دختران حوا
613 subscribers
2.39K photos
789 videos
13 files
671 links
ارتباط بامدیر
دکتری مطالعات زنان
@Sahel72_Kh

برای احقاق حقوق به سوگ نشسته
Download Telegram
ابوالفضل اقبالی، از طراحان لایحه عفاف و حجاب این عکس را با متن ذیل در کانال خود منتشر کرد:

«خدا رو گواه می‌گیرم امروز نشستی داشتیم با جمعی از روانشناسان در کلینیک یکی از رفقا. همگی از افزایش مراجعان‌شون درباره موضوع خیانت خبر می‌دادند. سردی روابط، مقایسه همسر با دیگری و...
مردم به خدا اینها حقیقت جامعه ماست.»

پ.ن:
▪️تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
▪️از نظر این جماعت مردان با دیدن پوشش خلاف مدنظر خودشان حق خیانت دارند!
▪️ همچنین این نگاه قبل از آنکه نشانه‌ای واضح بر نمایش زن‌ستیزی باشد، توهین به هم‌جنس خودشان است.

@EveDaughters
🤬8👍1
دختران حوا
پرده دری اخلاق جنسی در جلسه مداحی بارها شاهد بودم که اصل آزادی بیان حتی در محافل علمی یک ادعای مضحک است. این کلیپ هم نمونه مشتی از خروار خدمت مخاطبین تا ببینید چطور ادعای فردی بدون بررسی صحت و سقم آن، سریع وارد فرایند قضاوت ارزشی شده و به موازات آن حکم به…
چند نکته در حواشی اخیر
#محمد_موسوی_عقیقی

این روزها بحث از برخی سخنان عبدالرحیم سلیمانی اردستانی داغ است و بعد از مناظره‌ی اخیرش با حامد کاشانی، پیرامون وفات یا شهادت فاطمه‌ی‌زهرا(س)، بحث شدت بیش‌تری یافت.

با تمام این‌ها به نظرم سلیمانی اردستانی بهتر بود اولاً به این مباحث وارد نمی‌شد و ثانیاً حالا که بحثی در انداخته، از همان ابتدا نقد کلامی - الاهیاتی خود پیرامون موضوع را بر سر «قرائت مرسوم» نگه دارد و سپس با گذراندن مستندات تاریخی در مناظره شرکت کند.

به هر صورت من در این نوشته، در پی دفاع از او نیستم؛ چه این‌که دفاع من چندان ثمره‌ای هم ندارد. اما می‌خواهم به برخی مسائلی که در حمله‌ی به او مطرح می‌شود، پاسخ دهم.

الف) آیا شهادت فاطمه‌ی‌زهرا(س)، مسأله‌ای اعتقادی است؟

پاسخ من به این پرسش، خیر است. مسائلی مانند نوع مرگ، سن‌وسال یا تاریخ درگذشت، در گام اول، هیچ ربط اعتقادی ندارد. ما باید نخست در نگاه بی‌طرفانه‌ی تاریخی و البته مبتنی بر روش تاریخ، با مستندات معتبر یا قرائن موجه، این شهادت را ثابت کنیم. اگر ثابت نشود که با هیچ دلیل و توجیهی نمی‌توان باور اعتقادی به نحوه‌ی درگذشت عادی یک پیشوای دینی داشت؛ ولی اگر ثابت گردد، دغدغه‌ی ما نسبت به مصائب پیشوای دینی، می‌تواند برای‌مان برساخت اعتقادی داشته باشد. چنین موضوعاتی هم با حکم فقهی یا تذکرات اعتقادی یا منبر و هیئت حل نمی‌شود، زیرا به عنوان مثال، اکثریت شیعیان در طول تاریخ باور داشته‌ و دارند که پیام‌آوراسلام(ص) به مرگ طبیعی درگذشته است. اثبات شهادت او با مستنداتی که در دست داریم، بسیار سخت است. در مسأله‌ی شهادت فاطمه‌ی‌زهرا(س) مستندات چه بسا کم‌تر از شهادت پیام‌آوراسلام(ص) دست‌مان را پُر کند، به خصوص این‌که مستندات معارض هم دارند. در نتیجه نه این‌که شهادت فاطمه‌ی‌زهرا(س) اثبات‌ناشدنی باشد، بلکه خریط فن تاریخ را می‌خواهد، نه فقیه و متکلم و مداح.

