This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باور در خطر زائرین حضرت معصومه(س)
محضر جنابتان که تولیت حرم بانو را بعهده گرفته اید جسارتا از سیره ائمه هم تبعیت کنید جای دوری نمی رود،
صرفا موازنه دین و اخلاق برقرار میشود.
مگر در سیره همین ائمه اگر سیر خورده شود منع از رفتن در مسجدو... نیست؟! آنهم صرفا برای اینکه انسان دیگری لحظاتی از بوی ناخوش احوالش بد نشود. بعد حالا اینجا ملت حامل ویروس بیایند و اسباب انتقال و رنج و مرگ دیگری شوند؟!
جنابتان با چه منطقی ایمان و باورهای ملت را نسبت به صاحبان اماکن متبرکه به بازی گرفته اید؟ زائرین بیمار بیایند به نیت شفا بعد حاجت روا نشوند، یا غیرمبتلایان صرف زیارت و حسن همجواری با زائر فهیمِ بیمار در رنج کرونا شب و روز عذاب بکشد باورشان به کرامت حضرت معصومه(س) تضعیف میشود یا تقویت؟!
دارالشفا را چه تفسیر میکنید؟ جسارتا با مفاهیم بازی نکنید. این بیماری می رود ولی خاطرات این روزها باقی می ماند. خاطرات بی تدبیری برخی مسئولین و همراهی برخی دیگرشان در جهت تسری این بیماری تحت لوای سواستفاده از باور علاقمندان به حضرت معصومه(س).
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
محضر جنابتان که تولیت حرم بانو را بعهده گرفته اید جسارتا از سیره ائمه هم تبعیت کنید جای دوری نمی رود،
صرفا موازنه دین و اخلاق برقرار میشود.
مگر در سیره همین ائمه اگر سیر خورده شود منع از رفتن در مسجدو... نیست؟! آنهم صرفا برای اینکه انسان دیگری لحظاتی از بوی ناخوش احوالش بد نشود. بعد حالا اینجا ملت حامل ویروس بیایند و اسباب انتقال و رنج و مرگ دیگری شوند؟!
جنابتان با چه منطقی ایمان و باورهای ملت را نسبت به صاحبان اماکن متبرکه به بازی گرفته اید؟ زائرین بیمار بیایند به نیت شفا بعد حاجت روا نشوند، یا غیرمبتلایان صرف زیارت و حسن همجواری با زائر فهیمِ بیمار در رنج کرونا شب و روز عذاب بکشد باورشان به کرامت حضرت معصومه(س) تضعیف میشود یا تقویت؟!
دارالشفا را چه تفسیر میکنید؟ جسارتا با مفاهیم بازی نکنید. این بیماری می رود ولی خاطرات این روزها باقی می ماند. خاطرات بی تدبیری برخی مسئولین و همراهی برخی دیگرشان در جهت تسری این بیماری تحت لوای سواستفاده از باور علاقمندان به حضرت معصومه(س).
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک قهرمان....
میان اینهمه قصه از ناجوانمردی برخی، چنین قصه هایی هم هست...
همه داریم با این ویروس آزمایش میشویم.
@EveDaughters
میان اینهمه قصه از ناجوانمردی برخی، چنین قصه هایی هم هست...
همه داریم با این ویروس آزمایش میشویم.
@EveDaughters
🖋کرونا و خانواده ایرانی
🔻کرونا این روزها مهمان ناخوانده ایران است. خطاب مهمان حتی با صفت سرزده بودنش آنهم برای موجودی که جدی جدی میزبان را به کام مرگ می کشاند شاید خطاب خوبی نباشد...
اما این وسط کرونا باعث کشف یکسری حقایق شد... آزمایش مهمی برای همه شد و حالا...
🔻کرونا باعث شد بیشتر از قبل بهمون ثابت بشه که مسئولین در الفبای مدیریت بحران سواد کافی ندارند چه رسد به....و این یعنی از کرونا ترسناکتر هم هست.
🔻این وسط ملت شاکی از دولت هم نشون دادند که برخیشون قابلیت اینو دارند که به پول سجده کنند آنهم با احتکار مایحتاج اولیه رفع بحران بوجود آمده....برخی دیگر هم نشون دادند که نبض انسانیت هنوز میزند....
🔻اما حال خانواده ایرانی حال دیگریست...از خانواده ای که در تهیه ب بسم الله زندگی اش مانده چطور میشه انتظار تهیه اینهمه اقلام بهداشتی را داشت...ماسکهای یکبارمصرف، آنهم باطول عمر2ساعت مرهم دردنگرانی این خانواده ها نیست...نمک زخم هایشان است.
🔻به ملت میگویند خانه امن ترین مکان است...در خانه تان بمانید الا در موارد خیلی ضروری...
حتما از حال خیلی از خانواده ها خبر ندارند....خانواده هایی با این حجم قرض که نزدیک به موعد پرداختشان است....خانواده هایی که اگر هرروز آنهم چندشیفت کار نکنند شبها گرسنه میخوابند و روزها....
🔻کسی این وسط از حال زنهایی که این روزها بیشتر از قبل تن فروشی میکنند بلکه شکم خانواده را سیر کند خبر دارد....کسی خبر از بیکاری شوهر این زنها دارد؟!
تمکین از فرمان شوهر میکنند و تن را به عرضه میگذارند تا جبران ورود پرحاشیه بهانه ای بنام کرونا شود...
🔻از حال دختران دستفروش سرچارراهها چه خبر؟ فروش گلهایشان پایین آمده چون هموطنش در ماشین خود از ترس ابتلا، شیشه ماشین را پایین نمیکشد...پس به ناچار گل وجودش به تاراج خواهد رفت...
🔻حال خانواده ایرانی این روزها خیلی خوش نیست...اعضای خانواده تا همین چندی قبل به بهانه کار و درس و...ساعتها بیرون از خانه بودند و حالا....خانواده ایرانی طاقت اینهمه کنارهم بودن آنهم بدون مناقشه را ندارد...اصلا برای چنین رابطه ای تربیت نشده....این روزها گلایه های حاکی از حضور اذیت کننده اعضای خانواده و...زیاد شده....
نگرانی و ترس از ابتلا به کرونا تنها درد خانواده ایرانی نیست...این داستان حواشی فراوان دارد....
