دختران حوا
633 subscribers
2.41K photos
801 videos
14 files
687 links
ارتباط بامدیر
دکتری مطالعات زنان
@Sahel72_Kh

برای احقاق حقوق به سوگ نشسته
Download Telegram
🔺نیمه‌ تاریک مامان یک ژانر روان‌شناختی و پرتعلیق است که در یک نشست می‌توانید آن را بخوانید. داستانی هیجان‌انگیز که تصورتان را درباره‌ مادر بودن به چالش می‌کشد.

نظر برخی از مخاطبین ایرانی کتاب:

▪️دو روزه خوندمش. انگار زندگینامه خودم رو میخوندم. کاش همه کسانی که از مادران توقع عالی بودن دارن این کتاب رو میخوندن. به افرادی که از بچه داشتن هم تصور رمانتیک دارن توصیه میکنم قبل از بچه‌دار شدن بخونن

▪️چقدر رمان جذاب بود، اولش دلم خواست برم پس بدم ولی خب ادامه دادم و الان بخودم میگم اگ همونجا رفته بودم داده بودم چ چیز قشنگی رو از دست میدادم

▪️ترسناک و ناراحت کننده. شاید بهتر بود نمیخوندمش در کل حس بدی بهم منتقل کرد حس ناامیدی ولی خیلی کتاب روانی بود

▪️خوندن این کتاب رو به آقایون بیشتر از هر کسی توصیه میکنم ،یعنی به پدرها بخونید و بدونید که مادر یک موجود بی عیب و نقص و فداکار محض نیست

▪️یک تریلر روانشناختی عمیق ، تاثیرگذار با پایانی شوکه کننده

▪️خیلی جالب بود، تا آخر داستان نمیتوان حدس زد که حق با زن راوی است یا توهم میزند کمی اوایل کتاب گیج میشی بعدش میفهمی کی مادربزرگ است کی مادر کی نوه و...


@EveDaughters
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرد اغواگر!

یاسرعرب

در عرف و تاریخ اجتماعی و ادبیات و شعر و غزل و داستان و رمان و خاطرات گعده‌ها و هم‌نشینی‌ها هر وقت سخن از خباثت و اغواگری در میان است یعنی نام و نشان زنی اهل طنازی و ناز و کرشمه درخشیدن گرفته!

حیله‌گری زیبا روی که چون ساحران با نیروی سیاهی چشم خود شهری به آشوب کشیده و زلف زیبا را دامی کرده زیر پای مردان ساده دل که چون شکاری ناچیز و پروازی تشنه‌ی شهد لب او گشته‌ ‌و به تار‌های اغوای او افتاده‌اند!

‌واقعیت اما چنین نیست!
تاریخ مردان اغواگر بسیاری به خود دیده که جنس زن برای‌شان چون آب شور دریا شده و هر چه با زنان بیشتری بوده‌ و بیشتر نوشیده‌اند تشنه‌تر و مکار‌تر شده‌اند!

داستان این مردان اغواگر و تناسب ایشان با《تاریخ سکسوالیته ایرانی》را می‌توانید در قسمت هفتم این مجموعه از زبان 《دکتر #محسن_بدره》در لینک زیر شنیده و مشاهده کنید👇
https://youtu.be/wEL3qgmAfMw


@kherad_jensi
@EveDaughters
👍3
دختران حوا
افشای دومین پرونده تعرض در آمبولانس 🔹 تکرار تعرض جنسی در خودروی اورژانس، این‌بار در یکی از شهرهای شمالی، قربانی یک زن بیست ساله است؛ همسرش می‌گوید: «وقتی از شیشه ماشین اورژانس دیدم بدن همسرم را لمس می‌کند، خشکم زد، اما لحظه‌ای گمان کردم به‌دلیل عوارض تصادف،…
📌دخترم تاب این آزار جنسی را نیاورد

شرق سومین روایت از آزار جنسی در آمبولانس را منتشر می‌کند
✍🏼نسترن فرخه

پدر میانسالی است، پدری داغ‌دار که گریه‌، امان حرف زدن را از او گرفته است. روایت آزارجنسی به دختر جوانش در ماشین آمبولانس را تعریف می‌کند. 

از دخترش که مادری جوان بوده می‌گوید، مادری که توان تحمل این حجم رنج را تاب نمی‌آورد و دقیقا در همان روز و همان ماه در سال بعد از ماجرا سکته می‌کند و همه خانواده داغدار او می‌شوند. 
به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، این آزار جنسی در آمبولانس ، باعث مرگ شد و این مرگ ، مرگ دیگری به همراه داشته و دختر دیگر این پدر میانسال، تنها نیم ساعت بعد از فوت خواهر کوچک‌ترش خودکشی می‌کند و این خانواده تا همیشه سیاه پوش می‌شود.

ارتباط دهانی در آمبولانس 

این پدر داغ دار روایت تعریف می‌کند تا شاید دختران و زنان دیگر این تلخی را تجربه نکنند. بیشتر مدارک قضایی این پرونده را برای ما می‌فرستد تا نزد ما محفوظ بماند و شروع می‌کند:« شهریور سال 1401 دخترم حالش بد می‌شود، فشارش پایین می‌آید و نوه‌ام به اورژانس 115 کرج تماس می‌گیرد. همان زمان که به اورژانس تماس گرفته بود به خاله‌اش یعنی دختر دیگرم هم تماس می‌گیرد که آن یکی دخترم هم خودش را به آنها می‌رساند. تن دخترم لباس می‌کنند تا سوار اورژانس شود و به بیمارستان بروند. دخترم آن زمان 33 سال سن داشت. مامور اورژانس اجازه نمی‌دهد آن یکی دخترم سوار شود و آن دخترم که مریض بود تنها با مامور اورژانس و راننده به سمت بیمارستان حرکت کردند. در ماشین اورژانس به دخترم آمپول بی‌هوشی زده و بدن دخترم را لمس می‌کرده. دخترم را با آن حال روی پا نگه می‌دارد و متوجه می‌شود دخترم عادت ماهانه است. برای همین از طریق دهن با او نزدیکی می‌کند....»

