دختران حوا
611 subscribers
2.39K photos
789 videos
13 files
671 links
ارتباط بامدیر
دکتری مطالعات زنان
@Sahel72_Kh

برای احقاق حقوق به سوگ نشسته
Download Telegram
✔️نشانِ سرخِ دلیری...
✍️مهدی یزدانی‌خرم

«حوضِ خون» خاطراتِ شصت و چهار زنِ اندیمشکی‌ست که در طول سال‌های جنگ در رخت‌شوی‌خانه‌ی بیمارستان کلانتری داوطلبانه ملحفه‌ها، پتوها و البسه‌ی سربازان زخمی یا بی‌جان‌شده را با دست می‌شستند. خودِ این موضوع آن‌قدر بهت‌آور هست که مدتی طول می‌کشد آدم آن را تصور کند چه رسد خواندنِ جزییاتی که تدوین‌گرِ کتاب توانسته از زبانِ این زن‌ها بیرون بکشد.

زن‌هایی که عمدتن از قشر ضعیف و کم‌بضاعت بودند و بیشترشان نیز برادر، شوهر و فرزند یا فرزندان‌شان را هم از دست داده‌‌اند در جنگ. موتیفِ بوی «خون و وایتکس» در تمام خاطرات هست و البته دست‌هایی که به خاطر شستن تا عمق استخوان‌شان زخم برداشته چون «دست‌کش نمی‌تواند خون را خوب پاک کند». در بلبشوی جنگ و با کم‌ترین امکانات ساعت‌های متوالی در خون و پارچه چنگ می‌زدند و اغلب تکه‌های بدن را در جوف لباس‌ها یا ملحفه‌ها پیدا کرده و دفن می‌کنند. کتاب تصویرهایی می‌سازد از آدم‌هایی که در ابتدا تحمل خون نداشته‌اند و بعد چنان خود را وقفِ « شستن»‌اش می‌کنند که در وصف نمی‌آید.

خواندن نوحه یا آوازهای محلی سوزناک و البته ادعیه هنگام این کار ترکیبی از صدا و هُرم و بوی سنگین شوینده می‌سازد در ذهن خواننده. بافت‌های خون‌خورده‌ی پارچه ابتدا باید در حوض‌چه‌ها خیس می‌خوردند تا آماده‌ی تطهیر شوند در تشت‌ها و بعد نوبت لکه‌گیری باقی‌مانده‌های خون می‌رسید. چونان مناسکی که در نهایت به پهن‌کردنِ این البسه می‌رسید روی طناب‌های محوطه. و این میان زنده‌گی شخصی‌شان. گاه در انتظار رسیدن خبری از وضعیتِ فرزند در میدان نبرد. گاه رسیدن خبر شهادت در حینِ شستنِ خون دیگران و‌ دم برنیاوردن. جمع‌کردن تکه‌های ریز و درشت بدن‌ها و دفن‌شان مقابل رخت‌شوی‌خانه‌ای که حالا سال‌هاست متروکه شده. گاه شستن لباس‌هایی که گردِ بمب‌های شیمیایی روی‌شان بوده و ریه‌هایی که اکثرشان امروز به زور دارو و اکسیژن کمکی کار می‌کنند و البته بسیاری از این زنان عمر طولانی نداشتند تا حتا خاطرات‌شان در کتاب ثبت شود.

قصه‌ی خونِ جگر و برخوردِ بی‌واسطه با ردِ درد، زخم و این سوال که آیا خونِ انسان روی این لباس هنوز گرم و زنده و صاحب بدن است؟ این خاطرات مملو از زیستی هستند که به شدت عجیب و غم‌ساز است. و این‌که فکر می‌کنم آیا نمی‌شد به این دست‌های خون‌آشنا مدال شجاعت داد جای بسیاری آدم‌ها که خراش هم برنداشتند در جنگ؟

یکی‌شان می‌گوید «دم صبح از خواب پریدم و فوری خودم را به بیمارستان رساندم تا از کار عقب نمانم. خواستم سریع بروم داخل نگهبان گفت کجا؟ گفتم رخت‌شوام. گفت مادر ده سال است جنگ تمام شده»...
@sahandiranmehr
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هشت ماهه باردار بود مدال طلا گرفت...

@EveDaughters
این مستند را باید دید...

لینک دانلود:
https://1film.ir/Movie?Movie=35
@EveDaughters
به نام کودکان
به کام !!!

