دختران حوا
611 subscribers
2.39K photos
789 videos
13 files
671 links
ارتباط بامدیر
دکتری مطالعات زنان
@Sahel72_Kh

برای احقاق حقوق به سوگ نشسته
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاهد بخش کوتاهی از اکران عمومی فیلم مغزهای کوچک زنگ زده، در نسخه nام هستید.
مشابه چنین تریبون‌هایی هرروز در بخشهای مختلف فرهنگی کشور در حال اکران عمومی و خصوصی است.

#فیلم_پیرپسر

@EveDaughters
👍6
دختران حوا
شاهد بخش کوتاهی از اکران عمومی فیلم مغزهای کوچک زنگ زده، در نسخه nام هستید. مشابه چنین تریبون‌هایی هرروز در بخشهای مختلف فرهنگی کشور در حال اکران عمومی و خصوصی است. #فیلم_پیرپسر @EveDaughters
ملت کی فرصت کردند بخاطر فیلم پیرپسر طلاق بگیرند؟!

🔹حنیف سروری یکی از تهیه‌کنندگان «پیرپسر»:
🔹 نمایندگان مجلس باید بابت درایت وزیر فرهنگ از ایشان تقدیر می‌کردند. چون به فیلم «پیرپسر» مجوز داد و باعث شد پس از جنگ یک #وفاق_ملی ایجاد شود.

🔹 فیلم «زن و بچه» سعید روستایی یک هفته است که اکران شده و فیلم «پیرپسر» از یک ماه و نیم پیش روی پرده است. ملت کی فرصت کردند بروند #طلاق بگیرند؟ این آمار را خود قوه قضاییه ندارد.

🔹مدیران وزارت فرهنگ پای تصمیم و اعتقادی که به این فیلم داشتند ایستادگی کردند و شرافت به خرج دادند. وزیر محترم با تمام قوا پای ما ایستاد و باعث شد که این فیلم دیده شود.

🔹در نتیجه این تصمیم فیلم «پیرپسر» یک وفاق ملی ایجاد کرد و توانست مردم را بعد از جنگ دور هم جمع کند. حدود یک میلیون نفر تا امروز این فیلم را تماشا کرده‌اند.

@Film_Fouri
@EveDaughters
👏6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برخورد سخت پلیس برلین با معترضان جنایات صهیونیست‌ها در غزه.

معترضان بصورت نمادین بر قابلمه های خالی می‌زدند تا یادآور گرسنگی هفته‌های اخیر در غزه باشند.

#قتل‌عام_غزه


@EveDaughters
😢5🤔2
زنانِ تبریزی !

🌐 در هیچ کجای تاریخ ؛ پیروزی یا شکست بی آن که رد پای زنی یا زنانی در آن باشد ؛ ثبت نشده و به بایگانی نرفته. توفیقی هم اگر بوده و پرچمی بالا رفته و فتح و ظفر نمایان شده ؛ فاتحین از زنان هم اسم برده اند و آنان را به تکریم و احترام ستوده اند. نمی شود از مرد گفت اما پیش از آن از زن حرفی نزد. در تمام جهان زنان چون مردان تغییر دادند‌. ماهیت بخشیدند. بزرگ شدند و به شوکت رسیدند. جهان را به گمانم زنان ساختند و مردان نگهش داشتند‌. جهان وام دار زنان است. حتی آنها که فقط زن بودند.

🌐 اما برخی زنان زیادی زن اند. زیادی معنا دارند و شکوه و شوکت شان وصف ناشدنی ست. در عهد نامه ترکمانچای زنان تبریزی کولاک کردند و فاتحانِ بی نام و نشانِ آذربایجان شدند. در قسمت کرورات و تخلیه سر حدات در فصل سوم عهد نامه آمده : اگر خدای نکرده مبلغ مزبور فوق که هشت کرور تومان است، روز پانزدهم ماه آگوست ۱۸۲۸ میلادی که عبارت است از پانزدهم شهر صفرالمنظر ۱۲۴۴ هجری به تمامه تسلیم نشود ؛ معلوم بوده و خواهد بود که تمام ولایت آذربایجان از ایران انفصال دائمی خواهد یافت و اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه مطلقاً استحقاق خواهد داشت که او را یا ضمیمه ممالک خود سازد یا در زیر حمایت بی‌ واسطه و بالانفراد خود خان‌ نشین‌های خودسر که انتقال آن‌ها به ارث باشد در آن معین کنند.