ب) آیا رد شهادت پیشوایان شیعی، اولاً ضربه‌ای به اعتقادات می‌زند و ثانیاً سابقه‌ای در میان قدما دارد؟

رد شهادت به گام اول، یعنی «اثبات تاریخی شهادت» برمی‌گردد، نه اینکه مصائب و مظلومیت انکار شود. به عبارتی ادعا این نیست که «پیشوای دینی با این‌که شهید شده، هیچ ارزش اعتقادی برای آن نباید باشد» یا «مصائب او اهمیتی ندارد»، بلکه ادعا چُنین است که اساساً شهادتی اتفاق نیفتاده است؛ پس رد شهادت به لحاظ تاریخی، اساساً خارج از موضوع اعتقادی خواهد بود.

علاوه بر این، رد شهادت پیشوایان دینی، سابقه‌ای بس طولانی دارد. شیخ صدوق، محدث بزرگ شیعه، باور داشته که تمامی ائمه‌ی‌ أهل‌البیت(ع) به شمشیر یا سم، شهید شده‌اند و انکار شهادت خروج از اسلام را در پی دارد. (الإعتقادات، ص۹۷) اما شیخ مفید، فقیه بزرگ شیعه، باور و نظر استاد خود را رد می‌کند. او معتقد است ما تنها بر شهادت امیرالمؤمنین علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و امام موسی کاظم(ع) دلیل بر شهادت داریم و درباره‌ی دیگران نیز، هیچ دلیل معتبری مبنی بر شهادت نبوده و گفته‌ای بر شهادت آنان «ارجاف : دروغ» است و همگی به مرگ عادی از دنیا رفته‌اند. (تصحیح الإعتقاد، ص۱۱۰) این گفته‌ی شیخ مفید، طبیعتاً شامل فاطمه‌ی‌زهرا(س) نیز خواهد بود.

آیا شیخ مفید، به دلیل انکار شهادت، مرتد یا منحرف است؟

ج) آیا هر سخنی، لزوماً به معنای توهین به پیشوای دینی است؟

بد سخن گفتن یا بی‌ادبی درباره‌ی پیشوایان دینی، هرچند ناخوشایند است، اما «توهین» و باعث «کفر و ارتداد» نیست. علاوه بر این لزوماً هر سخنی که به نظر ما بد یا بی‌ادبی باشد، «توهین» محسوب نمی‌شود. بگذارید مثالی بزنم؛ همه‌ی ما حجر بن عدی را از یاران مخلص و نزدیک امام حسن(ع) می‌شناسیم. ولی در جریان صلح معاویه بن أبی‌سفیان با امام حسن(ع)، نقل شده که حجر بن عدی نزد او رفت و گفت: «سلام بر تو ای خارکننده‌ی مؤمنان» (الإمامة و السیاسة، ۱۶۳؛ مقاتل‌الطالبین، ص۴۴؛ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۴؛ نیز ر.ک به: الإختصاص، ص۸۲؛ الشریف بالمنن، ص۲۲۸)، نیز نقل شده که گفت: «ای کاش قبل از این روز مرده بودی و چنین اتفاقی نمی‌افتاد». (قاموس الرجال، ج۳، ص۱۳۱) حال آیا حجر بن عدی به‌صرف یک بدگفتاری، توسط امام حسن(ع) یا امام حسین(ع)، مرتد اعلام و تکفیر شد؟ یا به او گفتند که منحرف است؟ خیر! درحالی‌که تمام فقیهان شیعه او را ستوده‌اند و الان دارای بارگاه و ضریح است.

تمامی این موارد نشان می‌دهد که اگر سخنان سلیمانی اردستانی - حتی بر پایه‌ی ندانسته‌ها - اشتباه باشد؛ تکفیر، تفسیق و فحاشی به او، عملی اخلاقی و دینی نیست. اگر بر پایه‌ی این بیاناتی که شنیده‌ایم، مُجاز به تکفیر و تفسیق او باشیم، آیا درباره‌ی گذشتگانِ بزرگ شیعه هم چنین خواهیم بود؟ یا با آنان روادارانه برخورد کرده و نظرشان را به «اختلاف نظر» تفسیر می‌کنیم؟

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۱۸
t.me/fekr_rak
@EveDaughters
👍3👎3
بانو سلطان ولی اللهی، نماینده کشاورزان شهرستان نهاوند، در مراسم تاجگذاری پهلوی دوم ، ۴ آبان ۱۳۴۶ خورشیدی.