راننده مسیر را طول داده بود  

صدای گریه از پشت خط تلفن، رنج این پدر را عیان می‌کند. با همان صدای لرزان ادامه می‌دهد که همه اینها در حالی است که راننده هم با او هم دست بوده، او تعرض نکرده بود ولی بخاطر همکارش ماشین را دیرتر به مقصد رسانده بود تا به  دخترم تعرض کند و   او  را مورد آزار جنسی قرار دهد. دخترم شنیده بوده که راننده می‌گفته؛ «زود باش، اینجا ماشین پلیس ایستاده، از اورژانس تماس می‌گیرند برای پیگیری بیمار و ...» بعد از یک ساعت و بیست دقیقه ماشین اورژانس به مقصد می‌رسد. در حالی که آن یکی دخترم ظرف ده دقیقه در همان مسیر به بیمارستان می‌رسد.  در همین زمان هم به دلیل وقفه چندین بار از بیمارستان و اورژانس با این ماشین تماس می‌گیرند. وقتی ماشین به بیمارستان می‌رسد دخترم اصلا در شرایط خوبی نبوده، حتی با تن کم جان سرش افتاده بوده کنار در ماشین و وقتی در بغل خواهرش می‌رود، به او می‌گوید این مرد به من تجاوز کرده است. 
همسر دوست دخترم هم همان جا بوده که بعد از مطلع شدن از این موضوع گلاویز آن مامور اورژانس می‌شود و بعد پلیس می‌آید و این فرد را بازداشت می‌کنند.

مجازات فقط چند ضربه شلاق

پدر از مجازاتی می‌گوید که داغ آنها را تازه‌تر کرده است. او می‌گوید:«همان زمان به ما گفتند این موضوع را رسانه‌ای نکنید و اینها به مجازات می‌رسند. در حالی که 99 ضربه شلاق برای تکنسین و 30 ضربه شلاق هم برای راننده بریدند. همه اینها در حالی است که در بیمارستان آب دهن دخترم را می‌گیرند و در نتیجه آزمایش این موضوع ارتباط دهانی تایید می‌شود. حتی لباس دخترم که بر روی آن این مرد تف کرده بوده را هم به عنوان سند پزشکی قانونی می‌برند. جواب این آزمایش‌ها را پزشکی قانونی به من نداد و مستقیم به دادگستری دادند. ولی این نتیجه‌ها هیچ وقت بر روی پرونده نرفت، هر چند که وکیلم گفت چون این موضوع برای قاضی محرز شده است. خلاصه پرونده شعبه 113 رفت ولی بعدتر پرونده به
شعبه 110 می‌رود که آنجا رسیدگی صورت گرفت.»
 
با این ماجرا دو جگر گوشه‌ام را از دست دادم
گریه، پشت گریه، از داغی که بر سینه دارد می‌گوید:« یک سال بعد از این اتفاق، دقیقا در سالگرد همان روزهای خاطره تلخ تجاوز به دخترم، یعنی شهریور ماه او سکته کرد و ما برای همیشه دخترم را از دست دادیم... دخترم تحت درمان روانپزشک قرار گرفته بود ولی در 33 سالگی فوت کرد. همسرش با من تماس گرفت و خبر داد او نصف شب تمام کرده... وقتی به او رسیدم تنش یخ کرده بود... دختر دیگرم هم نیم ساعت بعد از خبر فوت خواهرش از بیمارستان بیرون آمد و از درد این ماجرا خودش را کشت. به من گفت بابا من بدون خواهرم نمی‌توانم زندگی کنم و در 37 سالگی او را هم از دست دادم.»/مطالبات زنان

منبع : روزنامه شرق

@EveDaughters
😭6😱4👍1🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوش آفرین بازیگر زمان پهلوی:

زن ها را بیشتر برهنه می کردند تا مردها بیشتر بیان سینما! ما حق انتخاب نداشتیم. از زن ها سواستفاده می کردند و هیچ قانونی از ما حمایت نمی کرد...
من نوجوان بودم و بدون اجازه از من در حالتی که نقشی در حمام بازی میکردم عکس انداختند و...


@tanz_talkh_tarikh
@EveDaughters
👍6👎4🤬2
🔺 اینستاگرام، محبوب‌ترین پلتفرم برای زنان ایرانی است

نتایج جالب توجه یک نظرسنجی در مورد نحوه مصرف اینترنتی خانم‌ها: مورد علاقه‌ترین محتوا طنز است و فقط ۶ درصد، تعداد فالوئر را معیاری برای اعتماد به یک محتوا می‌دانند.

اینترنت این روزها، بخش غیرقابل انکاری از زندگی ماست. هر کسی البته به شکلی خاص از اینترنت استفاده می‌کند. یکی بیشتر فیلم می‌بیند، یکی خرید می‌کند و یکی خبر می‌خواند.