@EveDaughters
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محسن نامجو اتهام آزار جنسی را پذیرفت و عذرخواهی کرد

🔹محسن نامجو که چندی پیش از سوی چند زن متهم به آزار جنسی شده بود با انتشار پیامی ویدئویی ضمن پذیرش اتهام خود، عذرخواهی کرد.

نامجو در بخشی از این پیام ویدئویی می‌گوید:

🔹«دوستان، خانم‌های محترم؛ بنده، محسن نامجو بابت هرگونه رفتار یا گفتاری که در سال‌های گذشته نسبت به شما اشتباه و یا آزاردهنده بوده صمیمانه، خالصانه و متواضعانه عذرخواهی می‌کنم؛ هم از شما و هم از خانواده‌ی نجیب و محترم‌تان و همچنین دوستان مشترک دلجویی می‌کنم.»

🔹نامجو چند ماه قبل در پیامی ویدئویی اظهاراتی درباره‌ی اتهام‌ آزار جنسی را که علیه‌اش مطرح شده بود “شایعه” خوانده بود.

@EveDaughters
این حد آسمان ریسمان کردن بی نظیر است...

@EveDaughters
دختران حوا
Photo
فیلم شنای پروانه(1398)

رفتاری که با پروانه در فیلم شنای پروانه شد، مختص جامعه اراذل و اوباش ایران نیست. حتی می‌شود گفت مختص ایران هم نیست وگرنه چه دلیلی داشت که صرب‌ها برای تکمیل پیروزیشان دست به تجاوزات گسترده بزنند، به حدی که برای اولین بار در تاریخ حقوق قضایی از این تجاوزات به نام تجاوزات سیستماتیک و جنایت علیه بشریت نام برده شود. ماتئی ویسنی یک در نمایشنامه "پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی" می‌نویسد: «در جنگ میان نژادها، پیکر زن میدان نبرد می‌شود.... جنگجوی جدید بالکان به زن دشمن نژادی‌اش تجاوز می‌کند تا به این ترتیب تیر خلاص را به دشمن نژادی‌اش بزند.» این نقل قول را بگذارید در کنار نقل قولی از فیلم شنای پروانه، جایی که مصیب خطاب به حجت می‌گوید: «پروانه چشمش بود، زدم تو چشمش.» اما ریشه این دیدگاه به زن کجاست؟ آیا می‌توانیم یک دو جین دلایل فیزیولوژیستی یا روانشناختی یا به طور کلی علمی ردیف کنیم که زن ضعیف‌تر از مرد است و باید توسط جنس قوی‌تر حمایت شود؟ یا باید این‌طور دید که در گذر این‌همه سال از زیست انسان بر روی زمین، مردان از ضعف جسمانی زنان به مفهوم تملک کردن زن رسیده‌اند؟ چنان شی‌ای در میان اشیا متعلق به مرد. که تجاوز کردن به زن دشمن نمادی از پیروزی و تیر خلاص زدن باشد.
به نظر من ریشه این دیدگاه در ضعیف پنداشتن زنان از سمت مردان و حس حمایت‌گری است که مردان نسبت به زنان دارند. که نتیجه این دید تقلیل‌گرایانه، تقلیل دادن زن به مثابه موجودی قابل ترحم، بی‌دفاع و ضعیف است و همین دید تقلیل‌گرایانه به مردها کمک می‌کند تا با وجدانی آسوده دست به تحکم و مردسالاری بزنند چون اساسا زن را از موجودی همرده با خودشان پایین کشیده‌اند. رفتارهای به اصطلاح حمایتی غالب مردان ایرانی و تعصب‌ها و خشمی که به جای معطوف شدن به سمت جلاد، گلوی قربانی را می‌فشارد و او را محکوم می‌کند ناشی از این دید تقلیل‌گرایانه به زنان است. آنجا که در همین فیلم، پدر پروانه در جواب استغاثه‌ی پدر جانی می‌گوید: «مگه خون بچه من ریخته شد چیزی درست شد؟ آبروم برگشت؟ اون بی‌ناموسی که بساط این فیلمو درست کرده بود پیدا شد؟» این تعصبات و دید تقلیل‌گرایانه و ابزاری به زن، مختص جامعه اراذل و اوباش ایران نیست بلکه در گوشه گوشه جهان و حتی در میان قشر فرهیخته، تحصیل‌کرده و به اصطلاح روشنفکر بسیار رایج است.

