اقدام ڪند.
✍مادہ ۱۴ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال ۱۳۵۶ بہ مواردے میپردازد ڪہ موجر حق درخواست فسخ اجارہ و تخلیہ ملڪ را دارد،ڪہ در بند ۷ آن،چنین مقرر شدہ است:در مورد محل ڪسب و پیشہ و تجارت هرگاہ مورد اجارہ براے شغل معینے اجارہ دادہ شود و مستأجر بدون رضاے موجر شغل خود را تغییر دهد مگر اینڪہ شغل جدید عرفاً مشابہ شغل سابق باشد.
✍تردیدے نیست ڪہ اگر شغل جدید از لحاظ ضررے ڪہ بہ بنا وارد میڪند نسبت بہ شغل سابق مضرتر باشد ممڪن است تغییر شغل بہ نوعے تعدے و تفریط نیز محسوب شود در این صورت مالڪ میتواند از این جهت نیز نسبت بہ طرح دعوے و تخلیہ با شرایط مقرر اقدام ڪند؛ اما در هر حال قانونگذار بہ دلیل اهمیت موضوع،تغییر شغل را در یڪ بند مستقل و مجزے بیان ڪردہ است.
✍ آنچہ از ظاهر بند ۷ برمیآید این است ڪہ اگر مستأجر اقدام بہ تأسیس و انجام شغلے غیر مشابہ شغل مندرج در اجارهنامہ یا توافق شدہ در عین مستأجرہ ڪند مالڪ حق خواهد داشت نسبت بہ طرح دعوے تخلیہ بدون پرداخت حق ڪسب و پیشہ اقدام ڪند؛ اما مسلم است ڪہ هر تغییر شغلے نمیتواند موجبات تخلیہ را فراهم ڪند مگر داراے شرایطے باشد.
🔴براے طرح دعوے تحت عنوان تغییر شغل لازم است مستأجر در اجارهنامہ بهطور صریح یا ضمنے،یا ضمن سند دیگر یا برابر سایر ادلہ ملزم بہ دایرڪردن شغل یا حرفہ معینے در عین مستأجرہ شدہ باشد.بہ دیگر سخن تغییر شغل بہ مثابہ تخلف از شرط است.
✍تا شرطے مبنے بر استفادہ معین وجود نداشتہ باشد صحت ادعاے تخلف از شرط غیر قابل پذیرش خواهد بود همانگونہ ڪہ صراحت عبارت «… مورد اجارہ براے شغل معین…» در سیاق بند ۷ مادہ ۱۴ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال ۱۳۵۶ دلالت بر این معنا دارد و بر این اساس است ڪہ شعبہ ۵۸ دادگاہ حقوقے ۲ تهران در قسمتے از رأے خود بہ شمارہ ۴۰۴ مقرر میدارد:«… در قرارداد نہ بہ صراحت و نہ بهطور ضمنے،نحوهے استفادہ از مورد اجارہ از طرف موجر مشخص و معین نشدہ است.بہ این اعتبار مستأجر حق دارد مورد اجارہ را بہ هر نحو ڪہ مقتضے بداند مورد استفادہ قراردهد.»
✍بنابراین،زمانے ڪہ در اجارهنامہ بهطور عام عبارت «براے استفادہ تجاری» قید شود طرح دعوے بہ دلیل تغییر شغل محمل قانونے نخواهد داشت مگر اینڪہ عین مستأجرہ بہ ظاهر چنان باشد ڪہ انجام برخے مشاغل نسبت بہ آن تعدے و تفریط محسوب شد ڪہ البتہ خود موضوع دیگرے است.
⁉️تهدید با سلاح چہ مجازاتے دارد؟
⭕️تهدےدبا سلاح یڪے از جرائمے است ڪہ ممڪن است برخے افراد مرتڪب آن شوند.حال باید دید اگر شخصے بہ قصد ترساندن شخص دیگرے از سلاح گرم جنگے یا شڪارے استفادہ ڪند و آن شخص از ترس بمیرد چہ مجازاتے در انتظار او است؟
✍بہاستناد مادہ 501 قانون مجازات اسلامے مصوب سال 1392 باید گفت:
هرگاہ ڪسے بہ روے شخصے سلاح بڪشد و موجب ترس گردد و بر اثر این ترس شخص بمیرد یا مصدوم گردد حسب مورد بر اساس تعاریف انواع جنایات بہ قصاص یا دیہ محڪوم میگردد.