🌐 این مبلغ غرامت در دولتِ بی لیاقت قاجار ؛ باید پرداخت می شد ورنه ایران آذربایجان نداشت. ایران سبلان را نمی دید و با سهند بیگانه بود‌‌. اما قاجار به دلیل کم توانی و خساست های فتحلی شاه امکان پرداخت این غرامت را نداشت. شاه عاجزتر و بی عرضه تر از آن بود که پادشاهی بلد باشد. داشت بخت سیاه به سرنوشت ایرانیان بافته می شد تا خطه ای زر خیز و شریف و نجیب از دست برود و داغش تا ابدالآباد بر جانِ ایران و ایرانی بنشیند. در این هنگام که از دست مردان کاری ساخته نبود ؛ زنان شریف و بزرگِ تبریزی با وقف طلا و جواهرات خود کاری کردند کارستان تا آذربایجان همچنان آذربایجان باقی بماند و ایران با آذربایجان عزیز و خواستنی تر شود‌. آذربایجان با زنانش بیشتر شکوه دارد و با آنهاست که به خود می بالد. 

جعفر بخشی بی نیاز

#زنان‌قاجار


@hooreechannel
@EveDaughters
8
آگوست ۱۹۴۴

زنی پس از عقب‌نشینی نیروهای آلمانی از منطقه مونته‌لیمار فرانسه، سرش تراشیده می‌شود. تراشیدن سر در فرانسه و سراسر اروپا مجازات رایجی برای زنان همکار نازی بود.

@tanz_talkh_tarikh
@EveDaughters
😢4
دختران حوا
🔖فرزندآوری پس از سرطان پستان ✍️ دکتر زهره کشاورز آیا سرطان پستان می‌تواند باروری را تحت تأثیر قرار دهد؟ هر نوع سرطانی ممکن است باروری را تحت تأثیر قرار دهد. درمان‌های سرطان ممکن است به دستگاه تناسلی آسیب برسانند و همچنین بازه زمانی بارداری را کوتاه کنند.…
🔖 گسترش سرطان پستان؛ آنچه باید بدانید

✍️ دکتر زهره کشاورز

هیچ چیز به اندازه‌ی نگرانی از گسترش سرطان نمی‌تواند ذهن را درگیر کند. اما وقتی بدانید سرطان پستان چطور رشد می‌کند و به کجا ممکن است گسترش یابد، احساس کنترل بیشتری خواهید داشت و می‌توانید تصمیم‌های آگاهانه‌تری بگیرید.
سرطان پستان ابتدا به کجا گسترش می‌یابد؟
در بیشتر موارد، سرطان پستان ابتدا به غدد لنفاوی گسترش پیدا می‌کند؛ به‌ویژه غددی که در زیر بغل یا زیر استخوان ترقوه قرار دارند. تا زمانی که سرطان از این نواحی فراتر نرفته باشد، هنوز "گسترش‌یافته" یا "متاستاتیک" به‌حساب نمی‌آید.


اگر گسترش ادامه پیدا کند، سرطان معمولاً به این نواحی می‌رسد:
- ریه‌ها
- کبد
- استخوان‌ها
- مغز
البته این‌ها نواحی رایج هستند و سرطان ممکن است به هر نقطه‌ای از بدن گسترش یابد. بیماری می‌تواند در بافت‌های اطراف رشد کرده و از طریق جریان خون یا سیستم لنفاوی به اندام‌های دورتر برسد.

مطالعه ادامه مطلب:
https://salamatbarvari.ir/article/where-does-breast-cancer-spread

@EveDaughters
🙏31
*⭕️ شبی که برای تحویل ماهواره، در پایگاه وستوچنی ماندیم*

💠 مصاحبه با خانم مهندس کشاورز از مهندسین ساخت ماهواره در شرکت «امیدفضا»

🔸برای پرتاب ماهواره کوثر، قرار بود یک تیم 4 نفره، دو هفته به روسیه بروند. تیم ماهواره هدهد هم دو نفر بودند. من و خانم رنجبریان و آقای پرتو و آقای عموئی از اعضای تیم پروژه کوثر بودیم. من نماینده تیم تجمیع ماهواره و خانم رنجبریان نماینده تیم مکانیک بودند. آنجا قرار بود ماهواره کوثر را برای تحویل به پرتابگر آماده می‌کردیم و تحویل شرکت پرتاب‌کننده می‌دادیم. پرتاب هم ده روز بعد از تحویل ماهواره‌ها انجام می‌شد.

