️ گــارد شـــاهــنــشــاهــی ️
24.4K subscribers
55.4K photos
50.2K videos
359 files
9.69K links
ما گر زسر بریده میترسیدیم

درمحفل عاشقان نمیرقصیدیم

لینک گروه

https://t.me/+Ts5ShPmJhihlQWk3

https://t.me/joinchat/AAAAAE7OUoQG1yPRXHRTxg

https://instagram.com/guard_shahanshahi

تماس
@Amirashkanam
Download Telegram
👆👆👆👆👆👆👆
ریزش در نیروهای هوادار حکومت
ریزش در نیروهای هوادار حکومت نیز یکی دیگر از نشانه‌های وضعیت انقلابی است. در جمهوری اسلامی، شخصیت‌هایی مانند #مهدی_نصیری و بسیارانی دیگر که در گذشته حامی نظام بودند، اکنون از گفتمان جمهوری اسلامی عبور کرده‌اند و به صراحت از گذار از جمهوری اسلامی سخن می‌گویند. این ریزش در حمایت‌ها و افول قدرت سیاسی حکومت، به ویژه در میان نیروهای سابقاً حامی، یکی از عوامل مهم در تشدید بحران سیاسی و اجتماعی در کشور است.

کاهش کارآمدی نهادهای سرکوب
کاهش کارآمدی نهادهای سرکوب یکی دیگر از عوامل تعیین‌کننده در وضعیت انقلابی است. تجربه شکست‌های فاحش در منطقه مانند درگیری‌ها در لبنان، غزه و سوریه، باعث شده است که نهادهای سرکوب جمهوری اسلامی نتوانند به شیوه‌های گذشته به سرکوب معترضان بپردازند. این ناتوانی در سرکوب، زمینه‌ساز گسترش اعتراضات و افزایش بی‌اعتمادی عمومی است.

کاهش مشارکت مردمی در برنامه‌های حکومتی
کاهش مشارکت مردمی در برنامه‌های حکومتی، به ویژه در مواردی مانند انتخابات و مراسم‌های دولتی، یکی دیگر از نشانه‌های بحران مشروعیت و وضعیت انقلابی است. در سال‌های اخیر، مردم ایران از مشارکت در برنامه‌های حکومتی، مانند سیرکهای انتخاباتی و راهپیمایی‌ها، خودداری کرده‌اند. این کاهش مشارکت به وضوح نشان‌دهنده بی‌اعتمادی عمومی به نظام است و می‌تواند به عنوان یکی از عوامل تعیین‌کننده در وضعیت انقلابی در نظر گرفته شود.

فشار حداکثری بین‌المللی
فشار حداکثری بین‌المللی، به ویژه پس از ورود ترامپ به ریاست‌جمهوری آمریکا و تشدید تحریم‌ها علیه رژیم، یکی دیگر از عواملی است که به وضعیت انقلابی دامن زده است. تحریم‌های نفتی و سایر فشارهای اقتصادی از سوی قدرت‌های خارجی، به شدت وضعیت اقتصادی کشور را متزلزل کرده و در نهایت موجب نارضایتی عمومی می‌شود.

رشد آگاهی ملی و بیداری خرد جمعی
رشد آگاهی ملی و بیداری خرد جمعی ایرانیان یکی دیگر از نشانه‌های وضعیت انقلابی است. در دوران حاضر، مردم ایران بیش از هر زمان دیگری به آگاهی از وضعیت بحرانی کشور و ناکارآمدی حکومت دست یافته‌اند. این آگاهی، که از طریق رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و منابع مختلف اطلاعاتی منتقل می‌شود، موجب افزایش نارضایتی و تشدید اعتراضات اجتماعی و سیاسی شده است و آنها خواهان یک زندگی انسانی بر پایه ارزش‌های جاودان فرهنگی و منطبق با ارزش‌های #جهان_پیشارو هستند.

شکست در جنگ روایت‌ها و ورود گفتمان‌های جایگزین
یکی از جنبه‌های مهم وضعیت انقلابی در جمهوری اسلامی، شکست در جنگ روایت‌ها و ورود گفتمان‌های جایگزین است. #گفتمان_نسل_شیک_پاسارکادی که به صراحت خواهان گذار از جمهوری اسلامی و بازگشت به #پهلویسم است، توانسته است در میان اکثریت مطلق جامعه جایگاه خود را پیدا کند. این گفتمان، که بر اساس، میهن‌پرستی، نوآوری، توسعه، رفاه، صلح اندیشی، گشودگی فرهنگی، احترام به محیط زیست و دموکراسی استوار است، به سرعت در حال گسترش است و باعث تغییر در نگرش‌های سیاسی و اجتماعی می‌شود.


