دختران حوا
612 subscribers
2.39K photos
789 videos
13 files
671 links
ارتباط بامدیر
دکتری مطالعات زنان
@Sahel72_Kh

برای احقاق حقوق به سوگ نشسته
Download Telegram
🔺پیامد تنهایی در خانواده آلمانی

🔹🔘به گزارش اشپیگل، در برلین تقریبا هر روز پلیس یا پزشکان قانونی با اجساد متلاشی، مومیایی یا اسکلتی در آپارتمان‌ها روبر‌و می‌شوند. این افراد معمولا در تنهایی، انزوا و بی‌خبری همسایگان و بستگان دنیا را ترک می‌کنند و گاهی هفته‌ها، ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول می‌کشد تا جسدشان پیدا شود.

🔹🔘به عنوان نمونه، جسد یک زن ۴۸ ساله در تمپلهوف برلین پس از دو سال پیدا شد. کسی در این مدت سراغی از او نگرفته بود. جسد این زن در حمام پیدا شد. یا در دسامبر سال ۲۰۱۸ یک شرکت املاک که برای تخلیه آپارتمان آمده بود، جسد در حال تجزیه مرد مستأجر را در منطقه مارتسان در آشپزخانه پیدا کرد. تخمین‌زده می‌شود که او در سال ۲۰۱۴ فوت شده است.

🔹🔘اتفاقی که برای بدن پس از مرگ می‌افتد، دلخراش است. بسته به دما و شرایط جسد ممکن است، تغییر کند. در مواردی که جسد در جای خنک و خشک قرار دارد، با تبخیر آب بدن، به جای پوسیدگی مومیایی می‌شود و در این وضعیت از جسد بوی زیادی متصاعد نمی‌شود و کمتر مورد هجوم حشرات قرار می‌گیرد.

🔹🔘فیلیپ مولر، ۳۶ ساله، متخصص پزشکی قانونی در برلین، می‌گوید: «ما تقریبا هر روز چنین پرونده‌هایی داریم.» او بیش از ۱۰ سال است که در مؤسسه پزشکی قانونی کار می‌کند و از خلال اجساد، چهره‌ تلخ تنهایی در شهرهای بزرگ را می‌بیند.

🔹🔘سالانه حدود ۳۸ هزار نفر در برلین می‌میرند که به حدود ۲۴۰۰ پرونده، دستور کالبدشکافی داده می‌شود. تنها ۵ درصد موارد قتل است و باقی اغلب ناشی از تصادف، اعتیاد یا موارد دیگری است.

🔹🔘بیش از نیمی از برلینی‌ها مجرد هستند. طبق اعلام اداره آمار فدرال، حدود ۲/۱ میلیون بزرگسال در برلین مجرد هستند و این در حال افزایش است. ۳۰ درصد متأهل و ۵ درصد مطلقه هستند.

🔹🔘این مرگ‌های بی‌صدا نشان می‌دهد چند نفر در برلین تنها و بدون هیچ ارتباطی با همسایه یا خانواده زندگی می‌کنند و می‌میرند. بسیاری نه فقط تنها، بلکه فراموش‌شده از دنیا می‌روند. بعضی قربانیان حتی پیش از مرگ در یادداشتی نوشته‌اند که هیچ‌کس متوجه مرگ آن‌ها نخواهد شد.

🔹🔘آخرین خدماتی که شهر به آن‌ها می‌دهد این است که زمان و چگونگی و دلیل مرگ آن‌ها را مشخص کند.

@Havades_Fouri
@EveDaughters
😢64🤔1
▪️من، پنجاه سال زودتر

بین کارهایم دو ساعت و نیم وقت اضافه داشتم و تصمیم گرفتم چند دقیقه‌ای را در یک کافی‌شاپ بگذرانم. جای کوچکی بود. در همان چند دقیقه حدود پنج مرد آمدند، نشستند و رفتند.

ابتدا به این فکر کردم که کاش می‌شد به یک قهوه‌خانه‌ی سنتی بروم و نقالی بشنوم. بعد به این فکر رسیدم که چه خوب که ۵۰ سال زودتر به دنیا نیامده‌ام. اگر آن‌وقت‌ها بود، احتمالا در شانزده‌سالگی ازدواج کرده بودم و در بیست‌وهفت‌سالگی، چند فرزند داشتم که بزرگ‌ترین‌شان ده‌ساله بود.شاید تا کلاس پنجم درس خوانده بودم، سوادی قرآنی داشتم با روحی سرکش اما ظاهری آرام و منعطف؛ زنی که پذیرفته بود زندگی همین است.