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
🔻کرونا این روزها مهمان ناخوانده ایران است. خطاب مهمان حتی با صفت سرزده بودنش آنهم برای موجودی که جدی جدی میزبان را به کام مرگ می کشاند شاید خطاب خوبی نباشد...
اما این وسط کرونا باعث کشف یکسری حقایق شد... آزمایش مهمی برای همه شد و حالا...
🔻کرونا باعث شد بیشتر از قبل بهمون ثابت بشه که مسئولین در الفبای مدیریت بحران سواد کافی ندارند چه رسد به....و این یعنی از کرونا ترسناکتر هم هست.
🔻این وسط ملت شاکی از دولت هم نشون دادند که برخیشون قابلیت اینو دارند که به پول سجده کنند آنهم با احتکار مایحتاج اولیه رفع بحران بوجود آمده....برخی دیگر هم نشون دادند که نبض انسانیت هنوز میزند....
🔻اما حال خانواده ایرانی حال دیگریست...از خانواده ای که در تهیه ب بسم الله زندگی اش مانده چطور میشه انتظار تهیه اینهمه اقلام بهداشتی را داشت...ماسکهای یکبارمصرف، آنهم باطول عمر2ساعت مرهم دردنگرانی این خانواده ها نیست...نمک زخم هایشان است.
🔻به ملت میگویند خانه امن ترین مکان است...در خانه تان بمانید الا در موارد خیلی ضروری...
حتما از حال خیلی از خانواده ها خبر ندارند....خانواده هایی با این حجم قرض که نزدیک به موعد پرداختشان است....خانواده هایی که اگر هرروز آنهم چندشیفت کار نکنند شبها گرسنه میخوابند و روزها....
🔻کسی این وسط از حال زنهایی که این روزها بیشتر از قبل تن فروشی میکنند بلکه شکم خانواده را سیر کند خبر دارد....کسی خبر از بیکاری شوهر این زنها دارد؟!
تمکین از فرمان شوهر میکنند و تن را به عرضه میگذارند تا جبران ورود پرحاشیه بهانه ای بنام کرونا شود...
🔻از حال دختران دستفروش سرچارراهها چه خبر؟ فروش گلهایشان پایین آمده چون هموطنش در ماشین خود از ترس ابتلا، شیشه ماشین را پایین نمیکشد...پس به ناچار گل وجودش به تاراج خواهد رفت...
🔻حال خانواده ایرانی این روزها خیلی خوش نیست...اعضای خانواده تا همین چندی قبل به بهانه کار و درس و...ساعتها بیرون از خانه بودند و حالا....خانواده ایرانی طاقت اینهمه کنارهم بودن آنهم بدون مناقشه را ندارد...اصلا برای چنین رابطه ای تربیت نشده....این روزها گلایه های حاکی از حضور اذیت کننده اعضای خانواده و...زیاد شده....
نگرانی و ترس از ابتلا به کرونا تنها درد خانواده ایرانی نیست...این داستان حواشی فراوان دارد....
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
🎞 فیلم جاده انقلابی(2008)
درامی از نتیجه روزمرگی وقتی بر زندگی زناشویی سایه می اندازد....
فیلم را که دیدم علیرغم آنکه تحسینش کردم ولی انگیزه چندانی برای نوشتنش نداشتم. فکرمیکنم بخاطر تفاوت زیاد شرایط وامکانات زندگی زوجین فیلم با خیلی از زوجهای هم وطن علت این بی انگیزگی بود....
داستان صحبت از خطرناک بودن سیکل معیوب تکرار زندگی زناشویی بود منتها در جو فرهنگی و اقتصادی متفاوت....
اما امروز مواجهه ام با یکی از همین زوجین انگیزه ای شد برای نوشتن یادداشتی کوتاه درباره این فیلم...
مهم نیست در چه شرایطی از داشته ها و نداشته ها افراد باشند. وقتی احساس روزمرگی برای هریک از زوجین یا هردوشان اتفاق بیفتد نتیجه اش میتواند تبعات بعضا جبران ناپذیری داشته باشد. البته اگر برهم خوردن این زندگی را حالا در هر قالبی ضایعه ای جبران ناپذیر بدانیم. خیانت از اصلی ترین تبعات این حس است و طلاق عاطفی نتیجه نهایی آن...
حالا فرقی نمیکند که این جدایی در دفاتررسمی ثبت بشود یا خیر....
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
درامی از نتیجه روزمرگی وقتی بر زندگی زناشویی سایه می اندازد....
فیلم را که دیدم علیرغم آنکه تحسینش کردم ولی انگیزه چندانی برای نوشتنش نداشتم. فکرمیکنم بخاطر تفاوت زیاد شرایط وامکانات زندگی زوجین فیلم با خیلی از زوجهای هم وطن علت این بی انگیزگی بود....
داستان صحبت از خطرناک بودن سیکل معیوب تکرار زندگی زناشویی بود منتها در جو فرهنگی و اقتصادی متفاوت....
اما امروز مواجهه ام با یکی از همین زوجین انگیزه ای شد برای نوشتن یادداشتی کوتاه درباره این فیلم...
مهم نیست در چه شرایطی از داشته ها و نداشته ها افراد باشند. وقتی احساس روزمرگی برای هریک از زوجین یا هردوشان اتفاق بیفتد نتیجه اش میتواند تبعات بعضا جبران ناپذیری داشته باشد. البته اگر برهم خوردن این زندگی را حالا در هر قالبی ضایعه ای جبران ناپذیر بدانیم. خیانت از اصلی ترین تبعات این حس است و طلاق عاطفی نتیجه نهایی آن...
حالا فرقی نمیکند که این جدایی در دفاتررسمی ثبت بشود یا خیر....
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
🖊 زنان کوچک
به نیمه های اسفند نزدیک می شویم به انتهای سال و رسیدن نوروز اما هوای جنوب در اسفند ماه بوی بهار دارد,هوا معتدل و بهاریست. به ساعتم نگاه کردم حدود 9/5 صبح را نشان می داد که وارد داروخانه هلال احمر اهواز شدم نوبت گرفتم و به صندلی هایی که درسالن بود نگاه کردم دنبال جایی برای نشستن بودم که چشمم افتاد به صندلی خالی کنار یک"زن" .