وجود رهبری مورد اعتماد ملی
وجود رهبری مورد اعتماد ملی، یعنی شاهزاده رضا پهلوی، یکی از عوامل کلیدی در شکل‌گیری وضعیت انقلابی و مسیر گذار از جمهوری اسلامی به شمار می‌آید. شاهزاده رضا پهلوی افزون بر پیشینه مثبت خاندان پهلوی و کارنامه تاریخی پدرانشان، از توانمندی‌های سیاسی و دیپلماتیک ویژه‌ای به‌ویژه در زمینه‌های ایجاد انسجام و اتحاد در میان نیروهای مخالف حکومت برخوردارند که موجب شده است تا ایشان به یک رهبری قابل اتکا برای هدایت ایران به سوی آینده‌ای متفاوت و پیشرفته تبدیل شوند. دیپلماسی نیرومند ایشان در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی، به ویژه در تعامل با قدرت‌های بزرگ جهانی و سرمایه‌گذاران و تأمین‌کنندگان منابع خارجی، از ایشان رهبری مطرح در مدیریت دوران گذار و بعد از آن ساخته است.
این ویژگی‌ها، از جمله توانایی در ایجاد وحدت میان جناح‌های مختلف سیاسی و جلب حمایت‌های بین‌المللی، نه تنها باعث مقبولیت و مشروعیت ایشان در سطح جهانی شده بلکه در داخل کشور نیز موجب پذیرش گسترده ایشان میان اکثریت مطلق ملت ایران گردیده است.

با توجه به دلایل ارائه شده از وضعیت رژیم، می‌توان نتیجه گرفت که این نظام به وضوح در وضعیت انقلابی قرار دارد. مردم ایران در شرایط کنونی باید آماده شوند تا در هفته‌ها و ماه‌های پیش رو، تحت #رهبری_شاهزاده_رضا_پهلوی و با همراهی #پرچم_شیروخورشید نشان ایران، #اجتماعات_میلیونی_خيابانی را شکل دهند. این تجمعات، نه تنها در داخل کشور، بلکه در سراسر کشورهای اروپایی و آمریکا نیز باید به‌طور گسترده‌ای برگزار شود. این حرکت‌ها نمایانگر عزم ملت ایران برای گذار از وضعیت کنونی و دستیابی به آزادی، دموکراسی و رفاه برای نسل‌های آینده است.

✍️ جهان ایرانی
👍718🔥3
️ گــارد شـــاهــنــشــاهــی ️
طیف #روشنفکران_حکومتی که ۴۶ سال است بر سر سفره فتنه ۵۷ نشسته‌اند — از مهدی خلجی و صادق زیباکلام گرفته تا عباس عبدی، عبدالکریم سروش و مصطفی مهرآیین — همان‌هایی هستند که در ۵۷ آشی برای این سرزمین پختند و اکنون نه‌تنها مسئولیتی نمی‌پذیرند، بلکه با فرافکنی، بار…
خشونت نمادین زیر نقاب روشنفکری

پاسخی به گفتمان ضدملی مصطفی مهرآیین و هم‌فکرانش

در سپهر فکری اکنون ايران، پدیده‌ای قابل تأمل در حال تثبیت است: بازتولید خشونت نمادین از سوی روشنفکران خودخوانده که خود را منتقد قدرت می‌نمایانند اما عملاً در خدمت تثبیت وضعیت موجود هستند. این‌گونه گفتمان‌ها، نه به نقد ساختار سلطه که به انکار رنج تاریخی ملت می‌پردازند. توییت اخیر #مصطفی_مهرآیین مصداق بارز چنین عملکردی است؛ گفتمانی که به جای شفاف‌سازی مسئولیت ساختارها، مردم را متهم جلوه می‌دهد.