*✳️سخت‌ترین شب و شیرین‌ترین تشویق*
🔹یکی از سخت‌ترین خاطرات من، مربوط به شبی می‌شود که فردا صبحش ساعت 8، باید ماهواره را به پرتابگر تحویل می‌دادیم. آن شب من باگی در یکی از زیرسیستم‌ها پیدا کردم که انگار موقع ارسال به روسیه و در همان سایت رخ داده بود. خب باید آن را قبل از تحویل رفع می‌کردیم؛ من دست‌تنها بودم و هیچ‌کدام از اعضای دیگر تیم خودم همراهم نبودند. هر راه‌حلی که به ذهنم می‌رسید انجام دادم و هیچ کدامش جواب نمی‌داد. ما باید ماهواره را می‌گذاشتیم آنجا و ساعت 8-9 شب می‌رفتیم و آنها هم فردا صبحش می‌آمدند ماهواره را تحویل می‌گرفتند.

*وقتی مسئول سایت وستوچنی از ما پرسید: «شما کِی می‌روید؟»، گفتیم «ما نمی‌رویم.» بعد گفتند «یعنی چی نمی‌روید؟» گفتیم: «ما باید بمانیم تا این را درست کنیم. تا هر وقت هم که درست بشود می‌مانیم.»* آنجا به ما گفتند: «ما اصلا چیزی تحت عنوان شیفت شب نداریم اینجا!» خُب سایت پرتاب ماهواره یک جایی به فاصله دو ساعت خارج از شهر وستوچنی بود و کارمندان آنجا هم هر روز می‌رفتند و می‌آمدند. آخرش یکی از مسن‌ترین و با تجربه‌ترین افراد آنجا خودش حاضر شد بماند تا ما بتوانیم تا صبح کار کنیم.

🔻ما تمام شب بیدار بودیم و در ارتباط با بچه‌های داخل ایران، سعی می‌کردیم مشکل را حل بکنیم. خیلی هم خسته بودیم چون 8 ساعت در پرواز بودیم و چندین عرض جغرافیایی هم جابجا شده و ساعتمان تغییر کرده بود و بعد هم بدون استراحت، رفته بودیم سایت پرواز. آنقدر خسته بودیم که دیگر بچه‌ها موقع بستن پیچ هم داشت خوابشان می‌برد! خدا را شکر بالاخره مشکل حل شد و به جای ساعت 8 صبح، ماهواره را ساعت 11 صبح آماده کردیم و تحویل دادیم. آمدند ماهواره را با جرثقیل بردند و عکس گرفتیم.

*با خودمان گفتیم الان می‌گویند ایرانی‌ها بی‌نظم هستند و دیر تحویل دادند؛ ولی همان آقای خیلی پیری که یکی از مسئولین سایت وستوچنی هم بود، آمد و برای ما دست زد. گفت: «من باورم نمی‌شود که شما 30 ساعت است نخوابیدید و این کار را تحویل دادید.» خود دکتر شهرابی هم همیشه این حرف را به ما می‌زدند و می‌گفتند: «تا لحظه آخر بایست که نگویی من نایستادم و نشد، بگو من همه تلاشم را کردم و نشد.» همان تشویق خیلی برایمان ارزش داشت و روحیه ما را خوب کرد.* متأسفانه در ایران از این برخوردها کمتر می‌بینیم؛ اینکه آدم‌های باتجربه‌تر و مسن‌تر، بیایند و ما را تشویق کنند. به نظرم در زندگی من، این لحظات هستند که ماندگار خواهند شد.