کنارش نشستم چیزی نگذشت که برگه نوبت را نشانم داد و با لهجه شیرین عربی به زبان فارسی پرسید چند نفردیگه تو نوبت هستن؟ فهمیدم سواد خواندن ندارد, گفتم ۶ نفر.
گفت: از انتظار خسته شدم یه ساعته تو صفم.
میشد نگرانی را درچشمهایش خواند
دوباره پرسید داروهای دیابت گرونن؟
گفتم: نمیدونم.
گفت: شنیدم گرونه.
پرسیدم: برای کی میخوای؟
گفت: برای پسرم.
پرسیدم: دفعات قبل داروها رو با چه قیمتی خریدی؟
گفت: تاقبل از این یه فرد خیّر داروها رو تهیه میکرد امروز اون خیّر نیست من برای تهیه دارو اومدم میترسم گرون باشه و پول کم بیارم شوهرم زندانه و درآمدی ندارم.
ساکت شد بعد دوباره گفت: باید زودتر برگردم خونه بچه هام تنهان.
چند روز دیگه عروسی دخترمه.
دقیقتر نگاهش کردم در سن و سالی نبود که وقت عروس کردن دخترش باشد خیلی جوانتر از آن بود که داماد داشته باشد.
پرسیدم: دخترت چندسالشه؟!!
آهی کشید و گفت: ۱۲ سال کلاسِ هفتمه!
با تعجب پرسیدم: ۱۲ سال؟ داماد چندساله ست؟گفت: ۲۸ سال; پسرخوبیه کارگر نانواییه.
درجواب چرای سوالم گفت زندگی سخته "مجبور" بودم.
اپراتور شماره اش را خواند, از کنارم بلند شد, قامتش خسته بود, به طرف باجه رفت و من هنوز نگرانی را در چشم هایش می دیدم.
کودک همسری در استان من(خوزستان) آمار بالایی دارد که دلایل زیادی دارد. یکی از آنها فقر مالی و اقتصادی خانواده هاست.
خانواده های کم درآمد یا بی درآمد به دلیل اینکه نمی توانند هزینه فرزندان را تامین کنند اقدام به ازدواج دختران در سنین پایین کرده تا نان خور یکی دیگر شوند!
و دیگر کار به اینجا نمی کشد که این دختر ۱۲ ساله چیزی از زندگی مشترک میداند یاخیر!؟ کار به اینجا نمی کشد که این دختر حق انتخاب دارد یاخیر!؟ و اصلا کار به حق داشتن و نداشتن نمی کشد.
فقرمالی والدین برای او تصمیم میگیرد که عروس کدامین حجله باشد...
#فریده_عبادی
دانشجودکتری مطالعات زنان
@EveDaughters
به نیمه های اسفند نزدیک می شویم به انتهای سال و رسیدن نوروز اما هوای جنوب در اسفند ماه بوی بهار دارد,هوا معتدل و بهاریست. به ساعتم نگاه کردم حدود 9/5 صبح را نشان می داد که وارد داروخانه هلال احمر اهواز شدم نوبت گرفتم و به صندلی هایی که درسالن بود نگاه کردم دنبال جایی برای نشستن بودم که چشمم افتاد به صندلی خالی کنار یک"زن" .
کنارش نشستم چیزی نگذشت که برگه نوبت را نشانم داد و با لهجه شیرین عربی به زبان فارسی پرسید چند نفردیگه تو نوبت هستن؟ فهمیدم سواد خواندن ندارد, گفتم ۶ نفر.
گفت: از انتظار خسته شدم یه ساعته تو صفم.
میشد نگرانی را درچشمهایش خواند
دوباره پرسید داروهای دیابت گرونن؟
گفتم: نمیدونم.
گفت: شنیدم گرونه.
پرسیدم: برای کی میخوای؟
گفت: برای پسرم.
پرسیدم: دفعات قبل داروها رو با چه قیمتی خریدی؟
گفت: تاقبل از این یه فرد خیّر داروها رو تهیه میکرد امروز اون خیّر نیست من برای تهیه دارو اومدم میترسم گرون باشه و پول کم بیارم شوهرم زندانه و درآمدی ندارم.
ساکت شد بعد دوباره گفت: باید زودتر برگردم خونه بچه هام تنهان.
چند روز دیگه عروسی دخترمه.
دقیقتر نگاهش کردم در سن و سالی نبود که وقت عروس کردن دخترش باشد خیلی جوانتر از آن بود که داماد داشته باشد.
پرسیدم: دخترت چندسالشه؟!!
آهی کشید و گفت: ۱۲ سال کلاسِ هفتمه!
با تعجب پرسیدم: ۱۲ سال؟ داماد چندساله ست؟گفت: ۲۸ سال; پسرخوبیه کارگر نانواییه.
درجواب چرای سوالم گفت زندگی سخته "مجبور" بودم.
اپراتور شماره اش را خواند, از کنارم بلند شد, قامتش خسته بود, به طرف باجه رفت و من هنوز نگرانی را در چشم هایش می دیدم.
کودک همسری در استان من(خوزستان) آمار بالایی دارد که دلایل زیادی دارد. یکی از آنها فقر مالی و اقتصادی خانواده هاست.
خانواده های کم درآمد یا بی درآمد به دلیل اینکه نمی توانند هزینه فرزندان را تامین کنند اقدام به ازدواج دختران در سنین پایین کرده تا نان خور یکی دیگر شوند!
و دیگر کار به اینجا نمی کشد که این دختر ۱۲ ساله چیزی از زندگی مشترک میداند یاخیر!؟ کار به اینجا نمی کشد که این دختر حق انتخاب دارد یاخیر!؟ و اصلا کار به حق داشتن و نداشتن نمی کشد.
فقرمالی والدین برای او تصمیم میگیرد که عروس کدامین حجله باشد...
#فریده_عبادی
دانشجودکتری مطالعات زنان
@EveDaughters
Forwarded from دختران حوا (Sobh)
بعضیها هستند؛
که انسان دوستشان ندارد!
به این علت که میترسد،
دل بستهشان شود.....
👤رومن رولان
درک این جمله شاید برای خیلیها سخت باشد. برای من هم سخت بود تا اینکه با چنین آدمی مواجه شدم. آدمی که از عاشق شدن میترسید
از دلبستگی واهمه داشت....
از بودنی که قرار بود تمامش برای کسی باشد میترسید....
وقتی طعم بودن با دیگران به کامش نشسته بود و نفسش را حال داده بود حالا دیگر ذوب در یک نفر می ترساندش....