«ایمپو» بزرگ‌ترین پلتفرم سلامت زنان کشور، در راستای مسئولیت اجتماعی خود، تصمیم گرفت که وضعیت استفاده زنان از فضای مجازی را مورد ارزیابی قرار بدهد. برای این کار پرسشنامه‌ای توسط یک متخصص حوزه علوم اجتماعی تدوین شد. جمعیتی که مورد تحلیل گرفت زنان ۱۵ تا ۵۰ سال ایرانی بودند که جمعیتشان طبق آخرین آمارهای رسمی حدودا ۲۵ میلیون نفر است.
دو هزار و ۱۰۶ نفر از این پرسش‌نامه بازدید کردند که ۸۳۱ نفر با صرف زمان حدود ۲۶ دقیقه‌ای به آن پاسخ دادند. به این ترتیب با توجه به نمونه می‌توان گفت با ضریب اطمینان ۹۹ درصدی و ضریب خطای ۴.۵ درصدی می‌توان به نتیجه این پیمایش اعتماد کرد.

بخش اول این پیمایش مربوط به میزان مصرف اینترنت توسط زنان است. ۷۳/۵ درصد از افراد اعلام کردند که بین یک تا سه ساعت از اینترنت استفاده می‌کنند و ۵۳/۱ درصد از افراد بین سه تا پنج ساعت. به این ترتیب نزدیک به ۵۶ درصد از کل افراد گفتند فقط تا یک ساعت از اینترنت استفاده می‌کنند و ۳۲/۶ درصد از کل افراد بیش از پنج ساعت در اینترنت هستند. به این ترتیب یافته‌ها نشان می‌دهد که بیش از ۵۷ درصد زنان ایران بیش از سه ساعت از اینترنت استفاده می‌کنند.

سوال دوم در این بخش این بوده است که از کدام پلتفرم استفاده می‌کنید. افراد برای پاسخ به این سوال حق داشتند چند گزینه را انتخاب کنند. کمی بیش از ۳۰ درصد افراد اعلام کردند از «تلگرام» استفاده نمی‌کنند و این پلتفرم ضریب نفوذ ۶۸ درصدی در زنان ایرانی دارد. در مقابل ضریب نفوذ پیام‌رسان «ایتا» که بیشترین مقبولیت را در میان پلتفرم‌های ایرانی داشته است، به ۲۰ درصد هم نمی‌رسد. این در حالی است که ضریب نفوذ واتس‌اپ هم ۵۴ درصد است.
در میان شبکه‌های اجتماعی، «اینستاگرام» با اختلاف در صدر است و ۹۰ درصد از زنان در این شبکه فعال هستند در حالی که رده دوم با ضریب نفوذ ۴/۱۸ درصد با «یوتیوب» است. 

سوال سوم این بوده است که «کدام نوع محتوا در فضای مجازی بیشتر توجه شما را جلب می‌کند؟». از میان گزینه‌های مختلف که پاسخگویان می‌توانستند گزینه‌های مختلفی را هم انتخاب کنند، «طنز» با ۵۴/۶ درصد در صدر جدول قرار دارد و پس از آن «آشپزی» با ۲۳/۸ درصد و «موسیقی و رقص» با ۱۲/۲۹ درصد در جای دوم و سوم قرار دارند. آموزش، تریبت فرزند، فیلم و سریال، دکوراسیون و ادبی (شعر و داستان و ...) در جای چهارم تا هشتم قرار دارند.

سوال آخر در این بخش این بوده که «چه چیزی باعث می‌شود که شما به یک محتوا در فضای مجازی اعتماد کنید؟». بیشترین معیار برای پاسخگویان «تطابق با منطق یا تجربیات شخصی» با ۳۲ درصد بوده و معیاری که کمترین امتیاز را آورده تعداد دنبال‌کنندگان با ۱۳/۶ درصد بوده است.


«ایمپو» به مرور بخش‌های دیگری از نتایج این نظرسنجی را با هدف تاباندن نور بر این بخش نسبتا تاریک از رفتار اجتماعی مردم ایران و به خصوص جامعه زنان منتشر خواهد کرد و آماده است که نتایج نظرسنجی را در اختیار پژوهشگران حوزه زنان و علوم اجتماعی و رفتاری نیز قرار دهد.

@hooreechannel
@EveDaughters
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🪡مرمت لباس تاج الملوک:

با توجه به وجود پاره ای از آسیب دیدگی ها و نیاز به اقدامات مرمتی پس از بررسی شرایط لباس توسط کارشناسان بخش مرمت مجموعه این لباس در حال حاضر جهت مرمت به کارگاه مرمت منتقل گردیده و در دست مرمت می باشد.

📽️ويدئو: ه.یعقوبی

خوانش پژوهش کامل این اثر :
https://sadmu.ir/detail/8594
@EveDaughters
2👍2
تقصیر ماست که خدا زن‌ستیز نیست؟!

١. این روزها فیلم  «موسی کلیم الله؛ به وقت طلوع» در جشنواره‌ی فجر به نمایش درآمده و توجه بسیاری از مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کرده است. من هنوز فیلم را ندیده‌ام و درباره‌ی آن نمی‌نویسم. این یادداشت به بهانه‌ی یکی از پرتکرارترین نقدهایی است که درباره‌ی موسی، چه در فضای نقد تخصصی و چه در فضای عمومی شنیدم‌؛ چرا موسی فیلمی زنانه است و چرا این فیلم نشان داده که به یک زن وحی شده است؟!

٢. همان روزهای نخست جشنواره این مسئله را در یکی از نقدها خواندم. منتقد محترم باور داشت این فیلم تحت تاثیر زن، زندگی، آزادی - به زعم وی - روایتی زنانه از داستان موسی ارائه داده و به همین دلیل، وحی بر یک زن را نشان داده است. بعدتر منتقدی در برنامه‌ای تلویزیونی نیز این امر را در سینمای ایران بی‌سابقه خواند. منتقد دیگری نیز شمشیر را از رو بست و فیلم را به بی‌خاصیت‌سازی مردان متهم کرد و پرسید چرا نقش یوکابد، مادر موسی از نقش عمران، پدر او برجسته‌تر است؟

٣. این انتقاد به نشست خبری فیلم هم راه پیدا کرد. یکی از منتقدان از ابراهیم حاتمی کیا، کارگردان فیلم، پرسید: «نگران نبودید از این که در این فیلم نشان دادید خدا به یک زن وحی می‌کند؟» کارگردان پاسخی کوتاه و روشن به این پرسش عجیب داد:
«من از خودم چیزی را در نیاوردم و این فیلم بر مبنای آیات قرآن ساخته شده است.»