#بنیاد_زنان_متخصص
#کارگروه_علم_و_فناوری

@zananmotakhases
@EveDaughters
👏8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 کلاهبرداری‌های سنگین به بهانه «صیغه» در کانالهای تلگرامی/خبرگزاری فارس

#مهریه
#حق_معرف
#حق_بارداری

@EveDaughters
🤬2
طالبان در کمین دختران؛ «از بیرون رفتن می‌ترسم»

✍🏻 م. حسینی:

پس از بازداشت خودسرانهٔ‌ دختران از محله‌های مختلف کابل، در چهاردیواری خانه محبوس شده‌ام. از بیرون رفتن می‌ترسم؛ از آدم‌هایی که در کمین دختران نشسته‌اند. گروهی از طالبان با چپن‌های سفید، در خیابان‌ها، بازار و حتا کوچه‌ها پرسه می‌زنند تا دختران را شناسایی و بازداشت کنند. آنها نه ترسی از خدا دارند، نه از مردم، مردمی که فقط نظاره‌گر بُردن دختران و زنان‌شان هستند. ظلم این گروه، حد و مرزی نمی‌شناسد. هر کاری که بخواهند، بی‌هراس از واکنش مردم، انجام می‌دهند؛ از لت‌وکوب مردم در کوچه و بازار گرفته تا بازداشت دختران به بهانهٔ‌ حجاب و زندانی‌کردن‌شان.

امروز به‌خاطر یک کار عاجل، ناچار شدم تصمیم بگیرم از خانه بیرون شوم. پیش از آن، با برادرم که در بازار دکان دارد، تماس گرفتم تا دربارهٔ‌ وضعیت کوچه و حضور نیروهای امر به معروف و نهی از منکر طالبان بپرسم. از وقتی که خبر بازداشت دختران پخش شده، برادرم به من هشدار داده که تا اطلاع ثانوی از خانه بیرون نروم و اگر کار بسیار ضروری پیش آمد، پیش از آن با او تماس بگیرم. گوشی را برداشتم و با اضطراب با او تماس گرفتم. گفتم که می‌خواهم بیرون بروم و منتظر واکنشش ماندم. همان‌طور که حدس می‌زدم، با لحن تند گفت: «مگر دیوانه‌ای که در این وضعیت می‌خواهی بیرون شوی؟» لحظه‌ای پشت تلفن سکوت کردم. نمی‌دانستم چی جوابی بدهم. هنوز با خودم در کش‌وقوس بودم که گفت: «می‌دانی امروز اینجا چی خبر است؟» با عجله پرسیدم: «باز چی شده؟» با لحن جدی گفت: «خوب شد که زنگ زدی. ساعت ده از شهر برگشتم دکان. دیدم که افراد امر به معروف طالبان در چند دکان نشسته‌اند و از همان‌جا به بیرون زل زده‌اند. هر زن یا دختری که رد می‌شد با ‌دقت نگاهش می‌کردند. بعد دیدم که به چند زن دیگر، که لباس سیاه به تن داشتند، اشاره می‌کردند. آن زن‌ها بیرون دکان‌ها ایستاده بودند تا به محض اشاره‌ مردها، مانع فرار دخترها شوند.»

با شنیدن این حرف‌ها تنم لرزید. پاهایم سست شد و روی زمین نشستم. با خود فکر کردم که اگر امروز بیرون می‌رفتم و آنها مرا بازداشت می‌کردند، چی می‌شد؟ خاطرهٔ روزی که خودم شاهد بازداشتِ دختران بودم، جلو چشمانم زنده شد، روزی که طالبان با خشونت، دختران را به داخل موتر می‌کشیدند. چهره‌های رنگ‌پریده‌ زنانی که از ترس نمی‌توانستند حرف بزنند، در ذهنم جان گرفت. تصور کردم که اگر من بازداشت می‌شدم و مادرم برای نجاتم می‌آمد، چی فاجعه‌ای رخ می‌داد… . همه ‌چیز وحشت‌ناک بود.

در همین حال، صدای برادرم از گوشی بلند شد: «کجایی؟ بیرون خو نشدی؟ هوش کنی پایت را از خانه بیرون نگذاری!» به خود آمدم. هزار بار خدا را شکر کردم که بیرون نرفته‌ام. یاد حرف‌های دوستانم در گروه واتساپ افتادم. می‌گفتند که پدر و برادرهای‌شان اجازه نمی‌دهند بیرون شوند و می‌گویند:
«ترجیح می‌دهیم در خانه بمانید، تا اینکه طالبان شما را ببرند و ما پیش مردم و اقوام بی‌آبرو شویم. اگر ببرند، یا مجبور می‌شویم خود را بکشیم یا شما را.»