شاید امروز در هفتادوهفت‌سالگی گوشی هوشمندی در دست داشتم و با دیدن سبک‌های تازه‌ی زندگی و انواع خانواده، گاهی در خلسه فرو می‌رفتم. در جایی عمیق درونم حسرتی پنهان شکل می‌گرفت: حسرتِ اینکه کاش رابطه‌هایم را آن‌طور که می‌خواستم تجربه کرده بودم. حسی که میان لایه‌های عرف و مذهب کمرنگ می‌شد و جایش را این فکر پر می‌کرد که باید قدردان و راضی به تجربه‌ی زیسته‌ام باشم.

آنوقت خدا را شکر می‌کردم و دلم را به شوهر و فرزندانم گرم می‌داشتم؛ همان‌ها که قرار است برایم مجلسی آبرومند برگزار کنند. از همین حالا گردو‌های فسنجان مجلس ختم را کنار گذاشته‌ام، مانند یک زن مدبر.

این متن را که تمام کردم، هنوز یک ربع از زمانم مانده. روی صندلی در هوای آزاد نشسته‌ام. نسیم ملایمی می‌وزد و بعد از خوردن آیس‌کارامل، انگار تازه حالم جا آمده‌. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند و من فکر می‌کنم، چه فاصله‌ای‌ست میان زندگی‌ای که می‌توانستم پنجاه سال زودتر داشته باشم و این لحظه‌ی ساده‌ی امروز، همین نشستن کوتاه در گوشه‌ای از شهر؟!

#آبان_شعبانی

https://t.me/AbanNotes
@EveDaughters
5👍4
•⬿مخترع دوربین مداربسته

ماری ون بریتان براون که به عنوان پرستار کار می‌کرد بعداً به عنوان مخترع دوربین مداربسته مخترع معروفی شد که با کمک شوهرش آن را به ثبت رسانید.

این نوآوری راه حل ماری برای ترس فزاینده‌ی او از محله‌ای که در آن زندگی می‌کردند (کویینز نیویورک) بود. در آن زمان، آن‌جا نرخ جرم و جنایت بسیار بالایی داشت و پاسخ پلیس به تماس‌های اضطراری بسیار کند بود. 

سیستم امنیتی خانه‌ی ماری پایه و اساس نسخه‌های دیگری از سیستم‌های امنیتی مختلف است که امروزه جهان در خانه‌ها، مشاغل و برخی مکان‌های خصوصی و عمومی از آن‌ها استفاده می‌شود. 

این سیستم می‌تواند بازدیدکنندگان را از طریق دوربین اسکن، با آن‌ها مصاحبه و مجوز ورود آن‌ها به داخل ساختمان دهد و زنگ خطر را به صدا درآورد تا بلافاصله به پلیس هشدار دهد. 
نیویورک تایمز و کمیته‌ی ملی علوم بعداً این مخترع آفریقایی-آمریکایی را به خاطر سیستم امنیتی او به رسمیت شناختند.
برای اطلاع از روش کار اختراع وی به لینک زیر مراجعه کنید:

https://www.lottie.com/blogs/strong-women/marie-van-brittan-brown-biography-for-kids
@EveDaughters
👏62
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تقنین قانون مربوط به نفقه زنان در مصر بر اساس فقه شیعی/فطرس مدیا

@EveDaughters
👍4
اچ‌پی‌وی و سلامت زنان ؛ ابعاد روانی و مراقبت‌های اجتماعی

✍🏽زهره رجبی

📍در همایش مجازی دیده‌بان آزار در روز جهانی زنان در اسفند ماه گذشته (۱۴۰۳) ، در مقاله‌ای به تأثیرات روانی و اجتماعی ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) بر زنان ایرانی با تمرکز بر انگ اجتماعی، خودسرزنش‌گری، اضطراب، افسردگی و نیاز به مداخلات روان‌شناختی پرداخته شد.

داده‌ها از مصاحبه‌های کیفی با چهار زن مبتلا به HPV و تحلیل مطالعات علمی، از جمله مقایسه ایران و انگلیس در مقاله British Journal of Health Psychology (BJHP, 2023)، گردآوری شده است.

نتایج نشان می‌دهد که انگ اجتماعی، ناآگاهی و فشارهای جنسیتی اثرات روانی HPV را تشدید می‌کنند و راهکارهایی مانند استیگمازدایی، آموزش آنلاین، گروه‌درمانی، حمایت گروه‌های همتا و پیشگیری چندسطحی برای بهبود سلامت روانی و جسمی زنان ضروری است.

مقدمه 
ویروس پاپیلومای انسانی (HPV)، شایع‌ترین عفونت منتقله جنسی، در ایران به دلیل تابوهای جنسی، انگ اجتماعی و نابرابری‌های جنسیتی، چالش‌های روانی و اجتماعی عمیقی برای زنان ایجاد می‌کند. بر اساس گزارش Mental Health Foundation (2023)، زنان به دلیل فشارهای اجتماعی و جنسیتی بیشتر در معرض مشکلات روانی مانند اضطراب و افسردگی هستند.