۴. حاتمی کیا راست می‌گوید. این آیه‌ی صریح قرآن است که خدا به مادر موسی وحی کرده. نه الهام و نه هیچ چیز دیگر. وحی! همان‌گونه که به موسی و نوح و ابراهیم و عیسی وحی شده! پدر موسی نه تنها در روایت قرآنی نقشی ندارد، بلکه اصلا هیچ اشاره‌ای به او نشده. روایت میلاد موسی در قرآن کاملاً زنانه است و چهار شخصیت اصلی دارد؛ یوکابد، مادر موسی. میریام، خواهر موسی. فرعون و آسیه، همسر او. سه شخصیت مثبت و یک شخصیت منفی؛ سه زن و یک مرد!

۵. منتقدان احتمالاً فراموش کرده‌اند که شهریار بحرانی پیش‌تر در مریم مقدس، بخش مهمی از روایت خود را بر مسئله‌ی وحی به مریم و خشم کاهنان مردسالار زن‌ستیز از این مسئله متمرکز ساخته بود. سینمای ایران پیش‌تر هم ارتباط وحیانی زنان با خدا را نمایش داده است. جالب توجه است که مهم‌ترین شخصیت‌های زن قرآن، با خدا یا فرشتگان او سخن گفته‌اند. حوا، سارا، یوکابد و مریم...

۶. امیدوارم فیلم  «موسی؛ به وقت طلوع» که به میلاد موسی پرداخته است، به روایت قرآنی پایبند باشد و همان‌گونه که منتقدان گفته‌اند، روایتی زنانه ارائه داده باشد. اگر جز این باشد، می‌توان نقدی جدی به فیلم وارد ساخت و از عدم صداقت آن گله کرد. گله‌ی دیگر از رسوخ این حجم از زن‌ستیزی و مردسالاری در اندیشه‌ی ماست. کوچک‌ترین انتظار از کسانی که ادعای دین‌داری دارند این است که با روایت اصیل دین‌شان در قرآن آشنا باشند و ببینند شخصیت‌های زن، کجای روایت‌های قرآن ایستاده‌اند.

٧. و فقط یک پرسش از مردان دغدغه‌مندی که نگران وحی به یک زن شده‌اند... تقصیر ماست که خدا زن‌ستیز نیست؟!

✍🏻 روح الله طالبی توتی
پژوهشگر مطالعات جنسیت و زنان

@tadaeeat
@EveDaughters
👍9👏31
قاب خاطره زنان از انقلاب، پیش و پس از آن

وقتی ننه جان شهربانو پس از تهدید پدرش اوس اسدالله رضایت داد سر سفره عقد با اوس اسماعیل که ۳۰ سال از او بزرگتر بود و زن و چهار بچه داشت بنشیند، حتی خوابش را هم نمی دید روزی بیاید زنها آنقدر آزاد شوند که خودشان شوهرشان را انتخاب کنند. برای خرید کفش و لباسشان به بازار بروند و اگر هم خودشان خواستند و بچه دار شدند، نه از کهنه و لباس شستن در آب سرد جو خبری باشد و نه از گهواره و آشپزی با هیزم اجاق و نه صبح تا شب کار سخت با بچه های قد و نیم قد.

هرچند اوس اسماعیل آنقدر مهربان بود و زن اولش هم آنقدر عاقل که ننه جان شهربانو هیچ بدی از آنها ندید، اما همان سی سال تنهایی پس از مردن اوس اسماعیل و سختیهای پس از او کافی بود دلش نخواهد هیچ دختری سرنوشت او را پیدا کند.

انقلاب که شد با همان پادرد همیشگی، اما دوست داشت در راهپیماییها شرکت کند. ذوق می کرد زنها انقدر آزاد شده اند که توی خیابان می آیند و می خواهند یک حکومت نباشد! حرفهای آقای خمینی را از تلویزیون کوچکش گوش می کرد و وقتی می دید بر خلاف آخوندهای قدیمی برای زنها نیز حقی مثل مردها قائل است، کیف می کرد. او نمی گفت چو زن راه بازار گیرد بزن! بلکه تشویق به بیرون آمدن از خانه و تظاهرات علیه شاه می کرد. شاید ننه جان هم ان روزها متعجب بود چرا این قدر نظر روحانیون نسبت به زنان عوض شده است! آنها که همیشه بر سر منبرها می گفتند بهترین کار برای زن این است که در پستو بنشیند و شوهرداری و بچه داری اش را بکند. چطور این همه عوض شدند!  خبر نداشت همین آقای خمینی، سالی که شاه به زنان حق رای داد، همراه بقیه مراجع شدیدا با آن مخالفت کردند و گفتند شاه می خواهد زنها را به فحشا بکشاند! حالا چطور شده بود که می گفت زنها همدوش مردها در خیابان حاضر شوند و بساط سلطنت را برچیند!