میترسید دلبسته شود آنوقت تکلیف عادت چندساله اش را چه میکرد؟
میترسید که نتواند به پایش بماند...
میترسید که ببیند و دل طلب کند و از پس مطالباتش برنیاید....
آخر، عمری به تمنای هوسهای دل بی وقفه جواب مثبت داده بود. حالا چطور حریف این دل بشود....
از عاشق شدن میترسید با آنکه فراوان دلش میخواست ادعای عاشقی کند...
در برزخ بدی گرفتار بود...
ادعای عاشقی و تمنای هوس....برزخ سختی بود...
حق هم داشت که بترسد....
ترس هم دارد.....
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
که انسان دوستشان ندارد!
به این علت که میترسد،
دل بستهشان شود.....
👤رومن رولان
درک این جمله شاید برای خیلیها سخت باشد. برای من هم سخت بود تا اینکه با چنین آدمی مواجه شدم. آدمی که از عاشق شدن میترسید
از دلبستگی واهمه داشت....
از بودنی که قرار بود تمامش برای کسی باشد میترسید....
وقتی طعم بودن با دیگران به کامش نشسته بود و نفسش را حال داده بود حالا دیگر ذوب در یک نفر می ترساندش....
میترسید دلبسته شود آنوقت تکلیف عادت چندساله اش را چه میکرد؟
میترسید که نتواند به پایش بماند...
میترسید که ببیند و دل طلب کند و از پس مطالباتش برنیاید....
آخر، عمری به تمنای هوسهای دل بی وقفه جواب مثبت داده بود. حالا چطور حریف این دل بشود....
از عاشق شدن میترسید با آنکه فراوان دلش میخواست ادعای عاشقی کند...
در برزخ بدی گرفتار بود...
ادعای عاشقی و تمنای هوس....برزخ سختی بود...
حق هم داشت که بترسد....
ترس هم دارد.....
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کرونا، رقص و الکل
این روزها در سایه کرونا بین تمام فعالیتهای خودجوش و بعضا خلاقانه شاهد کلیپهای رقص پرستاران زن بصورت منفرد یا با همکاران آقا هم هستیم.
فارغ از هر نوع قضاوت ارزشی، کاهش سختگیری در باب الزام اجرای قوانین در شرایط عادی، مثل از بین رفتن ممنوعیت فروش الکل طبی و امکان رقص زنان بدون افشای هویت(حال با هر علتی) نشان دهنده وابسته بودن حیات قوانین به شرایط محیطی است.
(ناگفته پیداست که کلیپ فوق تقطیع شده است).
@EveDaughters
این روزها در سایه کرونا بین تمام فعالیتهای خودجوش و بعضا خلاقانه شاهد کلیپهای رقص پرستاران زن بصورت منفرد یا با همکاران آقا هم هستیم.
فارغ از هر نوع قضاوت ارزشی، کاهش سختگیری در باب الزام اجرای قوانین در شرایط عادی، مثل از بین رفتن ممنوعیت فروش الکل طبی و امکان رقص زنان بدون افشای هویت(حال با هر علتی) نشان دهنده وابسته بودن حیات قوانین به شرایط محیطی است.
(ناگفته پیداست که کلیپ فوق تقطیع شده است).
@EveDaughters
زمانی مینوشت...
خوب هم مینوشت
و بعد، سالها قلمش به خواب رفت...
و امروز بعد از سالها دست به قلم برد...
● صالحه بعد از مدتها دوباره نوشتم...
بخون نظرتو بهم بگو...
هیجان زده شدم...در این اوضاع خبرهای تلخ پی در پی چه خبر امیدوارکننده ای می شنیدم....فرستاد....خواندم....
●●عالی بود دختر...میدونستی استراحت برای قلم تو جرمه...دوست مجرمم تو فقط بنویس....
حالا که در مسیر مبارزه با سرطان تلاش میکند مطمئن هستم خوش رقصی قلمش حال خیلی ها را میتواند خوب کند. حال خیلی از چشمها و دل ها....
حال خودش هم....
@EveDaughters
خوب هم مینوشت
و بعد، سالها قلمش به خواب رفت...
و امروز بعد از سالها دست به قلم برد...
● صالحه بعد از مدتها دوباره نوشتم...
بخون نظرتو بهم بگو...
هیجان زده شدم...در این اوضاع خبرهای تلخ پی در پی چه خبر امیدوارکننده ای می شنیدم....فرستاد....خواندم....
●●عالی بود دختر...میدونستی استراحت برای قلم تو جرمه...دوست مجرمم تو فقط بنویس....
حالا که در مسیر مبارزه با سرطان تلاش میکند مطمئن هستم خوش رقصی قلمش حال خیلی ها را میتواند خوب کند. حال خیلی از چشمها و دل ها....
حال خودش هم....
@EveDaughters
Che Begooyam
Salar Aghili
یابرگرد یا آن دل را برگردان...
🎵🎶 چه بگویم نگفته هم پیداست غم این دل مگر یکی و دوتاست
به همم ریخته است گیسویی به همم ریخته است مدت هاست
یا برگرد یا آن دل را برگردان یا بنشین یا این آتش را بنشان...
🖋گاهی برخی می آیند برای آتش زدن دل...
طلب مرهم کردن برای تسکین این آتش، آتشی دیگر است.
شاید مرهم این آتش این بیت حافظ بتواند باشد:
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
🎵🎶 چه بگویم نگفته هم پیداست غم این دل مگر یکی و دوتاست
به همم ریخته است گیسویی به همم ریخته است مدت هاست
یا برگرد یا آن دل را برگردان یا بنشین یا این آتش را بنشان...
🖋گاهی برخی می آیند برای آتش زدن دل...
طلب مرهم کردن برای تسکین این آتش، آتشی دیگر است.
شاید مرهم این آتش این بیت حافظ بتواند باشد:
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
📜 کرونا و تسلی خاطربودن دین
این روزها که ویروس کرونا به گردشگری نحس خود در سراسر جهان مشغول است و حس پایان ناپذیر ترس و تهدید گریبان گیرمان شده، ذهن بسیاری از ما را به این سوال همیشگی مشغول داشته است: پس دین برای تسلی خاطر آزرده مان چی می کند؟
اگرچه به عنوان یک علاقمند به حوزه دین پژوهی، سوال هایی از این دست، برایم از هرگونه جذابیتی خالی است؛ اما دیروز که از نزدیک شاهد مرگ یک بیمار کرونایی و شیون و زاری همراهانش بودم، پس از مدتها دوباره این موضوع ذهنم را به خود مشغول داشت و تمام طول مسیر به این فکر میکردم که حقیقتا چقدر مرگ از نزدیک دهشتانک است.