مهرآیین در موضعی بظاهر انتقادی، با استفاده از گزاره‌هایی چون «ما خود این وضعیت‌ایم»، کوشیده است بار تاریخی بحران 50 ساله ج.ا را بر دوش کلیت جامعه بیفکند؛ بی‌آنکه تحلیلی دقیق از ساخت قدرت، سازوکارهای سرکوب ایدئولوژیک، یا تبعات گسست نهاد ملت ارائه دهد. این نحوه‌ سخن گفتن، دقیقاً منطبق است با آنچه #پیر_بوردیو #خشونت_نمادین می‌نامد: شکلی از سلطه که از طریق زبان، اعتبار فرهنگی و موقعیت آکادمیک اعمال می‌شود، بی‌آنکه نیازی به خشونت فیزیکی باشد.

در چارچوب نظری بوردیو، خشونت نمادین زمانی رخ می‌دهد که گوینده‌ای با اعتبار نهادی، حقیقت اجتماعی را تحریف کند و بازنمایی‌ای نادرست از رابطه‌ قدرت ارائه دهد، به‌گونه‌ای که قربانی، خود را مسئول وضعیت خود پندارد. مهرآیین با نفی عاملیت تاریخی حاکمیت، جای فاعل و مفعول را عوض می‌کند: ملت قربانی به جای دستگاه سلطه می‌نشیند و روشنفکر، به‌جای تحلیل ساختاری، به تولید احساس گناه جمعی دامن می‌زند.

نکته‌ بنیادی اینکه، فاجعه امروز ایران، دارای منشأیی مشخص و قابل ردیابی است: فتنه ۵۷، انهدام بنیان‌های دولت مدرن پهلوی، سیطره‌ گفتمان دینی–ایدئولوژیک، و چیرگی ساختار سرکوب فرهنگی و سیاسی. این فاجعه، نه محصول «روح جمعی ایرانیان» است و نه نتیجه‌ گنگ و بی‌شکل از «ما». بلکه زاییده‌ سازوکارهای مشخص قدرت، تصمیم‌های تاریخی اشتباه، و به‌ویژه همکاری و همدستی بخش بزرگی از جریان روشنفکری با گفتمان ضدمدرن و ضدملیت است.

مگر همین طیف نبود که با تمجید از افرادی چون مصدق، خمینی، شریعتی، بازرگان، مطهری، جلال آل‌احمد، و با نفی دستاوردهای نهادساز دوره‌ پهلوی، به تخریب نمادهای وحدت ملی و مدرنیزاسیون فرهنگی دامن زدند؟ مگر آنان نبودند که انقلاب سفید، اصلاحات ارضی، سوادآموزی، برابری حقوقی زنان، توسعه‌ صنعتی، و پیوندهای جهانی ایران را «غرب‌زدگی» خواندند؟

اکنون که نتیجه‌ آن گفتمان‌های ویرانگر در برابر ماست، به جای مواجهه‌ اخلاقی با گذشته و پذیرش مسئولیت تاریخی، همان چهره‌ها بار دیگر در نقش منتقد ظاهر می‌شوند و باز هم آدرس غلط می‌دهند. آنچه ارائه می‌شود نه تحلیل بلکه فرافکنی‌ست؛ نه خودانتقادی که سرزنش‌گری؛ نه روشنگری که بازتولید سلطه در سطح زبان. و این، اوج خشونت نمادین است!

اما جامعه‌ امروز دیگر آن ملت خاموش و مأیوس نیست. اکنون، اکثریت قاطع مردم ایران، با عبور از گفتمان‌های تیره و فریبکارانه‌ پنجاه سال گذشته، راهی روشن را پیش گرفته‌اند: بازگشت به ریشه‌های تمدنی ایران نوین، احیای میراث خردمندانه‌ #پهلویسم، و حرکت در سایه‌سار #پرچم_شیروخورشید و به مقصد #شکوه_جهانی_ایران. نسلی تازه برخاسته که نه مرعوب اسطوره‌های ضدامپریالیستیِ دهه‌ پنجاه است، نه فریفته‌ ناله‌های فلسفی روشنفکران بی‌ریشه. بلکه نسلی است آگاه، تاریخ‌شناس، میهن‌پرست و پرانگیزه، که صدای خود را در صدای #شاهزاده_رضا_پهلوی بازیافته و رهبری او را پاسخی به بن‌بست تاریخی رژیم و انحرافات روشنفکری دانسته است.