@uttweet
@EveDaughters
7
دختران حوا
ترامپ خطاب به خبرنگار زن: خفه‌شو خوک صفت! 🚫 توهین رئیس‌جمهور آمریکا به خبرنگاران به خصوص خبرنگاران زن، به موضوعی معمولی تبدیل شده است اما به تازگی و پس از مطرح شدن پرونده «جفری اپستین» توهین‌های ترامپ رکیک‌تر شده‌اند. 🔻 یک خبرنگار زن (که هویت و رسانه‌اش…
انتشار عکس‌های جدید از روابط ترامپ با قاچاقچی جنسی

🔹گروهی از اعضای دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا امروز تصاویر جدیدی را از جفری اپستین سرمایه‌دار محکوم‌شده به جرائم جنسی با افراد صاحب‌نام ازجمله دونالد ترامپ منتشر کردند.

🔹دموکرات‌ها گفته‌اند از اموال به‌جا مانده از اپستین در مجموع ۹۵ هزار عکس به دست آمده که فقط ۱۹ عکس آن را برای انتشار انتخاب کرده‌اند.

ترامپ منکر ارتباط با اپستین و استفاده از خدمات جنسی مراکز تحت مدیریت وی است.

@EveDaughters
👎2😱2🤬2
🔴 سارا تبریزی در فهرست «۱۰ چهره اثرگذار علم» نیچر در سال ۲۰۲۵

📌مجله «نیچر» در فهرست سالانه Nature’s 10 برای سال ۲۰۲۵، نام «سارا تبریزی» دانشمند ایرانی را به‌عنوان یکی از ۱۰ فرد اثرگذار علم جهان معرفی کرد؛ انتخابی که به نقش او در پیشبرد ژن‌درمانی بیماری هانتینگتون مرتبط است.

📌نیچر در پرونده اختصاصی خود درباره تبریزی، به نتایج امیدوارکننده یک ژن‌درمانی برای بیماری هانتینگتون اشاره می‌کند؛ پژوهشی که طبق گزارش نیچر، شواهدی از کند شدن روند پیشرفت بیماری در داده‌های اولیه نشان داده و توجه گسترده جامعه علمی را جلب کرده است.

https://www.nature.com/immersive/d41586-025-03848-1/index.html

@BashgaheZanan
@EveDaughters
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طرف در سمت استاد دانشگاه می‌گوید تجربه تجاوز نتیجه عصر مدرنیته است...

همین یک ادعا برای افتادن تشت رسوایی وزارت علوم با این مثلا اساتیدش کافیست.
در منابع تاریخی متعدد به انواع آزار جنسی از جمله تجاوز به زنان اشاره شده است.

▪️ یک نمونه از این خروار:
21 ذی‌قعده – چند روز قبل زنی در کوچه باغ توی شهر (ملایر) می‌گذشته، الواط او را به باغی کشیده و او را بی‌سیرت(تجاوز) کرده‌اند.
شوهر او در کوچه و بازار به سر خود می‌زد، فراش‌باشی حکومت، یک‌نفر از آن‌ها را گرفته، ده تومان جرم گرفته مرخص کرد. (بی‌نا، 1372: 89)

مأخذ: بی‌نا. 1372. گزارش‌های اوضاع سیاسی اجتماعی ولایات عصر ناصری (1307 ه.ق). به کوشش محمدرضا عباسی و پرویز بدیعی. تهران: سازمان اسناد ملی ایران، پژوهشکده اسناد.

@EveDaughters
👍4😐2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚫 قتل زن ناصر محمدخانی کار شهلا نبود؛ حین قتل، افراد دیگری آنجا بودند

🔻 عبدالصمد خرمشاهی، وکیل شهلا جاهد:

🔴قرائن و مدارک زیادی وجود داشت که نشان می دهد غیر از شهلا جاهد افراد دیگری در محل قتل بودند

🔴 رد سیگارهایی در آنجا وجود داشت که دی‌ان‌ای مشخص کرد مال شهلا نبود

🔴 ۱۲ قاضی به نفع شهلا رای دادند.