حال کرونایی این روزهایمان، برایم تداعی کننده رمان طاعون آلبرکامو بود که چندی پیش بخش هایی از آن را خوانده بودم. وقتی طاعون همه گیر می شود و ترس فراگیر، مردم برای رهایی از طعم تلخ مرگ، دست به دامان دین می شوند اما برای فروکش کردن خاطر آزرده شان پاسخی نمی یابند. مردم به ناچار خرافات را جایگزین باورداشت های سنتی خود می سازند، تا در این بهبوهه که مرگ طنازی می کند و کشته می ستاند، اندکی آرامش طلب کنند.
آلبرکامو می نویسد کشیش پرپانلو وقتی کلیسا را خلوت دید و دریافت که مردم از ترس جان خود قید مراسم را زده اند، گفت: «از ماه ها پیش طاعون در میان ماست و اکنون بهتر می شناسیمش زیرا بارها آن را دیده ایم که بر بالین کسانی که دوستشان داشتیم نشسته است، در کنار ما راه رفته و منتظر رسیدن لحظه مرگمان شده است. اکنون شاید بهتر بتوانیم آنچه را که طاعون لاینقطع به ما یادآوری می کند بهتر فراگیریم زیرا ممکن بود بدون وجودش بسیاری چیزهای روشن و داشته هایمان را هم نادیده بگیریم. آن هم این است که پیوسته در هر چیزی درسی نهفته است. شدیدترین آزمون ها نیز برای مسیحیت سودی در بردارد. باید آنچه را که یادگرفتنی است یاد گرفت. در نظر خداوند چیزهایی هست که می توان توضیح داد و چیزهایی که نمی توان توضیح داد.»
اما شخصیت اصلی داستان یعنی ریو به نمایندگی از کامو در ادامه نتیجه بسیار ظریفی از موعظه کشیش می گیرد و آن این است که مذهبِ دوران طاعون نمی توانست مذهب روزگاران دیگر باشد و کشیش هرگز در نخواهد یافت که هنوز در اشتباه است.
#عارفه_گودرزوند
دکتری الهیات مسیحی
@EveDaughters
این روزها که ویروس کرونا به گردشگری نحس خود در سراسر جهان مشغول است و حس پایان ناپذیر ترس و تهدید گریبان گیرمان شده، ذهن بسیاری از ما را به این سوال همیشگی مشغول داشته است: پس دین برای تسلی خاطر آزرده مان چی می کند؟
اگرچه به عنوان یک علاقمند به حوزه دین پژوهی، سوال هایی از این دست، برایم از هرگونه جذابیتی خالی است؛ اما دیروز که از نزدیک شاهد مرگ یک بیمار کرونایی و شیون و زاری همراهانش بودم، پس از مدتها دوباره این موضوع ذهنم را به خود مشغول داشت و تمام طول مسیر به این فکر میکردم که حقیقتا چقدر مرگ از نزدیک دهشتانک است.
حال کرونایی این روزهایمان، برایم تداعی کننده رمان طاعون آلبرکامو بود که چندی پیش بخش هایی از آن را خوانده بودم. وقتی طاعون همه گیر می شود و ترس فراگیر، مردم برای رهایی از طعم تلخ مرگ، دست به دامان دین می شوند اما برای فروکش کردن خاطر آزرده شان پاسخی نمی یابند. مردم به ناچار خرافات را جایگزین باورداشت های سنتی خود می سازند، تا در این بهبوهه که مرگ طنازی می کند و کشته می ستاند، اندکی آرامش طلب کنند.
آلبرکامو می نویسد کشیش پرپانلو وقتی کلیسا را خلوت دید و دریافت که مردم از ترس جان خود قید مراسم را زده اند، گفت: «از ماه ها پیش طاعون در میان ماست و اکنون بهتر می شناسیمش زیرا بارها آن را دیده ایم که بر بالین کسانی که دوستشان داشتیم نشسته است، در کنار ما راه رفته و منتظر رسیدن لحظه مرگمان شده است. اکنون شاید بهتر بتوانیم آنچه را که طاعون لاینقطع به ما یادآوری می کند بهتر فراگیریم زیرا ممکن بود بدون وجودش بسیاری چیزهای روشن و داشته هایمان را هم نادیده بگیریم. آن هم این است که پیوسته در هر چیزی درسی نهفته است. شدیدترین آزمون ها نیز برای مسیحیت سودی در بردارد. باید آنچه را که یادگرفتنی است یاد گرفت. در نظر خداوند چیزهایی هست که می توان توضیح داد و چیزهایی که نمی توان توضیح داد.»
اما شخصیت اصلی داستان یعنی ریو به نمایندگی از کامو در ادامه نتیجه بسیار ظریفی از موعظه کشیش می گیرد و آن این است که مذهبِ دوران طاعون نمی توانست مذهب روزگاران دیگر باشد و کشیش هرگز در نخواهد یافت که هنوز در اشتباه است.
#عارفه_گودرزوند
دکتری الهیات مسیحی
@EveDaughters
دختران حوا
🖊 زنان کوچک به نیمه های اسفند نزدیک می شویم به انتهای سال و رسیدن نوروز اما هوای جنوب در اسفند ماه بوی بهار دارد,هوا معتدل و بهاریست. به ساعتم نگاه کردم حدود 9/5 صبح را نشان می داد که وارد داروخانه هلال احمر اهواز شدم نوبت گرفتم و به صندلی هایی که درسالن…
🖊زنان کوچک ۲
"جواب آزمایش خونشان مثبت بود".
این جمله ای بود که مادرش از پشت تلفن به عمه اش گفت.
نشاندمش روبروی خودم دست هایش را گرفتم و گفتم: چرا میخوای تو سن ۱۴ سالگی ازدواج کنی؟
چندلحظه سکوت کرد چشمهای زیبایش غمگین بود.