در برابر این خیزش امید و خرد، آن جریان روشنفکری که دهه‌ها از سفره‌ قدرت تغذیه کرده و زیر لوای دانشگاه و تریبون‌های رسمی به تحقیر ملت و تبرئه‌ ساختارهای قدرت مشغول بوده، امروز دیگر مشروعیتی ندارد. آنانی که با تئوری‌های بی‌هویت، علیه نهاد دولت مدرن و علیه تمدن‌سازی پهلوی قلم زده‌اند، امروز دیگر شنونده‌ای ندارند. نه تنها تحلیل‌شان بی‌رمق است، بلکه استمرار حضورشان در عرصه‌ عمومی، مانعی برای آگاهی، بازسازی و رهایی ملی به شمار می‌آید.

زمان آن رسیده است که این چهره‌ها، به‌جای سرزنش ملت، دست به نگارش #اعتراف‌نامه‌_گفتمانی بزنند و از صحنه‌ عمومی کنار بروند. ایران امروز نیازمند پالایشی جدی در فضای فکری و رسانه‌ای است؛ پالایشی از واژگان مسموم، مفاهیم تحریف‌شده، و خشونت‌های نمادینی که در لفافه‌ تحلیل آکادمیک به خورد جامعه داده شده است. نسل کنونی، با تکیه بر حافظه‌ تاریخی، سرمایه‌ بزرگ عصر پهلوی، و تعهد مدنی، در مسیر بازسازی ایران با اراده‌ای تاریخی گام می‌نهد.

آینده‌ ایران نه با نظریه‌پردازی‌های مه‌آلود شماها ساخته خواهد شد، نه با روشنفکری بی‌ریشه و فرافکن، بلکه با بازگشت آگاهانه به پهلویسم، به دولت ملی، و به رهبری شاهزاده رضا پهلوی که صدای خرد ایرانی و امید ملی و #جهان_پیشارو در عصر کنونی است.

✍️جهان_ایرانی
👍6611👎3
مهرگان: پیمان جاودان با شکوه جهانی ایران

#مهرگان، دومین جشن بزرگ ایران‌زمین پس از نوروز، تنها یک آیین باستانی نیست؛ بلکه یادآور فلسفه‌ای عمیق در باب انسان، آزادی، دادگری و پیوند با کیهان است. در فرهنگ جهان ایرانی، مهرگان روزی بود که ایرانیان نه‌تنها برداشت زمین را جشن می‌گرفتند، بلکه پیمان خود را با مهر، یعنی حقیقت، عدالت و دوستی تجدید می‌کردند. این جشن، ریشه در اندیشه‌ای دارد که #جهان_ایرانی را از دیرباز شکل داده است؛ اندیشه‌ای که امروز می‌تواند برای ما به یک انقلاب تمدنی بدل شود و مسیر بازگشت به #شکوه_جهانی_ایران را در جهان پیشارو روشن سازد.

در این میان، پیام #شاهزاده_رضا_پهلوی به‌مثابه وارث اندیشه و آرمان پهلویسم جایگاهی بنیادین دارد. فلسفه پهلویسم که بر ملی‌گرایی روشن‌بین، مدرنیته بومی، عدالت اجتماعی، و پیوند با ارزش‌های جهانی استوار است، در واقع تداوم همان معنایی است که مهرگان در روزگار باستان نماد آن بود: پیمان میان انسان ایرانی و حقیقت کیهانی.


اگر نوروز آغازی بر زایش دوباره و هماهنگی با طبیعت باشد، مهرگان تداوم این زایش در قالب آگاهی و پیمان است. مهرگان می‌گوید: انسان ایرانی باید همواره میان خود، جامعه و جهان یک تعادل اخلاقی و تمدنی برقرار کند.

امروز، در جهان پیشارو، این پیام بار دیگر موضوعیت یافته است. جهان پیشارو یا متامدرن، جهانی است که از مرزهای مدرنیته عبور کرده و به سوی ترکیب سنت، مدرنیته و آینده‌گرایی حرکت می‌کند. در چنین جهانی، ملتی می‌تواند پیشرو باشد که هویت تاریخی و فلسفی خویش را با نیازهای جهانی امروز پیوند بزند. و این دقیقاً همان چیزی است که ما ایرانیان در پرتو جشن مهرگان می‌توانیم بازخوانی کنیم: اتصال به ریشه‌های جاودانه و پرتاب به سوی آینده.