#محمدرضاآشوری

@EveDaughters
📌دختر بچه ای 17ماهه قربانی تجاوز جنسی پدرش شد!

...مادر ساناز به پزشکان گفت دخترش را برای چند ساعتی پیش شوهرش گذاشته و وقتی برگشته متوجه شده که بچه حالش خوب نیست. او توضیح داد: دخترم خیلی بی‌قرار بود، هر کاری کردم آرام نشد. بعد از چند ساعت تب شدیدی کرد و من او را به بیمارستان آوردم. وقتی پزشکان نوزاد 17ماهه را بررسی کردند متوجه حادثه وحشتناکی شدند. آنها پی بردند کودک به طرز فجیعی مورد آزار قرار گرفته و دچار خون‌ریزی شدید داخلی شده است....

پدر ساناز با توجه به حرف‌های همسرش بازجویی شد. او در ابتدا منکر همه چیز شد اما بعد مجبور به اعتراف شد و گفت: همسرم ساناز را به من سپرده بود، بچه داشت گریه می‌کرد و من نمی‌توانستم آرامش کنم. لباس‌هایش را درآوردم، فکر کردم شاید گرمش باشد، اما باز ساناز آرام نشد. بعد آن کارها را انجام دادم، البته فکر نمی‌کردم باعث مرگش شوم....

https://sharghdaily.com/fa/Main/Detail/281039/
@EveDaughters
🖋بدن زن

غالبا جلوی آینه خودم را ورانداز می‌کنم و می‌گویم نسل شماها منقرض شد عزیزم.

می‌فهمم که مفهوم زیبایی عوض شده ولی چه بد شد که این مدلی عوض شد. گاهی به عکس پروفایل زن‌ها نگاه می‌کنم و دنبال کسی می‌گردم که پیکری زنانه و طبیعی داشته باشد.

کمی شکم، کمی پهلو، کمی خط‌ها و ترک‌های حاصل از تغییر وزن در طول زمان. محصول طبیعی زندگی. کسی که رد زندگی را بشود رویش دید. کسی که از الگوی امروزه تبعیت نکند و خودش برای خودش معیاری باشد.
می‌بینم که کمتر کسی عکسی از خودی که هست دارد.
چاق‌ترها عکس بسته‌ای از صورت دارند. در عکس‌های دسته‌جمعی، اغلب کسانی که چاقند، خود را قایم می‌کنند یا پلان اول عکس نمی‌ایستند.
یکی می‌گوید خجالت می‌کشم. یکی می‌گوید من با این ران‌هام عکس تمام قد هم بگیرم؟
حتما آن یکی دستش را می‌چپاند زیر گلویش و عین ژوکوند لبخندی تصنعی می‌زند که لپ‌هایش به نظر نیایند. چه خبر است؟ این تویی یا نه؟

چطور از این بدن طبیعی جذابت خجالت می‌کشی؟ از این فرم‌های به‌غایت زیبا؟ چون مجله‌های احمق دارند در مغزت نقاشی می‌کشند؟

دوستم دیشب نوشت از عکس من خوشش می‌آید چون زنی طبیعی در عکس می‌بیند.
خودش هم همین‌طور است.
آغشته به طبیعت. بله این منم.
همیشه خودم را همین‌طوری که هستم دوست دارم.
این بدن یعنی که من پنجاه سال در این جهان زیسته‌ام و در برف و باران و آفتابش راه رفته‌ام ‌و از غذاهایش خورده‌ام و عشق کرده‌ام و زاییده‌ام.
من با یک عروسک باربی به لحاظ هستی‌شناختی فرق دارم.

کاش یک‌طوری بشود که بشر به خوشحالی طبیعی برگردد.
به زیست طبیعی. بدن‌های طبیعی.
نه این که خیلی عقب برگردد.

همین چهل پنجاه سال پیش هم کافی‌ست، جایی که مادران ما خیلی قشنگ و عمیق بودند.
دامن‌های قشنگ می‌پوشیدند و کمی شکم و کمی پهلو باعث نمی‌شد غمگین باشند و بروند ته عکس بایستند.

زندگی در بستری از صلح با خود جریان داشت.
مادران ما روزنامه و کتاب می‌خواندند و از جهان خبر داشتند و خودشان را دوست داشتند.