این مطالعه با هدف پاسخ به سه سوال انجام شد:
۱) تأثیر تشخیص HPV بر سلامت روانی و اجتماعی زنان ایرانی چیست؟

۲) انگ اجتماعی و خودسرزنش‌گری چه نقشی دارند؟

۳) چه مداخلاتی برای حمایت روان‌شناختی ضروری است؟

پیشینه 
مطالعات نشان می‌دهند که تشخیص HPV با شوک، ترس از سرطان، اضطراب و افسردگی همراه است (قادری و همکاران، ۲۰۲۱). مقاله BJHP (۲۰۳۳) تفاوت‌های ایران و انگلیس را بررسی کرده و نشان می‌دهد که در ایران، اضطراب و افسردگی پس از تشخیص به ترتیب ۳۰٪ و ۲۵٪ افزایش می‌یابد، در حالی که در انگلیس این ارقام ۱۵٪ و ۱۰٪ است.

این تفاوت به دلیل انگ اجتماعیِ شدیدتر، کمبود آگاهی و دسترسی محدود به خدمات روان‌شناختی در ایران است.

در ایران، ۶۵ درصد زنان گزارش کرده‌اند که انگ اجتماعی مانع پیگیری درمان شده، در حالی که این رقم در انگلیس تنها ۲۰ درصد است.

روش 
این پژوهش کیفی با مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با چهار زن ایرانی مبتلا به HPV انجام شد. مصاحبه‌ها بر تجربه تشخیص، واکنش‌های عاطفی، انگ اجتماعی، خودسرزنش‌گری و نیازهای حمایتی متمرکز بودند.
داده‌ها با روش تحلیل تماتیک بررسی و با یافته‌های قادری و همکاران (۲۰۲۱) و BJHP (۲۰۲۳) مقایسه شدند.

یافته‌ها 
۱. واکنش‌های روانی: تشخیص HPV با پریشانی عاطفی شدید، اضطراب (۳۰٪ افزایش) و افسردگی (۲۵٪ افزایش) همراه بود.
همچنین زنان ترس‌هایی مانند ابتلا به سرطان، انزوا و حتی افکار خودکشی گزارش دادند. 

۲.انگ اجتماعی و خودسرزنش‌گری
: ۶۵٪ زنان ایرانی به دلیل انگ اجتماعی از پیگیری درمان منصرف شدند، در حالی که این رقم در انگلیس ۲۰٪ است (BJHP, 2023). همچنین خودسرزنش‌گری در زنان به انزوا و کاهش اعتمادبه‌نفس منجر شد. 

۳. تأثیر بر سلامت جسمی و
روانی:
استرس مزمن ناشی از HPV علائم جسمی مانند خستگی و بی‌خوابی را تشدید کرد.

نتیجه‌گیری
در ایران اچ‌پی‌وی نه‌تنها یک بیماری
جسمی، بلکه یک چالش روانی و اجتماعی است.
مداخلات فرهنگی-روانی مانند استیگمازدایی، آموزش و حمایت گروهی می‌تواند بار روانی را کاهش دهد و سلامت زنان را بهبود بخشد.

محدودیت‌های این مطالعه: نمونه مورد فقط چهار نفر و کوچک بود و تحقیقات گسترده‌تر پیشنهاد می‌شود.

منابع 
- قادری، ک. و همکاران (2021).

-BMC Women's Health. 
- BJHP (2023). British Journal of Health Psychology. 

- Mental Health Foundation (2023). 

- World Health Organization (2022). 

- American Psychological Association (2022). 

- مصاحبه‌های انجام‌شده، 2025.

@Shahr_Zanan
@EveDaughters
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حمیدرضا گودرزی، قاضی پیشین و وکیل دادگستری فعلی:
چرا فقها فتوا نمی‌دهند که زنان با مردان مساوی هستند تا خانواده زنان مقتول مجبور به پرداخت تفاضل دیه برای انجام قصاص نباشند؟!

پ.ن: آنوقت در جریان قتل الهه حسین‌نژاد برخی به ظاهر حقوق‌دان متعصب و بیسواد، تمام زورشان را زدند که بگویند داستان تفاضل دیه دیگر وجود ندارد و به دستور فلان و به حکم بهمان ما دیگر انسان شده‌ایم!

@EveDaughters

📌برای مثال قاضی گودرزی، متهم غلامرضا خوشرو را که رسانه ها #خفاش_شب نام نهادند از حیث اتهامات به افساد فی الارض و قصاص محکوم کرد. او متهم به قتل حداقل نه زن بود.