@EveDaughters
😢5👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 فیلم کوتاه:

اینستاگرام مادربزرگ،
آلبومی که جان داشت...


▫️کارگردان: حنانه سراجی
▫️تهیه کننده: داوود کرمی

@EveDaughters
7
از رمان مادام بوآری نوشته گوستاو فلوبر تاکنون فیلمهای متعددی ساخته شده است و من فقط یک نسخه(۲۰۱۵)، از آن را دیده‌ام. چون رمان را نخوانده‌ام، نمی‌دانم کارگردان چقدر نسبت به داستان امانت‌دار بوده است.
چند وقت قبل مطلبی خواندم که به سیلویا پلات، شاعر پرحاشیه آمریکایی منتسب شده بود. شاعر و نویسنده داستانهای کوتاه قرن بیستم که درنهایت با #خودکشی به زندگی خود پایان داد.
خواندن آن شعر کوتاه، مرا یاد فیلم مادام بوآری انداخت. نحوه زندگی و انتخابهای بوآری در زندگی‌اش به حال و هوای این ابیات نزدیکند.

«من از پیر شدن می ترسم ...
از ازدواج می ترسم
مرا از تدارک سه وعده غذا در روز مُعاف کن ،
مرا رها کن
از قفس بی رحم زندگی روتین و تکراری..
می خواهم آزاد باشم !
می خواهم بیاندیشم
می خواهم به همه چیز واقف باشم
فکر می کنم
دوست دارم خودم را
دختری که می‌خواست خُدا باشد بِنامم.»

@EveDaughters
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Ⓜ️ طبق داده‌های پژوهشی، «احساس تنهایی در رابطه» دومین مورد از پنج شکایت اصلی زوج‌ها از رابطه در سراسر جهان است.


🔻«زیر یک سقفیم، اما از هم دوریم.»
«بیشتر شبیه هم‌خانه‌ایم تا دو نفر که رابطه عاطفی دارند.»

✔️تنهایی در حضور شریک عاطفی معمولاً نشان‌دهنده‌ی فقدان صمیمیت هیجانی واقعی و وجود یک گسست عاطفی در رابطه است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که تنهایی الزاماً به «تنها بودن» مربوط نیست؛ بلکه زمانی ایجاد می‌شود که بین صمیمیتی که فرد نیاز دارد و ارتباط هیجانی‌ای که واقعاً تجربه می‌کند فاصله وجود داشته باشد.
(Behaviours, 2024)

✔️مطالعات جدید همچنین تأکید می‌کنند که این تجربه اغلب با سبک‌های دلبستگی ناایمن و الگوهای شناختی همراه است؛ الگوهایی که باعث می‌شوند فرد در رابطه احساس طردشدگی، نادیده‌گرفته‌شدن، یا درک‌نشدن هیجانی داشته باشد.
(BMC Psychology, 2023)

● ریشه: طرحواره‌ی محرومیت هیجانی یا سبک‌های دلبستگی ناایمن
● راهکار: حضور هیجانی، همدلی، و ایجاد یک اتصال امن و پاسخگو

@zistboommedia
@EveDaughters
👍3
آزاد یا در آتش؛ زنان کُرد در جدال میان فمینیسم و ناسیونالیسم🔻
 
کتاب  «زنان کُرد، در بطن تضاد تاریخی فمینیسم و ناسیونالیسم» درباره‌ی وضعیت «زن کُرد» در قرن بیستم است و با بررسی وضعیت زنان کُرد در ترکیه، ایران، عراق، سوریه و شوروی تلاش می‌کند تا تصویری روشن‌تر از زنان کُرد ارائه دهد. شهرزاد مجاب پس از روایت راه طولانیِ کُردها در ترکیه و تعاملات زنان کُرد و ترک با هم، از شکل‌گیریِ گفت‌وگو میان فمینیست‌های ترک و کُرد خبر می‌دهد و همبستگی زنان ترک و کُرد را نتیجه‌ی بازداشت‌‌های هم‌زمانِ آنها در جریان مقاومت در برابر خشونت دولتی علیه زنان می‌داند.او در عین حال معتقد است که «گرچه فمینیست‌های ترک پیش‌تر چالشی جدی، هرچند محدود، با ملیتِ خود به راه انداخته‌اند اما فمینیست‌های کُرد هنوز آن‌طور که باید و شاید با ناسیونالیسمِ خود به مقابله برنخواسته‌اند.» این مواجهه و کشمکش بین ناسیونالیسم و وضعیت و خواسته‌های زنان، یکی از مضامین اصلی است که در بخش‌های مختلف کتاب به آن پرداخته شده است.
 
