دختران حوا
653 subscribers
2.39K photos
792 videos
14 files
672 links
ارتباط بامدیر
دکتری مطالعات زنان
@Sahel72_Kh

برای احقاق حقوق به سوگ نشسته
Download Telegram
روایت من از آزار جنسی و عدالت ترمیمی

مریم رحمانی

کانون زنان ایرانی


هدفم از نوشتن این روایت، فقط بیان یک تجربه نیست. گفتن این تجربه یعنی ایستادن در برابر فرهنگی که آزار را کوچک می‌شمارد و با یک عذرخواهی سطحی می‌خواهد از آن عبور کند.

چهارشنبه، دومین روزی بود که مشغول چپ چینی برای سایتی خبری  بودم. صبح زود تماس گرفتم و دبیر ازمن خواست  شصت خبر را  در حوزه های خبری توافق شده، آماده کنم. حدود یک ساعت بعد، دوباره زنگ زد. لحن صمیمانه‌ای داشت، انگار که سال‌هاست مرا می‌شناسد. ناگهان پرسید: «تو پیام …را فرستاده‌ای؟» با تعجب جواب دادم: «نخیر.»

لحن من از همان ابتدای همکاری رسمی بود. اما او ناگهان گفت… وقتی من اعتراض کردم که «خجالت نمی‌کشی؟»، پاسخ داد: «چرا خجالت بکشم؟ دوست دارم!» و دوباره همان حرف‌ها را تکرار کرد.

روز اول همکاری‌مان هم گفته بود: «شما مرا بلاک کرده‌اید و نمی‌توانم با شما تماس بگیرم.» وقتی گوشی را چک کردم، دیدم راست می‌گوید. اما به خاطر نیاوردم چرا شماره‌اش بلاک بوده. بعد از شنیدن حرف‌های روز دوم فهمیدم که احتمالاً در گذشته هم در جریان آگهی دیگری مزاحمتی ایجاد کرده بود و من به همین دلیل شماره‌اش را مسدود کرده بودم، هرچند وقتی آگهی استخدام را دیده بودم یادم نیامده بود.

وقتی تماسش را قطع و دوباره بلاکش کردم، با شماره‌های دیگری زنگ زد و پیامک گذاشت که «بلاک نکنید، قصد دلجویی دارم.» اما حالم انقدر بد بود که نمی توانستم دوباره صدایش را بشنوم حرفی که زده بود تعرض غیرفیزیکی بود.

پنجشنبه به ادمین کانال رسانه پیام دادم و از آزار کلامی دبیر گفتم. اما آنچه برایم تراژیک و آزاردهنده بود، پیامی بود که دبیر برای ادمین کانال فرستاده بود: «حرف خاصی نزدم و حتی عذرخواهی هم کردم!»اما در آن لحظه من اصلاً توان شنیدن عذرخواهی نداشتم و نوشتن اینکه قصد دلجویی دارد اصلا عذرخواهی نبود.

بعد از چند روز و در صحبت با دوستی عزیز که خود بازمانده تجاوز است به این نتیجه رسیدم که ببینم واقعا قصد عذرخواهی داشته و چه می گوید. تصمیم گرفته بودم نامش را و تصویرش را در فضای مجازی منتشر کنم، اما حرفهای دوستم باعث شد اول به دبیر گوش دهم. پیامک زدم که گویا قصد عذرخواهی داشتید. در جواب پیام زنگ زد و گفت انتقال داستان به ادمین کانال رسانه درست نبوده است و من ابروی او را پیش مدیرمسئول سایت برده ام و گفت: چرا این کار را کرده ام! گفتم :برای اینکه با زن دیگری این کار را نکند.

از صدایش مشخص بود که واقعا آبرویش رفته و همین قدر برای من کفایت می کرد زیرا مشخص بود دست و پایش را جمع خواهد کرد و امیدوارم در آینده با هیچ زن دیگری چنین رفتاری را تکرار نکند.

ادامه‌ی مطلب را در وبسایت کانون زنان ایرانی بخوانید:

https://ir-women.com/21634

#آزار_جنسی
#روایت_آزار
@EveDaughters
👍5