ننه جان در حد خودش می فهمید زمانه عوض شده و‌ آدمها هم عوض شده اند. او که سواد داشت و کتاب خوانده بود، نسبت به پیرزنهای زمان خودش خیلی جلوتر بود و هیچ مقاومتی در برابر تغییرات زمانه نمی کرد بلکه با آن همراه می شد. اما نماند تا شاهد نتیجه انقلاب باشد. تا ببیند هرچند زنان و دختران نسبت به زمان او بسیار پیشرفت کردند و جلو رفتند، اما هنوز جایگاه لازم و شایسته خودشان را پیدا نکرده اند. (دختران او‌ هم به مدرسه رفته و درس خوانده بودند، اما شرایط زمانه اجازه نمی داد بیش از آن جلو روند).  نماند تا ببیند بیش از ۶۰ درصد دانشجویان دختر هستند اما تنها ۱۵ درصدشان فرصت شغلی پیدا می کنند. نماند تا ببیند زنان سرپرست خانوار بر خلاف وعده ها و قرارها هنوز بیمه نشده اند و بار سنگین زندگی را به تنهایی به دوش می کشند. نماند تا ببیند اگر پدرش او را فقط تهدید کرد تا مجبور به نشستن سر سفره عقد شود، در این روزگار هنوز هم دختران کم سن زیادی مجبور به همسری با مردان سالدار می شوند. اگر در گذشته به ندرت زنی به دست پدر یا برادرش کشته می شد اما این روزها آمار زن کشی به شدت بالا رفته است. زمانه عوض شد،ه دختران آگاهتر شده اند. می خواهند خودشان برای زندگیشان تصمیم بگیرند. اما پدران و برادران سنتی که با زمانه پیش نرفته اند، به بهانه آبرو و ناموس، دختران و زنان را می کشند و قوه قضاییه هم که سرگرم امور مهمتری است! حداقل مجازات را برایشان در نظر می گیرد. کمتر از مجازات زنی که نیمه عریان به خیابان بیاید!. قوه مقننه هم که قانون منع خشونت را از این مجلس به آن مجلس پاس می دهد. مجلس اخیر هم که علت فرزند نیاوردن زنان را به درس خواندن و شاغل بودن آنها ربط می دهد قرار است این لایحه را تبدیل کند به لایحه حفظ کرامت زنان (و در خانه ماندن آنان و بچه آوردنشان برای حکومت!)

ننه جان شهربانو نماند تا ببیند اگر زنان  قدیم تحت سلطه یک مرد بودند، زنان امروز در ایران تحت سلطه مردان یک حکومتند! مردانی که از یک طرف دوست دارند زنان در خانه بمانند و در حجاب باشند و در امور مختص مردان دخالتی نکنند و از طرف دیگر چون نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند، در مواقع لازم به خیابان بیایند و برای نمایش قدرت حکومت از وجود ذی نفوذشان استفاده کنند.‌ حتی اگر بدون حجاب و با ظاهری کاملا مخالف میل حاکمیت باشند! استفاده ابزاری از زن که می گویند، غیر از این است!؟

فرشته مزینانی
•با تغییر تیتر از کانال

@hooreechannel
@EveDaughters
👍51👎1
دختران حوا
مسئله مرجعیت و قضاوت زنان از دیدگاه آیت الله جوادی آملی @EveDaughters
فاضل‌میبدی: ما دلیلی بر اینکه زن نمی‌تواند مرجع تقلید شود نداریم

عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه #قم در گفتگویی اظهار داشت:
🔹تا آنجایی که من اطلاع دارم، ما هیچ دلیل شرعی برای اینکه زن نتواند مرجع تقلید شود، نداریم. در بحث اجتهاد و تقلید، معمولاً فقها مطرح کرده‌اند و گفته‌اند که چون زن موقعی که مرجع شد باید در مرئی و منظر یا همان حضور مردم آشکار شود، لذا شارع این موضوع را نمی‌پسندد اما این دلیل خیلی سستی است./خبرفوری

🔺یکی از مراجع تقلید می‌گفت اگر زن مرجع تقلید شود موجب هتک مقام مرجعیت فرآهم شده است؛
https://t.me/EveDaughters/2950

@EveDaughters
👍8
Havaye Gerye
Homayoun Shajarian
نه باده در سبویی...

نه بسته ام به کس؛ دل… نه بسته کس؛ به من، دل…●♪♫
چـو تخته پـاره، بر مــوج؛ رهـا… رهــا… رهـــا… من!●♪♫
ز من؛ هر آن که او دور؛ چو دل به سينه، نزديک…●♪♫
به من؛ هر آن که نزديک… از او جـدا… جــدا… من…●♪♫
نه چشمِ دل؛ به سويی… نه باده، در سبويی…●♪♫
که تَــر کنم گلـويی؛ به يـادِ آشنــا، مـن… به يادِ آشنـا، مـن…●♪♫
ستاره ها نهفتم؛ در آسمانِ ابری…●♪♫
دلم گرفت؛ ای دوست…●♪♫
هوایِ گريـه؛ با مـن…●♪♫
هـوایِ گريــه؛ با مـــن…●♪♫
ستـاره ها نهفتــم؛ در آسمـانِ ابــری…●♪♫

#سیمین_بهبهانی(شاعر)

@EveDaughters
💔6
نماهایی از روز به اصطلاح رفع القلم

هیچ حرجی نیست، سر برهنه اعتراض میکنی و بی‌حجابی را حق خود میدانی، شرایط وانفسای اقتصادی را حاصل دسترنج حاکمیت میدانی، دف زنان گرد صاحب ذکوریتی ضرب می‌گیری و آب از آب تکان نمی‌خورد...
حالا روزهای دیگر سال همین کارها را بکن تا شب همانجا مستقر شوی که عرب نی انداخت.

@EveDaughters
👍8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امامزاده درب اصفهان از امامزاده های معروف شهر اصفهان است که برخی آن را به جهت نذری نون و ماست که دادنش در این امامزاده مرسوم است به آن ماستی نیز می‌گویند.