📌وی برای اینکه خانواده اولیای دم که خانم‌های مقتول بودند ناچار نشوند تا تفاضل دیه را به قاتل پرداخت کنند و حکم سریع تر اجرا شود ترتیبی داد تا اولیای دم رضایت خود را اعلام کردند و از حق قصاص گذشتند و سپس او را از حیث اتهام افساد فی الارض پس از اجرای حکم شلاق در ملاء عام اعدام کرد./عبدی‌مدیا
👍9👎2😱1
جنگ 12 روزه و پس از آتش‌‏بس موجب افزایش سقط جنین، زایمان زودرس، افسردگی، تصمیم به سقط جنین و انواع عوارض بارداری شده است


فاطمه رجبی | خبرنگار اجتماعی

🔹«
معده‌‏دردهایم از روزهای اول جنگ شروع شد. من قبل از بارداری هم معده‌‏درد عصبی داشتم اما بعد از بارداری، تشدید شده بود و جنگ شد قوز بالای قوز. ۳۲ هفته از بارداری‌‏ام می‌‏گذشت، کاملاًسنگین بودم و اضطراب اینکه اگر اتفاقی بیفتد من با این بدن سنگین چه کار خواهم کرد، رهایم نمی‌‏کرد. بالاخره شب آخر، یعنی همان شبی که صبح خیلی زود خبر دادند آتش‌‏بس شده، اتفاقی که نباید بیفتد، افتاد. ساعت دو صبح درحالی‏که تهران از شدت انفجار ‏می‌‏لرزید و معده‌‏درد امانم را بریده بود، کیسه‌‏آبم پاره شد. فهمیدم چه اتفاقی افتاده. روی زمین زانو زدم و شروع کردم جیغ ‏کشیدن که حالا نه، مامان جان حالا نه!»

🔹شهره، یکی از زنانی است که ۱۲ روز جنگ برای او با اضطراب‌‏ها و عواقب متفاوتی گذشته است. او که ماه هفتم بارداری را تازه تمام کرده بود، درست در شب آخر و در کوران بمباران تهران دچار زایمان زودرس می‌‏شود.

🔹آمار دقیقی درباره اینکه چند زن باردار دیگر تجربه او را داشته‌‏اند یا حتی با پایان بارداری و سقط جنین مواجه شده‌‏اند، وجود ندارد. وزارت بهداشت می‌‏گوید که آمار زایمان زودرس، همچنین سقط جنین را ثبت می‌‏کند اما این آمارها به این سرعت یعنی بعد از گذشت دوماه به‌‏شکل تجمیعی قابل استخراج نیستند، بنابراین نمی‌‏شود فهمید تعداد زنان مشابه شهره چندنفر است اما نشانه‌‏های دیگر و روایت متخصصان و زنان نشان می‌‏دهد که تعداد آنها اصلاً کم نبوده است.

🔹چندروز پیش هم سایت رویداد ۲۴ به‌‏نقل از معصومه حاتمی، روان‌شناس و مدیر موسسه بین‌‏المللی «سیمین روان» نوشت که میزان مراجعه به مراکز درمان روانی دست‌‏کم ۵۰ درصد بیشتر شده و یکی از عمده دلایل مراجعه زنان، موضوع سقط جنین بوده است.

🔺برای مطالعه کامل:
https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-47327
@EveDaughters
👍6👎1
دختران حوا
مُلّامحمدجان ، عنوان یک سرودهٔ ملی بسیار قدیمیِ هراتی است. داستان دو دلباخته بنام عایشه و ملامحمدجان که برای رسیدن به یکدیگر سختی های زیادی را متحمل میشوند. بعدها سروده #عایشه برای #ملامحمدجان بخش مهمی از هویت ملی افغانستان را تشکیل داد و خوانندگان زیادی…
🔺عشق در کنار چشمه، داستان عاشقانه ملامحمد و عایشه در دوره تیموری

در حدود سال 850 هجری، در دوران سلطنت سلطان حسین بایقرا تیموری، هرات به عنوان پایتخت تیموریان و زادگاه سلطان، شاهد تاسیس مدارس متعدد بود که جوانان بسیاری از سراسر قلمرو تیموریان برای تحصیل در آنجا گرد می‌آمدند. سلطان حسین به این مدارس توجه ویژه‌ای داشت و هرساله مبالغی از خزانه برای ازدواج دانش‌آموختگان برگزیده اختصاص می‌داد.