همه چیز تغییر کرد و بعضی چیزها بهتر شدند مثلا زن‌ها حقوق خود را بیشتر شناختند
اما آخر زنی که با بدن خودش آشتی نباشد چطور ممکن است بتواند آزادی‌اش را پس بگیرد؟

خودت را همینطور که هستی دوست داری؟/ زن امروزی

#غزل_صدر

@EveDaughters
📍رییس کمیسیون بهداشت مجلس: حذف غربالگری منجر به افزایش تولد کودکان ناقص‌الخلقه می‌شود

حسینعلی شهریاری رییس کمیسیون بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مجلس با بیان اینکه کمیسیون مخالف حذف غربالگری اجباری است،‌گفت:

🔻 #غربالگری زنان باردار یک ضرورت است و باید انجام شود.

🔻‌شاید مصلحت نبود که طرح «جوانی جمعیت و حمایت از خانواده» بر اساس اصل ۸۵ قانون اساسی در کمیسیون مشترک بررسی و تصویب شود و بهتر بود که نمایندگان موافق و مخالف در صحن علنی نظرات خود درباره این طرح بیان کرده و در صحن رای گیری می‌شد.

🔻فضای نامناسبی علیه این طرح مجلس ایجاد شده است و در مجلس هم بسیاری از نمایندگان موافق حذف غربالگری نبودند./ ایرنا

📌نظر رئیس اداره ژنتیک وزارت بهداشت در همین زمینه:

https://t.me/kherad_jensi/1308
@EveDaughters
دختران حوا
📌دختر بچه ای 17ماهه قربانی تجاوز جنسی پدرش شد! ...مادر ساناز به پزشکان گفت دخترش را برای چند ساعتی پیش شوهرش گذاشته و وقتی برگشته متوجه شده که بچه حالش خوب نیست. او توضیح داد: دخترم خیلی بی‌قرار بود، هر کاری کردم آرام نشد. بعد از چند ساعت تب شدیدی کرد و من…
🍁 نژادپرستی برخی رسانه‌ها در انتشار یک خبر

▪️چرا ملیت قاتل کودک ۱۷ماهه مهم شد؟

چند روز پیش خبر قتل یک نوزاد ۱۷ماهه توسط پدرش با واکنش‌های زیادی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی همراه شد. حالا پلیس آگاهی تهران اعلام کرده: ”این خانواده اصلا ایرانی نبودند، بلکه از مهاجران افغان بوده که در منطقه شهر ری سکونت دارند.“ در حالی که بسیاری از فعالان حوزه کودک نبودِ حفاظ قانونی و شبکه‌های حمایتی از کودکان در برابر آزار والدین را یکی از علل اصلی چنین واقعه‌هایی می‌دانند، پلیس آگاهی تهران در توضیح گفته: ”عامل تجاوز به کودک ۱۷ماهه افغانی و روانی بود.“

برخی رسانه‌های داخلی نیز از رویکرد پلیس آگاهی عقب نمانده و در تنظیم خبر مربوط به قتل این کودک ملیت و وضعیت روان پدر نوزاد را دارای ارزش خبری مهم دانسته‌ و تیترهایی با این ترکیب زده‌اند؛ اقتصادنیوز تیتر خبر مربوط به این قتل را این‌طور انتخاب کرده: ”پدر متجاوز به کودک ۱۷ماهه ایرانی نبود“ و خبرگزاری رکنا به این هم اکتفا نکرده و صفتی را هم اضافه و خبر را با این تیتر منتشر کرده: ”پدر شیطان‌صفت نوزاد ۱۷ماهه در تهران ایرانی نیست! / او جنون دارد؟!“ شبکه راوی نیز دنباله‌رو رکنا بوده و همان خبر و تیتر را عیناً بازنشر کرده است.

این رسانه‌ها با انتشار این نوع خبر، هماهنگ و همراه با اظهارنظر پلیس‌آگاهی پیش رفته‌اند، اما نکته مهم‌تر در جهت‌گیری رسانه‌های غالب در ایران با عناصر حاوی تعابیر نژادپرستی است، اینکه ”ملیت“ فرد متجاوز چه تأثیری در ارتکاب عمل تجاوز دارد و از چه ارزش خبری برخوردار است که به‌عنوان یک اصل مهم عیناً در تمامی تیترها و تنظیم متن خبر انعکاس داده‌اند؟ خصوصا در وضعیتی که روزانه نمونه‌های متعددی از تجاوز، تعرض و زن‌کشی در ایران به همراهی و حمایت قوانین زن‌ستیزانه در لابه‌لای اخبار دیده می‌شود.