داستان چنین است که، در عبدالرزاق اصفهان در دوران سلجوقی، دختر ملک شاه سلجوقی نذر نان و ماست را برای رسیدن به حاجات پایه گذاری می‌کند. آنهم چون روایت شده زمانی که این دو نواده امام سجاد(ع) در حال فرار از دست ماموران خلیفه بودند به اینجا پناه می‌آورند و میزبان برای شام، نان و ماست می‌آورد که دیر می‌رسد و طفلان به شهادت رسیده بودند.

🔺اما نکته مهم این مکان، این نذر نیست. نکته، آن است که خیلی از افراد با مشکل #ناباروری برای گرفتن حاجت به اینجا می‌آیند. روش درمان ناباروری هم، تماس فیزیکی زنان و مردان نابارور با شیرسنگی داخل حیاط است که در کلیپ به آن پرداخته شده است.

#ناباروری_زنانه
#ناباروری_مردانه
#درمان_ناباروری
#فرزندآوری

@EveDaughters
😱2😐1
📌چرا سینمای ایران #هویت_جنسی نوجوانان را در جشنواره امسال جدی گرفته است؟!

دکتر محسن بدره در این گفتگو که به میزبانی دکتر میلاد دخانچی و با حضور خانم‌ها دکتر زهرا اردکانی و دکتر آنتونیا شرکا، با محوریت بازنمایی مسائل نوجوانان در چهل و سومین جشنواره سینمایی فجر پرداخته است.

کارشناسان با نگاهی اجتماعی به موضوع محبوبیت #کی_پاپ در میان نوجوانان ایرانی، به تحلیل و نقد فیلم #چشم_بادومی می‌اندازد.

#کی_پاپ
#دورنما
#جشنواره_فجر

لینک مشاهده گفتگو در آپارات:
https://www.aparat.com/v/kjebm10

@kherad_Jensi
@EveDaughters
👍6
نمایش علت توقیف فیلم قاتل و وحشی بعد از شش سال

بعد از حواشی پیش آمده در جشنواره فیلم فجر امسال، سخنرانی و پخش زنده صحبت‌های گلایه آمیز سعید خانی و استعفای #نرگس_آبیار در اعتراض به توقیف مجدد فیلم، بار دیگر فیلم و چرایی توقیفش بر سر زبانها افتاد!

🔺علت توقیف، مو است.
اما اینبار نه نمایش مو، بلکه نمایش جای خالی مو علت توقیف است.

@EveDaughters
🤬5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در مراسم اختتامیه جشنواره فجر، پخش سخنان کارگردان فیلم دادرسی از تلویزیون قطع می‌شود. فیلم دادرسی درباره #کودک‌آزاری_جنسی است و نادره سادات سرکی پشت میکروفن از همراهی خود با یک خانواده برای پیگیری قضایی می‌گوید و مشکل اصلی این‌که قوانین ما مشکل دارند.
سیاست انکار به کار می‌افتد، برنامه قطع می‌شود تا چیزی از این معضلات به گوش خانواده‌ها نرسد.

@kherad_Jensi
@EveDaughters
🤬9
دختران حوا
🔴آیا پاسخ سوالات زیر را درباره بیماری زگیل تناسلی، HPV می‌دانید؟ 🔺بیماری HPV یا زگیل تناسلی چیست؟ 🔺راههای ابتلا به بیماری و انتقال آن چگونه است؟ 🔺علائم بیماری میان زنان و مردان چه مواردی هستند؟ 🔺آیا بین زنان و مردان تفاوتی در ابتلا و انتقال بیماری وجود…
«دانستن این‌که HPV دارم، واقعاً من را از پا انداخت»؛ یک بررسی کیفی در مورد تأثیرات روانی اجتماعی ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) بر زنان مبتلا به مشکلات سلامت روان

مقدمه:
ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) یکی از دلایل اصلی سرطان دهانه رحم است که در بسیاری از کشورهای با سیستم بهداشت پیشرفته، غربالگری منظم برای تشخیص آن انجام می‌شود.

همچنین، واکسن HPV در دهه گذشته به ابزاری مهم برای پیشگیری از ابتلا به این ویروس تبدیل شده است.

با این حال، در کنار پیشرفت‌های پزشکی، اثرات روانی اجتماعی ابتلا به HPV بر زنان به‌ویژه کسانی که از قبل مشکلات سلامت روان دارند، اغلب نادیده گرفته می‌شود.

مطالعه‌ای که در اینجا بررسی می‌شود، تأثیرات روانی اجتماعی HPV را در زنان مبتلا به مشکلات روانی و تجربه‌های آن‌ها از غربالگری دهانه رحم در دوران پاندمی COVID-19 مورد ارزیابی قرار داده است.

روش تحقیق:
در این مطالعه، ۲۲ زن با سنین ۲۷ تا ۵۴ سال که در غربالگری منظم دهانه رحم در انگلستان، نتیجه مثبت HPV داشتند و حداقل یکی از مشکلات سلامت روان مانند افسردگی و اضطراب را تجربه کرده بودند، از طریق مصاحبه‌های تلفنی نیمه‌ساختار یافته مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از تحلیل تماتیک تجزیه و تحلیل شدند.

نتایج:
واکنش روانی به نتیجه آزمایش:
بسیاری از زنان پس از دریافت نتیجه مثبت HPV احساساتی چون نگرانی، ترس، شوک و اضطراب شدید را تجربه کردند.