‼️بہهر حال حتے اگر این عمل سبب هیچ گونہ حادثهاے نشود صرف عمل قدرت نمایے با سلاح گرم بہ قصد ترساندن دیگران عمل مجرمانہ بودہ و مرتڪب بہ مجازات حبس و شلاق محڪوم میگردد.
🔸اےندر صورتے است سلاح مجوز داشتہ باشد.البتہ اگر سلاح فاقد مجوز باشد حمل ڪنندہ سلاح بہ مجازات حمل و نگهدارے غیر مجاز نیز محڪوم میشود.
ضمناً حمل سلاح فقط براے دارندہ مجوز،مجاز است نہ دیگران هر چند از بستگان درجہ یڪ وے باشد.
⭕️تهدےدبا سلاح یڪے از جرائمے است ڪہ ممڪن است برخے افراد مرتڪب آن شوند.حال باید دید اگر شخصے بہ قصد ترساندن شخص دیگرے از سلاح گرم جنگے یا شڪارے استفادہ ڪند و آن شخص از ترس بمیرد چہ مجازاتے در انتظار او است؟
✍بہاستناد مادہ 501 قانون مجازات اسلامے مصوب سال 1392 باید گفت:
هرگاہ ڪسے بہ روے شخصے سلاح بڪشد و موجب ترس گردد و بر اثر این ترس شخص بمیرد یا مصدوم گردد حسب مورد بر اساس تعاریف انواع جنایات بہ قصاص یا دیہ محڪوم میگردد.
‼️بہهر حال حتے اگر این عمل سبب هیچ گونہ حادثهاے نشود صرف عمل قدرت نمایے با سلاح گرم بہ قصد ترساندن دیگران عمل مجرمانہ بودہ و مرتڪب بہ مجازات حبس و شلاق محڪوم میگردد.
🔸اےندر صورتے است سلاح مجوز داشتہ باشد.البتہ اگر سلاح فاقد مجوز باشد حمل ڪنندہ سلاح بہ مجازات حمل و نگهدارے غیر مجاز نیز محڪوم میشود.
ضمناً حمل سلاح فقط براے دارندہ مجوز،مجاز است نہ دیگران هر چند از بستگان درجہ یڪ وے باشد.
#قتل_فرزند_توسط_مادر
🔹در قانون مجازات اسلامے،براے قتل فرزند توسط مادر مقررات خاصے به چشم نمے خورد به همین دلیل مجازات قتل فرزند توسط مادر مانند سایر قتلها ،قصاص مے باشد و قصاص هم قابل تخفیف نیست.
#قتل_فرزند_توسط_پدر
در مورد قتل فرزند توسط پدر قانون مجازات اسلامے صورتے را پیش بینے کرده است که ماده 220 قانون مجازات اسلامے در این خصوص آورده است:«پدر یا جد پدرے که فرزند خود را بکشد قصاص نمے شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد.»
🔸همچنین طبق ماده 32 قانون راجع به مجازات اسلامے اقدامات والدین و … به منظور تادیب یا محافظت اطفال جرم نیست مشروط به اینکه در حدود متعارف تادیب و محافظت باشد و نیز برابر ماده 16 قانون حدود و قصاص پدر یا جد پدرے که فرزند خود را بکشد فقط به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول محکوم و تعزیر مے شود.بنابراین به موجب این دو ماده چنانچه پدرے فرزند خود را به قتل برساند قابل تعقیب کیفرے مے باشد در نهایت به جاے قصاص باید دیه بپردازد ولے این امر در مورد مادر تجویز نشده است و در صورت ارتکاب قتل عمد فرزندش مجازات او ابع مقررات مربوط به قصاص خواهد یود».