در یکی از این مدارس هرات، جوانی به نام ملامحمد مشغول تحصیل بود. او پس از هر کلاس، به چشمه قلمفور می‌رفت که در نزدیکی آرامگاه جامی شاعر بزرگ قرار داشت، تا درس‌های خود را مرور کند. روزی عایشه، دختر سیف‌الدین میرزا، یکی از کارگزاران دربار سلطان حسین، به همراه جمعی از دختران برای برداشتن آب به کنار این چشمه می‌رود. باد روسری عایشه را از سرش می‌اندازد و آن به نزدیکی ملامحمد می‌افتد. عایشه برای برداشتن روسری‌اش به ملامحمد نزدیک می‌شود و در این دیدار، هر دو دلباخته یکدیگر می‌شوند.

ملامحمد به خواستگاری عایشه از پدرش می‌رود، اما از آنجا که سیف‌الدین میرزا فردی از دربار بود و ملامحمد جوانی بی‌چیز، این وصلت سر نمی‌گیرد و خانواده عایشه به او پاسخ منفی می‌دهند. به باور برخی، آرامگاه امام علی بن ابی‌طالب در مسجد کبود مزار شریف افغانستان قرار دارد، نه در نجف. این دو عاشق دل‌شکسته نذر می‌کنند که اگر روزی ازدواج کنند، به این مسجد رفته و آرامگاه امام را خاکروبی نمایند.

روزها می‌گذرد و دوری از یار، عایشه و ملامحمد را بی‌تاب و غمگین می‌کند. عایشه از سوز عشق و درد فراق، شعری می‌سراید و هر روز بر سر چشمه زمزمه می‌کند:
"بیا بریم به مزار مُلاممَدجان
سَیلِ گُلِ لاله‌زار با ما دلبرجان
به دربار سخی‌جان گله دارم
یخن پاره ز دست تو نگارم
سخی ای شیرِ خدا دردم دوا کن
مناجاتِ مرا پیشِ خدا کن"

روزی، عایشه با حالی نزار در کنار چشمه مشغول خواندن سروده‌اش بود که امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین با جمعی از درباریان از آنجا می‌گذشت. وزیر صدای غمگین دخترک را می‌شنود و به سمتش می‌رود. او قول می‌دهد که اگر عایشه حقیقت را بگوید، به او کمک خواهد کرد. ابتدا عایشه از شرم پاسخی نمی‌دهد، اما وقتی محبت پدرانه امیر علیشیر را می‌بیند، لب به سخن می‌گشاید و درد دل خود را با او در میان می‌گذارد و از او درمان می‌جوید. روز بعد، وزیر سلطان به منزل سیف‌الدین رفته و از طرف ملامحمد خواستگاری می‌کند. سیف‌الدین به احترام وزیر می‌پذیرد و وزیر سلطان تمام مخارج ازدواج و عروسی این دو جوان را متقبل می‌شود.

این داستان عاشقانه از هرات در دوره تیموریان، یادآور همدلی، عشق و تلاش برای برقراری عدالت در دل یک دربار است.

منابع:
موسیقی و تئاتر در هرات، نصرالدین سلجوقی
تاریخ هرات در عهد تیموریان، عبدالحکیم طبیبی

@tanz_talkh_tarikh
@EveDaughters
9
دختران حوا
🔺عشق در کنار چشمه، داستان عاشقانه ملامحمد و عایشه در دوره تیموری در حدود سال 850 هجری، در دوران سلطنت سلطان حسین بایقرا تیموری، هرات به عنوان پایتخت تیموریان و زادگاه سلطان، شاهد تاسیس مدارس متعدد بود که جوانان بسیاری از سراسر قلمرو تیموریان برای تحصیل در…
حکومت طالبان قانون جدید «تنظیم مشاعره» را منتشر کرد که بر اساس آن سرودن شعر عاشقانه یا درباره دختران و پسران ممنوع است./جهان‌فوری

🔺پ.ن: امروز صبح وقتی متن مربوط به عاشقانه مشهور ملامحمد جان را در کانال منتشر کردم، فکرش هم نمی‌کردم، ظهر امروز چنین خبری بخوانم:
«ممنوعیت سرودن اشعار عاشقانه در یک سرزمین»
از جماعتی که درکی از زن و عشق ندارد، مگر می‌شود توقع فهم اشعار عاشقانه داشت؟!

راه دور نشویم، احیانا اگر بزرگان شعر و ادب فارسی الان زنده بودند باز توفیق خواندن چنین آثار فاخری را داشتیم؟!
بعید می‌دانم که پایشان به دادگاه ارشاد و امثالهم نمی‌رسید.