#فلسفه_پهلویسم که من در کتاب‌های ششگانه‌ام کاویده ام، را می‌توان بازخوانی مدرن و آینده‌نگرانه از همان اندیشه‌های باستانی دانست که در مهرگان متجلی است. پهلویسم نه یک ایدئولوژی بسته، بلکه یک راه فلسفی برای زیستن به‌مثابه ملت جهانی است؛ فلسفه‌ای که ما را دعوت می‌کند از درون تاریخ خود به آینده‌ای متامدرن پل بزنیم.

در مهرگان، ایرانیان پیمان خود را با اشه و داد و خرد و مهر تازه می‌کردند. در پهلویسم نیز دعوتی به تجدید پیمان ملی با استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی، و شکوه جهانی ایران وجود دارد. همان‌طور که در فلسفه جهان ایرانی، مهر ناظر بر راستی و پیمان بود، در پهلویسم نیز حقیقت و وفاداری به ایران همچون جوهر فلسفی عمل می‌کند.



ما امروز در آستانۀ یک انقلاب تمدنی ایستاده‌ایم. انقلابی که نه شبیه انقلاب‌های سیاسی کلاسیک، بلکه یک جنبش عمیق فرهنگی، اخلاقی و تمدنی است. این انقلاب تمدنی یعنی بازاندیشی در مورد ایران، جهان ایرانی، و جایگاه ما در نظم متامدرن جهان.

مهرگان به ما می‌گوید:

1️⃣پیمان با حقیقت و عدالت، بنیان شکوه است.
2️⃣پاسداشت زمین و طبیعت، بخشی از وظیفه کیهانی انسان ایرانی است.
3️⃣آزادی و دوستی، پایه‌های استواری جامعه هستند.

این سه اصل، همان محوری است که اعلیحضرت شاهزاده رضا پهلوی نیز در پیام‌ خود بر آن‌ها تأکید می‌کند: ایران آزاد، آباد و درخشان در جهان. از این رو، گرامیداشت مهرگان برای ما تنها یادآوری یک آیین باستانی نیست، بلکه تمرین عملی برای مشارکت در این انقلاب تمدنی است.


شکوه جهانی ایران تنها در تاریخ با کوروش و داریوش معنا نمی‌یابد؛ بلکه در امروز و فردا نیز باید بازتولید شود. در عصر متامدرن، شکوه جهانی ایران یعنی:

1️⃣بازسازی هویت ایرانی بر مبنای فلسفه پهلویسم؛ هویتی که هم جهانی است و هم ایرانی.

2️⃣توسعه علمی و تکنولوژیک با روحیه ایرانی؛ همان چیزی که پهلویسم بر آن تأکید دارد.

3️⃣بازآفرینی جشن‌ها و آیین‌ها به‌عنوان موتور هویت‌سازی و اخلاق ملی.

در این مسیر، مهرگان به‌عنوان یک آیین تمدنی، ما را به یاد این حقیقت می‌اندازد که شکوه جهانی ایران تنها با پیوند خرد، اخلاق و عمل اجتماعی امکان‌پذیر است.


امروز، ما ایرانیان می‌توانیم در روز مهرگان، پیمانی نو ببندیم:

1️⃣پیمان با جهان ایرانی، یعنی هویت و تمدنی که فراتر از مرزهای جغرافیایی است.

2️⃣پیمان با انقلاب تمدنی ایران، یعنی دگرگونی عمیق در نگرش‌ها، ارزش‌ها و شیوه زیست ملی.

3️⃣پیمان با شکوه جهانی ایران، یعنی مسئولیت تاریخی ما برای درخشش دوباره در جهان.

این پیمان نه یک بازگشت نوستالژیک، بلکه حرکتی آگاهانه به سوی آینده‌ای متامدرن است؛ آینده‌ای که در آن ایران بار دیگر چراغدار خرد، اخلاق و پیشرفت در جهان خواهد بود.

پس بگذاریم مهرگان لحظه‌ای برای تجدید پیمان با شکوه جهانی ایران باشد؛ شکوهی که از دل جهان ایرانی برخاسته، در فلسفه پهلویسم بازتاب یافته، و در #جهان_پیشارو یا عصر متامدرن بار دیگر ما را به قله‌های تاریخ خواهد رساند.

#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم


✍️جهان_ایرانی
84👍6👎5😁1