به علاوه، استفاده از الفاظی همچون ”شیطان‌صفت“ و ”روانی“ در توصیف فرد مرتکب، عمومیت کودک‌آزاری و تجاوز و ارتباط مستقیم آن با فرهنگ و نظام مردسالار را به حاشیه می‌برد و آن را امری ”استثنایی“ و مربوط ”به غیرخودی“ و در این نمونه ”مهاجر غیرایرانی“ می‌شمارد و بر کلیشه‌های تبعیض‌آمیز جنسیتی و قومیتی می‌افزاید. این درحالی است که بر اساس پژوهش‌ها، بیش از ۹۰ درصد متجاوزان هیچ نشانه‌ای از بیماری‌های روانی در خود ندارند./ کانال و وبسایت میدان (۱۴۰۰/۲/۲)

🔗 پی‌نوشت: شبکه راوی این خبر را از کانال تلگرامی خود حذف کرده است.

#️⃣ #آسیب‌شناسی #رسانه‌ها

@EveDaughters
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شما چ گلی به سر دهه شصتی ها زدین که حالا یادشان افتادید
وقتی همیشه دهه شصتی ها بحران نامیده شدند چطور الان ب کمکشان نیازمند شدید.

یادم نمیرود سه نفره نشستن روی نیمکت مدرسه ،
دوشیفته بودن مدارس دولتی ،
کنکورهای سخت با بیشترین تعداد داوطلب و صندلی های محدود دانشگاه،
بی محلی بازار کساد اشتغال آتش ب دلمان زد و بعد هم تب سرد ازدواج...
باز هم بگویم از این قصه پرغصه...

واقعا شما چه گلی به سر دهه شصتی ها زدین.....
چقدر زیرساخت فراهم کرده اید برای نسل بعد که توقع فرزندآوری هم دارید،ما باید جوابگوی نسل فردا باشیم ،نگذارید این چرخه باطل ادامه پیدا کند.

ما هم مانند آن پیرمرد کشاورز روستایی به شانه تان میزنیم و میگوییم:خودتان میدانید و مملکتتان....

با این نا امنی اقتصادی و روانی وضع تغییری نمیکند،دهه شصتی ها بحران نامیده شدند هرگز اجازه نمیدهند سالهای بعد فرزندانشان هم بحران نامیده شوند.

#فرزانه_حجتی
من یک دهه شصتی ام

حال این دهه را هم با آمارهای زیر گوشه نگاهی بیندازید:
https://t.me/abdiabbas/3064

@EveDaughters
امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه ۴۳ سال دارد.
اولین فرزند خوانده اش ۴۶ سال
، دومین فرزند خوانده وی ۴۴ سال و
همسر وی هم 66 سالش است.

@EveDaughters
مقنعه بدون حجاب
روسری با حجاب

از موسسه زبانی که تازگی شروع کردم به تدریس زنگ زدند که خانم فلانی لطفا از جلسه بعد با مقنعه تشریف بیاورید و...

باور آنچه می شنیدم سخت بود
ندیده بود یک موسسه که تمام کارمندان مونثش زمستان و تابستان مانتو و پالتو جلو باز می پوشند
کلیه لوازم آرایشی موجود در کیفشان را هر صبح طوری استفاده میکنند انگار مراسم رقص بالماسکه است
در کلاسهای مختلط موسسه دخترها بدون روسری و مقنعه با یک لباس آستین کوتاه و شلواری قدکوتاه تر از آستین بلوزشان می نشینند
یا همین مدرسی که به من زنگ زد اگر کمی شق و رق راه نرود پیرسینگ نافش بلطف کوتاهی تاپ و باز بودن مانتو نمایان است حالا به من بدون هیچ آرایش و با حجاب نسبتا کامل(بلحاظ عرفی) می گوید دیگه روسری نپوش و با مقنعه تشریف بیار...

موهای من زیر روسری پنهان بود
اما مقنعه ایشان بعلت گشادی روی کتفشان رها...
نمیدانم شاید هم حیف باشد موهای رنگ ومش شده شان اونهم در این گرانی پنهان بماند...