نقاشی دیواری: شمسیه حسنی

@EveDaughters
💔9
روایت‌هایی از عدم احساس امنیت زنان

✍️ یه خانم مجرد که مستقل زندگی می‌کنه می‌گفت هر وقت تعمیرکار میاد واسه یکی از وسیله‌های خونه، الکی زنگ می‌زنم به شوهر خیالیم که قراره تا چند دقیقه دیگه برسه و بهش میگم از سوپری فلان چیز رو هم بگیر و زود بیا که تعمیرکار اومده

✍️برای اینکه حوصله این دردسر رو نداشتم، امسال کولر رو خودم سرویس کردم.

✍️ مامان منم وقتی پستچی یا مامور آب و برق میومد در خونه، قبل اینکه در رو باز کنه الکی بابامو صدا می‌کرد که تو برو در رو باز کن من دستم بنده مثلا. کارش عجیب بود ولی وقتی خودم تنها زندگی می‌کردم ناخودآگاه خودم هم همینکار رو می‌کردم.

✍️ یادمه ته استکان چایی می‌ریختم که انگار خورده شده و پوست شکالاتارو باز می‌کردم که ینی یه تعدادی آدم تو اتاق هستن و تنها نیستم
بعدم هرچی دمپایی داشتم می‌ذاشتم دم در اتاق.

🔺 سریع‌ترین راه برای جلوگیری از نزدیک شدن و مزاحمت یک مرد این است که به او بگویند نامزد یا همسر دارند. مردان به حقوق مالکیت مردان دیگر بیشتر احترام می‌گذارند تا به «نه» گفتن یک زن! /زن‌امروزی

@EveDaughters
👍16😢3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حمیدرضا گودرزی، قاضی پرونده خفاش شب از تاثیر منفی و مهم خانواده نخستین و زنی که او را در کودکی به سرپرستی گرفت، بر رفتارهای او می‌گوید. خفاش شب بیماری سادیسم داشت و قربانیان خود را بطرز اسفناکی مورد خشونت قرار می‌داد.

محمد بیجه نیز پسری بود که سال ۱۳۸۳، بعد از اینکه مشخص شد حداقل بیست کودک و نوجوان را به طرز هولناکی به قتل رسانده است، اعدام شد.
از طریق لینک میتوانید مستند مربوط به او را ببینید و از تاثیر پیامدهای سنگین و تلخ خانواده بیمار او در کودکی‌اش مطلع شوید:

https://hashure.com/ekran/%D8%A8%DB%8C%D8%AC%D9%87?lang=fa

▪️بدون آموزش‌های لازم، خانواده ممکن است در بروز جنایات فرد در آینده سهیم باشد.

@EveDaughters
😱5👍2
🔺زنان فرمانفرما

....اقامتگاه‌های زنان فرمانفرما در دو طرف سواره‌رو و دقیقاً در پشت دیوارهای اندرون قرار داشت. زنان پدرم در صلح و صفا با یکدیگر زندگی می‌کردند. در دوران کودکی‌‌ با وجود تفاوت‌های سنی و مقامی آنها، که زیاد هم بود هیچگاه متوجه حسادت میان آنها نشدم نخستین همسر پدرم، شاهزاده خانم عزت الدوله ، تنها ۱۵ سال از پدرم کوچکتر بود و اصل و نسب خالص سلطنتی داشت. هشتمین و آخرین همسرش که درست پیش از مرگش با او ازدواج کرد، نزدیک ۶۵ سال از او کوچکتر و یک پرستار بود. با این حال پدرم مراقب بود که براساس دستور قرآن همه زنانش را به یک چشم نگاه کند. به هر حال برحسب ظاهر با آنها یکسان رفتار می کرد و آنها را از سطح زندگی مساوی برخوردار می‌ساخت ،پدرم که خودش، در مقایسه با اکثر همتایانش از تحصیلات بالاتری برخوردار بود از همان ابتدا این وظیفۀ غیر معمول را شخصاً به عهده گرفت که به هر یک از زنانش خواندن و نوشتن بیاموزد. اول از همه با شاهزاده خانم عزت‌الدوله شروع کرد که با آنکه دختر شاه بود مثل اکثر دختران با این عقیده جاهلانه بار آمده بود که با سواد کردن زنان کاری بیهوده است. تنها مادرم از محدوده خفه کننده این عقیده سنتی با بیرون گذاشت و از کودکی از آموزش مذهبی برخوردار شد زمانی که من متولد شدم همۀ همسران فرمانفرما با سواد بودند و یکی از شادمانی‌های بزرگ پدرم این بود که شب‌ها که به نوبت به دیدار هر کدامشان می‌رفت آنها بخوانند و او گوش کند. مادرم بتول ،خانم به مراتب از همسران دیگر پدرم تحصیلکرده تر و نیز سرزنده تر بود....(فرمانفرمائیان،۶۳)

منبع: فرمانفرمائیان منوچهر. ۱۳۷۷. خون و نفت: خاطرات یک شاهزاده ایرانی. تهران: ققنوس.