هرچند پدر و برادر من تا حال چنین چیزی نگفته‌اند، اما با خود فکر کردم که اگر واقعاً طالبان مرا بازداشت کنند، واکنش برادری که هر روز به‌خاطر امنیتم هشدار می‌دهد، چی خواهد بود؟ پدری که همهٔ عمرش را وقف مراقبت از خانواده و ناموسش کرده، چی حالی پیدا می‌کند؟ مادرم که همهٔ عمرش را در سایه‌ سنت اطاعت و حفظ شرف مردان خانواده‌اش زیسته، از شنیدن خبر بازداشت من چی حالی خواهد داشت؟ این افکار مثل بار سنگین روی سینه‌ام فشار می‌آورد. از یک طرف بغض کرده بودم، از طرف دیگر، خوشحال بودم که بیرون نرفتم. لباس سیاه، چادر و ماسکم را درآوردم و دوباره در خانه ماندم. شاید در امان بمانم از دست گروهی که به کابوس زند‌گیِ ما بدل شده‌ است./ روزنامه ۷ صبح

@EveDaughters
😢8👎1😱1
دختران حوا
شاهد بخش کوتاهی از اکران عمومی فیلم مغزهای کوچک زنگ زده، در نسخه nام هستید. مشابه چنین تریبون‌هایی هرروز در بخشهای مختلف فرهنگی کشور در حال اکران عمومی و خصوصی است. #فیلم_پیرپسر @EveDaughters
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 توسلی: دنبال حجاب اجباری نباشید، دنبال بی‌حجابی اجباری باشید

💢 الان در کشور برخی می‌گویند حجاب اجباری؛ همکاران محترم دنبال حجاب اجباری نباشید، دنبال بی‌حجابی اجباری باشید./عبدی مدیا

پ.ن: اینها نمایندگان ملت هستند!!

@EveDaughters
🤬3👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توصیف شاهنامه فردوسی از سوی شاملو و پاسخ دکتر #ژاله_آموزگار به ایشان و امثالهم

قدر زر زرگر شناسد
قدر گوهر گوهری

@EveDaughters
👏3🤬1
مامان زنگ زد گفت: «خوبی؟» گفتم: «نه راستش، یکم صبوریم کمه یکمم بیقراریم زیاده» گفت: «قرارت قهر کرده رفته خونه باباش؟»
گفتم: «کارشو بلده دیگه، ترشرویی میکنه بعضی وقتا، قاطی فالوده گاهی لیمو لازم است بهرحال» گفت: «واسه شب قرمه سبزی گذاشتم، پاشو برو دنبالش ورش دار بیاید اینجا» گفتم: «اون نمیاد» گفت: «پس خودتم نیا» و قطع کرد.
بعضی وقتا واقعا شک میکنم مامان منه یا مامان نسرین.

برای خودم یه لیوان چایی ریختم و نشستم روی مبل. توی این چند روز بارها رفتم توی صفحه چت نسرین، یه سری جمله نوشتم، باز پاکشون کردم و گوشی رو انداختم کنار.
اینبار ولی براش نوشتم: «خانوم ببخشید، شما همونی هستی که دلم لک زده لبخندش را؟» سین کرد ولی جوابی نداد. بعد از زایمان طبیعی دردناکترین چیز توی دنیا نادیده گرفته شدنه. اینو بارها به خودشم گفتم، ولی گوش نمیده.
باز براش نوشتم: «طرف خونه بابات اینا هوا چطوره؟ اینجا سرد کرده عجیب، انگار که مثلا سیبری، داره یخ میزنه. تا شما بودی هوا خوب بود، همینکه رفتی تو کوچه برف نشست» یکم مکث کرد و بعد نوشت: «نه اینجا هوا عالیه. شما هم لباس گرم تنت کن شال گردن بنداز، ایشالا که خیره»

عصبانی شدم نوشتم: «میخواستم لباس گرم تنم کنم زن نمیگرفتم. بعدشم تو حرف شال گردن زدی باز؟ صدبار نگفتم جای این شال گردنا دستتو دور گردنم بنداز؟» جوابی نداد.
بازم همون نقشه کثیف بی محلی کردن.
باز براش نوشتم: «هر وقتم که شما میری دیگه هیچی سر جاش نیست. لباسا دیگه تو کمد نیستن مدام گم میشن، چاییا تو کابینتا نیستن، منم سر جای خودم نیستم، شما هم نیستی. من و شما جامون تو بغل همه. مامانم واسه شب قرمه سبزی پخته منتظره. شما هم کم کم دیگه جمع کن بیا که باز دوباره وقتی میای صدای پات از همه جاده ها بیاد»