برخی از آن‌ها همچنین در صورت دریافت نتیجه مثبت مجدد، احساس می‌کردند وضعیت بدتر شده و به‌ویژه زنان مبتلا به اضطراب، نگرانی زیادی در مورد احتمال سرطان داشتند. این اضطراب در بسیاری از زنان تا دو سال بعد از نتیجه اولیه ادامه داشت.
تأثیر مشکلات پیشین سلامت روان:
مشکلات روانی پیشین به‌شدت بر نحوه پردازش اطلاعات و واکنش به نتیجه مثبت HPV تأثیر داشت. بسیاری از زنان احساس می‌کردند که بیماری‌های روانی‌شان باعث می‌شود تا نتایج آزمایش را به‌شدت منفی و وحشتناک تجربه کنند. برای برخی، این فشار روانی به حدی رسید که در نتیجه دچار بحران‌های روانی و حتی بستری شدن در بیمارستان شدند.

تأثیر بر رفتارهای بهداشتی و روابط جنسی:
برخی از زنان پس از تشخیص HPV اقداماتی مانند کاهش مصرف الکل، استفاده از مکمل‌های غذایی و تلاش برای تقویت سیستم ایمنی خود انجام دادند. همچنین تغییرات در روابط جنسی و نگرانی از تأثیر HPV بر روابط فردی و شریک‌های جنسی رایج بود.

بسیاری از زنان از ترس انتقال ویروس، روابط جنسی خود را محدود کردند یا از شریک زندگی خود احساس فاصله می‌کردند.

واحدهای درمانی و استفاده از مهارت‌های روان‌شناختی:
زنانی که از درمان‌های روان‌شناختی مانند درمان شناختی رفتاری (CBT) بهره‌برده بودند، به‌طور مؤثرتری توانستند با اضطراب ناشی از HPV مقابله کنند و اضطراب خود را مدیریت کنند. این نشان‌دهنده اهمیت مداخلات روانی در کمک به زنان در مواجهه با چالش‌های روانی ناشی از HPV است.

تأثیر COVID-19 بر مراقبت‌های بهداشتی:
پاندمی COVID-19 باعث شد بسیاری از زنان با تأخیر در دریافت خدمات بهداشتی و غربالگری روبه‌رو شوند، که این وضعیت به‌ویژه بر اضطراب آن‌ها افزود. برخی زنان بیان کردند که عدم دسترسی به پزشک و غربالگری منظم باعث افزایش نگرانی‌هایشان شد.

نتیجه‌گیری:
نتایج این تحقیق نشان می‌دهند که دریافت نتیجه مثبت HPV در زنان مبتلا به مشکلات سلامت روان می‌تواند تأثیرات روانی و اجتماعی عمیقی داشته باشد. این وضعیت می‌تواند اضطراب، احساس گناه، و ترس از بیماری‌های جدی را به دنبال داشته باشد و در نهایت منجر به کاهش کیفیت زندگی شود. همچنین، مطالعات و مداخلات روان‌شناختی می‌توانند به زنان در مدیریت بهتر این اضطراب کمک کنند.

در نهایت، نیاز به تحقیقات بیشتری برای تأیید این یافته‌ها و توسعه مداخلات مؤثر برای کاهش بار روانی مرتبط با HPV احساس می‌شود.
توصیه‌های بهداشتی عمومی:
با توجه به این‌که HPV یکی از مسائل بهداشت عمومی است که می‌تواند تأثیرات روانی شدیدی به‌ویژه در زنان داشته باشد، می‌توان به سیاست‌گذاران بهداشت عمومی توصیه کرد که علاوه بر تلاش برای پیشگیری و درمان این بیماری، بر اهمیت حمایت‌های روانی و مشاوره به زنان مبتلا به HPV توجه ویژه‌ای داشته باشند.

همچنین، با توجه به کارآیی واکسن HPV در پیشگیری از این ویروس، لازم است که استفاده از آن به‌ویژه در گروه‌های پرخطر در سطح جهانی افزایش یابد تا به هدف حذف بیماری‌های مرتبط با HPV به عنوان یک مسأله در بهداشت(سلامت) عمومی دست یابیم./ کانال شهر زنان

https://bpspsychub.onlinelibrary.wiley.com/doi/full/10.1111/bjhp.12688
@EveDaughters
👍2
فضا و جنسیت
سه‌شنبه‌ها ساعت ۵ عصر

جلسه اول (۳۰ بهمن) : از خانه تا خیابان: تقاطع فضای خصوصی و عمومی
ارائه‌دهنده: آتنا کامل
(حضوری)


جلسه دوم (۷ اسفند) : شهر، در هم‌تنیدگی جنسیت و سایر نظام‌های اجتماعی
ارائه‌دهنده: شیوا علینقیان
(حضوری)

جلسه سوم (۱۴ اسفند) : گفت‌و‌گو پیرامون کتاب زنان نامرئی
با حضور مترجم کتاب: نرگس حسن‌لی
(حضوری)

جلسه چهارم (۱۹ فروردین) : طبقه‌بندی و تفکیک در جهان(های) فنی اجتماعی
ارائه‌دهنده: پریسا مختاباد
(آنلاین)


📍 تقاطع خیابان وصال و ایتالیا. دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران. طبقه دوم

برای رزرو به @gerehgah_admin پیام دهید

@EveDaughters
👍1
‌‌‍ ‌‌نقدی بر «حقوق کودک» طبقاتی

نگاهی به واکنش‌ها درباره‌ی نامه‌ی کودک فلسطینی به ترامپ

سپیده جدیری


چند سال پیش، خانمی که خود، مترجم کتاب‌ کودک بود، در یکی از شبکه‌های اجتماعی نوشت که کودکی‌اش را خواندن قصه‌های #صمد_بهرنگی نابود کرده بوده. می‌گفت خواندن این قصه‌ها نگذاشت کودکان نسل ما کودکی کنند (نقل به مضمون).