@Tehran_WikiBook
@EveDaughters
😐2👏1🤬1
گزارش تحقیقی «هم‌میهن» درباره توقف توزیع ناگهانی واکسن ایرانی «پاپیلوگارد»

📍واکسن پاپیلوگارد یا چهارظرفیتی HPV که با هدف پیشگیری از ویروس HPV و با قیمتی مناسب‌تر از نمونه خارجی (گارداسیل) وارد بازار ایران شده بود، پس از حدود پنج ماه توزیع، به دستور سازمان غذا و دارو متوقف شده است.

این توقف بدون ارائه دلیل مشخص به شرکت تولیدکننده (نیواد فارمد سلامت) انجام شده، در حالی که حدود ۷۰ هزار دوز از واکسن توزیع شده بود. سازمان غذا و دارو اعلام کرده که فروش تا تکمیل نتایج مطالعات متوقف است و در صورت عدم کسب اطمینان از کارایی، واکسن جمع‌آوری خواهد شد. این تصمیم صرفاً فنی و علمی عنوان شده است.

پزشکان گزارش می‌دهند که موارد ابتلا به ویروس HPV در ایران به شدت افزایش یافته و عدم اجرای واکسیناسیون سراسری می‌تواند به موجی از سرطان، به‌ویژه در زنان، منجر شود. قیمت واکسن داخلی (۲.۵ تا ۵ میلیون تومان) در مقایسه با واکسن خارجی (۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان) مقرون‌به‌صرفه‌تر بود، اما توقف آن زنان بسیاری را که توان خرید واکسن خارجی ندارند، بلاتکلیف کرده است.

همچنین، قطعی برق بر زنجیره سرمایی واکسن اثر گذاشته و برخی پزشکان هشدار می‌دهند که تزریق در مطب‌های خصوصی ممکن است به دلیل نقص در نگهداری، بی‌اثر باشد. یک پزشک نیز ادعا کرده که پاپیلوگارد مراحل آزمایشی کافی را طی نکرده و از نظر ایمنی و اثربخشی مشکلاتی داشته است.

این گزارش نگرانی‌های زنان، افزایش شیوع HPV و چالش‌های دسترسی به واکسن مؤثر را برجسته می‌کند.

@womenwatcher

گزارش الهه محمدی  را در هم‌میهن بخوانید!

@EveDaughters
😢6
📌نتیجه کنکور مردم عادی و خانواده مسئولین

🔹محمدرضا مخبر دزفولی که این روزها به دنبال ریاست گزینه دانشگاه آزاد اسلامی است، شاخص‌ترین مسئولیتش طی سال‌های اخیر دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده است.

🔹مخبر دزفولی سال ۱۳۹۲ در شورای عالی انقلاب فرهنگی "مصوبه نقل و انتقال فرزندان هیات علمی دانشگاه” را می‌گیرد که طبق آن اختیار نقل و‌ انتقال فرزندان اعضای هیات علمی به وزرا و رییس دانشگاه آزاد سپرده می شود.

🔹پس از این مصوبه، تخلفات آشکار علمی در دستور کارِ دانشگاه آزاد قرار می‌گیرد که هر گونه نقل ‌‌و انتقال و تغییر رشته را برای خود مجاز می شمرند.

🔹در یکی از این موارد، فرزند "مخبر دزفولی" در رشته دامپزشکی دانشگاه روسیه تحصیل می کرد؛ ابتدا به دامپزشکی دانشگاه آزاد ارومیه آورده شده و پس از آن با انتقال او به دانشگاه آزاد تهران و تغییر رشته‌ی دختر وی از دامپزشکی به پزشکی، رسما تمام قوانین علمی کشور به سخره گرفته شده و دور زده می‌شود.

🔹این تخلف از طریق نهادهای نظارتی کشف می‌شود و دیوان عدالت اداری تمام آیین نامه های مشترک وزرای علوم، بهداشت و دانشگاه آزاد را در سال ۱۴۰۰ باطل می کند. مرحوم رییسی نیز بلافاصله در سال ۱۴۰۰ دستور برخورد می دهد.

🔹در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی _ مورخ ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ _ نیز که برخی از یاران وی تلاش داشتند این مصوبه را در صحن شورای عالی احیا کنند، رئیسی با آن مخالفت جدی کرده و مانع تصویب آن می شود.

🔹حال قرار است محمدرضا مخبر دزفولی رئیس دانشگاه آزاد شود؛ آیا فردی که فرزند خود را این چنین با دور زدن قانون از دامپزشکی روسیه به رشته پزشکی دانشگاه آزاد تهران انتقال می‌دهد شایسته‌ی ریاست دانشکاه آزاد است؟!