طول کشید یکم ولی بالاخره نوشت: «هشت و نیم بیا دنبالم» و من خوشحالترین مرد یک ربع مونده به هشت و نیم شب بودم./زن‌امروزی


نویسنده ناشناس

@EveDaughters
15😐1
▫️بازگشت به نقطه صفر

گزارش «شرق» از آخرین جلسه رسیدگی به اتهامات «کیوان-الف» به اتهام تجاوز در گفت‌وگو با سه نفر از شاکیان پرونده و وکیل آنها

✍🏼مریم لطفی

▫️پنج سال پس از آغاز رسیدگی، پرونده «کیوان- الف»، متهم به تجاوزهای سریالی، همچنان در مرحله رسیدگی است؛ آن‌هم در‌حالی‌که او با قرار وثیقه ۲۰ میلیارد تومانی آزاد است و با وجود شواهد متعدد، اتهامات را انکار می‌کند. روند این پرونده که از دل افشاگری‌های سال ۱۳۹۹ در فضای مجازی آغاز شد، با پیچیدگی‌ها و تأخیرهای متعدد همراه بوده و هنوز سرنوشت نهایی آن در ابهام است.

▫️شاکیان این پرونده می‌گویند فرسایش روانی، مواجهه‌های مکرر با متهم، نبود حمایت نهادی و برخوردهای تحقیرآمیز در مسیر رسیدگی، بار سنگینی را در این سال‌ها بر دوش آنها گذاشته است. برخی از آنها از ایران مهاجرت کرده‌اند و چند نفر در جلسه اخیر دادگاه حاضر شده‌اند. با این‌ حال با ورود قاضی جدید به پرونده و ورود جدی‌تر دادگاه کیفری به مرحله بررسی، برخی از بازماندگان درباره روند جدید، امید محتاطانه‌ای پیدا کرده‌اند./مطالبات زنان

💢بیشتر بخوانید
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1030289
@EveDaughters
🤬21
🔴 افشای ابعاد تکان‌دهنده قاچاق جنسی دختران ایرانی به دبی و عراق

💢 گزارش‌های هولناکی از قاچاق جنسی زنان و دختران ایرانی به دبی و عراق، پرده از سودجویی‌های کلان و رنج‌های بی‌شمار قربانیان برداشته است.

📌  یکی از این قربانیان در گفتگو با خبرفوری، جزئیات تکان‌دهنده‌ای را فاش کرده است.

📌 این زن ادعا کرده است که در یکی از پروازها به دبی، ۸۵ نفر از ۱۰۰ مسافر، دخترانی بودند که برای تن‌فروشی به این شهر می‌آمدند. او از فروش بکارت یک دختر ۱۴ ساله توسط مادرش در دبی خبر داد.

📌 به گفته این زن، واسطه‌ها نیمی از درآمد دختران را به جیب می‌زنند و بیشتر مشتریان نیز مردان متاهل هستند.

📌 مطابق ادعاهای این زن وضعیت در عراق به مراتب وخیم‌تر است؛ جایی که برای هر رابطه ۱۰۰ دلار پرداخت می‌شود و زنان به دلیل روابط مکرر و خشن، دچار عفونت‌های شدید داخلی شده‌اند.

📌 عدم نظارت بهداشتی نیز منجر به شیوع بیماری‌های زیادی شده است. فجیع‌تر اینکه، یک دختر در عجمان مورد تجاوز گروهی قرار گرفته و دستش از مچ قطع شده است./خبرفوری

@EveDaughters
😱9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استدلال پزشکیان درباره حجاب اجباری و اصرار برخی به اجرا شدن لایحه حجاب و عفاف

@EveDaughters
👏71👎1
🔖 نقش چشم‌ها در عشق و رابطه جنسی

✍️ دکتر زهره کشاورز

چشم‌ها همواره یکی از عناصر اصلی در برقراری ارتباط عاطفی و عاشقانه بوده‌اند. از دیرباز، آن‌ها به‌عنوان «پنجره‌ی روح» توصیف شده‌اند و در فرهنگ‌ها و متون مختلف، نقش آن‌ها در ابراز احساسات مورد تأکید قرار گرفته است. در روابط عاشقانه، تماس چشمی می‌تواند مفهومی بسیار عمیق‌تر از کلمات داشته باشد و گاهی تنها یک نگاه کافی‌ست تا احساساتی عمیق‌تر از هزاران جمله منتقل شود.