شاید جذاب‌ترین بخش کتاب، فصلی است که به تجربه‌ی زنان کُرد در ایران طی دوره‌ی استقرار جمهوری کردستان پرداخته است. در ۲۲ ژانویه‌ی ۱۹۴۶، پس از پایان جنگ جهانی دوم، کردها به رهبریِ حزب دموکراتیک کردستان و با حمایت نیروهای شوروی که همچنان بخش‌هایی از شمال ایران را در اشغال داشتند، جمهوری کردستان، با مرکزیت مهاباد، را تأسیس کردند. در قانون اساسی جمهوری کردستان آمده بود که «زنان در تمامی امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باید از حقوقی برابر با مردان برخوردار باشند.» اما به نوشته‌ی مجاب، در آن‌جا نیز سیاست جنسیتیِ حزب از نگرش ناسیونالیستیِ رهبریِ مردانه‌ی آن و شیوه‌‌ی تلاش این رهبران و زنان برای تغییر وضع موجود در محدوده‌ی بافت اجتماعی، فرهنگی و سیاسیِ آن زمان متأثر بود. در ۱۵ مارس همان سال، حزب زنان به دعوت «بانوی رهبر کردستان»، همسر قاضی محمد، اعلام موجودیت کرد، حزبی که مجاب آن را نه ثمره‌ی جنبشی فمینیستی بلکه مخلوق یک سازمان سیاسی و کاملاً تحت سلطه‌ی مردان می‌داند. گرچه حزب زنان اقداماتی برای سوادآموزی زنان انجام داد و حضور زنان در مطبوعات، تظاهرات و گردهمایی‌ها را تسهیل کرد اما مجاب زنان کنشگر کُرد در آن دوره را فاقد «هرگونه آگاهی فمنیستی» می‌داند و می‌گوید که آنها نتوانستند روابط مردسالارانه را به طور جدی به چالش بکشند. به نظر او، هرچند در جمهوری کردستان زنان برای حیات آموزشی و فرهنگی و سیاسی آماده می‌شدند اما جنبش فمینیستی همچنان از جنبش ناسیونالیستی عقب افتاده بود. او اضافه می‌کند: «نیم قرن پس از تشکیل حزب زنان، جنبش زنان در کردستان همچنان از جنبش ناسیونالیستی عقب مانده است... با این حال، ساده‌انگارانه است که فرض کنیم ناسیونالیسم یگانه مانع بر سر راه آزادی زنان است.»
 
شهرزاد مجاب هم‌زمان با واکاویِ ریشه‌های قتل‌های ناموسی در میان کُردها، توضیح می‌دهد که فرهنگ کُردی نیز مانند دیگر فرهنگ‌ها یک‌پارچه نیست. هرچند مردسالاری یکی از مؤلفه‌های این فرهنگ است، اما «مبارزه برای برابری جنسیتی» هم مؤلفه‌ی دیگری است که کمتر شناخته‌شده است. تأسیس نخستین سازمان کردی در سال ۱۹۱۹، محکومیت قتل‌های ناموسی از سوی شاعران و سینماگران کُرد در اواسط قرن بیستم و تلاش‌فمینیست‌های کرد برای توقف زن‌کشی، به‌ویژه در کردستان عراق، نشانه‌هایی از همین فرهنگ است. شهرزاد مجاب نادیده گرفتن و انکار وجود فرهنگ «مبارزه برای برابری جنسیتی» در کردستان و دیگر جوامع غیرغربی را موضعی سیاسی می‌داند. او با مثال‌های بسیار تأکید می‌کند که فرهنگ‌ِ خشونتِ مردسالارانه جهان‌شمول است و تقسیم فرهنگ‌ها به دو نوع خشونت‌آمیز و خشونت‌پرهیز، افسانه‌ای مردسالارانه‌است که وقتی به صورت شکافی بین شرق و غرب جلوه داده می‌شود، به افسانه‌ای نژادپرستانه نیز تبدیل می‌شود.