🔹در قانون مجازات اسلامے،براے قتل فرزند توسط مادر مقررات خاصے به چشم نمے خورد به همین دلیل مجازات قتل فرزند توسط مادر مانند سایر قتلها ،قصاص مے باشد و قصاص هم قابل تخفیف نیست.
#قتل_فرزند_توسط_پدر
در مورد قتل فرزند توسط پدر قانون مجازات اسلامے صورتے را پیش بینے کرده است که ماده 220 قانون مجازات اسلامے در این خصوص آورده است:«پدر یا جد پدرے که فرزند خود را بکشد قصاص نمے شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد.»
🔸همچنین طبق ماده 32 قانون راجع به مجازات اسلامے اقدامات والدین و … به منظور تادیب یا محافظت اطفال جرم نیست مشروط به اینکه در حدود متعارف تادیب و محافظت باشد و نیز برابر ماده 16 قانون حدود و قصاص پدر یا جد پدرے که فرزند خود را بکشد فقط به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول محکوم و تعزیر مے شود.بنابراین به موجب این دو ماده چنانچه پدرے فرزند خود را به قتل برساند قابل تعقیب کیفرے مے باشد در نهایت به جاے قصاص باید دیه بپردازد ولے این امر در مورد مادر تجویز نشده است و در صورت ارتکاب قتل عمد فرزندش مجازات او ابع مقررات مربوط به قصاص خواهد یود».
✍ایام عده
به ایامے پس از طلاق
که در آن حق رجوع وجود دارد
و حتے زن میتواند به مهریه بخشیده شد بازگردد
یا مرد رجوع کند
و زن حق ازدواج با مرد دیگرے را نداره
ایام عده گفته میشود
حق رجوع با توجه به نوع طلاق متفاوت است
در طلاق خلع و مبارات و رجعے این مدت ایام عده بجز در حالت استثنا حداکثر سه ماه قمرے است است
بیشتر طلاق هاے که امروزه انجام میشود از نوع خلع است
عده وفات چهار ماه و ده روز است
عده عقد موقت دو ماه است
طلاق بائن یائسه یعنے زن بالاے ۵۰ سال و دختر زیر ۹ سال و طلاق بائن غیر مدخوله یعنے خانم دوشیزه است هم عده نداره.
ازنظر شرعے در زمان ها تفاوت وجود دارد و ملاڪ تعداد حیض است.
به ایامے پس از طلاق
که در آن حق رجوع وجود دارد
و حتے زن میتواند به مهریه بخشیده شد بازگردد
یا مرد رجوع کند
و زن حق ازدواج با مرد دیگرے را نداره
ایام عده گفته میشود
حق رجوع با توجه به نوع طلاق متفاوت است
در طلاق خلع و مبارات و رجعے این مدت ایام عده بجز در حالت استثنا حداکثر سه ماه قمرے است است
بیشتر طلاق هاے که امروزه انجام میشود از نوع خلع است
عده وفات چهار ماه و ده روز است
عده عقد موقت دو ماه است
طلاق بائن یائسه یعنے زن بالاے ۵۰ سال و دختر زیر ۹ سال و طلاق بائن غیر مدخوله یعنے خانم دوشیزه است هم عده نداره.
ازنظر شرعے در زمان ها تفاوت وجود دارد و ملاڪ تعداد حیض است.
فسخ_نكاح
⁉️سوال:
دریڪ مورد زوج به علت جنون زوجه،تقاضاے فسخ نکاح را نموده و پس از طرح دعوے در دادگاه با هم توافق نموده و در حال حاضر با هم زندگے مینمایند،آیا زوج میتواند کماکان از خیار فسخ مذکور استفاده نماید؟
نظرےهمشورتے اداره کل حقوقے قوه قضاییه
شماره ۷۹۳۹/۷ - ۱۳۸۳/۱۰/۲۲
مطابق ماده۱۱۳۱ قانون مدنے (خیارفسخ فورے است و اگر طرفے که حق فسخ دارد،بعد از اطلاع به علت فسخ،نکاح را فسخ نکند،خیار او ساقط میشود...)و چون حسب مدلول استعلام زوج به علت جنون زوجه بدواً تقاضاے فسخ نکاح را نموده و پس از طرح دعوے در دادگاه با یکدیگر صلح و سازش کردهاند و اکنون نیز با هم زندگے مینمایند،لذا تقاضاے بعدے فسخ نکاح زوج با فوریت خیار فسخ نکاح مغایرت دارد و این موضوع در صورتے صحیح است که سازش طرفین متضمن انصراف از دعوے فسخ باشد ولے اگر سازش طرفین متضمن انصراف از فسخ نکاح نباشد و رسیدگے به دعوے فسخ پیگیرے شده باشد،رسیدگے به آن لازم است.