تحقیقات روان‌شناختی نشان می‌دهد که نگاه‌های طولانی و مکرر به چهره‌ی شریک عاطفی یکی از نشانه‌های بارز عشق است. بر خلاف میل جنسی که معمولاً با تمرکز بر بدن طرف مقابل همراه است، عشق بیشتر از طریق توجه به صورت و به‌ویژه چشم‌ها ابراز می‌شود. تماس چشمی در این زمینه نقش کلیدی در انتقال احساس تعلق، اعتماد و صمیمیت دارد.

ادامه مطلب:
https://salamatbarvari.ir/article/why-people-make-love-with-their-eyes-closed
@EveDaughters
👍4
در قوانین ایران بی‌سابقه است که ممنوعیت خروج از کشور یک «کیفر» باشد؛
از خدا می‌خواهم مجبور نشوم با استناد به قانون فاجعه‌بار حجاب، رایی صادر کنم

قانون حجاب و عفاف را خواندم و در بهت فرو رفتم.

از میان صدها انتقادی که به اساس و جزئیات این قانون وارد است، فقط می‌خواهم از یک نکته بگویم که بیش از همه غمگین، یا بهتر بگویم خشمگینم کرد.
در این قانون دوازده مرتبه «ممنوعیت خروج از کشور» به عنوان مجازات تعیین شده است.


«مجازات» ممنوعیت از خروج از کشور؟ درست می خوانم؟ در قوانین ایران بی سابقه است که ممنوعیت خروج از کشور یک «کیفر» باشد.

تا کنون در قوانین ممنوعیت خروج از کشور یک اقدام مقدماتی برای دستیابی به متهم برای محاکمه یا جلوگیری از فرار متهم بوده که امری قابل پذیرش و در دنیا نیز رایج است، اما مگر می شود ممنوعیت خروج از کشور را یک مجازات بدانیم؟
متأسفانه آری؛ بر اساس این به اصطلاح «قانون»، شما مرتکب جرمی می‌شوید که مجازات آن ممنوعیت خروج از کشور است یا به عبارتی شما مجرمید پس مستحق زندگی اجباری در ایران هستید!


آقا و خانم نماینده، آیا زندگی در ایران مجازات است؟
زندگی در ایران، سرزمین مادری‌مان، هم ردیف زندان و جزای نقدی و شلاق و تبعید و اعدام است؟ آیا شما این قدر از ایران بیزارید که زندگی بین خلیج فارس تا دریای خزر را یک نوع کیفر می‌دانید؟

من از آن وطن پرستانی نیستم که بگویم ایران بهشت است و غیر آن جهنم ولی من ایران را دوست دارم، دوست داشتنی از جنس خاطره، از جنس چغازنبیل و گنبد سلطانیه، با طعم گز و قطاب و نان برنجی با رنگ عکس‌های سیاه و سفید خرمشهر و آبی فیروزه‌ای میدان نقش جهان؛ ولی حالا شما اسم این دوست داشتن را گذاشته‌اید مجازات؟ مرا و هم وطنانم را به وطن خودمان تبعید می‌کنید؟

امیدوارم و از خدا می‌خواهم که به عنوان قاضی هیچگاه مجبور به صدور حکم به استناد این قانون فاجعه بار نباشم، اما به فرض محال و خدایی ناکرده اگر چنین شد، من قاضی باید به متهم چنین بگویم: شما را به لحاظ ارتکاب فلان جرم به دو سال زندگی اجباری در ایران، بزرگترین میراث مشترک مان مهد زبان قند و شکر پارسی محکوم می‌کنم!

آقایان و خانم‌های نماینده که مسئولیت تصویب چنین قانون تأسف‌آوری بر عهده شماست، شاید شما زندگی در ایران برایتان مجازات است، ولی من و خیل بزرگی از ایرانی‌ها زندگی داخل این مرزها را دوست داریم و با اراده زیستن در این خاک را انتخاب کرده‌ایم.