تا حالا اینگونه بادقت به صورتش نگاه نکرده بودم; واقعا زیبا بود. مژه های بلندش همچون چترِ سیاهی قاب چشمانش را درآغوش گرفته بود.
معصومانه نگاهم کرد و با صدای بغض آلودی گفت: میخوام راحت شم, میخوام از این خونه برم, میخوام فرار کنم.
با لحن مهربانی پرسیدم چرا؟ چرا نمیخوای با پدر و مادرت بمونی و زندگی کنی؟ فکر نمیکنی الان برای ازدواج تو زود باشه؟ بهش فرصت پاسخ ندادم و دوباره پرسیدم: خودت میخوای ازدواج کنی خودت انتخاب کردی؟
گفت: آره, این بهترین راهه!
چشم های زیبایش بارانی شد سرش را زیر انداخته بود.
آرام گفت: تعصبات بیش ازحد پدر و مادر و برادرم داره آزارم میده
جرو بحث های همیشگی پدر و مادرم آرامش رو ازم گرفته.
هرسه اونها شکاک و بددلن. دستش رو فشردم نگاهش را به چشمانم دوخت و ادامه داد: تو فکر خودکشی بودم, به کسی نگفتم ولی میخواستم قرص بخورم و بمیرم.
تنها دلخوشی من رفتن به مدرسه بود که اونم ازم دریغ کردن اجازه ندادن درس بخونم چون مادرم میگفت: "مردم" میگن راننده سرویس مدرسه ات آدم خوبی نیست!
پدر و مادرم منو درک نمیکنن دائما منو محدود میکنن من هیچ تفریح و سرگرمی ندارم اجازه بیرون رفتن از خونه هم ندارم.من آرامش میخوام.
برادرم میگه: حق نداری پاتو از خونه بیرون بذاری من حتی اجازه ندارم به گوشی پدر و برادرم دست بزنم.
مادرم میگه: باید زودتر شوهر کنی میترسم برام بی آبرویی بالا بیاری!
مگه من چه خطایی کردم؟ من که با هیچکس ارتباط ندارم حتی مدرسه هم نمیرم.
ازش پرسیدم: تصورت از ازدواج چیه؟از همسر آینده ات چه انتظاری داری؟
کودکانه خندید و گفت: غذا درست میکنم کارای خونه رو انجام میدم و هر چی بهم بگن باید انجام بدم دیگه.
سپس با شوق وهیجان ادامه داد: ازش انتظار دارم برام گوشی بخره!
عمه اش صدایش کرد باید می رفت دست هایش از قلاب دست هایم رها شد. رفت... و من در دل فقط توانستم برایش آرزوی خوشبختی کنم!!!
🔹 در خوزستان میان قومیت عرب هنوز هم رگه هایی از تعصب به جا مانده از قرون دختر کشی به چشم می خورد! تعصباتی که از سوی خانواده خصوصا پدر و برادرها همچون شمشیر برّان بر سر دختران فرود می آید و چنان عرصه زندگی را بر اینان تنگ میکند که آبرومندانه ترین راه را ازدواج در اولین فرصت می بینند. اگر آن دختر زیبا باشد که شانس بیشتری برای کودک همسری خواهد داشت اگر نه باید چند سالی سختی حاصل از تعصبات را به دوش بکشد تا بختش وا شود.
این روایت تلخی ست که در قرن ۲۱ در اوج پیشرفت و تکامل تمدن و فرهنگ بشری هنوز هم در نقاطی از زمین در برخی فرهنگ ها یافت می شود که زن بودن ودختر بودن جرم است و یاد آور آیه ۹سوره تکویر می شود که " بِأَیّ ذَنب قُتِلَت".
#فریده_عبادی
دانشجوی دکتری مطالعات زنان
@EveDaughters
"جواب آزمایش خونشان مثبت بود".
این جمله ای بود که مادرش از پشت تلفن به عمه اش گفت.
نشاندمش روبروی خودم دست هایش را گرفتم و گفتم: چرا میخوای تو سن ۱۴ سالگی ازدواج کنی؟
چندلحظه سکوت کرد چشمهای زیبایش غمگین بود.
تا حالا اینگونه بادقت به صورتش نگاه نکرده بودم; واقعا زیبا بود. مژه های بلندش همچون چترِ سیاهی قاب چشمانش را درآغوش گرفته بود.
معصومانه نگاهم کرد و با صدای بغض آلودی گفت: میخوام راحت شم, میخوام از این خونه برم, میخوام فرار کنم.
با لحن مهربانی پرسیدم چرا؟ چرا نمیخوای با پدر و مادرت بمونی و زندگی کنی؟ فکر نمیکنی الان برای ازدواج تو زود باشه؟ بهش فرصت پاسخ ندادم و دوباره پرسیدم: خودت میخوای ازدواج کنی خودت انتخاب کردی؟
گفت: آره, این بهترین راهه!
چشم های زیبایش بارانی شد سرش را زیر انداخته بود.
آرام گفت: تعصبات بیش ازحد پدر و مادر و برادرم داره آزارم میده
جرو بحث های همیشگی پدر و مادرم آرامش رو ازم گرفته.
هرسه اونها شکاک و بددلن. دستش رو فشردم نگاهش را به چشمانم دوخت و ادامه داد: تو فکر خودکشی بودم, به کسی نگفتم ولی میخواستم قرص بخورم و بمیرم.
تنها دلخوشی من رفتن به مدرسه بود که اونم ازم دریغ کردن اجازه ندادن درس بخونم چون مادرم میگفت: "مردم" میگن راننده سرویس مدرسه ات آدم خوبی نیست!
پدر و مادرم منو درک نمیکنن دائما منو محدود میکنن من هیچ تفریح و سرگرمی ندارم اجازه بیرون رفتن از خونه هم ندارم.من آرامش میخوام.
برادرم میگه: حق نداری پاتو از خونه بیرون بذاری من حتی اجازه ندارم به گوشی پدر و برادرم دست بزنم.
مادرم میگه: باید زودتر شوهر کنی میترسم برام بی آبرویی بالا بیاری!
مگه من چه خطایی کردم؟ من که با هیچکس ارتباط ندارم حتی مدرسه هم نمیرم.
ازش پرسیدم: تصورت از ازدواج چیه؟از همسر آینده ات چه انتظاری داری؟
کودکانه خندید و گفت: غذا درست میکنم کارای خونه رو انجام میدم و هر چی بهم بگن باید انجام بدم دیگه.