⁉️سوال:
دریڪ مورد زوج به علت جنون زوجه،تقاضاے فسخ نکاح را نموده و پس از طرح دعوے در دادگاه با هم توافق نموده و در حال حاضر با هم زندگے مینمایند،آیا زوج میتواند کماکان از خیار فسخ مذکور استفاده نماید؟
نظرےهمشورتے اداره کل حقوقے قوه قضاییه
شماره ۷۹۳۹/۷ - ۱۳۸۳/۱۰/۲۲
مطابق ماده۱۱۳۱ قانون مدنے (خیارفسخ فورے است و اگر طرفے که حق فسخ دارد،بعد از اطلاع به علت فسخ،نکاح را فسخ نکند،خیار او ساقط میشود...)و چون حسب مدلول استعلام زوج به علت جنون زوجه بدواً تقاضاے فسخ نکاح را نموده و پس از طرح دعوے در دادگاه با یکدیگر صلح و سازش کردهاند و اکنون نیز با هم زندگے مینمایند،لذا تقاضاے بعدے فسخ نکاح زوج با فوریت خیار فسخ نکاح مغایرت دارد و این موضوع در صورتے صحیح است که سازش طرفین متضمن انصراف از دعوے فسخ باشد ولے اگر سازش طرفین متضمن انصراف از فسخ نکاح نباشد و رسیدگے به دعوے فسخ پیگیرے شده باشد،رسیدگے به آن لازم است.
Forwarded from عدالت خواهان عصر جدید...
#گواهی_انحصار_وراثت
🔺مدارک لازم برای گواهی انحصار وراثت
1- گواهی فوت
2- شناسنامه متوفی
3- کارت ملی متوفی
4- شناسنامه وراث
5- کارت ملی وراث
6- استشهادیه (تنظیم شده در دفترخانه اسناد رسمی به اضافه گواهی امضا توسط سردفتر)
7- اظهارنامه مالیات بر ارث
8- وصیت نامه (در صورت وجود)
🔺مراحل اخذ گواهی انحصار وراثت
1- پس از تکمیل مدارک فوق، مراجعه به شورای حل اختلاف آخرین اقامتگاه متوفی و ثبت درخواست صدور گواهی انحصار وراثت توسط یکی از ورثه به طرفیت سایر وراث.
2- مراتب این دادخواست در روزنامه آگهی شده و پس از طی تشریفات گواهی لازم صادر می شود.
🔸 مرجع صالح برای صدور گواهی انحصار وراثت شورای حل اختلاف آخرین اقامتگاه متوفی می باشد.
🔺نکته1: اختلاف بین وراث در نحوه تقسیم ماترک، تأثیری در صدور گواهی انحصار وراثتندارد.
🔺نکته2: حتی یکی از وراث هم می تواند درخواست گواهی انحصار بدهد و در صورتی که مدارک سایرین را ندارد، به درخواست او از مراجع ذیصلاح استعلام می شود.
🔺نکته3: هر نوع دخالت در اموال متوفی منوط به داشتن گواهی انحصار وراثت است و وراث حتی با توافق هم نمی توانند در اموال تصرف نمایند مگر اینکه اموال منقول باشد یا داخل در قاعده تصرف مندرج در ماده 35 قانون مدنی باشد.