نام نویسنده محفوظ است

@EveDaughters
وقتی زنی روزنامه میخواند
آنهم صفحه سیاست
آن جامعه خوشبخت است...

#کارل_پوپر
فیلسوف و ریاضی دان

@EveDaughters
🖋سیمای دو زن در ایران باستان و اعراب

داستان‌های عاشقانه‌ٔ «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، هردو سرودهٔ «نظامی گنجوی» سراینده‌ ٔ توانمند ایرانی هستند.
منظومه‌ی «خسرو و شیرین» داستان عاشقانه‌ای است در ایران باستان و «لیلی و مجنون» داستان دلدادگی دو جوان است در دیار عرب
نظامی نا‌خوداگاه در «لیلی و مجنون» به ترسیم چهره‌ٔ زن در دیار عرب و در «خسرو و شیرین» به نمایاندن چهره زن در ایران باستان پرداخته است.

لیلی، پرورده‌ٔ جامعه‌ای است که دلبستگی را مقدمه‌ٔ انحرافی می‌پندارد که نتیجه‌اش سقوط حتمی در جهنم وحشت‌انگیز فحشاست.

اما در دیار شیرین، منعی بر مصاحبت و معاشرت بی‌آلایش مرد و زن نیست. و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است.
دختری سرشناس، یکه و تنها، بر پشت اسب می‌نشیند و از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون می‌تازد و کسی متعرض او نمی‌شود.

اما وضع لیلی چنین نیست نخست این که زن به دنیا آمده و از هر اختیار و انتخابی محروم.
گناه دیگرش زیبایی‌ست.
در نظام قبیله‌ای، مرگ و زندگی او در قبضه‌ی استبداد مردان است.
پدر لیلی مرد مقتدری است که چون از تعلق خاطر قیس (مجنون) و دخترش با خبر می‌شود، در حصار خانه زندانی‌اش می‌کند.

اما فضای داستان «خسرو و شیرین» متفاوت است.
دنیای شیرین، دنیای بی‌پروایی‌هاست.
شیرین، دختر ورزشکار نشاط‌طلب طبیعت‌دوستی است که بر اسبی زمانه‌گرد بر می‌نشیند و با جماعتی از دختران هم‌سن و سال خود که: «ز برقع نیستشان بر روی بندی» و هر یک با فنون سوارکاری و دفاع از خویش آشنایی دارند، به چوگان بازی می‌رود.
دختری که در چنین محیطی بالیده در مورد طبیعی‌ترین حق مشروع خویش، یعنی انتخاب شوهر، گرفتار هیچ مانعی نیست.
شیرین در کنار عاشق خود خسرو، اسب می‌تازد، به گردش و تفریح می‌پردازد، مذاکره می‌کند، شرط و شروط می‌گذارد و امتیاز می‌گیرد و در همه‌حال پاکدامنی خود را پاس می‌دارد.
و آن طرف زندگی سراسر تسلیم لیلی است.
خالی از هر تلاشی.
از مکتب خانه‌اش باز می‌گیرند و در خانه زندانی‌اش می‌کنند و به شوهر نادیده‌ی نامطبوعی می‌دهندش، بی‌آنکه اعتراضی بکند./زن امروزی

#علی‌‌اکبر_سعیدی_سیرجانی


@EveDaughters
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکسته شدن رکورد وزنه‌برداری توسط وزنه بردار زن ایران

سیده الهام حسینی با مهار وزنه ۱۲۲ کیلوگرم در حرکت دوضرب توانست رکورد وزنه‌برداری زنان را به نام خود ثبت کند و تنها ایرانی‌ است که سنگین‌ترین وزنه‌ را در بخش زنان بالای سر برده است.

@EveDaughters
رب اشرح لی صدری...

@EveDaughters
مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار می‌کند:
سخنرانی دکتر خدیجه کشاورز با عنوان «ذهنیت دانشجویان نسبت به خانواده و نقش‌های جنسیتی»
سخنرانی دکتر فاطمه موسوی ویایه با عنوان «بازاندیشی زنان شاغل در نقش‌های جنسیتی خانوادگی»
دوشنبه ۱۳ اردیبهشت از ساعت ۱۶ تا ۱۸
/مطالبات زنان
در اسکای‌روم به نشانی
www.b2n.ir/iscs
@EveDaughters