سپس با شوق وهیجان ادامه داد: ازش انتظار دارم برام گوشی بخره!
عمه اش صدایش کرد باید می رفت دست هایش از قلاب دست هایم رها شد. رفت... و من در دل فقط توانستم برایش آرزوی خوشبختی کنم!!!
🔹 در خوزستان میان قومیت عرب هنوز هم رگه هایی از تعصب به جا مانده از قرون دختر کشی به چشم می خورد! تعصباتی که از سوی خانواده خصوصا پدر و برادرها همچون شمشیر برّان بر سر دختران فرود می آید و چنان عرصه زندگی را بر اینان تنگ میکند که آبرومندانه ترین راه را ازدواج در اولین فرصت می بینند. اگر آن دختر زیبا باشد که شانس بیشتری برای کودک همسری خواهد داشت اگر نه باید چند سالی سختی حاصل از تعصبات را به دوش بکشد تا بختش وا شود.
این روایت تلخی ست که در قرن ۲۱ در اوج پیشرفت و تکامل تمدن و فرهنگ بشری هنوز هم در نقاطی از زمین در برخی فرهنگ ها یافت می شود که زن بودن ودختر بودن جرم است و یاد آور آیه ۹سوره تکویر می شود که " بِأَیّ ذَنب قُتِلَت".
#فریده_عبادی
دانشجوی دکتری مطالعات زنان
@EveDaughters
♨️آمار بالای طلاق در برخی استانهای چین بعد از کرونا
✅آمار طلاق در شهر شیآن چین پس از شیوع ویروس کرونا به اوج رسید. دفترها ثبت طلاق در برخی مناطق شیآن، پایتخت ایالت شانشی از ۱ مارس شاهد رقم بیسابقهای از درخواست ثبت طلاق بودهاند. به گفته یکی از مسئولان این دفاتر «در نتیجه اپیدمیک شدن کرونا، بسیاری از زوجها برای بیش از یک ماه به ناچار در خانه با هم زندگی کردهاند که موجب بالارفتن تنشها و درگیریهای پیشین آنها شده است. و البته این که دفاتر رسمی یک ماه تعطیل بودهاند هم به این موضوع دامن زده است.» گفته میشود وضعیت مشابهی در منطقه یانتا رخ داده است و مسئولان گفتهاند که تا ۱۸ مارس هیچ وقت خالی برای ثبت طلاق ندارند.
✅در شرایط بحرانی شهروندان تنها به مراقبتهای بهداشتی احتیاج ندارند، بلکه سلامت روان شهروندان نيز در شرایط اضطراری و پراسترس باید جدی گرفته شود.
@kherad_jensi
🔗http://medn.me/bk
🖋 حالا به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، طلاق تا پایان سال در ایران ممنوع شده است.
آنهم با توجیه جلوگیری از مراجعه حضوری زوجین متقاضی طلاق که براساس آن سامانه تصمیم تا پایان سال غیرفعال شده است.
بی شک حواشی این تصمیم میتواند تبعات خطرناکتر از ابتلای به کرونا را بهمراه داشته باشد. عدم امکان اتمام یک رابطه نفرت انگیز بخصوص برای زوجه باتوجه به قوانین حقوقی و فرهنگی نتایج زیان باری خواهد داشت.
تا همین جا هم توصیه اکید به اسکان افراد در منزل بعلت کنترل کرونا، سبب برهم خوردن تعادل زندگی خانواده ایرانی شده است. حال تصمیم فعلی شرایط را وخیم تر خواهدکرد.
قوه قضائیه باید امکان اقدام بیش از پیش را از طریق سامانه های مجازی و یا امکان دسترسی به مشاوره خانواده و زوج درمانی را با ارائه تسهیلات فراهم کند و گرنه باید منتظر تبدیل یکسری از پرونده های متقاضیان طلاق به پرونده های کیفری با موضوعات بعضا غیرقابل جبران باشد.
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
✅آمار طلاق در شهر شیآن چین پس از شیوع ویروس کرونا به اوج رسید. دفترها ثبت طلاق در برخی مناطق شیآن، پایتخت ایالت شانشی از ۱ مارس شاهد رقم بیسابقهای از درخواست ثبت طلاق بودهاند. به گفته یکی از مسئولان این دفاتر «در نتیجه اپیدمیک شدن کرونا، بسیاری از زوجها برای بیش از یک ماه به ناچار در خانه با هم زندگی کردهاند که موجب بالارفتن تنشها و درگیریهای پیشین آنها شده است. و البته این که دفاتر رسمی یک ماه تعطیل بودهاند هم به این موضوع دامن زده است.» گفته میشود وضعیت مشابهی در منطقه یانتا رخ داده است و مسئولان گفتهاند که تا ۱۸ مارس هیچ وقت خالی برای ثبت طلاق ندارند.
✅در شرایط بحرانی شهروندان تنها به مراقبتهای بهداشتی احتیاج ندارند، بلکه سلامت روان شهروندان نيز در شرایط اضطراری و پراسترس باید جدی گرفته شود.
@kherad_jensi
🔗http://medn.me/bk
🖋 حالا به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، طلاق تا پایان سال در ایران ممنوع شده است.
آنهم با توجیه جلوگیری از مراجعه حضوری زوجین متقاضی طلاق که براساس آن سامانه تصمیم تا پایان سال غیرفعال شده است.
بی شک حواشی این تصمیم میتواند تبعات خطرناکتر از ابتلای به کرونا را بهمراه داشته باشد. عدم امکان اتمام یک رابطه نفرت انگیز بخصوص برای زوجه باتوجه به قوانین حقوقی و فرهنگی نتایج زیان باری خواهد داشت.
تا همین جا هم توصیه اکید به اسکان افراد در منزل بعلت کنترل کرونا، سبب برهم خوردن تعادل زندگی خانواده ایرانی شده است. حال تصمیم فعلی شرایط را وخیم تر خواهدکرد.
قوه قضائیه باید امکان اقدام بیش از پیش را از طریق سامانه های مجازی و یا امکان دسترسی به مشاوره خانواده و زوج درمانی را با ارائه تسهیلات فراهم کند و گرنه باید منتظر تبدیل یکسری از پرونده های متقاضیان طلاق به پرونده های کیفری با موضوعات بعضا غیرقابل جبران باشد.