🔸ماده 35 قانون مدنی: تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
🔺نکته4: در صورتی که متقاضی یا متقاضیان صدور گواهی انحصار وراثت به عمد نام یک یا چند وارث را اعلام ننمایند و مرجع رسیدگی متوجه امر نشده و گواهی بدون ذکر نام وراث غائب صادر شود، مطابق ماده 9 قانون تصدیق انحصار وراثت مصوب 14/7/1309 کلاهبرداری محسوب و مشمول مجازات آن جرم است.
🔸ماده 9 قانون تصدیق انحصار وراثت: هرگاه معلوم شود كه مستدعي تصديق با علم به عدم وراثت خود، تحصيل تصديق وراثت نموده و يا با علم به وجود وارثي غير از خود تحصيل تصديق برخلاف حقيقت كرده است، كلاهبردار محسوب و علاوه بر اداي خسارت به مجازاتي كه به موجب قانون براي اين جرم مقرر است، محكوم خواهد شد
🔺مدارک لازم برای گواهی انحصار وراثت
1- گواهی فوت
2- شناسنامه متوفی
3- کارت ملی متوفی
4- شناسنامه وراث
5- کارت ملی وراث
6- استشهادیه (تنظیم شده در دفترخانه اسناد رسمی به اضافه گواهی امضا توسط سردفتر)
7- اظهارنامه مالیات بر ارث
8- وصیت نامه (در صورت وجود)
🔺مراحل اخذ گواهی انحصار وراثت
1- پس از تکمیل مدارک فوق، مراجعه به شورای حل اختلاف آخرین اقامتگاه متوفی و ثبت درخواست صدور گواهی انحصار وراثت توسط یکی از ورثه به طرفیت سایر وراث.
2- مراتب این دادخواست در روزنامه آگهی شده و پس از طی تشریفات گواهی لازم صادر می شود.
🔸 مرجع صالح برای صدور گواهی انحصار وراثت شورای حل اختلاف آخرین اقامتگاه متوفی می باشد.
🔺نکته1: اختلاف بین وراث در نحوه تقسیم ماترک، تأثیری در صدور گواهی انحصار وراثتندارد.
🔺نکته2: حتی یکی از وراث هم می تواند درخواست گواهی انحصار بدهد و در صورتی که مدارک سایرین را ندارد، به درخواست او از مراجع ذیصلاح استعلام می شود.
🔺نکته3: هر نوع دخالت در اموال متوفی منوط به داشتن گواهی انحصار وراثت است و وراث حتی با توافق هم نمی توانند در اموال تصرف نمایند مگر اینکه اموال منقول باشد یا داخل در قاعده تصرف مندرج در ماده 35 قانون مدنی باشد.
🔸ماده 35 قانون مدنی: تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
🔺نکته4: در صورتی که متقاضی یا متقاضیان صدور گواهی انحصار وراثت به عمد نام یک یا چند وارث را اعلام ننمایند و مرجع رسیدگی متوجه امر نشده و گواهی بدون ذکر نام وراث غائب صادر شود، مطابق ماده 9 قانون تصدیق انحصار وراثت مصوب 14/7/1309 کلاهبرداری محسوب و مشمول مجازات آن جرم است.
🔸ماده 9 قانون تصدیق انحصار وراثت: هرگاه معلوم شود كه مستدعي تصديق با علم به عدم وراثت خود، تحصيل تصديق وراثت نموده و يا با علم به وجود وارثي غير از خود تحصيل تصديق برخلاف حقيقت كرده است، كلاهبردار محسوب و علاوه بر اداي خسارت به مجازاتي كه به موجب قانون براي اين جرم مقرر است، محكوم خواهد شد
✍ جرم تجاوز جنسی
تجاوز جنسے یا تجاوز به عنف،به معنے انجام رابطه جنسے بدون رضایت فرد است.جرم تجاوز به عنف،علاوه بر آثار فیزیکے و جسمے،باعث آثار روحے و روانے گاه جبران ناپذیرے میشه.چنانکه در مواردے این تجاوز جنسے به همراه تهدید به قتل یا ارتکاب به قتل انجام میشه.هرچندنمیشه زنان و کودکان را به عنوان تنها قربانیان جرم تجاوز به عنف بیان کرد،اما این گروه بیشتر از هر قشر دیگرے در معرض خطر تجاوز هستند.