من نیز به‌عنوان کودکی از همان نسل، که به طبقه‌ی مرفه تعلق نداشت، چندان کودکی نکرده بودم اما دوست دارم از آن خانم مترجم که این روزها کتاب‌هایی مملو از تصاویر خوش آب و رنگ را برای کودکان ایرانی ترجمه می‌کند بپرسم آیا می‌داند که این رنگارنگی چقدر با دنیایی که یک کودک کار یا یک کودک از طبقه‌ی فرودست تجربه می‌کند، بیگانه است؟ چطور تنها نویسنده‌ی ادبیات کودک ایران را که قصه‌هایی نوشته که دنیای چنین کودکانی را در آن بگنجاند، مقصر کودکی نکردن آن نسل می‌داند؟

چرا این را نمی‌بیند که آن کودکانی که کودکی نکرده‌اند، شاید اصلا امکانی برای کودکی کردن نداشته‌اند‌. گناه جامعه‌ای را که منافع طبقاتی‌اش حکم می‌کند بسیاری از کودکان، جهان کودکانه‌ای نداشته باشند و تا پایان دوران کودکی نیز چنین جهانی را تجربه نکنند، به گردن نویسنده‌ای انداختن که اتفاقا همان کودکان را در داستان‌هایش دیده و به تصویر کشیده، حکایت از نگاهی حذف‌‌گرایانه و از قضا طبقاتی به کودکان دارد، نگاهی که ترجیح می‌دهد تمام کودکان را دارای نیازهایی یکسان و در نتیجه، جهانی یکسان ببیند چون به‌واقع، بخش بزرگی از کودکان را اصلا نمی‌بیند.

▪️خود صمد در پاسخ به چنین نگاهی می‌گوید: «ادبیات کودکان نباید فقط مبلغ «محبت و نوع‌دوستی و قناعت و تواضع» از نوع اخلاق مسیحیت باشد. باید به بچه گفت که به هر آن‌چه و هر که ضدبشری و غیرانسانی و سد راه تکامل تاریخی جامعه است، کینه ورزد و این کینه باید در ادبیات کودکان راه باز کند. تبلیغ اطاعت و نوع‌دوستی صرف‌، از جانب کسانی که کفه‌ی سنگین ترازو مال آن‌هاست، البته غیرمنتظره نیست، اما برای صاحبان کفه‌ی سبک ترازو هم ارزشی ندارد.».

🔸«پسرک لبوفروش» یکی از بهترین نمونه‌ها از این نوع قصه‌هاست؛ شورش تاری‌وردی، پسرکی که روی هم رفته، ده دوازده سال دارد، علیه صاحب‌کاری که به خواهر او #دست‌درازی می‌کند: «آن‌وقت پانزده هزار را برداشت و خواست تو دست خواهرم فرو کند که خواهرم عقب کشید و بیرون دوید. از غیظم گریه‌ام می‌گرفت. دفه‌ای روی میز بود. برش داشتم و پراندمش. دفه صورتش را برید و خون آمد. حاجی فریاد زد و کمک خواست. من بیرون دویدم و دیگر نفهمیدم چی شد. به خانه آمدم. خواهرم پهلوی ننه‌ام کز کرده بود و گریه می‌کرد.»

🔺در روزهای اخیر، ویدیویی از یک دختر خردسال اهل غزه که در میان مخروبه‌های آن شهر ایستاده بود و نامه‌‌اش را خطاب به دونالد ترامپ می‌خواند، در فضای مجازی وایرال شد. من این نامه را ترجمه کردم و ویدیو با ترجمه‌ی من و به لطف «کانون زنان ایرانی» به مخاطب فارسی زبان رسید و بازخوردهای مختلفی پیدا کرد؛ عده‌ای به تحسین دخترک پرداختند و برخی نیز ضبط چنین ویدیویی را مصداق سواستفاده‌ی والدین کودک از او دانستند با این استدلال که این کودک الان باید کودکی کند، نه نطق سیاسی. حیرت‌آورترین واکنش اما از آن کاربری بود که نوشته بود جای این کودک در کودکستان است و پدر و مادرش به جای فرستادن او به آنجا، او را مقابل دوربین قرار داده‌اند تا حرف‌های خود را از زبان او بزنند. آیا شما میان مخروبه‌های شهر و دیاری که بیش از یک سال با وحشی‌گری تمام، با بمب‌ و تانک شخم خورده، کودکستان که هیچ، حتی خانه و مدرسه‌ای می‌بینید؟ من حتی نمی‌دانم و مطمئن نیستم که والدین یا سایر اعضای خانواده‌ی آن کودک همچنان و پس از نسل‌کشی اخیر، در قید حیات باشند که حال بخواهم آنها را به سواستفاده از او متهم کنم یا نکنم. اما پرسشم از این دسته از مخاطبان این است: یک سال و اندی چشم بر آن‌چه بر سر این کودکان آوار شد بستید، پیش از آن نیز بر کودک‌کشی‌های اسرائیل و حبس‌هایی که کودکان فلسطینی در تمام سال‌های اشغال متحمل شدند، حال به ما بگویید از کدام «کودکی» سخن می‌گویید؟ از کدام «جهان کودکانه‌»؟ و آیا یک کودک نمی‌تواند خود با وجود خردسالی‌اش، جهان بی رحم و غیرعادلانه‌ای را که در آن بزرگ شده و درک و تجربه‌اش کرده، روی کاغذ بیاورد؟

برای خواندن ادامه‌ی متن، به وبسایت کانون زنان ایرانی مراجعه کنید:
https://ir-women.com/20578
@EveDaughters
👏4