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
میدان
آمار بالای طلاق در برخی استانهای چین بعد از کرونا
آمار طلاق در شهر شیآن چین پس از شیوع ویروس کرونا به اوج رسید. دفترها ثبت طلاق در برخی مناطق شیآن، پایتخت ایالت شانشی از ۱ مارس شاهد رقم بیسابقهای از درخواست ثبت طلاق بودهاند. به گفته یکی از مسئولان این دفاتر «در نتیجه اپیدمیک شدن کرونا، بسیاری از زوجها…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📄 احکام برای دیگران
یکی از اساتید حوزه و دانشگاه(مذکر)، فایل آواز این خانم فرانسوی که به زبان فارسی میخواند را برای یکی از دانشجویانش فرستاد. حالا به این مکالمه توجه کنید(قضاوت با خودتان. کلیپ تقطیع شده است)...
●عجب استاد....مگر گوش دادن به آواز زنان برای آقایون اشکال نداشت؟
نکنه دیگه نداره؟(از ظاهر آن استاد با آنهمه استغفارگویی بی وقفه شان در انظار بعید بود.... حالا بماند این تفاوت ظاهری وباطنی شان دفعه اولشان نبود.
وگرنه از نظر من نوعی که این خدا خودش راضی به این استغفارهای بی پایه نیست)
●●برای شما فرستادم فیض ببرید...
●یعنی خودتان گوش نکردید؟ چگونه است که خیلی از آقایون در خلوت میبینند و گوش میکنند اما اجازه پخش عمومی صادر نمیشود؟ ایراد افشای حقیقت است که حرمت پخش می آورد؟
●●ممکن من نظراتی داشته باشم ولی به درد شما نمیخوره. اگر مقلد من بودی جوابت را میدادم.(باز استاد حالش یکجوری شده...!!!)
نام نویسنده محفوظ است
@EveDaughters
یکی از اساتید حوزه و دانشگاه(مذکر)، فایل آواز این خانم فرانسوی که به زبان فارسی میخواند را برای یکی از دانشجویانش فرستاد. حالا به این مکالمه توجه کنید(قضاوت با خودتان. کلیپ تقطیع شده است)...
●عجب استاد....مگر گوش دادن به آواز زنان برای آقایون اشکال نداشت؟
نکنه دیگه نداره؟(از ظاهر آن استاد با آنهمه استغفارگویی بی وقفه شان در انظار بعید بود.... حالا بماند این تفاوت ظاهری وباطنی شان دفعه اولشان نبود.
وگرنه از نظر من نوعی که این خدا خودش راضی به این استغفارهای بی پایه نیست)
●●برای شما فرستادم فیض ببرید...
●یعنی خودتان گوش نکردید؟ چگونه است که خیلی از آقایون در خلوت میبینند و گوش میکنند اما اجازه پخش عمومی صادر نمیشود؟ ایراد افشای حقیقت است که حرمت پخش می آورد؟
●●ممکن من نظراتی داشته باشم ولی به درد شما نمیخوره. اگر مقلد من بودی جوابت را میدادم.(باز استاد حالش یکجوری شده...!!!)
نام نویسنده محفوظ است
@EveDaughters
نقد مجازی فیلم خانه پدری
4شنبه 21اسفند1398
ساعت22
علاقمندان لطفا به آیدی زیر پیام دهید تا بعداز ارسال مشخصات، آدرس گروه نشست در اختیارتان قرار گیرد. محدودیت ظرفیت وجود دارد.
@Sobh_Kh
@EveDaughters
4شنبه 21اسفند1398
ساعت22
علاقمندان لطفا به آیدی زیر پیام دهید تا بعداز ارسال مشخصات، آدرس گروه نشست در اختیارتان قرار گیرد. محدودیت ظرفیت وجود دارد.
@Sobh_Kh
@EveDaughters
Forwarded from دختران حوا (Sobh)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امشب شنونده صحبتهای عاشقانه بانویی بودم. صحبتهایی که این روزها جایشان بین خاطراتمان خالیست. صحبتهای از جنس عشق به همسر....
عکسی از همسرجانبازشان در بستر بیماری فرستاند و بعد....
●همسرم تواین شرایط نیاز ب بستری شدن داره. مدام نفس کم میاره....
(حوا که بغض کند....حتی اگر خدا سیب هم بیاورد....تنها آغوش آدم آرامش میکند)....
من حتی این آغوش رو هم ندارم.
مدتهاست در آغوش همسرم کپسول اکسیژنه.
《 همسرم نفس و اکسیژن منه 》
●●و این یعنی خوشبختی
همون چیزی که این روزها زیاد نیست
توصیفتان از همسرتان دیگه حرف دل بیشتر آدمهای این روزگار از همسرشان نیست....
●دلتنگم...کم آوردم....
●●شما خیلی خوشبختید که عاشقید. دیدن عشق آدم روی تخت بیمارستان معلومه خیلی سخته.
●همسرم مثل پدرم همه هستیش را داده تا من و دخترهای این سرزمین آرام باشیم چطور میشه عاشقشان نبود.
●●خیلی وقته که خیلی ها از داشتن این عاشقی محرومند.
#افسون_بهادری
@EveDaughters
عکسی از همسرجانبازشان در بستر بیماری فرستاند و بعد....
●همسرم تواین شرایط نیاز ب بستری شدن داره. مدام نفس کم میاره....
(حوا که بغض کند....حتی اگر خدا سیب هم بیاورد....تنها آغوش آدم آرامش میکند)....
من حتی این آغوش رو هم ندارم.
مدتهاست در آغوش همسرم کپسول اکسیژنه.
《 همسرم نفس و اکسیژن منه 》
●●و این یعنی خوشبختی
همون چیزی که این روزها زیاد نیست
توصیفتان از همسرتان دیگه حرف دل بیشتر آدمهای این روزگار از همسرشان نیست....
●دلتنگم...کم آوردم....
●●شما خیلی خوشبختید که عاشقید. دیدن عشق آدم روی تخت بیمارستان معلومه خیلی سخته.
●همسرم مثل پدرم همه هستیش را داده تا من و دخترهای این سرزمین آرام باشیم چطور میشه عاشقشان نبود.
●●خیلی وقته که خیلی ها از داشتن این عاشقی محرومند.
#افسون_بهادری
@EveDaughters