@NashrAasoo
@EveDaughters
1👍1🙏1
مثلا بعضی زن‌ها مهم‌ترین صفت‌شان مادر بودن است.مثل مادر خودم.هم مادر ما هشت تا بود، هم مادر پدرم، هم مادر برادرش و هم‌مادر تمام فامیل و محله… هر چند همه رقیه زن دایی صدایش می‌کردند ولی خب… مادر بود…

بعضی‌ها اما خواهرند.طوری خواهرند که دلت می‌خواهد هی خودت را لوس کنی تا برایت چیزهای خوشمزه درست کنند و قربان صدقه‌ات بروند و جوراب‌هایت را هم بپوشانند و حس کنی واقعا عددی هستی…

یکی هم بود که نه مادر بود، نه خواهر… حتی همسر شوهرش هم نبود.یعنی شوهر داشت ولی همسر نبود.زن خانه نبود.قورمه سبزی نمی‌پخت.از صبح تا شب گردگیری و سیل سوپور(بقول ما ترک‌ها) نمی‌کرد.با زن‌های محله دورهمی نداشت و سبزی پاک نمی‌کرد و غیبت هم.

یکی بود که خیلی زن بود.یعنی دامنش کوتاه و جذب بود و شکم نداشت و موهایش کلئوپاترایی بود و بوی خوب می‌داد و با هیچکس حرف نمی‌زد و به هیچ‌کس نگاه نمی‌کرد و در سیاره‌ای دور از ما زندگی می‌کرد.
بعدها که مالنا را دیدم مطمئن شدم که از روی او ساخته بودندش با این فرق که او با هیچکس از آن کارهای مالنا نمی‌کرد.فقط آمده بود که ما از هفت سالگی نگاهش کنیم و عاشقش بشویم.من و حسن ریزه و امیر نظری و ممی و رضا شهریور و قدیر آقا که پدرشان بود و احمد قصاب و یعقوب پسر احمد قصاب و مابقی…
حتی خرید هم نمی‌کرد.فقط یک بار از مغازه‌ی ما آدامس خرید و این مهم‌ترین خاطره‌ی عشقی یازده سالگی من است. چهار سال بود که دوستش داشتم و کمی عذاب وجدان داشتم چون همزمان عاشق گوگوش هم بودم.بعدها فهمیدم که در هفت سالگی من فقط بیست و یک سال داشته ولی من فکر می‌کردم باید خیلی خیلی بزرگتر باشد.
باورتان می‌شود؟حتی حسن تی تاب هم که بد دهن و لش و ولنگ و باز بود یک بار هم جرات نکرد به او متلک بگوید.حتی حسن تی تاب وقتی نگاهش می‌کرد سرخ می‌شد… آمده بود تا تمام مردها را به نوجوانی و خجالت و خیال‌بافی ببرد… حتی جرات نمی‌کردی در خیال‌هایت هم از آن نگاه‌ها و خیال‌های آن‌طوری داشته باشی…
خدای من… مطمئنم اگر افلاطون می‌دیدش می‌گفت این همان صورت مثالین زن است که اشتباهی از آن بالا افتاده است میان ما…

به هر حال زندگی گذشت و جوانی هم آمد و رفت و من چهل ساله بودم که دوباره روبرویم سبز شد.همان بود.بی هیچ تغییری.بیمارستان رسول اکرم بود و درمانگاه ارتوپدی، که همسایه‌ی ما بود و او بود که منتظر نشسته بود….
تا سلامش کردم لبخندی زد و گفت:اینجایی امید؟
یعنی چه؟یعنی اسم مرا بلد بود؟یعنی می‌توانست با محبت آدم را صدا کند و لبخند بزند؟