ماده۸۲ قانون مجازات اسلامے،حد عمل زنا و تجاوز جنسے را اعدام عنوان کرده و هیچ فرقے بین افراد پیر و جوان و … قرار نداده .
تجاوز جنسے یا تجاوز به عنف،به معنے انجام رابطه جنسے بدون رضایت فرد است.جرم تجاوز به عنف،علاوه بر آثار فیزیکے و جسمے،باعث آثار روحے و روانے گاه جبران ناپذیرے میشه.چنانکه در مواردے این تجاوز جنسے به همراه تهدید به قتل یا ارتکاب به قتل انجام میشه.هرچندنمیشه زنان و کودکان را به عنوان تنها قربانیان جرم تجاوز به عنف بیان کرد،اما این گروه بیشتر از هر قشر دیگرے در معرض خطر تجاوز هستند.
ماده۸۲ قانون مجازات اسلامے،حد عمل زنا و تجاوز جنسے را اعدام عنوان کرده و هیچ فرقے بین افراد پیر و جوان و … قرار نداده .
❓آیا دیه زن و مرد برابر شده است؟
🔸پس از انتشار رأے وحدت رویهاے از هیأت عمومے دیوان عالے کشور در رابطه با «پرداخت معادل تفاوت دیه زنان تا سقف دیه مردان» مباحثے در این رابطه مطرح شد و برخے از آن به عنوان برابرے دیه زن و مرد یاد کردند،در حالے که دیوان عالے کشور صرفاً از قانونے که در سال ۹۲ در این باره تصویب شده رفع ابهام کرده است.
🔸قانونمجازات اسلامے جدید که در سال ۱۳۹۲ به تصویب رسید،در تبصرهاے ذیل ماده ۵۵۱،مقرر داشته است:«در کلیه جنایاتے که مجنیٌعلیه مرد نیست،معادل تفاوت دیه تا سقف دیه مرد از صندوق تأمین خساراتهاے بدنے پرداخت میشود.»بر این اساس،از سال ۹۲،«صندوق تأمین خساراتهاے بدنی» در مورد جنایاتے که بر روے یڪ زن واقع میشد با حکم دادگاه،موظف به پرداخت معادل تفاوت دیه تا سقف دیه مرد شد.
🔸اماچند شعبه تجدیدنظر استانهاے مختلف با استنباط متفاوت از تبصره ذیل ماده ۵۵۱ قانون مجازات اسلامے،آراے متعارض صادر کردهاند؛ به طورے که برخے از این شعب،پرداخت تفاوت دیه زن و مرد از سوے صندوق تأمین خساراتهاے بدنے را منحصر به جنایت علیه نفس (قتلنفس)و برخے دیگر پرداخت آن را شامل مطلق جنایت علیه نفس و عضو دانستهاند.
🔸نهایتاًهیأت عمومے دیوان عالے کشور با صدور رأے وحدت رویه شماره ۷۷۷ تأکید کرد که در کلیه جنایات علیه زنان،اعم از نفس یا اعضا،مابهالتفاوت دیه مربوط به آنان،باید از محل صندوق مذکور پرداخت شود و این موضوع اختصاص به «دیه نفس» ندارد.
🔸پس از انتشار رأے وحدت رویهاے از هیأت عمومے دیوان عالے کشور در رابطه با «پرداخت معادل تفاوت دیه زنان تا سقف دیه مردان» مباحثے در این رابطه مطرح شد و برخے از آن به عنوان برابرے دیه زن و مرد یاد کردند،در حالے که دیوان عالے کشور صرفاً از قانونے که در سال ۹۲ در این باره تصویب شده رفع ابهام کرده است.
🔸قانونمجازات اسلامے جدید که در سال ۱۳۹۲ به تصویب رسید،در تبصرهاے ذیل ماده ۵۵۱،مقرر داشته است:«در کلیه جنایاتے که مجنیٌعلیه مرد نیست،معادل تفاوت دیه تا سقف دیه مرد از صندوق تأمین خساراتهاے بدنے پرداخت میشود.»بر این اساس،از سال ۹۲،«صندوق تأمین خساراتهاے بدنی» در مورد جنایاتے که بر روے یڪ زن واقع میشد با حکم دادگاه،موظف به پرداخت معادل تفاوت دیه تا سقف دیه مرد شد.