به ما بسیار بر می‌خورد و برایمان خفت‌بار است که زندگی در ایران را که حق و آرزوی ماست، به عنوان مجازات در نظر گرفته‌اید کاش بفهمید که این قانون برای ایران ننگ است.

امین تویسرکانی
بازپرس دادسرای جرایم رایانه‌ای تهران

@hooreechannel
@EveDaughters
👍7
Forwarded from Sobh
بودن و نبودن

شعر، تهی‌ست؛
چنان‌که زندگی می‌توانست باشد،
و نبود.

واژه، بی‌معناست؛
چنان‌که احساس می‌توانست باشد،
و نبود.

باد، بیهوده‌ است؛
چنان‌که شورِ هستی می‌توانست باشد،
و نبود.

موج، تنهاست؛
چنان‌که دریا می‌توانست باشد،
و نبود.

سکوت، پر است؛
چنان‌که حنجره می‌توانست باشد،
و نبود.

راه، تاریک است؛
چنان‌که روشنیِ ماه می‌توانست باشد،
و نبود.

بوسه، تلخ‌ است؛
چنان‌که عشق می‌توانست باشد،
و نبود.

من، همین‌جا هستم؛
چنان‌که تو می‌توانستی باشی،
و نیستی.

شاعر #علیرضا_میری
نقاش #الکس_گری ،۱۹۸۳م.
نقاش تصویری از بوسه خود و همسرش را کشیده است.

@EveDaughters
2💔2
در فیلم‌ فرانسوی مزاحم زیبا، زن فکر می‌کند فقط یک مدل نقاشی برای فرنهوفر است. حتی وقتی لیز، همسر فرنهوفر که قبلا مدل نقاشی او بوده، به ماریان هشدار می‌دهد، او نمی‌داند در چه مخاطره‌ای گرفتار شده است. تازه بعد از مواجهه با رفتارهای سادیسیتی فرنهوفر متوجه می‌شود که او اساسا ارزشی برای مرد نقاش ندارد. او قرار است فقط کالبدی برای ابژه والا در ذهن نقاش باشد و به همان شکل ایده‌الی دربیاید که نقاش از یک زن در ذهنش ساخته است.

اما چرا زن می‌پذیرد که مدل نقاش معروف شود و به رنج و تحقیر تن می‌دهد زیرا او هم شیفته تصویر ایده‌ال خود است و می‌خواهد از نگاه دیگری، خودش را ببیند و ستایش شود.
فیلم کمک می‌کند تا دریابیم در پروسه ابژه‌سازی از زنان، چه اتفاقی می‌افتد که زنی، مالکیت بر تن و جان و هویت خود را به مردی واگذار می‌کند و اجازه می‌دهد مرد، او را به شکل مطلوب خویش درآورد؟ تصویر زن ایده‌ال، برساخته جهان مردانه است و زنان، همواره خود را از نگاه مردان می‌شناسند، کشف می‌کنند و می‌پذیرند.
بسیاری از زنان شیفته خود واقعی‌شان نیستند، بلکه مجذوب تصویر کاذبی می‌شوند که مردان برایشان می‌سازند.

@cahiersdufeminisme
@EveDaughters
👍62💔2👎1
آرتادخت، بانوى اقتصاد ايران باستان

مهربانو آرتادخت خزانه دار كشور در دوران اردوان چهارم اشكانى بوده است. چنين مینمايد كه آرتادخت از زنان مشهور دوران باستان بوده است چراكه ساليان سال پس از اشكانيان در دوران ساسانيان هم از او ياد در وقايع زمان اردوان چهارم اشكانى ديده میشود كه در آن دوره، خزانه دارى به نام آرتادخت خزانه دار كشور بوده است و به استناد ماتيكان هزارداتستان) و شايد او نخستين خزانه دار زن باشد كه برگزيده شده است

او بی آنکه فشاری بر مردم بیاورد و باج و خراج را افزون نماید ٬ کشور را به توانگری میرساند. چنانچه برآمده است٬ از کارهای بزرگ او در گردآوری دارایی کشور٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه درباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است، در واقع نقش وزیر دارایی امروز را داشت.

منبع : زنان در ایران باستان،
نوشته هدایت الله علوی به نقل از ماتیکان هزار دادستان یا مادگان هزار دادستان

@tanz_talkh_tarikh
@EveDaughters
6