🔹آیا دانشگاه آزاد در مورد پرونده تخلفاتی از این دست نمیخواهد دست به روشنگری بزند؟ یا کماکان مثل سابق خود را منتسب‌ به جایی خاص و مبری‌ از هرگونه ورود نهادهای نظارتی میداند؟/اکونیوز

@Aghaye_Eghtesad

پ.ن:
جناب مخبر دزفولی با مدرک دکترای دامپزشکی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی آنهم به مدت یک دهه بودند که همین تناسب رشته تحصیلی و مسند ایشان خود گویای همه چیز است.
نکته دوم اینکه ایشان شوهر خانم ناظم بکایی، ریاست فعلی دانشگاه الزهرا هستند که مطابق نظرات واصله از بسیاری از دانشجویان و کادر تخصصی دانشگاه، دانشگاه از زمان ریاست ایشان در قهقرای علمی و فرهنگی خاصی فرو رفته است.

#تبعیض
#خانواده_ایرانی
#رانت_کنکور

@EveDaughters
👍5🤬2😢21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فریاد‌های نماینده فلسطینی‌تبار کنگره خطاب به آمریکا و اسرائیل

▪️رشیده طلیب، نماینده کنگره: به نسل‌کشان بگویید، ما زنده‌ایم و در کنگره حضور داریم، ساختارهای آمریکا بر پایه برده‌داری و ستم بنا شده‌اند!

▪️آنها فکر می‌کردند می‌توانند ما را بکشند، به ما تجاوز کنند، ما را زندانی کنند، ما را با خشونت از مزارع زیتونمان ریشه‌کن کنند، فرزندانمان را از گرسنگی بکشند و ما ناپدید شویم. خب، حدس بزنید چه شد؟ حالا ما در کنگره هستیم و در هر گوشه‌ای از آمریکا حضور داریم، جایی نمی‌رویم.

▪️دولتی که بمب‌ها را تأمین کرده و اسرائیل را برای نابودی بیمارستان‌ها، جوامع و ایجاد قحطی مصنوعی هر روز توجیه می‌کند، همان دولتی است که در کشور ما بودجه برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی و کمک‌های غذایی را قطع می‌کند.

@EveDaughters
👍8👎43
«این روزها رفتن به موزه هنرهای معاصر، مروری است بر ۱۲۱ اثر از ۶۵ هنرمند زن، که از ۲ مرداد، تا پایان شهریور در موزه‌ برقرار است.»

«در این مجموعه، آثاری از هنرمندان معاصر شاخصی چون منیر فرمانفرماییان، بهجت صدر، ایران درودی، پروانه اعتمادی، فریده لاشایی و لیلی متین‌دفتری، فرح اصولی و... به نمایش گذاشته شده است.»

من رفتم و البته توفیق داشتم که همجوار یکی از دوستان خوب هنرمندم آثار هنرمندان زن معاصر را ببینم و لذت ببرم. اگر به دیدن آثار هنری، بخصوص نقاشی علاقمند هستید، پیشنهاد می‌کنم این فرصت را از دست ندهید.

@EveDaughters
4👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شوهر خانم میم ناگهانی درگذشت. خانم میم چندین سال تنها بود و چهار بچه‌اش را دست‌تنها بزرگ کرد. یک روز به مردی دل باخت و به خانواده‌ی شوهر مرحومش که تا آن روز روابط خوبی با او داشتند چون بهرحال مادر برادر عزیزشان بود، اعلام کرد قصد ازدواج دارد. خواهرها و مادر شوهر مرحوم خانواده‌ی میم با کله خود را در جهنم حس کردند. گفتند اگر این لکاته دوباره ازدواج کند آبروی ما پاک رفته. جلسه پشت جلسه و تهدید پشت تهدید . دست‌آخر خانم میم به مرد محبوبش گفت نمی‌تواند ازدواج کند و نه فقط ازدواج نمی‌کند، بلکه من‌بعد اگر روزی روزگاری همدیگر را جایی دیدند، سلامی هم در کار نیست چون پای آبروی شوهر مرحومش وسط است.

امشب عروسی است. اما عروسی خانم میم و مرد محبوبش نیست. عروسی یکی از مردان خانواده‌ی شوهر مرحوم خانم میم است که زنش را بعد از سی سال زندگی بی‌خبر ترک کرد و رفت با دختری که از خودش بیست ‌و یک‌ سال کوچک‌تر است ازدواج کند. خانواده‌ی شوهر درگذشته‌ی خانم میم تا جا داشته چیتان‌پیتان کرده‌اند و راهی عروسی‌اند و...

غزل صدر

@EveDaughters
💔10👎2🤬2