🔸اماچند شعبه تجدیدنظر استانهاے مختلف با استنباط متفاوت از تبصره ذیل ماده ۵۵۱ قانون مجازات اسلامے،آراے متعارض صادر کردهاند؛ به طورے که برخے از این شعب،پرداخت تفاوت دیه زن و مرد از سوے صندوق تأمین خساراتهاے بدنے را منحصر به جنایت علیه نفس (قتلنفس)و برخے دیگر پرداخت آن را شامل مطلق جنایت علیه نفس و عضو دانستهاند.
🔸نهایتاًهیأت عمومے دیوان عالے کشور با صدور رأے وحدت رویه شماره ۷۷۷ تأکید کرد که در کلیه جنایات علیه زنان،اعم از نفس یا اعضا،مابهالتفاوت دیه مربوط به آنان،باید از محل صندوق مذکور پرداخت شود و این موضوع اختصاص به «دیه نفس» ندارد.
#حذف_نام_همسر_سابق_از_شناسنامه
🔺زن در دو صورت مے تواند اقدام به حذف نام همسر سابق خود از شناسنامه کند.
🔸یکے در صورتے که مجدداً ازدواج نماید و این ازدواج در دفاتر ازدواج و طلاق به ثبت برسد .
🔸دیگرے اثبات دوشیزگے (بکارت)وے طبق حکم دادگاه یا به روش هاے دیگر است.
🔺زن در دو صورت مے تواند اقدام به حذف نام همسر سابق خود از شناسنامه کند.
🔸یکے در صورتے که مجدداً ازدواج نماید و این ازدواج در دفاتر ازدواج و طلاق به ثبت برسد .
🔸دیگرے اثبات دوشیزگے (بکارت)وے طبق حکم دادگاه یا به روش هاے دیگر است.
👨👩👧👦مشاور حقوقی
⭕️سلام
من سال گذشته یڪ خودرو از یه نفر خریدم و ساعت ۱۱ شب این معامله انجام شد که همان ساعت بوسیله دستگاه کارتخوان اقوام فروشنده تمامے مبلغ ۱۷ میلیون را کارت کشیدم.چند روز بعد معامله فسخ شد و فروشنده نصف پول من را داد و نصف دیگرش را هنوز نداده است،منهم هیچ گونه چڪ و یا سندے و یا قولنامه اے ندارم.و تنها سند من شاید همان رسید کارتے که کشیده ام باشد.و چون مدرکے هم نداشته ام شکایتے نکردم.اگه از طریق شکایت اقدام کنم،میتونمبقیه پولم را بگیرم؟
✅بلهرسید دستگاه پوز نشانگر سند شماست،ضمن اینکه شما از صاحب دستگاه پوز هم به عنوان مطلع مے توانید در دادگاه استفاده کنید و رسید نصفے از پول که به شما برگشت شده.
⭕️سلام
من سال گذشته یڪ خودرو از یه نفر خریدم و ساعت ۱۱ شب این معامله انجام شد که همان ساعت بوسیله دستگاه کارتخوان اقوام فروشنده تمامے مبلغ ۱۷ میلیون را کارت کشیدم.چند روز بعد معامله فسخ شد و فروشنده نصف پول من را داد و نصف دیگرش را هنوز نداده است،منهم هیچ گونه چڪ و یا سندے و یا قولنامه اے ندارم.و تنها سند من شاید همان رسید کارتے که کشیده ام باشد.و چون مدرکے هم نداشته ام شکایتے نکردم.اگه از طریق شکایت اقدام کنم،میتونمبقیه پولم را بگیرم؟
✅بلهرسید دستگاه پوز نشانگر سند شماست،ضمن اینکه شما از صاحب دستگاه پوز هم به عنوان مطلع مے توانید در دادگاه استفاده کنید و رسید نصفے از پول که به شما برگشت شده.