حتما سرخ شده بودم و سیزده و ساله و دست و پا چلفتی چون خنده‌اش بیشتر شده بود…
ام آر آی و نتیجه‌ی پاتولوژی را نشانم داد…

شانزده سال گذشته.هم از چهل سالگی من.هم از مرگ او…
دلش نمی‌خواست حتی یک چروک بردارد.دلش نمی‌خواست از زیبایی و تازگی و زنانگیش چیزی کم شود.انتخابش را کرد… هیچوقت به چنین انتخابی احترام نگذاشته‌ام اما او همیشه یک استثناء بود… همیشه…
دکتر امید مرجمکی


@EveDaughters
👍3🤔1
📌محبوبه؛ سه دهه پس از فاجعه
هر روز چشم در چشم اسیدپاش

🖋ترانه بنی‌یعقوب

سال‌ها گذشته، اما زخم‌هایی که اسید بر چهره و زندگی محبوبه و زیور نشانده، هنوز قصه‌های روایت نشده‌ بسیاری دارد. این گزارش، روایت زندگی امروز آن‌هاست؛ تلاش برای فهمیدن اینکه در سال‌های پس از فاجعه چگونه زیسته‌اند و با این رنج چه می‌کنند؛ رنجی که هنوز مثل روز اول نو مانده و کهنه نشده است.

محبوبه ۳۶ سال بعد از اسیدپاشی: صورت قبلی‌ام از یادم رفته
محبوبه هیچ‌وقت نتوانست با قصه اسیدپاشی و صورت جدیدش کنار بیاید. قربانیان اسیدپاشی را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد؛ آن‌هایی که درنهایت این حادثه تلخ را می‌پذیرند و قبول می‌کنند که نمی‌توانند صورت قبلی‌ را برگردانند و باید با این واقعیت دردناک کنار بیایند و به زندگی‌شان ادامه دهند. دسته دوم آن‌هایی هستند که منزوی و گوشه‌نشین می‌شوند. این گروه دوم خود به چند دسته تقسیم می‌شوند. آن‌هایی که در افسردگی و انزوایشان فرو می‌روند و نمی‌توانند تحمل کنند که دیگرانِ کنجکاو و قضاوت گر به آن‌ها نگاه کنند. دسته‌ای دیگر اما در اوج انزوا همچنان امیدوارند که روزی معجزه‌ای رخ دهد و صورت سابقشان بازگردد. از همان قصه‌هایی که در فیلم‌ها دیده‌ایم که ناگهان با یک جراحی آدمی چهره‌اش کاملاً تغییر می‌کند و زیبا می‌شود.

محبوبه از این گروه است. در طول گفتگو با من، بارها می‌پرسد که آیا علم به‌قدری پیشرفت خواهد کرد تا دوباره صورت قبلی‌اش برگردد؟ دلم نمی‌آید به او بگویم آنچه در فیلم‌ها می‌بینی، حقیقت ندارد. بارها از پزشکان درباره بازگشت کامل زیبایی و سلامت قربانیان اسیدپاشی پرسیده‌ام و هر بار جوابی تلخ و قطعی شنیده‌ام: اسید به‌گونه‌ای عمق پوست را می‌سوزاند که بازگشت به حالت اولیه تقریباً غیرممکن است. این حقیقت تلخی است که شاید پذیرشش برای برخی واقعاً دردناک باشد. حالا بیش از ۳۶ سال از اسیدپاشی به او چه می‌گذرد.

من اما نمی‌دانم به محبوبه چه بگویم. اگر حقیقت را بگویم، شاید همه امیدش را از دست بدهد. اگر هم دروغ بگویم، در حقش لطفی نکرده‌ام و به انزوایش کمک کرده‌ام. محبوبه یکی از چشمانش را ازدست‌داده و نیمی از صورتش و بخش‌هایی از بدنش سوخته‌. درمان این سوختگی‌های عمیق، آسان نبوده است.

داستان متفاوت محبوبه با سایر قربانیان اسیدپاشی
محبوبه هرگز فراموش نکرده و نبخشیده. هرچند ماجرایش با بیشتر قربانیان اسیدپاشی هم متفاوت است. او هنوز همه‌چیز را به‌وضوح به یاد می‌آورد: «با پسرخاله‌ام نامزد بودم خیلی من را می‌خواست. تیرماه سال ۶۸ نامزدی‌ام را به هم زدم، بلافاصله بعدش این کار را کرد. از همان اول گفته بودم ما به هم نمی‌خوریم، اما اصرار کردند نامزد کنیم. برادر من با خواهر بزرگ او یعنی همین نامزد من ازدواج‌کرده بود اما ازدواجشان دوامی نداشت و جدا شدند. سال‌ها بین خانواده‌هایمان شکر آب بود بعدش پسرخاله‌ام عاشق من شد. همان موقع هم‌بارها گفتم که ما باهم هیچ تفاهمی نداریم و خانواده‌هایمان اصلاً باهم نمی‌سازند.»

اما حرف‌های محبوبه خیلی تأثیری نداشت. مادر یونس با گریه و زاری می‌خواست قبولش کند. می‌گفتند تهدیدشان کرده که اگر این دختر را به من ندهند خودکشی می‌کند. خلاصه با فشار خانواده‌ها محبوبه قبول کرد مدتی نامزد یونس باشد، اما همان موقع هم شرط گذاشت اگر تفاهم نداشتند به هم می‌زند. گفت که می‌خواهد درس بخواند. برای کنکور ثبت‌نام کرده بود. آن روزها یونس به محبوبه مدام وعده می‌داد که به درس خواندنش کاری ندارد و انتخاب با خودش است و هر چه خودش بخواهد و بگوید. از همان وعده‌هایی که خیلی‌ها اول کار می‌دهند.

برای خواندن ادامه‌ی مطلب روی لینک زیر کلیک کنید:
https://ir-women.com/21861
#اسیدپاشی

https://t.me/irwomen/3879
@EveDaughters
😢3💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این روزها برنامه‌ کوتاهی از شبکه سه پخش می‌شود که سعی میکند نکاتی را جهت حفظ بنیان خانواده آموزش دهد. نکته مهم این برنامه آموزشی خطاب قرار دادن آقایان است.
کاری که غالبا طور دیگری انجام شده است، به اینصورت که در اکثریت مواقع زنها و حتی در مرحله بعد فرزندان مورد خطاب منابع تربیتی و آموزشی بودند.

@EveDaughters
👏8
یک‌نما از زن ایستاده

خانم رانندهٔ اسنپ دیشب با مادرش اومد دنبالم. می‌گه ببخشید شبا نمی‌تونم تنهاش بذارم با خودم می‌برمش. به هر خیابونی می‌رسن از مادرش می‌پرسه خونه کی اینجا بود؟ و پیرزن  با کلی فکر جواب می‌ده.

من تو آینه چشم‌های دختری رو می‌‌بینم در میانسالی؛ در تلاش برای امرار معاش و نگران آلزایمر مادر…

🖋فاطمه رایگانی

@EveDaughters
💔96👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ژنرال_فرانکو در جریان جنگ‌های داخلی در سال ۱۹۳۷، از آلمانِ نازی درخواست کرده بود، بخشی از مردم بی‌دفاع کشورش را بمباران کند. این تراژدی، دستمایه‌ی خلق اثر جاویدان #گرنیکا توسط #پابلو_پیکاسو نقاش سبک کوبیسم اسپانیایی شد.

پیکاسو در این تابلو، سرگذشت غم‌انگیز جهانِ متاثر از جنگ و خشونتِ کور را بازگو می‌کند؛ چنان که می‌بینیم مادری که بچه‌ای را در بغل دارد، بطرز رقت‌انگیزی در حال زار زدن است. تو گویی این فریاد جانکاه همه مادرانی‌ست که ثمره عمرشان را در خاک نشانده‌اند.

گاو در این تابلو، نماد سبعیت فرانکو است که بی‌تفاوت به جهان اطراف‌اش می‌نگرد، و هیچ حسّی نسبت به مرگ آدم‌ها ندارد.

درگرنیکا نیز گاو نماد قدرت است، قدرتى متجاوز و پیروز ایستاده بر لاشه‌ى انسان، جسد کودک و اسب زخمى‌ای که اسپانیاى مجروح را بر دوش می‌کشد.

بازسازی تابلوی گرنیکا در فضای سه بعدی

@TarikhHonarNaghashi
@EveDaghters
💔3